وصیت نامه شهیدعبدالرحمن سلیمانپور

[IMG][/IMG]

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه ...

بدرستی که خدا خریداری می کند از مومنان جان و مالشان را به بهای


بهشت


اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیهو اله وغیبه ولینا و کثره عدونا وقله
عددنا وشده الفتن بنا وتظاهر الزمانعلینا فصلی علی محمد واله واعنا علی ذلک
بفتح منک تعجله و بضر تکشفه ونصر تعزه و سلطان حق تظهره و...

(قسمتی از دعای افتتاح )

راستش را بخواهید بقول یکی از شهدا نمدانم درحقیقت وصیت نامه برای چیست

برای نصحیت و موعظه به دوستانی که هر کدام الگوئی از ایمان و

عشق بخداهستند آنانکه همنشینی با آنها جلوه ایمان به انسان میدهد ؟

ویا نه برای اقرار به گناهان ؟

گناهانی که زبانم را لال و قلبم را سیاه کرده و قلم را از نوشتن باز داشته .

گناهانی که خدا می داند در روز قیامت با من چه خواهند کرد و چه سرنوشت

سیاهی را برایم حک می کنند اما خدا یا خود میدانی که اکر معصیتی را کردم

نه از روی نا فرمانی و مخالفت امر تو بوده بلکه نشانه نادانی من بوده است .

خدایا به تو پناه می برم از روزی که نه مال انسان سودی می رساند ونه اولاد

فریاد رس او می باشد پناه می برم به تواز روزی که چشمها حیرت زده گردند

و بدنها لرزان ازهول قیامت به تو پناه می برم از روزی که نامه اعمالم را برمن

عرضه کنند و ببینم که هیج زاد و توشه ای با خود ندارم واز تو می خواهم که

امیدم را به فضل ورحمتت قطع نگردان


الهی عاملنا بفضلک و لاتعاملنا بعدلک

واما سخنی با مردم دارم شما که واقعا به تمام معنی ایثار گر ید جنگ را فراموش نکنید .

جنگ را سرلوحه همه کارها یتان قرار دهید با تمام وجودتان بجنگید شرف وعزت دینتان

وشکست وذلت دشمنانتان آ نانکه به شما تجاوز کردند و آنانکه حمایت کردند در این جنگ

هرگز سر تسلیم فرود نیاورید که خشم و غضب الهی بر شمامستولی گردد واز مرگ نهراسید که

ان الموت طالب و مطلوب هر کجا باشید مرگ به سراغتان می آید پس چه بهتر که در میدان

جنگ وجهاد و در این پیکار حق وباطل مرگتان را خود انتخاب کنید .

آنا ن که شهادت پایان این زندگی دنیوشان باشد .

امام را این رهبر این نمونه تقوی و این به تمام معنا عبد صالح را تنهایش نگذارید قدرش را

بدانید یارش باشید و سربازش و گوش به فرمانش .

اگر بر بنی اسرائیل مائده آسمانی نازل شد برشما شیعه هم این مائده الهی بسی پر ارزش تر

و بالاتر از مائده بنی اسرائیل است.

کفران این نعمت شرمندگی در دنیا و عذاب آخرت را نصیب شماخواهد کرد . به او عشق

بورزید که محبت اولیاء خدا محبت اهل بیت و عشق به خداست .

وشما دوستانم نمی خواهم شما را نصیحت کنم ! ما چه باید کرد واقعیتی است که قبل از

هرکس در وجودم است و باید گفت : در زندگیتان خود محور نباشید مردم را از خود طرد نکنید

کارتانرا برای رضای خدا انجام دهید و همیشه تسلیم امر اوباشید مثال این آیه قرآن نباشیم که :

قل ان کان اباوکم وابناوکم و اخوانکم و ازوجکم و عشیر تکم و اموال افترفتموها و تجاره

تخشون کسادهاو مساکن ترضونها احب الیکم من الله و رسوله وجهاد فی سبیله فتربصوا

حتی یاتی الله بامره والله لا یهدی القموم الفاسقین .

ببینید آیا واقعا اینگونه هستیم ؟اگر باشیم وای برما وبر سرنوشتی که در انتظارمان است.

خواهش وتمنای ذیگری هم از شما دوستانم دارم که جابت کنید رابطه خودتان را با

خانواده ام قطع نکنید همیشه به سراغشان بروید و نگذارید احساس تنهائی بکنند

وشما پدرو مادرم : راستی از محبت و خدمتیکه به من نموده ا ید تشکر کنم و یا از اذیت و

آزاری که به شما کرده ام پوزش بطلبم امیدوارم که حلالم کنیدواز من در گذرید. ما مسئله مهم

این که در مرگم صبر پیشه کنید . نمی گویم که گریه نکنید نفس المهموم فی حزننا عباده اما

جزع و بی صبری نکنید . خدا را ناخشنود و دشمن خدا را شاد . به قول قرآن صبا ر و شکور باشید

تنها بر خدا توکل کنیدو اجرتان را از او بخواهید.

در آخراگر کسی را اذیت نموده ام یا غیبت کسی را کردهام ویا بهر صورتی اورا از خودرنجانده ام

امید وارم که حلالم کند ودر نزد خدا از من شکایت نکند متقابلا از همه راضی هستم و هیچگونه

شکایت و ناراحتی از کسی ندارم .در ضمن اگر کسی پولی ویا چیزی از من می خواهد خانواده ام

از طرف من وکیل هستند که پرداخت و مسترد نمایند.یادم نیست به کسی پولی ویا چیزدیگر ی داده

باشم اگر هم اینگونه باشد به او بخشیده وبر او حلال است

اگر جنازه ام پیدا شد مرا در بهشت شهدای اهواز خاک کنید و بر جنازهام اگر مقدور باشد

شیخ امیر سلطانی ودر غیر اینصورت سیدی از اولادرسو ل الله نماز بخواند

در آخر سلام مرا به تمام برادرانمسجد خیری و جعفری برسانید . دست همه آنها را می بوسم


از تمامی دوستانم میخواهم مرا از دعای خیرشان محروم نگردانند

خدا حافظ شما
امانت خداوند
عبد الرحمن سلیمانپور

مسجد خیری خیابان آزادگان بازار اهواز قدیم
پایگاه شهید عارف نبها نی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:16  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران

يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ

مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ

وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ ﴿30﴾


روزى كه هر كسى آنچه كار نيك به جاى آورده و آنچه بدى

مرتكب شده حاضر شده مى يابد و آرزو مى ‏كند كاش ميان

او و آن [كارهاى بد] فاصله‏اى دور بود و خداوند شما را از

[كيفر] خود مى ‏ترساند و [در عين حال] خدا به بندگان [خود]

مهربان است (30)


تفسیر نور
در آيه ‏ى قبل، سخن از علم و قدرت خداوند بود، اين آيه نمونه‏ اى از

علم و قدرت الهى را بيان مى‏كند. اين آيه شبيه آيه 49 سوره كهف

است كه مى‏فرمايد: در روز قيامت مردم تمام اعمال خود را در برابر

خويش حاضر مى‏يابند. در تفسير برهان آمده است كه امام سجّاد

عليه السلام در هر جمعه در مسجد النبى هنگام موعظه، اين آيه

را براى مردم تلاوت مى ‏فرمود.

1- اعمال انسان محو نمى‏شود و در قيامت در برابر او حاضر مى‏گردد.

«محضرا»

2- اعتقاد به حضور عمل در قيامت، مانع گناه است.

«محضرا»

3- گنهكاران، در قيامت از اعمال خود شرمنده‏اند، امّا چه سود؟

«تودّ لو انّ بينها»

4- بسيارى از اعمالى كه در دنيا مورد علاقه انسان است، در

قيامت مورد تنفّر او قرار خواهد گرفت.

«تودّ لو انّ بينها و بينه أمداً بعيداً»

5 - در روز قيامت، پشيمانى سودى ندارد و آرزوها نشدنى است.

كلمه (لو) در مورد آرزوهاى نشدنى بكار مى ‏رود. «لو انّ بينها و بينه أمداً بعيداً»

6- خدا پروايى، مانع گناه است. «يحذّركم اللّه» 


7- سرچشمه‏ ى هشدارهاى الهى، محبّت و رأفت اوست.

«يحذّركم اللّه نفسه واللّه رؤف بالعباد»

8 - بيم و اميد در كنار هم نقش تربيتى دارند. اميد، به تنهايى

سبب غرور، وبيم از تنهايى، سبب يأس مى ‏شود.

«يحذّركم اللّه نفسه... واللّه رؤف بالعباد»

9- لطف و رأفت خداوند شامل حال همه‏ ى بندگان است. «رؤف بالعباد»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:1  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران





قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَيَعْلَمُ

مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ

قَدِيرٌ ﴿29﴾



بگو اگر آنچه در سينه‏ هاى شماست نهان داريد يا آشكارش

كنيد خدا آن را مى داند و [نيز] آنچه را در آسمانها و آنچه را

در زمين است مى ‏داند و خداوند بر هر چيزى تواناست (29)


تفسیر نور


آمدن اين آيه به دنبال آيه‏ ى تقيّه، شايد اشاره به اين باشد كه

مبادا به اسم تقيّه، با كفّار پيوند پنهانى برقرار نماييد، بلكه بدانيد

خدا بر افكار ونيّات شما آگاه است.

1- به كسانى كه به اسم تقيّه در صدد ارتباط با كفّار هستند،

هشدار دهيد. «قل ان تخفوا»

2- سينه‏ ى انسان، صندوق اسرار اوست.

«تخفوا ما فى صدوركم»

3- علم خداوند به آشكار و نهان، به زمين و آسمان، يكسان است.

«تخفوا... تبدوا... يعلمه اللّه»

4- توجّه به علم خداوند، مايه‏ ى زنده شدن وجدان مذهبى و مانع

گناه و توجيه آن است. «يعلمه اللّه»

5 - از خدايى كه به اسرار تمام آسمان‏ها آگاه است، چه چيز را

مى ‏توان پنهان كرد؟ «يعلم ما فى السموات»

6- قدرت مطلق خداوند، پشتوانه تهديد او نسبت به مخالفان است.

«ان تخفوا... و اللّه على كل شى قدير»


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:47  توسط محمد ضیغم تبار  | 

  بنام خدا                                                                                                                                 تاریخچه وخدمات انجام شده در مسجده جعفری(مسجده هندیها)که در منطقه اهواز قدیم بنام خزعلیه خرمکوشک شرکت نفت در زمان ورود انگلیسهابه ایران که کارگران هندیهای مسلمانان جعفری اقدام به ساخت مسجد نمودند این مسجد حدود صد سال قدمت دارد وبا سبک بسیار جالب اسلامی وچند گنبدی با معماری بسیار عالی وپس از گذشت حدوده هفتاد سال وبه همت اهالی محل وعده ای از جوانان وشیخ چاسب البوغبیش و فاخر عجمی تجدید بنا گردید این مسجد درجنگ تحمیلی  شهدایی را تقدیم انقلاب اسلامی نمود ازجمله  شهید عبدالکریم عجمی وشهید قدیر البوغبیش وشهیدرحمان سلیمان پور وشهیدبراتعلی صیاد وشهیدامین سلطانی وشهید سیدهاشم فاضلی وشهید علی محناوی وشهید عبدالعظیم عموری واین مسجد پس از ساختمان اصلی نیاز به مرمت وبازسازی وتزینات داشت که باز هم باهمت عدهای از اهلی وکمک مالی اهل خیر به مسدیی بسیار زیبا با کاشیکاری زیبای واسلامی واضافه نمودن بالکن خواهران و سالنهاد بسیار بزرگ حسینه جهت پذیرایی از راهیان نور که هر ساله بیش از دو هزار نفر به این مسجد امده واز تسهیلات ان استفاده مینمایند

این مسجد با تربیت جوانان بسیجی درپایگاه وواحد فرهنگی کانون بسیار فعالی دارد مسجد جعفری باگل دسته های بسیار زیبای خود در منطقه حرف اول را میزند مسجد جعفری باهیت امناء وپایگاه بسیج وکانون فرهنگی بسیار فعال خود اخیرا"با برگذاری مجالس بسیار قوی وسخنوران مجرب و خطبای سرشناس توانسته مراجعین زیادی را به مسجد بکشاند مسجدجعفری پس از گذشت  حدود صد سال در حال حاضر هیت امنای و روحانی فعال با برگزاری نمازهای پنچ گانه.نماز صبح به امامت حجت السلام شیخ حسین مقدم ونماز ظهروعصربه امامت شیخ مجید کریمی وهمچنین نماز مغرب وعشا به امامت شیخ حسین مقدم برگزارمیگردد و وسرپرست هیت امناءحاج اقا شیخ حسین مقدم وسرپرست پایگاه بسیج جناب حاج اقا سید جابر غانم پور      وکارهای اجرای اقایان جلیل حسینی ارشد وفاخرعجمی ومحمد حسن زاده وتعدادی از مومنین ونماز گزاران بزرگواری که فعالانه در راستای اهداف اسلام محمدی و مذهب علوی ومحرم وعاشورای حسینی توانسته فعالانه تعدادی از جوانان را راهی حوزه وملبس به لباس روحانیت نموده جوانان زیادی راهی بازار کاروبا تحصیلات بالا نموده وجوانان بسیاری توانستند در مقامات ودرجا ت بالای حکومت اسلامی تحویل نماید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 23:31  توسط محمد ضیغم تبار  | 

مشخصات شهید فرخ خیری

 

فرخ

نام و نام خانوادگی:فرخ خیری


نام پدر:عباس


تاریخ تولد:۱۳۴۲/۱۲/۱۲


محل تولد:اهواز


تاریخ شهادت:۱۳۶۳/۰۹/۱۴


محل شهادت:سومار


مصاحبه با پاسدارشهید فرخ خیری در جبهه مقدس جنگ تحمیلی

ضمن معرفی خود بفرمائید هدف شما از آمدن به جبهه چیست ؟

اینجانب فرخ خیری جمعی از گردان کربلا هدف هر مسلمانی

جلب رضایت خدا است که می گویم پیرو حق باشید و حقتان را

بگیرید و هیچ وقت زیر بار ظلم نروید و من هم مسلم بخاطر

این دستور خداوندی را به جا آورده باشم ورضایتش را جلب

کرده باشم به جبهه آمد ه ام .

عکس العمل خانواده شما از آمدن به جبهه چگونه بوده و آیا

با آمدن شما به جبهه راضی بوده یا از آمدن شما ممانعت می کردند؟

راضی بودن آنها چگونه بگویم بیشتر مسائل از نظر جنگ از لحاظ

عاطفی آنها از لحاظ حساب عاطفه و احساس مانع مخا لفتش می شدند

این احساسات آنها اینطور بوده است و گرنه از نظر منطقا حق را قدر

مسلم خودمان میدانیم منتها این احساسات برای همه است و مادرم از

نظر احساسات و عاطفه ولی پدرم راضی است و اجازه داده و نسبتا

اجازه شان را جلب کرده ام .

امام در یکی از پیامهایشان گفته اند اگر این جهاد سازندگی نبود

این پیروزی ها به این سرعت بدست نمی آمد فکر می کنید چه

انگیزه ای باعث شده که امام درباره جهادسازندگی این حرف

را بزنند ؟

ما اگر نگاه بکنیم از لحاظ جبهه ودر نظر بگیریم بیشتر کارهای

پشت جبهه را جهاد انجام می دهد یعنی کارهایی که انجام داده

تا پشت جبهه محکم نباشد هیچ وقت خط اول ودوم نمی توانند

سر پا بیستند و آن تلاشهایی را ماموقع آمدنمان به این مقری

که هستیم دید یم و برایمان تعریف کردند آن قدر تلاش

شبانه روزی همینطور که چشم کار میکند ماشینها ولو درهاو

بلدوزرها مشغول کار هستند و غیر از اینکه شب استراحت

بکنند و موقع نماز و نهار مدام درحال کار هستند و امام هم

که باعث شده اینها را مورد توجه قرار بدهد به خاطر همین

اهمیتی که دارند و نشان دهنده همین اهمیتی که در جبهه که

دارند آمده امام انگشت گذاشته و تاکید داره روشان به لحاظ

تجهیزاتی که جهاد به آن احتیاج دارد و آنها به آن برسند و

بتواند بیشتر از آن که هست فعالیت بکند .

چه پیغامی برای مردم پشت جبهه دارید ؟

پیامی که هست امام مرتب پیام می دهد و ما اگر بخواهیم به

این پیامها عمل بکنیم واز آنها تبعیت بکنیم دیگر احتیاج

به پیام های امثال من نیست همان پیام های امام پیام من است .



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 23:13  توسط محمد ضیغم تبار  | 

مشخصات شهید فرخ خیری

 

فرخ

نام و نام خانوادگی:فرخ خیری


نام پدر:عباس


تاریخ تولد:۱۳۴۲/۱۲/۱۲


محل تولد:اهواز


تاریخ شهادت:۱۳۶۳/۰۹/۱۴


محل شهادت:سومار


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:40  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

پرسش 1

لیلة المبیت چه شبی است؟

ليلة المبيت چه شبي است؟ و در آن شب چه آيه‏اي بر رسول اکرم صلّي اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد؟

پاسخ: شبي که پيامبر اکرم به مدينه هجرت فرمودند و حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السّلام جاي ايشان در بسترشان خوابيدند و جان خود را فداي رسول اللَّه کردند و آيه‏ي ذيل بر قلب نازنين نبي اکرم نازل شد:

 

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضْاتِ اللَّهِ وَ اللّهُ رُئُوفٌ بِالْعِبادِ». [1] .

 

و از مردم کساني هستند که با خدا معامله مي‏کنند جان مي‏دهند و رضاي خدا را مي‏گيرند و خدا نسبت به بندگانش رئوف و مهربان است. [2] .

 

پرسش 2

واکنش امیرالمومنین به درخواست پیامبر در لیلة المبیت

وقتي که پيامبر اکرم از اميرالمؤمنين درخواست کردند به جايشان بخوابند، ايشان چه عکس‏العملي نشان دادند؟

پاسخ: امام علی  تبسّمي نموده و سجده‏ي شکر بجا آوردند، بعد برخاسته، عرضه داشتند:

«يا رسول اللَّه چشم و گوش و سروجانم فداي شما باد امر خدا را اطاعت کنيد و به مدينه برويد من هم امر خدا و شما را اطاعت کرده، در جاي شما مي‏خوابم تا شما محفوظ بمانيد. [3] .

 

پرسش  3 

مباهات خداوند بر ملائکه به امیرالمومنین

در موقع خوابيدن حضرت علي به جاي پيامبر اکرم ، خداوند به جبرئيل و ميکائيل چه فرمود؟

پاسخ: فرمود:

«اي جبرئيل و اي ميکائيل من شما را با هم برادر قرار دادم، کدام يک حاضريد جان خود را فداي ديگري کنيد؟

جبرئيل حاضر نشد ميکائيل هم قبول نکرد آن وقت خداوند فرمود:

"بنگريد به زمين و ببينيد حبيب من علي  چگونه جان خود را سپر بلاي برادرش پيامبراکرم کرده است. به زمين برويد و از او محافظت کنيد."

پس آنها به زمين رفتند، جبرئيل بالاي سر اميرالمؤمنين و ميکائيل پايين پاي حضرت نشستند و با هم عرض کردند يا علي تو عجب مقامي داري! خدا به وسيله‏ي تو بر ملائکه مباهات مي‏کند. [4]

پرسش4

رفتار پیامبر در قبال امیرالمومنین

وقتي پيامبر اکرم به منطقه‏ي قبا در نزديکي مدينه رسيدند چه کردند؟

پاسخ: در آنجا ماندند و ديگر جلو نرفتند و فرمودند: من منتظر علي مي‏مانم. و پس از پانزده روز اميرالمؤمنين و اهل بيت پيامبر اکرم به حضرت ملحق شدند. در طول اين مدّت ابابکر مي‏گفت:

يا رسول اللّه بيائيد هر چه زودتر به مدينه برويم،، مردم از آمدن شما خوشحال مي‏شوند و منتظر قدوم شما هستند و شايد علي تا يک ماه ديگر هم به ما نرسد. امّا حضرت مي‏فرمودند: عجله نکن من به مدينه نمي‏روم، تا وقتي که برادر و پسر عمّم و بهترين اهل‏بيتم را ببينم. [5]

پرسش 5

شفای پای امیرالمومنین

وقتي حضرت علي به پيامبر اکرم‏  ملحق شدند در چه حالي بودند و آن حضرت چه کردند؟

پاسخ: وقتي اميرالمؤمنين نزد پيامبر اکرم  آمدند پاهايشان از سختي راه زخم شده بود، پيامبر اکرم حضرتش را در آغوش گرفته، با ايشان معانقه کردند و براي زخم شدن پاي حضرت گريه کردند و بعد با آب دهان مبارک خود پاي حضرت را شستشو دادند به طوري که تا آخر عمر پاي حضرت زخم نشد. [6] .

--------------------------------------

پی نوشت :

 

[1] بحارالانوار: ج 19، ص 60.

[2] مناقب ابن‏شهر آشوب: ج 1، ص 282.

[3] بحارالانوار: ج 19، ص 60.

[4] بحارالانوار: ج 26 ص 41، ج 19 ص 64.

[5] بحارالانوار: ج 19 ص 116.

[6] اعلام الوري: ص

(7) کتاب صد و ده پرسش پيرامون اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب‏ 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:54  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران


لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ

وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن

تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ ﴿28﴾


مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند

و هر كه چنين كند در هيچ چيز [او را] از [دوستى] خدا

[بهره اى] نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و

خداوند شما را از [عقوبت] خود مى‏ترساند و بازگشت

[همه] به سوى خداست (28)


تفسیر نور
با توجّه به قدرت بى ‏انتهاى الهى در آيات قبل، جايى

براى پذيرفتن سلطه كفّار نيست. «بيدك الخير، تولج الليل، لايتخذ...»

در اين آيه سيماى سياست خارجى، شيوه‏ ى برخورد با كفّار،

شرايط تقيّه و جلوگيرى از سوء استفاده از تقيّه بيان شده است.

تقيّه، به معناى كتمان عقيده ‏ى حقّ از ترس آزار مخالفان و

ترك مبارزه با آنان به جهت دورى از ضرر يا خطرِ مهم‏تر

است. تقيّه، گاهى واجب و گاهى حرام است. قرآن در

آيه 106 سوره نحل، درباره‏ى تقيّه سخنى گفته كه شأن

نزول آن عمار ياسر است.

1- پذيرش ولايت كفّار از سوى مؤمنان، ممنوع است.

«لايتخذ المؤمنون الكافرين اولياء»

(اگر مسلمانان جهان تنها به اين آيه عمل مى‏كردند

الآن وضع كشورهاى اسلامى اين چنين نبود.)

2- در جامعه اسلامى، ايمان شرط اصلى مديريّت

و سرپرستى است. «لايتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء»

3- ارتباط سياسى نبايد مُنجرّ به سلطه پذيرى يا پيوند

قلبى با كفّار شود. «لايتخذ المؤمنون الكافرين اولياء»

4- ارتباط يا قطع رابطه بايد بر اساس فكر و عقيده باشد،

نه بر اساس پيوندهاى فاميلى، قومى و نژادى. «المؤمنين، الكافرين»

5 - هركس به سراغ كفّار برود، خداوند او را به حال خود

رها واز امدادهاى غيبى خود محروم مى‏سازد.

«و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شى‏ء»

6- ارتباط ظاهرى با كفّار براى رسيدن به اهداف والاتر،

در مواردى جايز است. «الا ان تتقوا منهم تقية»

7- تقيّه، براى حفظ دين است . مبادا به بهانه‏ ى تقيّه، جذب

كفّار شويد و از نام تقيّه سوء استفاده كنيد.

«يحذّركم اللّه نفسه»

8 - در مواردى كه اصل دين در خطر باشد، بايد همه

چيز را فدا كرد و فقط بايد از خدا ترسيد. «يحذّركم اللّه نفسه»

9- ياد معاد، بهترين عامل تقواست. «يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير»
10- مبادا بخاطر كاميابى و رفاه چند روز دنيا، سلطه‏ ى

كفّار را بپذيريد كه بازگشت همه‏ ى شما به سوى اوست.

«و الى اللّه المصير»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:44  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران


لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ

وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن

تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ ﴿28﴾


مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند

و هر كه چنين كند در هيچ چيز [او را] از [دوستى] خدا

[بهره اى] نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و

خداوند شما را از [عقوبت] خود مى‏ترساند و بازگشت

[همه] به سوى خداست (28)


شان نزول آیه

- هنگامى كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مكه را

فتح نمود، به مسلمانان نويد داد كه به زودى كشور ايران

و روم نيز زير پرچم اسلام قرار خواهد گرفت. منافقان اين

مطلب را اغراق‏آميز تلقى كرده و با تعجب گفتند:

محمد (صلي الله عليه و آله) به مدينه و مكه قانع نيست

و طمع در فتح ايران و روم دارد. در اين هنگام، آيه 27 نازل

شد. 2- در روايتي ديگر آمده است: هنگامى كه پيامبر

گرامى (صلي الله عليه و آله) به اتفاق مسلمانان مشغول

حفر خندق در اطراف مدينه بود و با نظم خاصى مسلمانان،

گروه گروه با سرعت و جديت، مشغول حفر خندق بودند

تا پيش از رسيدن سپاه دشمن، اين وسيله دفاعى، تكميل

گردد، ناگهان در ميان خندق سنگ سفيد بزرگ و سختى پيدا

شد كه مسلمانان از شكستن و حركت دادن آن عاجز ماندند.

"سلمان" به حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد و جريان

را عرض كرد، پيامبر وارد خندق شد و كلنگ را از سلمان گرفت

و محكم بر روى سنگ فرود آورد. از برخورد كلنگ با سنگ، جرقه‏اى

جستن كرد، پيامبر (صلي الله عليه و آله) تكبير فتح و پيروزى گفت،

مسلمانان نيز با او هم صدا شده و آهنگ تكبير در همه جا پيچيد.

بار ديگر پيامبر (صلي الله عليه و آله) كلنگ را بر سر سنگ فرود

آورده و مجددا جرقّه‏اى جهيد و قسمتى از سنگ شكست و صداى

تكبير پيروزى پيامبر و مسلمانان، فضاى اطراف را پر كرد. براى سومين

بار، كلنگ را بلند كرد و بر بقيه سنگ محكم كوبيد، مجددا از برخورد كلنگ

با سنگ، جرقه‏اى زده شد، و بقيه سنگ درهم شكسته شد. براى

سومين بار صداى تكبير در خندق پيچيد. سلمان عرض كرد: امروز وضع

عجيبى از شما مشاهده كردم؟! پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

در ميان جرقه‏اى كه بار اول جستن كرد، كاخهاى حيره و مدائن را ديدم

و برادرم جبرئيل به من بشارت داد كه آنها در زير پرچم اسلام قرار خواهند

گرفت! در درون جرقه دوم، كاخهاى روم را ديدم، و هم او به من خبر داد

كه در اختيار پيروانم قرار خواهد گرفت، در سومين جرقه، كاخهاى صنعاء

و سرزمين يمن را ديدم و او به من بشارت داد كه مسلمانان بر آن نيز

پيروز مى ‏شوند و من در آن حال، تكبير پيروزى گفتم، اى مسلمانان به

شما مژده باد! ... مسلمانان راستين از خوشحالى در پوست

نمى ‏گنجيدند و خدا را شكر مى‏كردند. اما منافقان، چهره در هم

كشيده و با ناراحتى و به صورت اعتراض، گفتند: چه آرزوى باطل و

چه وعده محالى؟! در حالى كه اينها از ترس جان خود، حالت

دفاعى به خويش گرفته ‏اند و مشغول حفر خندق هستند و با آن

دشمن محدود، ياراى جنگ ندارند، خيال فتح كشورهاى بزرگ جهان

را در سر مى ‏پرورانند! در اين موقع آيات 27 و 28 نازل شد و به آنها

پاسخ گفت.



+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:29  توسط محمد ضیغم تبار  | 


دوست داريد مغزتان را نيز ري استارت کنيد ؟

تا به حال شده است که دلتان بخواهد دکمه ريست مغزتان را درست مثل زماني که کامپيوترتان را ريبوت مي‌کنيد فشار دهيد؟ يکي از کارشناسان سلامتي در نيويورک مي‌گويد اين کار نه تنها ممکن است بلکه بايد به بخشي عادي از روزتان تبديل شود.

وي مي‌گويد: "در مقام يک مدير مهم است که از خودتان مراقبت کنيد. اگر در بهترين حالت خود نباشيد، افرادي که به آن‌‌ها خدمتي ارائه مي‌کنيد و همينطور افرادي که براي‌تان کار مي‌کنند نيز نمي‌توانند در بهترين حالت ممکن خود باشند."

اين کارشناس توصيه مي‌کند در طول روز دقايق ويژه‌اي براي خود بسازيد تا کمي از شرايط فاصله گرفته و مغزتان را پاک کنيد.
در اين ايميل به بيان 5 کار سريع که مي‌توانند تمرکزتان را بازگردانند مي‌پردازيم:

بيرون رفته و کمي قدم بزنيد

ويکاريو مي‌گويد وقتي بي‌حرکت نشسته‌ايد اعضاي بدن‌تان در حال استراحت هستند. حرکت دادن بدنتان بخش انرژي‌ساز سلول‌هايتان را بيدار مي‌کند. وي مي‌گويد چندين بار راه رفتن سريع در هفته مي‌تواند اندازه ميزان ماده انرژي‌ساز سلول‌ها را دو برابر کند که اين امر باعث مي‌شود بدن انرژي بيشتري توليد کند. ترکيب هواي تازه و ورزش هم جريان خون به مغز را تحريک کرده و باعث مي‌شود بتوانيد دوباره تمرکز کنيد.

ويکاريو معتقد است: "اگر به يک مشکل چسبيده‌ايد يا براي تفکر خلاقانه به مشکل برخورده‌ايد برخواستن و قدم زدن در اطراف ديدگاه کاملا متفاوتي به شما خواهد داد. اگر نمي‌توانيد بيرون رفته و قدم بزنيد در همان دفتر و حتي پشت ميز حرکات کششي انجام دهيد. همين که بدنتان را حرکت بدهيد کمک بزرگي است. "


يک ليوان آب بنوشيد
ويکاريو مي‌گويد اغلب امريکايي‌ها دچار کم‌آبي مزمن هستند و مطالعات نشان مي‌دهند که کمبود آب بدن، عملکرد مغز را کند مي‌کند.
وي مي‌گويد: "اگر متوجه شويد تمرکز نداريد، کمي استراحت و نوشيدن يک ليوان آب درست مثل آب دادن به يک گياه سرحال‌تان مي‌کند."

ويکاريو پيشنهاد مي‌کند در طول روز به ميزان نصف وزن بدنتان در واحد اونس آب بنوشيد. مثلا اگر کسي بين 55 تا 60 کيلو وزن دارد بايد در روز 60 اونس يا حدود 8 ليوان آب بنوشد. اگر طعم آب خسته‌تان مي‌کند کمي برگ نعناع يا يک برش ليمو شيرين، پرتقال، ليمو ترش يا خيار به ليوان آب بيفزاييد.


تنفس يا پخش عطر ليمو
ويکاريو پيشنهاد مي‌کند يک شيشه کوچک از اسانس ليمو روي ميزتان داشته باشيد و يا از داخل شيشه استنشاق کرده و يا يک قطره از آن را روي يک تکه پنبه بزنيد. اين کار به طور طبيعي تمرکزتان را افزايش مي‌دهد.

ويکاريو معتقد است: "عطرهاي تند و عطرهاي مرکبات سيستم عصبي را تحريک کرده و انرژي شما را تجديد مي‌کند. اکاليپتوس و رزماري هم اثر مشابه دارند."


يک غذاي سالم بخوريد
يک ميان‌وعده سالم قند خون را تثبيت کرده و گرسنگي را از بين مي‌برد و علاوه بر آن به عملکرد سلامت مغز کمک مي‌کند. ويکاريو پيشنهاد مي‌کند مخلوطي از مغز آجيل، تخمه و ميوه خشک روي ميزتان داشته باشيد. از ديگر تنقلات سالم مي‌توان به نان تست از غلات کامل با کره بادام زميني اشاره کرد.


وي مي‌گويد: "ميان وعده بايد داراي پروتئين و کربوهيدرات باشد تا به تعادل قند خون کمک کند. "غذاهايي که قند زيادي دارند باعث افزايش و کاهش سريع قند خون مي‌شوند. اين موجب ايجاد چرخه انرژي و سپس حس خستگي مي‌شود که در طول روز از بين مي‌رود.


چرت بزنيد
وقتي خودتان رئيس خودتان باشيد، يک چرت کوتاه چيزي است که مي‌توانيد در برنامه روزانه‌تان قرار دهيد. بنا بر يک تحقيق صورت گرفته، يک چرت 20 دقيقه‌اي مزاياي چشمگيري براي بهبود هوشياري و عملکرد دارد. با اينکه پژوهش‌ نشان مي‌دهد که اين کار مي‌تواند ذهن را تازه کند و خلاقيت را افزايش دهد نبايد به خودتان اجازه دهيد زمان چرت زدن‌تان را از اين ميزان بيشتر شود.


ويکاريو معتقد است: "اگر بيش از 20 دقيقه بخوابيد با خستگي از خواب بيدار مي شويد . اگر مدام حس مي‌کنيد به خواب نياز داريد، زمان آن رسيده که شب‌ها بيشتر بخوابيد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 16:5  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن

تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ

شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿26﴾


بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى

فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى

و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى

همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى (26)


تفسیر نور
در تفاسير مى‏خوانيم كه پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله پس از

آنكه مكّه را فتح نمود، وعده‏ى فتح ايران وروم را به مسلمانان

داد. در آن موقع منافقان با تعجّب به يكديگر نگاه مى‏كردند كه

اين آيه نازل شد. گروهى از مفسّران، نزول آيه را در موقع

حفر خندق دانسته ‏اند. آن زمان كه پيامبرصلى الله عليه وآله

كلنگ را بر سنگ زد واز آن جرقه‏اى برخاست، فرمود:

من در اين جرقه ‏ها فتح كاخ‏هاى مدائن ويمن را از جبرئيل

دريافت كردم. منافقان با شنيدن اين سخن، لبخند تمسخر

مى ‏زدند كه اين آيه نازل شد.

آنچه در اين آيه در مورد اعطاى عزّت و ذلّت از جانب

خداوند آمده، طبق قوانين و سنّت اوست وبدون جهت ودليل

خداوند كسى را عزّت نمى ‏بخشد ويا ذليل نمى ‏سازد. مثلاً

در روايات مى‏ خوانيم: هر كس براى خداوند تواضع و فروتنى

كند، خداوند او را عزيز مى‏كند وهر كس تكبّر نمايد، خدا او

را ذليل مى‏ گرداند. <30>

بنابراين عزّت و ذلّت از خداست، ولى ايجاد زمينه‏ هاى آن به

دست خود ماست.

1- مالك واقعى تمامى حكومت‏ها خداست. مُلك براى غير خدا،

موقّتى و محدود است. «مالك الملك»

2- اكنون كه مالك اوست پس ديگران امانتدارى بيش نيستند و

بايد طبق رضاى مالك اصلى عمل كنند. «مالك الملك»

3- اگر انسان مالك مُلك نيست چرا از داشتن آن مغرور و با از

دست دادنش مأيوس شود! «مالك الملك»

4- خداوند به هر كس كه شايسته و لايق باشد، حكومت مى ‏دهد.

همان گونه كه به سليمان، يوسف، طالوت و ذوالقرنين عطا نمود.

«تؤتى الملك من تشاء»

5 - حكومت و حاكميّت، دلبستگى‏آور است. «نزع» به معناى كندن

است و نشانه يك نوع دلبستگى است.

6- عزّت و ذلّت به دست خداست، از ديگران توقّع عزّت نداشته باشيم.

<31> «تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء»

7- توحيد در دعا و عبادت يك ضرورت است.

<32> «بيدك الخير»

8 - آنچه از اوست، چه دادن‏ها وگرفتن‏ها، همه خير است، گرچه

در قضاوت‏هاى عجولانه‏ ى ما فلسفه‏ ى آن را ندانيم.

«بيدك الخير»

9- سرچشمه‏ ى بدى ‏ها عجز و ناتوانى است. از كسى كه بر هر

كارى قدرت دارد چيزى جز خير سر نمى‏زند.

«بيدك الخير انك على كل شى‏ء قدير»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:48  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران

فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ

الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا

عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿20﴾



پس اگر با تو به محاجه برخاستند بگو من خود را تسليم خدا

نموده ‏ام و هر كه مرا پيروى كرده

[نيز خود را تسليم خدا نموده است] و به كسانى كه اهل كتابند

و به مشركان بگو آيا اسلام آورده‏ايد پس اگر اسلام آوردند قطعا

هدايت‏ يافته‏ اند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پيام بر عهده توست

و خداوند به [امور] بندگان بيناست (20)

تفسیر نور
اينكه مى ‏گويند: سخن كز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند، قانون كلّى

نيست. زيرا سخن پيامبر از دل بود، ولى بر دل كفّار نمى‏نشست.

با آنكه حضرت از عمق دل مى ‏فرمود: «اَسلمتُ وجهى»

  من با تمام وجود تسليم خدا هستم، امّا گروهى اعراض مى ‏كردند؛

«وان تولّوا» محور اصلى دين، اسلام به معناى تسليم حقّ بودن است

  كه در آيه‏ى قبل و اين آيه چهار بار مطرح شده است.

«الاسلام، اسلمت، اسلمتم، اسلموا»


1- جدال و محاجّه، از خصلت‏هاى مخالفان انبياست. «فان حاجّوك»

2- ابلاغِ رسالت واستدلال آرى، ولى ستيز با افراد لجوج ممنوع.

«فان حاجّوك فقل اسلمتُ»

3- به مجادلات بى ‏نتيجه و بيهوده، پايان دهيد.

«فان حاجّوك فقل اسلمتُ»

4- در گفتگوها، موضع خود وياران خود را صريح اعلام كنيم.

«فان حاجّوك فقل اسلمتُ... ومن اتبعن»

5 - پيروان واقعى پيامبر، كسانى هستند كه تسليم خدا باشند.

«اسلمتُ وجهى و من اتبعن»

6- آنچه انسان را در برابر گفتگوهاى مغرضانه حفظ مى ‏كند،

اتصال به خداوند است. «اسلمت وجهى للّه»

7- انبيا با تمام وجود و با عشق و نشاط به خدا دل بسته‏ اند.

«وجهى للّه»

8 - توجّه رهبر، بايد هم به افراد با فرهنگ باشد و هم به عوام

مردم. «اوتوا الكتاب و الاميّين»

9- كتاب‏هاى آسمانى، يك سند فرهنگى ارزشمند براى جوامع بشرى

است. در آيه مردم به دو دسته تقسيم شده‏اند؛ فرهنگيان وعوام.

«اوتوا الكتاب و الاميّين»

10- هدايت واقعى، در سايه‏ ى تسليم بودن در برابر خداوند است.

«فان اسلموا فقد اهتدوا»

11- انسان در انتخاب راه آزاد است، نه مجبور.

«فان اسلموا... و ان تولّوا...»

12- علم و كتاب به تنهايى كافى نيست، چه بسا علم باشد،

ولى تسليم نباشد. «اوتوا الكتاب... وان تولّوا»

13- ما مأمور انجام وظيفه‏ايم، نه ضامن نتيجه.

«انمّا عليك البلاغ»

14- خداوند از طريق پيامبران، با مردم اتمام حجّت مى ‏كند.

«فانما عليك البلاغ»


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:29  توسط محمد ضیغم تبار  | 




موضوع مقام والدین و حقوق آنان، از دیرباز مورد توجّه پیشوایان علم و دین بوده و در این زمینه، مباحث زیادی از سوی علما و دانشمندان هر دوره به رشته تحریر در آمده است. مقاله ای که از نظر خوانندگان عزیز می گذرد، شامل دو بخش است:
بخش اوّل، شامل بیان مقام پدر و مادر در اسلام است و صرفا مسائلی را مطرح می سازد که درباره مقام و منزلت پدر و مادر از نظر قرآن و روایات است.
بخش دوم، شامل مسائل مربوط به حقوق پدر و مادر نسبت به فرزندان و همچنین حقوق فرزندان نسبت به والدین و مطالب مربوط به عقوق والدین و احکام اولاد است که روی هم رفته، این بخش به گونه ای تنظیم شده است که می تواند پاره ای از مسائل تربیتی را هم ارائه دهد و بنمایاند که والدین در تربیت فرزندان، چه وظایفی را بر عهده دارند.
اهمّیت این بحث به اندازه ای است که خداوند متعال در بیش از 23 آیه در قرآن مجید، صراحتا و یا به طور ضمنی فرزندان را به احسان و نیکی نسبت به پدر و مادر، امر نموده است:
وَ قَضی رَبُّک اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِیاهُ وَ بِالْوالِدَینِ اِحْسانا.(1)
پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر، نیکی کنید.
خداوند متعال در این آیه شریف، بعد از اصل توحید (که از اساسی ترین اصول اسلام است)، به یکی دیگر از تعلیمات انبیا، یعنی نیکی به پدر و مادر اشاره می کند. خداوند در آیه ای دیگر می فرماید:
وَ وَصَّینَا الاْنْسانَ بِوالِدَیهِ حُسْنا.(2)
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.
همان طور که ملاحظه می شود، احسان و تکریم به پدر و مادر، یک قانون کلّی برای تمام انسانهاست که این قانون، مخصوص دسته یا گروه خاصّی نیست.
و نیز در گفتار و بیانات زیادی که از ائمّه معصومین علیهم السلام نقل شده، به فرزندان سفارش زیادی درباره نیکی به والدین شده است و لذّت زندگی و رونق نظام خانواده در خدمت به والدین است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
نظر الولد الی والدیه حبّا لهما عبادة.(3)
نگاه با محبّت و دوستانه به پدر و مادر، عبادت است.
اهمّیت این عمل، به قدری است که بزرگترین واجب شمرده شده است و همچنین باعث افزایش عمر و زیادی روزی دانسته شده است و در دنیا موجب راحتی انسان و خشنودی خداوند و به هنگام مرگ، باعث راحت جان دادن و در آخرت، سپر آتش جهنّم و سبب رحمت خداوند است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:
رحم اللّه امرءً أعان والده علی برّه.(4)
خداوند، رحمت کند کسی را که پدرش را بر نیکی، کمک کند.
به امید آنکه این نوشتار، مورد رضای حق قرار بگیرد و ذخیره ای باشد برای «یوْمَ لا ینْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَی اللّه بِقَلْبٍ سَلیمٍ».(5)
بخش اوّل: نیکی به پدر و مادر
دین مبین اسلام، برای زنده ماندن ملّتها همبستگی خاصّی را بین افراد آنها لازم دانسته است و از افراد جامعه، نسبت به پدر و مادر که شعاع بستگی انسان به آنها نزدیک تر است، بیشتر سفارش شده است.
پروردگار عالم در وجود فرزندان، عاطفه و علاقه خاصّی نسبت به والدین قرار داده است. این علاقه خاص را ممکن نیست که بتوان از انسان سلب نمود و خداوند در آیات قرآن، به محبّت فرزندان نسبت به پدر و مادر، سفارش نموده است.
هیچ فداکاری بالاتر از خدمت نسبت به پدر و مادر نیست و خدمت به آنان بزرگترین خدمتی است که فرد می تواند درباره کسی انجام دهد.
در کشورهای غیراسلامی، بر اثر کم بودن عواطف، فرزندان بعد از بلوغ، محیط خانواده را ترک می کنند و جدا از پدر و مادر زندگی می کنند و این چنین زندگی ، کانون خانواده ها را سرد نموده است و گاه زمانی طولانی، پدران و مادران روی فرزندان خود را نمی بینند. لذا سپردن فرزندان به کودکستان(6) و یا محیطهای دیگر، ریشه عواطف را می سوزاند و از رشد و نموّ آنها جلوگیری می کند.
متأسفانه می بینیم که بعضی از جوانان، پدر و مادر پیرِ خود را مزاحم و دست و پا گیرِ زندگی خویش می بینند و سعی در دور شدن از آنها دارند.
در قطب مخالف این بی حرمتی ها افرادی بوده اند و هستند که در سایه تربیت قرآنی، حتی والدین خود را در سنین پیری بهتر از فرزندان خود نگه می دارند که این خود، یک نوعی از احساسات و عواطف الهی است. حتی این روابط پس از مرگ هم با انسان همراه است و از پرجوش ترین احساسات انسانی، روابط والدین و اولاد است و همه اینها بدون جلب منفعت است،(7) و همین ویژگی است که قداست خاصّی به این علاقه می بخشد.
هر چند فرزندان نمی توانند حق احترام به پدر و مادر را ادا کنند؛ ولی باید به مقدار امکان، سعی کنند تا رضایت آنها را که رضای الهی است، کسب کنند.
سیمای والدین در قرآن
اکنون برای روشن شدن چهره فروزانِ والدین، قبل از هر چیز دستِ مدد به سوی قرآن دراز می کنیم؛ همان کتابی که رهگشای زندگی انسانها در دنیاست و اگر مسلمانان در تمام امور، چه فرهنگی و چه اقتصادی یا امور دیگر، قرآن را سرلوحه زندگی خود قرار بدهند، از سعادت دنیا و آخرت برخوردار خواهند شد.
قرآن مجید، در آیات متعددی دستور می دهد که به والدین نیکی کنیم که همه اینها به مقام والای والدین اشاره دارد. اینک به برخی از این آیات اشاره می کنیم.
1- وَ اِذْ اَخَذْنا میثاقَ بَنی اِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ اللّه وَ بِالْوالِدَینِ اِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی...(8)
و به یاد آورید زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و نسبت به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان، نیکی کنید.
احسان به پدر و مادر بعد از پرستش خداوند
اینکه بعد از امر به عبادت خداوند، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است، به چند جهت است.
اوّل نعمتهای خداوند، بالاترین نعمتها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر، سبب وجود فرزند هستند.
دوم خداوند، مؤثّر واقعی و حقیقی در وجود انسان است و پدر و مادر به حسب ظاهر در وجود او مؤثّرند. در جایی که مؤثّر حقیقی ذکر شده است، بعد از آن، مؤثّر ظاهری ذکر می شود.
سوم خداوند، در مقابل نعمتهایش از بنده اش چیزی نمی خواهد. پدر و مادر هم در مقابل نعمت خود، از فرزند چیزی طلب نمی کنند؛ حتی پدر و مادر غیر مسلمان به فرزند خود مهربانی می کنند. لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.
چهارم خداوند نعمت خود را از بنده اش دریغ نمی کند؛ اگر چه بنده دارای گناهان زیاد باشد؛ همچنین پدر و مادر، فداکاری های خود را از فرزند دریغ نمی دارند، اگر چه به آنها بد کرده باشد.
پنجم پدر مهربان، در مال فرزند تصرف می کند تا سود بیشتری عاید فرزندش شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری می کند. خداوند نیز اعمال عبادی بنده اش را از آفت دور می سازد و زیاد می کند و اعمال فانی او را جاودانی می سازد.
ششم نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت پدر و مادر است و با دلیل و برهان، ثابت می شود؛ امّا نعمت والدین از جهت ضرورت، معلوم و مشهود است؛ امّا در مقایسه به نسبتِ نعمت خداوند، کم است.(9)
2- وَ اعْبُدُوا اللّه وَ لا تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً و بِالْوالِدَینِ اِحْساناً.(10)
و خداوند را بپرستید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکی کنید.
خداوند متعال، نخست، مردم را به عبادت و بندگی پروردگار، دعوت می کند. سپس به حقّ پدر و مادر اشاره می کند که نسبت به آنها نیکی کنید.
حقّ پدر و مادر، از مسائلی است که در قرآن مجید، بسیار روی آن تکیه شده است و در چند مورد، در قرآن بعد از دعوت به توحید قرار گرفته است.
از این تعبیرهای مکرّر استفاده می شود که میان این دو، ارتباط و پیوندی است؛ چون بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه اوّل، از ناحیه خداست و در مراحل بعد به پدر و مادر بر می گردد. پس ترک حقوق پدر و مادر، همدوش شرک به خداست.
3- ألاّ تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ بِالْوالِدَینِ اِحْساناً.(11)
چیزی را شریک خدا قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکی کنید.
پروردگار عالم، از تحریم شرک شروع کرده است که در واقع، سرچشمه همه مفاسد اجتماعی و محرّمات الهی است و بعد بلافاصله، بعد از مبارزه با شرک، حقّ پدر و مادر در دستورهای اسلامی آمده است. در این آیه به جای تحریمِ آزار پدر و مادر (که هماهنگ با سایر تحریمهای این آیه است) موضوع احسان و نیکی کردن ذکر شده؛ و جالب تر اینکه کلمه احسان به وسیله «ب» متعدی شده و آمده: و «بالوالدین احسانا» که معنای آن، نیکی کردن به طور مستقیم و بدون واسطه است. این آیه تأکید می کند که موضوع نیکی به پدر و مادر، آن قدر اهمّیت دارد که شخصاً و بدون واسطه به آن اقدام شود.
4- وَ قَضی رَبُّک اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِیاهُ وَ بِالْوالِدَینِ اِحْساناً.(12)
پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر، نیکی کنید.
در این آیه هم خداوند متعال بعد از فراخواندن به اصل توحید، به یکی از اساسی ترین تعلیمات انسانی انبیا، یعنی نیکی به پدر و مادر اشاره می کند. که «قضی»، مفهوم مؤکدتری از «امر» دارد و فرمان قطعی و محکم را می رساند و قرار دادن توحید در کنار نیکی به پدر و مادر، تأکیدی است بر اهمّیت این دستور اسلامی.
مطلق بودن احسان که هرگونه نیکی را در برمی گیرد و همچنین اطلاق والدین که مسلمان و کافر را شامل می شود، اینها همه تأکید در این مسئله را می رساند و نکره بودن احسان در این گونه موارد (احساناً) برای بیان عظمت آیه می آید. قرطبی در تفسیر خود، در ذیل آیه شریفه 23 سوره اسراء شانزده مسئله را بیان کرده که ما بعضی از آنها را به طور اختصار بیان می کنیم:
1- کلمه «قضی» در آیه به معنای امر و لزوم و وجوب است. پس «قضی» به معنای امر است و خداوند، امر فرموده که نسبت به پدر و مادر، احسان و نیکی کنید.
2- در این آیه شریفه، خداوند سبحان به عبادت و توحید امر فرموده و نیکی به پدر و مادر را قرین این امر مهم قرار داده؛ کما اینکه شکر والدین را قرین شکر خودش قرار داده است.
ان اَشکر لی و لوالدیک الی المصیر.
و در روایتی آمده است: سئلت النبی صلی الله علیه و آله : «أی العمل احبّ الی اللّه عزّ و جلّ؟» قال:
(الصلاة علی وقتها)، قال: (ثم ای؟)، قال: (ثم برّ الوالدین)، قال: (ثم ای؟)، قال: (الجهاد فی سبیل الله)؛ فأخبر صلی الله علیه و آله اَن برّ الوالدین أفضل الأعمال بعد الصلاة التی هی أعظم دعائم الاسلام، و رتّب ذلک «ثم» التی تعطی الترتیب و المهلة.
شخصی از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) سئوال کرد: «محبوبترین عمل نزد خداوند متعال کدام است؟». فرمود: «خواندن نماز در وقت خودش و بعد از آن، نیکی به پدر و مادر و بعد از آن، جهاد در راه خدا است»؛ و پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داد که نیکی به پدر و مادر، افضل اعمال است بعد از نماز که نماز از بزرگترین ارکان اسلام است.
3- از نیکی به پدر و مادر و احسان نسبت به آنان، این است که فرزند، آنان را دشنام نگوید و مورد عاق قرار ندهد که این عمل، از گناهان کبیره محسوب می شود.
4- نیکی و احسان به پدر و مادر، فقط به این نیست که آنها مسلمان باشند، بلکه اگر کافر هم باشند، باید به آنها مهربانی نمود.
5- محبّت و مودّت به والدین در سن پیری باید بیشتر باشد، چون در این زمان به نیکی فرزند بیشتر نیاز دارند.
6- گرچه در این آیه خطاب به نبی اکرم صلی الله علیه و آله است؛ ولی مراد، امّت پیامبر صلی الله علیه و آله است.
7- در این آیه، خداوند، تربیت فرزند را متذکر شده تا تذکری باشد برای فرزند که پدر و مادر در تربیت او زحمت و مشقّت های زیادی متحمّل شده اند.
اهمّیت این موضوع تا آنجاست که هم قرآن و هم روایات، توصیه می کنند که اگر پدر و مادر کافر هم باشند، رعایت احترام آنها لازم است:
وَ اِنْ جاهَداک عَلی اَنْ تُشْرِک بِی ما لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِی الدُّنْیا مَعْرُوفَاً.(13)
اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوی، اطاعتشان مکن؛ ولی در زندگی دنیا به نیکی با آنها معاشرت نما.
5- وَ وَصَّینَا الاْنْسانَ بِوالِدَیهِ حُسْناً. (14)
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند.
خداوند متعال، نیکی به پدر و مادر را به صورت یک قانون کلّی برای همه انسانها بیان می کند. لذا تعبیر به انسان در این آیه می فهماند که این قانون، مخصوص مؤمنان نیست؛ بلکه بر همه انسانهاست احترام و نیکی به آنها را در برنامه زندگی خود قرار دهند، هر چند با این اعمال هرگز نمی توانند دِین خود را به آنها ادا کنند.
در دنبال این آیه برای اینکه تصوّر نشود که پیوند با پدر و مادر می تواند بر پیوند انسان با خدا حاکم گردد، یک استثنا را در این زمینه روشن شده که:
وَ اِنْ جاهَداک لِتُشْرِک بی ما لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما.(15)
اگر آنها (پدر و مادر) تلاش کنند که برای من شریکی قائل شوی که بر آن علم نداری، از آنها اطاعت مکن.
در شأن نزول آیه مذکور آمده است که سعد وقّاص، نسبت به مادر خود خیلی مهربان بود و به او نیکی می کرد. وقتی که خورشید تابناک اسلام ظاهر شد، سعد هم از کسانی بود که برخلاف آیین مادرش بتها را ترک کرد و مسلمان شد؛ ولی باز هم به خدمت و نیکی به مادرش ادامه می داد؛ امّا مادرش که از مسلمان شدن فرزندش ناراحت شده بود، هر چه اصرار کرد که پسرش دست از اسلام بردارد، سودی نبخشید. او سرانجام دست به ابتکار تازه ای زد.
مادر سعد، وقتی دید پسرش از اسلام بر نمی گردد، ولی نسبت به او خیلی مهربان است، از راه تحریک عواطف او وارد شد و دست به اعتصاب غذا زد و دیگر نه آب می آشامید و نه غذا می خورد.
روز اوّل و دوم گذشت و چیزی نخورد و چون از گرسنگی بی حال شد، گفت: فرزندم! اکنون که از اسلام بر نمی گردی، من چیزی نمی خورم تا بمیرم. آن وقت مردم تو را ملامت کنند که باعث مردن مادرت شده ای.
سعد که نور اسلام در دلش تابیده بود و سخت به اسلام علاقه داشت، با لحنی جدّی گفت: مادر جان! اگر صد جان داشته باشی و در اثر غذا نخوردن همه آنها را از دست بدهی و بمیری، من دست از اسلام بر نمی دارم.
مادر سعد وقتی این استقامت فرزندش را در راه اسلام مشاهده کرد، اعتصاب خود را شکست و آب و غذا خورد. آن گاه این آیه نازل شد.(16)
اساس دعوت انبیا بر این است که انسانها را به توحید و خداشناسی دعوت کند و آنها را از پرستش غیرخدا بپرهیزند. در مقام و عظمت پدر و مادر می بینیم که خداوند، در چند جا پس از دستور به یکتاپرستی، مسئله نیکی به پدر و مادر را پیش می کشد و به آن فرمان می دهد.
پی نوشت ها :

1- سوره اسراء(17)، آیه 23.
2- سوره عنکبوت(29)، آیه 8.
3- بحارالأنوار، ج 71، ص 81.
4- همان، ص 65.
5- سوره شعراء(26)، آیه 88 - 89.
6- البته منظور ما آن است که والدین، فرزندان خود را از محیط خانواده دور نگه دارند و مراقب تعلیم و تربیت آنها نباشند، و گر نه سپردن فرزندان به کودکستان، در صورتی که منافاتی با نظارت و تربیت پدر و مادر نداشته باشد، اشکالی ندارد.
7- احترام به پدر و مادر، زمانی از قداست برخودار است که بر پایه اسلام و به نیت رضای الهی انجام گیرد، نه اینکه خدای ناکرده طمع مال دنیا و محروم نماندن از ارث به والدین احترام و احساسات ظاهری نشان دهد.
8- سوره بقره (2)، آیه 83.
9- تفسیر فخر رازی، ج 1، ص 100.
10- سوره نساء (4)، آیه 36.
11- سوره انعام (6)، آیه 151.
12- سوره اسراء (17)، آیه 23.
13- سوره لقمان (31)، آیه 15.
14- سوره عنکبوت (29)، آیه 8.
15- سوره عنکبوت (29)، آیه 8.
16- مجمع البیان، ج 8، ص 430 (ذیل آیه 7 سوره عنکبوت).

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:15  توسط محمد ضیغم تبار  | 


پدر و مادر حق زیادی برگردن فرزندان دارند، لذا رعایت حقوق و احترام آنان، آثار معنوی بسیار ثمر بخش و حتی در امور دنیوی فرزندان تأثیر گذار می‌باشد.
از طرف دیگر،عدم احترام به ایشان آثار زیانبار و جبران ناپذیری در دنیا و آخرت برایشان در پی خواهد داشت.
به راهكارهایی در باب احترام پدر و مادر توجه فرمایید:
1- با آنها نیكو سخن بگویید
2- اگر آنها را ناراحت كرده‌اید،بكوشید تا خوشحالشان كنید.
3- در نیكی كردن به پدر و مادر ،خوب و بد بودن آنها را ملاحظه نكنید،(حتی باید به والدین غیر مؤمن نیكی كرد)
4- اگر امر به حرامی كردند ،اطاعت نكنید اما حق بدرفتاری با آنان را ندارید.
5- لازم است بعد از درگذشت آنها نیز به ایشان احساس كنید:
الف- بر ایشان نماز بخوانید
ب- برایشان استغفار كنید
6- پس از مرگ آنان ،تعهدات و بدهیهایشان را ادا كنید
7- دوستان آنها را نیز اكرام كنید
8- پیش از آن كه چیزی از شما بخواهند، حاجتشان را برآورید.
9- در حضورشان با احترام بنشینید
10- صدای خود را از صدای آنها بلندتر نكنید
11- در چشمانشان خیره نشوید
12- با دست و چشم به آنها اشاره نكنید
13- آنها را به اسم صدا نزنید
14- جلوتر از ایشان راه نروید( مگر آنكه ضرورتی داشته باشد)
15- قبل از ایشان ننشینید
16- اگر عصبانی شدند، نسبت به آنان خشوع كنید
17- در همه حال از آنها تشكر كنید
18- مراقب باشید، هیچ گاه به ایشان دشنام ندهید
19- بكوشید تا هرگز آنها را خشمگین نسازید
20- در حد ممكن ،دربرآوردن نیازها و تأمین هزینه آنان بكوشید
21- هر قدر می‌توانید نسبت به ایشان نیكی كنید
22- هرگز در مقابل ایشان تكبر نكنید
23- در خواستهایشان را برآورده سازید(هر چند به آن نیاز نداشته باشند)
24- چنانچه در حق شما بدی كردند؛ در مقابل ،برایشان استغفار و طلب خیر كنید.
25- در مجالس، بالاتر از ایشان ننشینید
26- اگر پیش آنان بمانید، در حد امكان از ایشان جدا نشوید
27- در احسان به والدین ،جانب مادر را بیشتر مراعات كنید.
28- به وصیت‌هایشان عمل كنید
29- بدهی‌های آنان را ادا كنید ( در صورت توانایی)
30- اگر بین امر و نهی والدین تعارضی بوده اگر ممكن است، رضایت هر دو را جلب كنید و گرنه، جانب مادر را ترجیح دهید-
31- اگر در وقت نماز شما را به كاری امر كردند ،نماز را به تأخیر انداخته و فرمان آنان را اطاعت كنید.
32- از آزار دیگران نسبت به والدین جلوگیری كنید
33- پیش از آنان شروع به خوردن غذا نكنید
34- در مجالس ، روی خود را از انها برنگردانید.
35- كاری نكنید كه دیگران به پدر و مادر شما بد بگویند
36- در وقت ورودشان از جا برخیزید
37- هرگز برای انان آرزوی مرگ نكنید
38- از انان بخواهید تا در حق شما دعا كنند( دعای پدر مادردر مورد فرزندان مستجاب است انشاء الله)
39- غیبت آنان را مدارید و نگذارید دیگران از انها غیبت كنند
40- صفات نیك ایشان را در حضور و غیابشان یادآور شوید
41- ابراز محبت خود را نسبت به آنها آشكار كنید.
42- هر چه می‌توانید در برابر شان تواضع كنید
43- از ایشان تقاضایی نكنید كه موجب شرمندگیشان شود.
44- بدی هایشان را فراموش كنید و تكرار نكنید
45- نیكی به پدر و مادر را به بهانه این كه آنان هنوز جوان هستند ترك نكنید
46- لزوم احترام ایشان را به اعضای دیگر خانواده گوشزد كنید
47- در حد امكان ،زمینة تفریح ،گردش و زیارت را بر ایشان فراهم آورید.
48- نقاط ضعف آنان را برای دیگران بازگو نكنید.



+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:6  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران

إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ

مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ

سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿19﴾

در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است و كسانى كه كتاب

[آسمانى] به آنان داده شده با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر

پس از آنكه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدى

كه ميان آنان وجود داشت و هر كس به آيات خدا كفر ورزد پس

[بداند] كه خدا زودشمار است (19)



تفسیر نور

1- ايمان به يگانگى، عدالت، عزّت و حكمت خداوند

(كه در آيه قبل بود،) زمينه‏ ى تسليم شدن انسان است.

«ان الدّين عند اللّه الاسلام»

2- لازمه‏ ى تسليم بودن در برابر خداوند، پذيرش اسلام به

عنوان آخرين دين الهى است. «ان الدّين عند اللّه الاسلام»

3- تجاوز از مرزهاى حق، سبب بروز اختلاف است.

«وما اختلف الّذين... بغياً»

4- سرچشمه ‏ى بسيارى از اختلافات مذهبى، حسادت‏ ها و

ظلم‏ هاست؛ نه جهل و بى‏ خبرى. «من بعد ما جائهم العلم»

5 - حسد، زمينه‏ ى كفر است. «بغياً... و من كفر» 


6- كتاب وعلم، به تنهايى سبب نجات نمى ‏گردند.

«اوتوا الكتاب، جائهم‏العلم، من‏يكفر»


7- كسانى كه آگاهانه ايجاد اختلاف مى ‏كنند، بزودى

سيلى مى ‏خورند. «سريع الحساب»



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ساعت 21:0  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران


قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي


مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ


وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿15﴾

بگو آيا شما را به بهتر از اينها خبر دهم براى كسانى كه تقوا

پيشه كرده‏اند نزد پروردگارشان باغهايى است كه از زير

[درختان] آنها نهرها روان است در آن جاودانه بمانند و

همسرانى پاكيزه و [نيز] خشنودى خدا [را دارند] و خداوند

به [امور] بندگان [خود] بيناست (15)



تفسیر نور


در آخرين جمله از آيه قبل خوانديم كه عاقبتِ نيك نزد خداوند است؛

«واللّه عنده حسن المآب» اين آيه سيمايى از بهشت نيكوكاران را

ترسيم مى ‏كند.

1- در دعوت مردم به حق، آنان را به مقايسه‏ى دنيا و آخرت دعوت

كنيم. «قل أؤنبّئكم بخير...»

2- دوام و ثباتِ بهشت، و رضايت خداوند كجا و لذائد موقّت و ناپايدار

دنيا كجا؟ «ذلك متاع الحيوة الدنيا... قل أونبّئكم»

3- افراد با تقوا، شيفته‏ ى زرق و برق دنيا نمى ‏شوند. «متّقين»

در اين آيه، در مقابل «ناس» در آيه‏ى قبل بكار رفته است.

4- ملاك رسيدن به نعمت‏هاى آخرت، تقوى است.

«للذين اتقوا»

5 - تشويق بايد هماهنگ با خواسته‏هاى طبيعى وفطرى باشد.

«انهار، ازواج، خالدين»

6- پاكدامنى و پاكيزگى، برترين ارزش است.

«أزواج مطهرة»

7- لذّت‏هاى متّقين تنها محدود به لذايذ مادّى نيست، رضايت الهى

بالاترين لذّت معنوى است. «رضوان من اللّه»

8 - ادّعاى تقوى را كم كنيم، خداوند بصير و داناست.

«واللّه بصير بالعباد»



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:19  توسط محمد ضیغم تبار  |