|
حذف یک کلمه در تفسیر آیه قرآن برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود
آقای سروش به آیات آغازین سوره واقعه استناد میکند تا مشاهدهبودن قرآن در رؤیا را اثبات کند: وی در تفسیر سوره واقعه صریحاً مینویسد که: «إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَهُ یعنی واقعه قیامت واقعاً رخ داده است». وی «اذا» را حذف و آیه را بدون آن ترجمه میکند: «وقعت الواقعه»؛ یعنی این واقعه اتفاق افتاده است. وی این آیه را اینگونه ترجمه میکند تا معنای گذشته بدهد و بگوید این واقعه اتفاق افتاده است و پیامبر آن را در خواب مشاهده کرده است. ما در پاسخ به وی میگوییم در زبان عربی وقتی «اذا» بر سر فعل ماضی بیاید، فعل ماضی معنای مضارع پیدا میکند؛ یعنی «هنگامی که این حادثه رخ دهد». وقتی آیه درست ترجمه و تفسیر شود نمیتواند شاهدی برای دیدگاه آقای سروش باشد لذا وی این تحریف را نسبت به آیه انجام میدهد تا به نتیجه مطلوب خود برسد
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۸ساعت 6:48  توسط محمد ضیغم تبار
|
تقطیع آیات قرآن و بیتوجهی به آیات قبل آن
آقای سروش تلاش میکند اثبات کند که قرآن، مشاهدات پیامبر در عالم خواب است. یعنی وحی از نوع مشاهده است نه مخاطبه یا سخن خداوند با او. مشاهده هم مشاهدات پیامبر(ص) است نه مشاهدات خداوند. یعنی پیامبر(ص) آنچه را در خواب دیده برای مردم نقل کرده نه اینکه خداوند به او سخنی گفته باشد.
وی برای اثبات اینکه قرآن توصیفگر چنین مشاهداتی است آیات پایانی سوره زمر (آیات 68 به بعد) را به عنوان شاهد آورده است. در این آیات، قیامت توصیف شده است: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُون»؛ بهگفته ایشان پیامبر صحنه قیامت را در خواب مشاهده کرده و این اتفاقات را برای ما نقل کرده است. آقای سروش از این آیه بدین نتیجه میرسد که قرآن مشاهده پیامبر است.
نخستین اشکال بر این نظریه این است که چرا فقط و فقط با توجه به دو سه آیه که ظاهر آن مشاهده است، این حکم کلی بیان شده که تمام قرآن مشاهده است؟ این، استقراء ناقص و ناپذیرفتنی است؛ آقای سروش با چه منطقی از استقراء ناقص نتیجه تام را گرفته است؟
دومین اشکال اینکه، برای فهم معنای این آیات کافی بود که وی به دو سه آیه قبل مراجعه میکرد. آیا این آیات مشاهدات پیامبر است یا اینکه خداوند قیامت را برای پیامبر توصیف میکند؟ یعنی ایشان بهجای اینکه از آیه 68 سوره زمر آغاز کنند، از آیه 65 این سوره شروع میکردند؛ در آیات قبل، خداوند آنچه را که بر پیامبران قبل وحی شده است، توصیف میکند و ضمناً خداوند میگوید، همان را ما به شما وحی کنیم، بنابراین اگر آیات ناظر به قیامت از نوع مشاهده هم باشد مشاهدات خداوند است نه پیامبر(ص).
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی ۱۳۹۸ساعت 23:32  توسط محمد ضیغم تبار
|
تفاوت دیدگاه وی با سخن فلاسفه
هرچند در فلسفه و عرفان اسلامی امکان ارتباط عالم رؤیا با عالم ملکوت مطرح شده؛ اما سخنی که آنها میگویند با نظریه سروش متفاوت است؛ وجه مشترکی میان آن دو مسأله وجود دارد و آن اینکه در عالم رؤیا ارتباط نفس انسان با عالم ماده ضعیفتر میشود و استعداد نفس برای برقراری با عالم ملکوت قویتر است و همین امر منشأ رؤیای صادقه میشود؛ اما آقای سروش این دیدگاه را قبول ندارد که خداوند یا جبرئیل در عالم رؤیا مطلبی را به پیامبر منتقل کرده است و از نظر او رؤیای پیامبر نیز مانند خواب انسانهای دیگر است که بهدلیل روانشناختی مشاهده میکنند؛ بنابراین سخن او بسیار متفاوت از دیدگاه فلاسفه اسلامی است. آقای سروش سخنان آنها را تحریف کرده و برداشتهای خویش را استفاده کرده که مخالف سخنان آنهاست. علاوه بر اینکه فلاسفه و عرفا هرگز در تحلیل وحی رسالی انبیاء، آن را به عنوان رؤیا تلقی نکردهاند.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی ۱۳۹۸ساعت 23:1  توسط محمد ضیغم تبار
|
|