بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوره 3: آل عمران
لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ
الْمُؤْمِنِينَ
وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن
تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ
الْمَصِيرُ ﴿28﴾
مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند
و هر كه چنين كند
در هيچ چيز [او را] از [دوستى] خدا
[بهره اى] نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه
كند و
خداوند شما را از [عقوبت] خود مىترساند و بازگشت
[همه] به سوى خداست
(28)
شان نزول آیه
- هنگامى كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مكه را
فتح نمود، به
مسلمانان نويد داد كه به زودى كشور ايران
و روم نيز زير پرچم اسلام قرار
خواهد گرفت.
منافقان اين
مطلب را اغراقآميز تلقى كرده و با تعجب گفتند:
محمد (صلي الله
عليه و آله) به مدينه و مكه قانع نيست
و طمع در فتح ايران و روم دارد.
در اين هنگام، آيه 27 نازل
شد.
2- در روايتي ديگر آمده است: هنگامى كه پيامبر
گرامى (صلي الله عليه و آله)
به اتفاق مسلمانان مشغول
حفر خندق در اطراف مدينه بود و با نظم خاصى
مسلمانان،
گروه گروه با سرعت و جديت، مشغول حفر خندق بودند
تا پيش از رسيدن
سپاه دشمن، اين وسيله دفاعى، تكميل
گردد، ناگهان در ميان خندق سنگ سفيد
بزرگ و سختى پيدا
شد كه مسلمانان از شكستن و حركت دادن آن عاجز ماندند.
"سلمان" به حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد و جريان
را عرض كرد،
پيامبر وارد خندق شد و كلنگ را از سلمان گرفت
و محكم بر روى سنگ فرود آورد.
از برخورد كلنگ با سنگ، جرقهاى
جستن كرد، پيامبر (صلي الله عليه و آله)
تكبير فتح و پيروزى گفت،
مسلمانان نيز با او هم صدا شده و آهنگ تكبير در
همه جا پيچيد.
بار ديگر پيامبر (صلي الله عليه و آله) كلنگ را بر سر سنگ فرود
آورده و
مجددا جرقّهاى جهيد و قسمتى از سنگ شكست و صداى
تكبير پيروزى پيامبر و
مسلمانان، فضاى اطراف را پر كرد.
براى سومين
بار، كلنگ را بلند كرد و بر بقيه سنگ محكم كوبيد، مجددا از
برخورد كلنگ
با سنگ، جرقهاى زده شد، و بقيه سنگ درهم شكسته شد. براى
سومين
بار صداى تكبير در خندق پيچيد.
سلمان عرض كرد: امروز وضع
عجيبى از شما مشاهده كردم؟! پيامبر (صلي الله
عليه و آله) فرمود:
در ميان جرقهاى كه بار اول جستن كرد، كاخهاى حيره و
مدائن را ديدم
و برادرم جبرئيل به من بشارت داد كه آنها در زير پرچم اسلام
قرار خواهند
گرفت! در درون جرقه دوم، كاخهاى روم را ديدم، و هم او به من
خبر داد
كه در اختيار پيروانم قرار خواهد گرفت، در سومين جرقه، كاخهاى
صنعاء
و سرزمين يمن را ديدم و او به من بشارت داد كه مسلمانان بر آن نيز
پيروز مى شوند و من در آن حال، تكبير پيروزى گفتم، اى مسلمانان به
شما مژده
باد! ...
مسلمانان راستين از خوشحالى در پوست
نمى گنجيدند و خدا را شكر مىكردند.
اما منافقان، چهره در هم
كشيده و با ناراحتى و به صورت اعتراض، گفتند: چه
آرزوى باطل و
چه وعده محالى؟! در حالى كه اينها از ترس جان خود، حالت
دفاعى
به خويش گرفته اند و مشغول حفر خندق هستند و با آن
دشمن محدود، ياراى جنگ
ندارند، خيال فتح كشورهاى بزرگ جهان
را در سر مى پرورانند!
در اين موقع آيات 27 و 28 نازل شد و به آنها
پاسخ گفت.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:29  توسط محمد ضیغم تبار
|