بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 3: آل عمران

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن

تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ

شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿26﴾


بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى

فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى

و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى

همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى (26)


تفسیر نور
در تفاسير مى‏خوانيم كه پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله پس از

آنكه مكّه را فتح نمود، وعده‏ى فتح ايران وروم را به مسلمانان

داد. در آن موقع منافقان با تعجّب به يكديگر نگاه مى‏كردند كه

اين آيه نازل شد. گروهى از مفسّران، نزول آيه را در موقع

حفر خندق دانسته ‏اند. آن زمان كه پيامبرصلى الله عليه وآله

كلنگ را بر سنگ زد واز آن جرقه‏اى برخاست، فرمود:

من در اين جرقه ‏ها فتح كاخ‏هاى مدائن ويمن را از جبرئيل

دريافت كردم. منافقان با شنيدن اين سخن، لبخند تمسخر

مى ‏زدند كه اين آيه نازل شد.

آنچه در اين آيه در مورد اعطاى عزّت و ذلّت از جانب

خداوند آمده، طبق قوانين و سنّت اوست وبدون جهت ودليل

خداوند كسى را عزّت نمى ‏بخشد ويا ذليل نمى ‏سازد. مثلاً

در روايات مى‏ خوانيم: هر كس براى خداوند تواضع و فروتنى

كند، خداوند او را عزيز مى‏كند وهر كس تكبّر نمايد، خدا او

را ذليل مى‏ گرداند. <30>

بنابراين عزّت و ذلّت از خداست، ولى ايجاد زمينه‏ هاى آن به

دست خود ماست.

1- مالك واقعى تمامى حكومت‏ها خداست. مُلك براى غير خدا،

موقّتى و محدود است. «مالك الملك»

2- اكنون كه مالك اوست پس ديگران امانتدارى بيش نيستند و

بايد طبق رضاى مالك اصلى عمل كنند. «مالك الملك»

3- اگر انسان مالك مُلك نيست چرا از داشتن آن مغرور و با از

دست دادنش مأيوس شود! «مالك الملك»

4- خداوند به هر كس كه شايسته و لايق باشد، حكومت مى ‏دهد.

همان گونه كه به سليمان، يوسف، طالوت و ذوالقرنين عطا نمود.

«تؤتى الملك من تشاء»

5 - حكومت و حاكميّت، دلبستگى‏آور است. «نزع» به معناى كندن

است و نشانه يك نوع دلبستگى است.

6- عزّت و ذلّت به دست خداست، از ديگران توقّع عزّت نداشته باشيم.

<31> «تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء»

7- توحيد در دعا و عبادت يك ضرورت است.

<32> «بيدك الخير»

8 - آنچه از اوست، چه دادن‏ها وگرفتن‏ها، همه خير است، گرچه

در قضاوت‏هاى عجولانه‏ ى ما فلسفه‏ ى آن را ندانيم.

«بيدك الخير»

9- سرچشمه‏ ى بدى ‏ها عجز و ناتوانى است. از كسى كه بر هر

كارى قدرت دارد چيزى جز خير سر نمى‏زند.

«بيدك الخير انك على كل شى‏ء قدير»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:48  توسط محمد ضیغم تبار  |