وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ  

مکارم: موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ  

مکارم: چه برای آنها استغفار کنی، و چه نکنی، (حتّی) اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی، هرگز خدا آنها را نمی‌آمرزد! چرا که خدا و پیامبرش را انکار کردند؛ و خداوند جمعیّت فاسقان را هدایت نمی‌کند!
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ساعت 0:39  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ  

مکارم: و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می‌ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلَ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ  

مکارم: ولی آنها در مقابل بهای بدی، خود را فروختند؛ که به ناروا، به آیاتی که خدا فرستاده بود، کافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خویش، بر هر کس از بندگانش بخواهد، آیات خود را نازل می‌کند؟! از این رو به خشمی بعد از خشمی (از سوی خدا) گرفتار شدند. و برای کافران مجازاتی خوارکننده است.

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ  

مکارم: هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده‌اند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر می‌ورزیدند و پیامبران را بناحق می‌کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز می‌نمودند.

وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا  

مکارم: و هر کس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است؛ در حالی که جاودانه در آن می‌ماند؛ و خداوند بر او غضب می‌کند؛ و او را از رحمتش دور می‌سازد؛ و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است.

قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ  

مکارم: بگو: «آیا شما را از کسانی که موقعیّت و پاداششان نزد خدا بدتر از این است، با خبر کنم؟ کسانی که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده،) و از آنها، میمونها و خوکهایی قرار داده، و پرستش بت کرده‌اند؛ موقعیّت و محل آنها، بدتر است؛ و از راه راست، گمراهترند.»

قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ  

مکارم: گفت: «پلیدی و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آیا با من در مورد نامهایی مجادله می‌کنید که شما و پدرانتان 0بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‌اید، در حالی که خداوند هیچ دلیلی درباره آن نازل نکرده است؟! پس شما منتظر باشید، من هم با شما انتظار می‌کشم! (شما انتظار شکست من، و من انتظار عذاب الهی برای شما!)»

وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ  

مکارم: و هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشینانی برایم بودید (و آیین مرا ضایع کردید)! آیا درمورد فرمان پروردگارتان (و تمدید مدّت میعاد او)، عجله نمودید (و زود قضاوت کردید؟!)» سپس الواح را افکند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانیت) به سوی خود کشید؛ او گفت: «فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزدیک بود مرا بکشند، پس کاری نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده!»

إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ  

مکارم: کسانی که گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودی خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگی دنیا به آنها می‌رسد؛ و اینچنین، کسانی را که (بر خدا) افترا می‌بندند، کیفر می دهیم!

وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ  

مکارم: هنگامی که خشم موسی فرو نشست؛ الواح (تورات) را برگرفت؛ و در نوشته‌های آن، هدایت و رحمت برای کسانی بود که از پروردگار خویش می‌ترسند (و از مخالفت فرمانش بیم دارند).

وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ  

مکارم: و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‌گیری از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهی است!

مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ  

مکارم: کسانی که بعد از ایمان کافر شوند -بجز آنها که تحت فشار واقع شده‌اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است- آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‌اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!

كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى  

مکارم: بخورید از روزیهای پاکیزه‌ای که به شما داده‌ایم؛ و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوب می‌کند!

فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي  

مکارم: موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدّت جدایی من از شما به طول انجامید، یا می‌خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!»

وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ  

مکارم: و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد.

وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ  

مکارم: کسانی که (از روی لجاجت) درباره خدا بعد از پذیرفتن (و ایمان به) او، محاجّه می کنند، دلیلشان نزد پروردگارشان باطل و بی‌پایه است؛ و غضب بر آنهاست و عذابی شدید دارند.

وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ  

مکارم: همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می‌ورزند، و هنگامی که خشمگین شوند عفو می‌کنند.

وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا  

مکارم: و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ  

مکارم: آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد غضب خدا بودند ریختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان! سوگند دروغ یاد می‌کنند (که از شما هستند) در حالی که خودشان می‌دانند (دروغ نمی‌گویند)!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید؛ آنان از آخرت مأیوسند همان‌گونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس می‌باشند!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ساعت 0:32  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي

 

وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ

 

وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ  

مکارم: (موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!»

وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ  

مکارم: و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش!

فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا

 

وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ

 

نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ

 

وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا

 

تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ

 

فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ  

مکارم: سلیمان از سخن او تبسّمی کرد و خندید و گفت: «پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ساعت 0:4  توسط محمد ضیغم تبار  | 

برداشتی از سخنان حاج آقای دولابی عزیز



+ دست خدا هنوز توی آب و گلِ است، پس تو هم به خدا بگو خدایا درستم کن و عیب و نقص هایم را برطرف کن و مرا به کمال برسان.

+ سؤال نکن، شاید خدا به تو بفهماند . گدایی نکن، شاید خدا غنی ات کند. به قلبت فشار نیاور، شاید خدا مشکلت را رفع کند. چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی، یک شاید کنار زندگی ات بگذار.

+ هر وقت خواستی کار خوبی بکنی و راه بندان شد و ممکن نشد آن را انجام دهی، نیتت را رسیدگی کن. شاید صدمه ای خورده است و صرفاً بر ای خدا نیست و الاّ اگر با صاحبخانه کار داشته باشی، بر عهده ی اوست که موانع را از جلوی راهت برطرف کند.

+ در هر شبانه روز لااقل یک سجده ی طولانی داشته باشید. هیچ عبادتی مثل سجده نیست.

+ اگر دنبال رفیق بی عیب بگردی، بی رفیق باقی می مانی. البته بد هم نیست، چون آن وقت خدا رفیقت می شود. یا رفیق من لا رفیق له. ای رفیق کسی که رفیقی ندارد.

+مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیافتد. وقتی گریه افتاد، خودت هم به گریه می افتی. آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه ی درهایی را که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند. اینکه فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

+ زور کسی به نفسش نمی رسد و از آن شکست می خورد. اما اگر از نفست شکست خوردی، جای نگرانی نیست؛ پشت در بنشین و زانوهایت را به بغل بگیر، خدا تو را بر نفست غالب می کند. هر وقت دیدی راه نداری، چند دقیقه پشت در بنشین، خدا در را باز می کند...

+ مواظب باش هر جا که می روی، طالب خیر باشی، چون در آن صورت خداوند آنچه را طالبش هستی، از در و دیوار بر تو می بارد.

 

* برداشتی از گفته های عالم عزیز "علامه طباطبایی "

 

+ «ما کارى مهم‌تر از خودسازى نداریم.» ‌بزرگ‌ترین (و سخت‌ترین )ریاضت‌ها، همین دین‌دارى است. در روایتى از حضرت امیر علیه‌السلام هست که مى‌فرمایند: «الشریعة ریاضة النفس»، آیین اسلام و احکام آن، ریاضت و ورزیدگى نفس مى‌آورد.

 

+ ما بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کارى که در عالم داریم و هیچ کارى از اطوار و شئون زندگى ما مهم‌تر از آن نیست، این‌است که «خودمان را درست بسازیم.»

 

+ «آقا (!خطاب به علامه حسن‌زاده آملى) دعاى سحر حضرت امام باقر علیه‌السلام را فراموش نکن که در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نیست.

 

اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین‌تر است.

 

+ در شب و روز زمانى را براى حسابرسى خود قرار بدهید و ببینید که این بیست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته.

 

+ هر شب پیش از خواب، اگر توانستید سور مسبّحات (حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن )را بخوانید و اگر نتوانستید، تنها سوره حشر را بخوانید. «بحارالانوار را زیاد مطالعه کنید و از روایت‌هاى آن ساده نگذرید.»

 

+یک یک رفتار و گفتارتان را حساب برسید، از نادرستى‌ها استغفار کنید، و سعى کنید تکرار نشود، و براى آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود، خدا را شاکر باشید، تا به‌تدریج براى شما تخلق به اخلاق ربوبى ملکه بشود.

 

+ اگر یک کاه بردارى، در همه عالم (هستى) اثر مى‌گذارد (!پس گناه کردن چه اثرى بر هستى مى‌گذارد؟)

 

+ زیارت اهل قبور (به‌ویژه در شب‌هاى جمعه )را فراموش نکنید.رفتن به قبرستان در سازندگى انسان مؤثر است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۵ساعت 18:5  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

 

دعا براي اولاد دار شدن

دعا براي اولاد دار شدن

دعا براي حامله شدن زن 

اگر اين آيه را به همين صورت بنويسد و زن به همراه خودداشته باشد،به اذن خداحامله مي شود:

بسم الله الرّحمن الرّحيم

بِسْمِ اللّهِ مَجْريها وَ مَرْسيها اِنَّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحيمٌ .بِسْمِ اللّه إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِينًا

نقل از: مخزن الاوفاق

دعا براي اولاددار شدن

از امام صادق عليه السلام نقل است. براي اولاد دار شدن، در حالت سجده بخواند:

يا «رب هب لي من لدنک ذريه طيبه انک سميع الدعاء»(38 / ال عمران)

نقل از: سرّالمستتر

دعا براي فرزنددار شدن و طلب اولاد

هر کسيکه از اولادمايوس ومحروم ماند بعد از هر نماز سه بار اين دعا را بخواند.الله تبارک وتعالي به برکت کلام پاک ويرا فرزند صالح عطا فرمايد:

رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ط(آل عمران38)  

رَبِّ لاَ تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ ج (انبياء89)

ايضاً

اگر کسي را فرزند نباشد، اين دعا را هميشه وظيفه بکند و نيز زن خود را نوشته و شسته و بخوراند:

هُنالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ط فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمَحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَسَيِّداً وَحَصُوراً وَنَبِيّاً مِنَ الصَّالِحِينَ ط قَالَ رَبِّ أَنَّى‏ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِي الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ط (آل عمران38)

قَالَتْ يَاوَيْلَتَي ءَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهذَا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذَا لَشَي‏ءٌ عَجِيبٌ ط قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ ط (هود73)

وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى‏ بِل لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً ط(رعد31)

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِينٍ ط ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ط ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ط (مومنون14)

 لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِيمُ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ط هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُالْحُسْنَى‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ط (ممتحنه24)

ايضاً

دو دوعدد بيضه تاچهل روز پخته وپوستش کشيده به يکي اين دعا بنويسد مرد بخورد:

وَالسَّماءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ط(ذاريات48)

و به بيضه دوم اين دعارا بنويسد، زن بخورد. ونيز دراين ايام مجامعت کرده شود. به شرط اين که زن از حيض پاک باشد:

وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ط (ذاريات48)

ايضاً

بر هفت برگ ريحان نويسد. زنيکه حمل نگيرد يکي يکي از آن بلع نمايد. ودر عقب هر برگ يک جرعه از شير گاو سرخ مو بياشامد. سه روز بدين نوع عمل نمايد، حامله شود.ونيز در اين ايام مجامعت کند:

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِينٍ ط ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ط ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ط(مومنون14)

ايضاً

اين دعا را بر دو کاغذ نويسد. يکي رابر بازو خود بندد. يکي را بشويد. زن و شوهر بخورند وجماع بکنند، فرزند پيدا شود:

كهيعص ط ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا ط إِذْ نَادَى‏ رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيّاً ط قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً ط وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً ط يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً ط يَازَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلاَمٍ اسْمُهُ يَحْيَى‏ لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً ط قَالَ رَبِّ أَنَّى‏ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيّاً ط قَالَ كَذلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئاً ط يَا يَحْيَى‏ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً ط (مريم12)

ايضاً

 اين دعا را در گردن زن عقيمه بندند، حامله گردد:

وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى‏ بِل لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً ط  (رعد31)

وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَاناً شَرْقِيّاً ط فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً ط قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّاً ط قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاَماً زَكِيّاً ط قَالَتْ أَنَّى‏ يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً ط قَالَ كَذلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مقْضِيّاً ط(مريم21)

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ ط وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ط (ممتحنه21)

سُبْحَانَ اللَّهِ واَلْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُط

إِنَّ اللّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ ط(بقره109) 

ايضاً

اين دعارا هفت بار بر چهل عدد لوتک؟! خوانده بعد از نماز عشاء يک عدد زن عقيمه بخورد تا چهل شب و بعد از خوردن لوتک آب نخورد ونيز در اين ايام شوهرش با وي جماع بکند.بايد خوردن لوتک بعد از پاکي حيض باشد:

أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُورٍ ط(نور40)

ايضاً

اگر کسي از اولاد محروم باشدبايد که اين دعارا هميشه بخواند وبقدر حيثيت خود في سبيل لله خيرات کرده باشد.انشاءالله رب العزت به فضل خود به او فرزند نيک عطافرمايد:

اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً ط يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم مِدْرَاراً ط وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ ط 5 (نوح12)

نقل از: مجربات نوشکوي

 

دعا براي جلوگيري از سقط جنين:

 زنيکه هميشه اسقاط حمل خواهد کرد، رشته بقد زن بگيرد و نه گره زند در هر گره هفت بار اين دعا را خوانده دم کند و به گردن زن ببندد ، انشاءالله فايده يابد:

وَاصْبِرْ وَمَاصَبْرُكَ إِلَّابِاللَّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَتَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّايَمْكُرُونَ ط إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْاوَالَّذِينَ هُم مُحْسِنُونَ ط (نحل128)

اِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا...ج5(فاطر41)

قُلْ يَاأَيُّهَا الْكَافِرُونَ ج لاَ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ لا وَلاَ أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ج لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ط5(کافرون)

ايضاً 

براي حفاظت حمل زن در کمر زن بندد:

إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ط فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى‏ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى‏ وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ط5 فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتاً حَسَناً وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمَحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى‏ لَكِ هذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ  ط (آل عمران37)

ايضاً 

براي حفاظت حمل اين دعا در گردن حامله بسته باشد و بعد از ولادت به گردن طفل تعويذ کند،در امان باشد:

وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ ج إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ط وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ  ج (انبياء93)

نقل از: مجربات نوشکوي 

 

 دعا براي داشتن فرزند پسر

زنيکه هميشه فرزند دختر زائيد و فرزند نرينه نزائيد هرگاه زن ازحمل خود مطلع شد اين دعا را در گردن خود نويشانده تعويذ کرده و ببندد انشاءالله پسر زايد:

اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى‏ وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَى‏ءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ط عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ ط (رعد9)

ايضاً

براي طلب فرزند که چون مي خواهي از تو پسر متولد شود اين دعارا بر کاغذ بنويس:

قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ج يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ط

قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ط فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمَحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَسَيِّداً وَحَصُوراً وَنَبِيّاً مِنَ الصَّالِحِينَ ط (آل عمران74و39)

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِينٍ ط ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ط ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ط (مومنون15)

وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ط (احقاف15)

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً ط (شعراء74)

لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِيمُ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ط هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُالْحُسْنَى‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ط (ممتحنه24)

هُنالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ ط(آل عمران38)

چون حمل ظاهر شود و مدت او به چهارماه برسد رو به قبله کن و خود بروي زن ايستاده ودر حاليکه هر دو پاک باشند از موجب وضو و غسل وهردو اين دعارابخوانند:

لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِيمُ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ط هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُالْحُسْنَى‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ط

هُنالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ ط  (آل عمران38)

پس دست به شکم زن بمالد وسه بار بگويد:

الهم إِنِّي سَمَّيْتُ مَا فِي بَطْنِي مُحمَّدً فَسَمَّهُ مُحمَّدً

بعد ازآن کاغذ را به جانب چپ زن بياويز و هميشه به زن باشد.

نقل از: مجربات نوشکوي

 

دعا براي داشتن فرزند پسر

اگر زني فقط فرزند دختر مي زايد، روي شکم او هفتاد مرتبه با انگشت خود دايره اي  بکشد و هر مرتبه ذکر مبارکه يا متين را بخواند.

 

ايضاً:

قبل از سه ماه از زمان حاملگي با زعفران و گلاب اين آيه مبارکه را بر پوست آهو بنويسد :
اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَى وَمَا تَغِيضُ الأرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ يازَکَرِيا إِنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يحْيى‏ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِياً بحقِّ مريم و عيسي ابنً صالحاً و بحقّ سَيِّدِنا مُحَمَّد صلي الله عليه وسلَّم

 

ايضاً:

مجرّب است. قبل از سه ماه از زمان حاملگي اين مطلب را بر شکم زن بنويسد:
يا شيخ اَحمَدِالسَّر هندي قدّس سرَّه فرزند نرينه برايش متولد گردد.

 *شيخ احمدسرهندي،از سران بزرگ طريقت نقشبنديه است که در زنده نگه داشتن دين اسلام در سرزمين هند بسيار تلاش کرده است. او براي پياده کردن انديشه هاي اسلامي و عرفاني خود از موضع گيري سياسي در برابر سلاطين استفاد کرد و هم چنين تفکرات و نظريات ابن عربي در باب "وحدت وجود" را به چالش کشيد و از دل آن مباني "وحدت شهود" را به وجود آورد. اين نظريه باعث نزديک شدن رابطه ميان عقل گرايان و صوفيان گرديد.

نقل از: دعاء مستجاب

 

دعا براي طلب فرزند پسر 

از مولاناالحاج ميان ـ عليه الرّحمة ـ نقل شده است، اگر کسي عقيم باشد و فرزنددار نمي شود، اين آيه مبارکه را در نصف شب جمعه با زعفران بر قطعه اي حلوا يا شيريني بنويسند ):

يَا *دعاهاي بيشتر براي طلب فرزند درصفحه ۱۴۸کتاب*

نقل از: دعاء مستجاب

 

دعا براي جلوگيري از سقط جنين 

از شيخ احمد ديربي ـ عليه الرّحمة ـ نقل شده است، اگر حامله کودک را اسقاط مي نمايد، اين دعا را در ماه سوّم يا پنجم يا هفتم حمل بدون خط خوردگي و با بدن پاک بنويسد وآنرا پوشش کرده و زن برخود بياويزد:

۱- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ۵۷ مرتبه

۲- و صلّي الله علي سَيدِنا محمّد ۴۰ مرتبه

۳- وَاعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ  ۵۳ مرتبه

۴- حسبي اللَّهِ  ۷۸ مرتبه

۵- توکّلتُ عَلَي الحَي الّذي لايموت ۴۳ مرتبه

۶- لاحَوْلَ وَ لا قُوََّةَ اِلاّ باِاللهِ ۴۰ مرتبه

۷- اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَي الْقَيومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يحِيطُونَ بِشَيءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِيهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِي الْعَظِيمُ*�لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَينَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي فَمَنْ يکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَي لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * اللّهُ وَلِي الَّذِينَ آمَنُواْ يخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّوُرِ وَالَّذِينَ کَفَرُواْ أَوْلِيآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(آية الکرسي) يک مرتبه

۸- و لله ما في السماوات و ما في الارض تا آخر سوره؟  يک مرتبه

*دعاهاي بيشتر براي جلوگيري از سقط درصفحه ۱۴۸کتاب*

نقل از: دعاء مستجاب

 

دعا براي طلب فرزند

از مولاناالحاج ميان ـ عليه الرّحمة ـ نقل شده است، اگر کسي عقيم باشد و فرزنددار نمي شود، اين آيه مبارکه را در نصف شب جمعه با زعفران بر قطعه اي حلوا يا شيريني بنويسند ودر هنگام نوشتن کسي او رانبيند و هفت شب پيوسته بخورد، و پس از خوردن جماع کند(در شبهاي اول و دوم و سوم ماه):

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (١نساء)

*دعاهاي بيشتر براي طلب فرزند درصفحه ۱۴۴کتاب*

نقل از: دعاء مستجاب

 

دعا براي فرزند دار شدن:

اين شکل را در روز يکشنبه يا پنج شنبه نوشته و در گلوي زن بندد:

علي علي علي علي علي علي علي الله الله الله الله الله الله الله هو هو هو هو هو هو هو ده ده ده ده ده ده ده هو ده العجل العجل الساعت الساعت الوحا الوحا

نقل از: شفاء الاسقام و الاحزان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 23:24  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

 

معجزه قرآن و ادعیه ...دعا برای خانه دار شدن دعا برای ثروتمند شدن...دعا برای رفع مشکلات زندگی ... چرا

معجزه قرآن و ادعیه ...دعا برای خانه دار شدن دعا برای ثروتمند شدن...دعا برای رفع مشکلات زندگی
معجزه قرآن و ادعیه
خواص دعاها و آیات قرانی در رفع مشکلات زندگی ذکرهای رزق و روزی ( یا مالک - یا صمد - یا علی - یا حلیم - یا غنی ) 1) اگر کسی قرض بسیار بود و در کار خود فرو مانده و متحّیر شود این آیات را «هُوَ اللهُ الذَّی لاالهَ الاّ هُوَ» چهل و یک بار بعد از نماز جمعه به جهت گشایش بخواند به مراد و مقصود خود واصل شود.2) جهت توانگری و دوام ملک و بزرگی و تسلط و خَدَم و حَشَم و مالک شدن املاک و غیره مداومت نماید بر اسم «یا مالک» و اگر کسی روز جمعه پیش از طلوع آفتاب 1000 مرتبه این اسم را بخواند تمام حوائج دنیا و آخرت او برآورده شود. عدد کبیر این اسم 90 می‌باشد. 3) هر کسی هر روز 9 نوبت این اسم مقدس « یا مالک» را تکرار کند از خلق بی‌نیاز گردد و دولت دنیا و آخرت بیابد.4) هر کسی که بر گرسنگی وجوع طاقت نبود به ذکر این اسم مبارک « یا صمد» مداومت کند به عدد 1000 بار در روز تا حق سبحان درهای رزقهای ظاهری و باطنی را بر روی او بکشاید.5) برای ادای دین و قرض و جلوگیری از فقر 110 مرتبه «یا علیّ » خوانده شود.6) برای غنی شدن از نظر مادی برای همیشه اسم «علی» روی نگین انگشتری حک شود و همراه داشته باشد.7) برای نجات فوری از قرض سنگین 1002 مرتبه خوانده شود: سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِه ِسُبحانَ الله العَظیمُ8) برای وسعت رزق و روزی، 100 مرتبه گفته شود: سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیمُ9) به جهت زیاد شدن محصول در خاصیت اسم مبارک «یا حلیم» گفته‌اند که در وقت آب دادن درخت و کشت، این اسم را بر کاغذى نویسند و با آب بشویند. آن آب بر هر زمینى که رسد محصول آن زیاد شود و از آفت سالم ماند.10) برای جلوگیری از فقر و بهبودی وضعیت مالی در هر روز 100 مرتبه ذکر «یا غنی» خوانده شود.  : تا 40 روز هر روز يك بار سوره هاي ذاريات - طلاق-مزمل و حشر . سوره ق هم براي ثروت است و ختمش هم در روز 3 بار  براي توسعه رزق در امر معاش و غني و توانگري در سحرگاه يعني در نزديكي صبح دو ركعت نماز بجاي آورد در ركعت اول بعد از حمد 17 مرتبه سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد 17 مرتبه سوره توحيد و در ركوع هر يك از اين دو ركعت 17 مرتبه ذكر سبحان ربي العظيم و بحمده و در هر يك از سجدتين دو ركعت 17 مرتبه سبحان ربي الاعلي و بحمده بگويد و بعد از فراغ از نماز 17 مرتبه آيت الكرسي بخواند كه مجرب است و گفته اند اين عمل از گنج هاي مخفي پروردگار است كه بدست نااهل نبايد داد و خواندن سوره طه نزد طلوع فجر كمترين اثر او اين است كه روزي تازه به خواننده ميرسد و نرمي دلها براي او حاصل مي شود حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند:

براي يافتن مالي عظيم هر پنج شنبه 40مرتبه سوره نصر خوانده شود تا مالي بيابي كه در خاطرت نگنجد  ختم برای رزق و روزی روایت شده است هر کس در وقت صبح قبل از تکلم سه بار بخشی از آیه ۱۴۴ سوره مائده را بخواند روزی او از جایی برسد که گمان نداشته باشد  بسم الله الرحمن الرحیم رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا ماءِدَةً مِنَ السَّماءِ تكُونُ لَنا عيدًا لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرّازِقينَ  برکت پول روز جمعه در ميان دو نماز به يک خط بنويس ( يعني خط دوم نرود ) دعا را و در کيف پولت قرار بده تا هميشه غني باشي بسم الله الرحمن الرحيم و لقد مَكّنّا كم فى الارض و جعلنا لكم فيها معايش قليلا ما تشكرون2هزاردستورالعمل مجرب مرحوم لواسانی گوید: از جمله مجرباتی که هیچ شکی در استجابت آن نیست این است که د سه شب متوالی در گوشه خلوتی نشسته و در هر شب 1000 مرتبه بگوید:" الهی الهی قَد اِنقَطَعَ رَجائی و اَنتَ رَجائی"سپس حاجت خویش را طلب کند جناب آقای مقدم می گوید: برای رسیدن به حاجات شرعیه 911 بار بگو :"یا قاضی الحاجات"جناب اقای سیاح می گوید: گفتن 66 بار "یاالله" (برای مطلق حاجات) مجرب است انشاالله. جناب آقای حسینی کاشانی نیز از پدر خویش نقل کرده است چنانچه این عمل با خشوع و تضرع باشد مجرب است مرحوم خاتون آبادی گوید: 66 بار گفتن "یا الله" در صبح و عصر و سحر برای رسیدن به حوائج شرعیه مفید است جناب آقای مقدم می گوید: 66 بار گفتن "یا الله" بعد از نمازهای واجب به همراه صبح و عصر و سحر بسیار مجرب است

برای فراوانی رزق و روزی يكي از شرايط اجابت دعا اين است... كه از خلق كاملا قطع اميد كند و در اجابت دعا ترديدي نداشته باشد 1) هر كس روزي 110 مرتبه سوره ي والعاديات را بخواند روزي فراوان و حلال نصيبش مي شود . و اگر كسي اين سوره را بنويسد و همراه داشته باشد در امان الهي باشد و اسباب رزق براي او فراهم مي شود. 2) اگر كسي به هر دري زد و كارش درست نشد 30000 مرتبه بگويد استغفرالله ربي و اتوب اليه. كه ان شا الله به زودي كار بسته ي او گشوده ميشود. 3) 6 روز روزي 330 مرتبه : يا الله لطيف بعباده يرزق من يشا ء و هو القوي العزيز 4) سوره ي حشر 41 روز روزي يك بار 5) جهت خلاصي از سختي ها : 3 روز ، روزي 544 بار ( يا رئوف يا رحيم) 6) خواندن سوره ي قدر و مداومت به آن در حل مشكلات مالي موثر است. 7) براي وسعت رزق بعد از نماز صبح 10 مرتبه ( سبحان الله العظيم و بحمده استغفرالله و اتوب اليه و اسئله من فضله) 8) از امام صادق (ع) روايت است كه هر كه اين دعا را دو ماه متوالي روزي 100 بار بخواند خداوند گنجي از مال يا گنجي از علم به او عطا كند:( استغفرالله الذي لااله الا هوالحي القيوم بديع السموات و الارض من جميع ظلمي و اسرافي علي نفسي و اتوب اليه) 9) جهت گشادگي كارهاي بسته مداومت بر آيه 186 سوره بقره بسيار موثر است.. 10) بعد از نماز صبح پيش از سخن گفتن با كسي آيه 10 سوره كهف را:( فسيكفيكهم الله و هو السميع العليم) 7 مرتبه بخوانيد. 11 ) جهت توسعه ي رزق با وضو و روبه قبله 3 بار سوره ي طلاق را بدون اينكه در وسطش با كسي صحبت كنيد بخوانيد.بسيار موثر است. 12) از امام صادق روايت است كه هر كس بعد از نماز عشاء بر سوره ي واقعه مداومت كن هرگز محتاج نمي شود. 13) هر روز دعاي هفتم صحيفه سجاديه را بخوانيد. 14) براي گشايش روزي 1000 مرتبه در نيمه شب بگوييد :سبحان الملك الحي القيوم الذي لا يموت 15) مداومت بر سوره ق باعث ازدياد ثروت مي شود.

 

ازدیاد رزق و برکت خانه و مغازه آیه به جهت زیادی رزق به تجربه رسیده است آن که در هر روز آیه ی مبارکه ی و من یتق الله تا آخر آیه ی 3 سوره ی طلاق را سه مرتبه بعد از نمازهای واجب با سه مرتبه صلوات در اول آن و سه مرتبه صلوات در آخر آن بخواند موجب وسعت رزق خواهد بود . ان شاء الله . وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿2﴾ وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا آیه ای دیگر جهت وسعت رزق هر روز صبح بعد از نماز دستها را به طرف آسمان بلند کرده به قصد دعا این آیه را هر روز بخواند . رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَآیه جهت خیر و برکت پیدا کردن مغازه و منزل اگر کسی آیه ی 59 سوره ی انعام را بر صفحه از قلع بنویسد و در دکان یا منزل خود آویزد خیر و برکت آن بسیار شود.

 وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍمُّبِينٍ 

برای پول و ثروت : برای دعوت پول که تا عمر داری از مشکلات راحت میشوی به شرط مشروع باید یک هفته ترک حیوانی کند یعنی از غذاهایی مثل شیرو پنیر و ... و کلا غذاهایی که در آن حیوانی هست استفاده نکند و میتواند از سبزیجات و میوه جات استفاده کند سپس از روز اول که روز چهارشنبه باشد شروع کند و در جای خلوت اسم ( اسرافیل ) را بر کاغذ نوشته و در سر خود ببندد و نگاه بالا نگهدارد باید که سر خود را در پس افکنده و نگاه به بالا کند و در خواندن این اسماء مکرم مشغول گردد انشاالله چون روز چهارشنبه ی دیگر در آید مقصود حاصل آید :اسماء اینست : عَشقَد طَقطوش مُطِز هَواطِل و عَواطِل اَجیبوا عَنهُ مِن الدَّراهِمِ و الدّینارِ بِحق اسرافیل و اوفونی و قَوِّ عَلی اعطاء

 

حضرت ابا عبدالله الحسین ع 2 پس از آن چون شیر غضبان حمله می کرد و می زد و می کشت و می انداخت تا آن تخاذیل دست به تیر برداشتند و تیرها به سوی او می انداختند. آن حضرت تیرها را به سینه می گرفت و می فرمود: ای امّت بد، جانب پیغمبر خویش فروگذاشتید و در کشتن اولادش سخت دلیری کردید. به خدایی خدا که در این خواری از او -جل جلاله- امید عزّت و کرامت میدارم و یقین دارم که شما را خوار گرداند و کینه مرا از شما بخواهد.حصین بن نمیر السّکونی آواز داد: ای پسر فاطمه، به چه چیز خدای تعالی به سبب تو انتقام از ما بکشد؟امیرالمونین حسین(ع) فرمود: میان شما دشمنی اندازد تا خونهای یکدیگر بریزید و بعد از آن عذاب خویش بر شما فرو آرد.شمر ذی الجوشن گفت: چرا تووقّف می کنید؟ این مرد از بسیاری زخم سخت ضیعف شده است و یک تن بیش نیست. به موافقت هم بر او حمله کنید.پس، آن قوم از همه جانب بر او حمله کردند و با شمشیر و نیزه گرد او درآمدند. ملعونی که او را زرعه بن شریک گفتندی شمشیر بر دست چپ او بزد. بدبخت دیگر که او را عمروبن خلیفه الجعفی گفتندی از پس پشت درآمد و شمشیری بر دوش مبارک آن حضرت بزد. سیّوم ملعونی که او را سنان بن الانس النخعی گفتندی تیری بر سینه او زد. ملعون چهارم که او را صالح بن وهب المزنی گفتندی نیزه بر پهلوی او زد. امیرالمومنین حسین(ع) از اسب فرو آمد و بازنشست و تیر از سینه برکشید، خون روان شد. دستها باز می نهاد و در برابر جراحت می نهاد تا پرخون می شد و در روی و موی خویش مالیده می گفت:همچنین سر و روی خون آلوده و محاسن به خون خضاب کرده پیش جد خویش روم.چون عمر سعد، حسین بن علی(ع) را بدان حالت بدید، اسب به نزدیک او راند و بالای سر او بایستاد و یاران خویش را گفت: فرود آیید و کار او تمام کنید و سر از پیکر او جدا سازید.نصر بن خرشه الصّنانی فرود آمد، و او ابرص بود. پس، به نزد آن حضرت رفت و محاسن مبارک آن سرور بگرفت و خواست که سر از تن آن حضرت ببرد. امیرالمومنین حسین(ع) فرمود:تو آن سگ ابرصی که تو را بخواب دیده ام.نصر گفت: مرا چنین می گویی؟ پس شمشیر به گلوی مبارک نهاده می مالید و می گفت:اقتلک الیوم و نفسی تعلم // علما یقینا لیس فه مزعم // ان اباک خیر من یکلم // بعد النبی المصطفی المعظم // اقتلک الیوم و سوف اندم // و ان مثوای غدا جهنمو قوت بر شمشیر می کرد و نمی برید. عمر سعد در خشم شد و مردی که بر دست راست ایستاده بود و نام او خولی بن یزید الاصبحی، آن ملعون را گفت: برو و کار حسین(ع) را تمام کن.و خولی ا اسب فرو جست و سر مبارک فرزند رسول خدا(ص) و قره العین علی مرتضی(ع) و سرور سینه فاطمه زهرا(س) را از تن جدا ساخت.ابن اعثم کوفی

 

حضرت ابا عبدالله الحسین ع پس، روی به اهل کوفه آورد و فرمود:ای اهل کوفه، وای بر شما. کشتید اهل بیت پیغمبر خود را و بر برنا و پیر ابقا نکردید و در ریختن خون ما مبالغه و غلوّ کردید، حال آنکه شما جمیعا می دانید که ما کیستیم و می دانید که دشمنی شما با کیست. نه شما مرا طلبیدید و عهدها کردید؟ چون رضای شما را بر جناح عجلت و قدم مسارعت پیش آمدم، شمشیرهایی که به جهت اعدای دین نگاه داشته و مهیّا کرده بودید روی به من آوردید و با دشمنان من درساختید بی آنکه از جانب من در رعایت حق شما اهمالی رود و یا از من گناهی در وجود آید. یا لیت که پیش از آنکه با دشمنان یار شوید، مرا اعلام میدادید و از کیفیّت نقض عهد اطلاع می دادید تا من عزم آمدن بدین جانب فسخ کردمی. وای بر شما، چون آمدم خود را پروانه وار بر شمع بیعت زدید و چراغ ایمان خود را به دست خود خاموش کردید.آن حضرت این سخنان می فرمود و از کسی جوابی شنیده نمی شد. بعد از آن، آن حضرت شمشیر بکشید مانند کسی که دل از جان برگرفته باشد و از حیات نومید شده باشد، روی بدان قوم آورده مبارز خواست و جمعی از آن طایفه به زخم شمشیر به دارالبوار فرستاد. آخر شمرذی الجوشن با فوجی انبوه از سوار و پیاده روی بدو آورد. امیرالمومنین حسین(ع) ساعتی به تنهایی با آن گروه انبوه جنگ کرد. ایشان در میان او و اهل حرم جدایی افگندند و آنگاه روی به خیمه های اهل بیت رسول خدا(ص) آوردند. آن حضرت از این معامله بر آشفت و آواز داد:ای آل ابوسفیان، گرفتم که شما را دین نیست، آخر نه از عربید؟ از عار نمی اندیشید که تعرّض حرم من می کنید؟شمر آواز داد: ای حسین، چه می گویی و مقصود تو چیست؟فرمود: چرا معترض اهل بیت من می شوید؟ مقصود شما کشتن من است، اینک اینجا ایستاده ام و با شما جنگ می کنم. نگذارید که کسی حوالی خیمه های حرم می گردد.شمر گفت: ای پسر فاطمه، التماس تو به اجابت مقرون است. پس، بانگ بر آن جماعت زد که سوی خیمه های او می رفتند و گفت: بازگردید و بدان خیمه ها هیچ تعلّق مسازید و روی به حسین(ع) آورید که غرض جز او نیست.آن قوم به هیئت اجماع روی به حسین(ع) آوردند و علی التّواتر حمله می کردند و حسین بن علی(ع) دفع ایشان می کرد. در اثنای آن مکاوحت تشنگی بر او غلبه کرد. اسب را از آنجا از آنجا به جانب فرات تاخت. آن لشکر او را مانع می آمدند و نمی گذاشتند که به کنار آب فرات رسد. پس، ملعونی که کنیت او ابوالحنوق بود تیری بر پیشانی مبارک آن حضرت بزد. آن سرور تیر را از پیشانی نورانی خود بیرون کشید. خون بر روی و موی او می دوید و می گفت: ای بار خدایا، می بینی بر این قوم در چه حالتم؟ بار خدایا، ایشان را هلاک گردان و ایشان را میامرز.

 

حضرت اباالفضل العباس ع نزدیک نهر آب علقمه، به سواران ابن سعد برخورد نمود. با آنها جنگید و عده ای از آنها را از پا در آورد و همانطور سواره به شریعه آب رفت. به غریزه طبیعی و تشنگی فوق العاده خود، مشت به میان آب گل آلودی زد که روی هم در نهر می غلطید و می رفت. خواست بنوشد، یک مرتبه برادرش و اهل بیت او جلو چشمش آمدند. لحظه ای فکر کرد که آنها تشنه اند و چگونه خودش آب بنوشد. همین اندیشه جلو دست او را گرفت. به جای اینکه مشت خود را پر آب بکند و بنوشد، مشک ها را پر از آب کرد و بی درنگ رو به چادرهای حسین روان شد. اسب او مانند آهوی تیزپایی می رفت که سواران دشمن از همه سو او را دنبال کردند تا به او رسیدند و همه با وسایل خود به او حمله کردند. کوشش داشتند مشک آب را از دستش بگیرند، ولی هیچ کدام مانند نوفل بن ازرق موفق نشد. او از پشت درختهای خرما جلو حضرت عباس درآمد و با شمشیر دست راست او را قطع کرد. ابوالفضل درد و سوزش شمشیر را در آن گرمی نبرد به هیچ وجه احساس نکرد و بی اختیار مشک را به دست چپ خود گرفت و راه خود را ادامه داد و این اشعار بلند بلند خواند:«به خدا اگر دست راست مـرا بـریـدیـدمن از برادر و دینم دست بر نمی دارم».ولی سواران دشمن ساعت به ساعت در اطراف او زیاد شدند تا اینکه جکم بن طفیل این مرتبه توانست ضربت شمشیر خود را به روی شانه چپ ابوالفضل وارد کند. چنانکه نوشته اند دست راست او از بازو ودست چپش از بند بریده شد.ابوالفضل بیدرنگ مشک آب را جلو زین اسب خود نهاد و سر آن را به دندان گرفت و راه خود را پیمود، چیزی که در آن حال به هیچ وجه احساس نکرد، همان درد و سوزش دستهای بریده بود.ابن سعد، فرمانده نیروی دشمن که ناظر این جنایت دلخراش بود و دید ابوالفضل آب را دارد به سلامت به خیمه گاه حسین می برد، به تیر اندازان خود فریاد برآورد، گفت: مشک آب را با تیر سوراخ کنید. به خدا اگر به حسین آب برسد کسی از شما را زنده نخواهد گذاشت.در همان حال تمام تیراندازان تیرهای خود را به سوی ابوالفضل انداختند. در آن میان یکی به هدف خورد. مشک سوراخ شد و آب خنک آن روی زین سرازیر گردید. زین خیس شد و سردی آن را عضلات و ماهیچه های ابوالفضل کاملا احساس کرد.همان وقت بود که ابوالفضل تمام سوزش ها و دردهای ضربتهایی که در آخرین پیکار به بدن و دست های او وارد آمده بود، یک جا و با هم و همه را احساس کرد. دریافت که این یک درد و سوزش نیست. هزاران درد و سوزش است و در همه جای بدن اوست. آن وقت بود که دانست دیگر نمی تواند خود را از روی زین اسب نگاه دارد. از اسب به یک سو متمایل شد و بتدریج تود را به زمین افتاد و این را گفت که جز نزدیکان خودش و خدای خودش کسی آن را نشنید: «ای اباعبدالله به تو سلام و درود می فرستم».حسین که حتی لحظه ای او را از چشم دور نداشته بود، همین که دید برادرش از روی اسب به زیر پای سوارانی افتاد که او را احاطه کرده اند، بی اختیار نهیب هب اسب خود زد و به فاصله کمی از جسد برادرش ابوالفضل رسید. چند نفری که می خواستند جنازه را «مثله» کنند از نهیب حسین دور شدند و حسین آخرین کلمه های برادرش را چنین شنید: برادر مرا به خیمه گاه اطفال مبر! از آنها خجالت دارم زیرا نتوانستم آب برایشان بیاورم.ابوالفضل این را گفت و دیدگان خود را برای همیشه بست.حسین خواست جسد او را که غرق به خون بود، از زمین بلند کند و نزد اجساد شهدا ببرد، ولی تمام بدن او از ضربت های شمشیر و نیزه متلاشی شده بود. حسین به دو دست خود که بر زمین بر دو سوی سر برادرش به طور عمودی گذاشته بود، تکیه داد و به تمام صورت و بدن او خیره خیره نگاه می کرد.آیا در این حال حسین چیزی هم به برادرش گفت؟ ...زین العابدین رهنما

ذکرهای رزق و روزی ( یا غنی - یا واسع - یا باسط - الشکور - یا وهاب ) 11) برای رفع ضیق معیشت و همچنین غنای معنوی 10 جمعه متوالی هر بار 1060 مرتبه ذکر «یا غنی» گفته شود. 12) برای نجات پیدا کردن از فقر و زیاد شدن روزی در هر روز 110 مرتبه این دعا خوانده شود: اللّهُمَّ اغننِی بِحَلالِکَ عَن حَرامِکَ وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواکَاین دعا را حضرت رضا (ع) در عالم خواب به مرحوم ملا زین العابدین گلپایگانی، استاد میرزای شیرازی، سفارش فرمودند. 14) برای وسعت رزق در هر روز 137 مرتبه ذکر «یا واسع» خوانده شود. 15) جهت جلوگیری از فقر، بخل، مرض و برای غنی شدن از نظر مادی در هر روز بین الطلوعین (بعد از طلوع فجر تا قبل از طلوع آفتاب) 10 مرتبه اسم مبارک «یا باسط» خوانده شود. 16) هر که تا سه شب، یک در میان یعنی از شش شب سه شب خوانده شود در ثلث آخر شب با حضور قلب دست بردارد و هر شبی 1424 مرتبه بگوید (یا باسط) حاجتش روا می شود. خصوصاٌ به جهت معیشت گویند بسیار مجرب است.17) اگر کسی در سحرگاه با طهارت (غسل کردن و وضو گرفتن) باشد دست بر آسمان بردارد و ده بار بگوید:«یا باسِطْ» و بر روی خود بمالد هرگز محتاج خلق نگردد و از غم فقر و نیازمندی خلاصی یابد و از جایی که گمان نداشته باشد نعمت یابد و روزی بر وی فراخ گردد.18) برای وسعت رزق و معیشت بعد از نماز صبح 526 مرتبه در یک مجلس ذکر مقدس «الشکور» گفته شود. 19) هر که معیشت تنگ شده باشد و روزگار به دشواری گذارند باید که به ذکر این اسم مداومت کند تا معیشت بر روی گشاده گردد.20) به جهت استفاده از بخششهای مادی خدا و غنای مادی، در ثلث آخر هر شب، در سجده 14 مرتبه ذکر «یا وهاب» خوانده شود.

حضرت علی اکبر علیه السلام علی بن الحسین (علی اکبر) با لب تشنه و عطش فراوان و شجاعت بی مانند رو به دشمن آورد. نوشتند که از دم شمشیر او کشته و زخمی بسیار افتاد، زیرا او برای مرگ نبرد می کرد. خودش چندین زخم کاری برداشت و معذلک به جنگ ادامه داد. پس از ساعتی با سر و روی خون آلود به تاخت به سوی خیمه گاه پدر شتافت. امام بر اسب سپید خود سوار و جلو خیمه گاه ایستاده بود و با توجه و دقت به زد و خورد فرزندش خیره شده بود. وقتی جوانش نزدیک او رسید، اولین کلمه اش به پدر این بود: ای پدر تشنگی مرا کشت و سنگینی آهن مرا از پا درآورد. آیا ممکن است یک جرعه آب به من برسانی تا بهتر به جهاد ادامه دهم؟حسین با گلوی گرفته که بغض خفه اش می کرد، گفت: ای فرزند عزیز من، بر پیامبر خدا و علی بن ابی طالب و هر آنکس که آنها را می خوانی، بسیار دشوار است که تو را در چنین حال ببیند و نتوانند به تو یاری کنند. تو می بینی که من هم مانند تو تشنه ام. همه تشنه ایم، خدا چنین خواسته که ما با این حال و احوال بر ضد ستمگران بی دل و وجدان نبرد کنیم. اکنون به جای آب، زبانت را به دهان من گذار، شاید رطوبت آن تسکینی به تشنگی تو دهد.علی همین که زبان به دهان پدر گذاشت، آن را خشک تر از دهان خود یافت. این با حسین (ع) انگشتر عقیق خود را به او داد و گفت: آن را در دهان خود بگذار و به میدان جنگ برو. امیدوارم به زودی به دیدار جدت نایل شوی و از آب کوثر بنوشی و جدت از آن چشمه بهشتی سیرابت کند.علی بن حسین این فرمان را که شنید، دوباره نهیبی بر اسب خود (عقاب) زد و به میدان رفت. چنان به شدت با دشمنانی که از هر سو او را فراگرفته بودند، درآویخت که صدای تحسین از همه طرف بلند شد، ولی افراد دشمن زیاد بودند و از همه طرف او را احاطه کرده بودند. منقذبن مره شمشیر زهر آگین خود را به فرق او فرود آورد که خون بر صورتش جهید و سایر افراد که روبرویش بودند، با شمشیر و نیزه به او هجوم کردند. ضربت های سخت بر بدنش زدند که دیگر تاب و توانی برای او نماند. جوان از اسب به زیر افتاد و این صدای دردناک او را پدرش شنید حسین شنید:- ای پدر مرا دریاب.حسین بی اختیار به سوی او شتافت. به جسدش که رسید، از اسب فرو جست و سر خون آلود و مجروح او را که چشمش را به نقطه ای دوخته بود، رو به صورت خود گرفت و آهسته و شمرده این کلمه ها را از او شنید: ای پدر نگاه کن! چنان که گفتی این جدم رسول خداست که کاسه آب گوارایی به من می دهد... من دیگر هرگز تشنه نخواهم شد... آنجاست... نگاه کن... آیا توهم او را می بینی؟حسین فریادی از اعماق روح خود برآورد که با همان فریاد، روح و روان واقعی خود را از دست داد. گفتند که حسین در این ساعت جان سپرد و نه آن ساعت که سر او را بریدند...حسین صورتش را بر صورت زیبای علی اکبر نهاد و بلند بلند گریست. گفتند صدای بلند گریه او را تا حال کسی نشنیده بود. و این کلمات را گفت:نابود باد زندگی این دنیایی که بی تو باشد.زین العابدین رهنما

دعای گشایش و رفع پریشانی و سختی از حضرت حجة عج ملا محمدصادقی عراقی در نهایت سختی و پریشانی و بدحالی بود. به هیچ وجه برای او گشایش نمی‌شد تا آن که شبی در عالم خواب خدمت حضرت حجة(عج) رسید و عرض حال خود بگفت. حضرت فرمود: به نزد سید محمد سلطان آبادی برو و به دستور آن عمل کن:اول: آن که بعد از فجر صبح دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه بگوید (یا فتاح)دوم: آن که مواظبت کن به خواندن:لاحَوْلَ وَلاقُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لایَمُوتُ وَ اَلْحَمْدُللِهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَلا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً.سوم: آن که بعد از هر نماز صبح بخواند این جملات را:بِسْمِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اُفَوِّضُ اَمْری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ قَوْقاهُ الله سَیِّآتِ ما مَکَرُوا اِلاَّ الَهِ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجِبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجیِ الْمُؤمِنینَ حَسْبُنا اللهَ وَ نِعْمَ الْوَکیلِ وَ انْقَلِبُوا بِنِعْمَهً مِنَ اللهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءُ ماشاءَ‌اللهُ لا ماشاءَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ ماشاءَ اللهُ لا ماشاءَ النّاسَ ماشاءَ اللهُ اَنْ یَرَهُ النّاسَ حَسْبِیَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبینَ حَسْبِیَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقینَ حَسْبِیَ الرّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقینَ حَسْبِیَ اللهُ رَبُّ الْعالَمینَ حَسُبی مَنْ هُوَ حَسْبی مَنْ لَمْ یَزَلْ حَسْبی حَسْبی مَنْ کانَ مُنْذُ کُنْتَ حَسْبی حَسْبِیَ اللهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ الْحَمْدُللِهِ رَبِّ الْعالَمینَ.

 

براي توسعه رزق برای غنی شدن  هر که این کلمات را صد نوبت بخواند غنی گردد و مجرب است

بسم الله الرحمن الرحیم یا کَثیرَ الخَیر  یاذالمَعرُوف یا قَدیمَ الاِحسان  اَحسِن اِلِینا  بِاحسانِکَ القَدیم برحمتک یا ارحم الراحمین   گشايش کار براي گشايش در کار و فتح و قوت کسب هرکس2 بار صلوات بفرستد و الم نشرح و آيه الکرسي را هر کدام 2 بار بخواند و از انگشت کوچک تا بزرگ عقد کند (ببندد) البته تاثير عجيبي خواهيد ديد. و نيز براي گشايش کار آيه الکرسي بعد از هر نماز خوانده شود. سوره قدر 10 بار بعد از نماز صبح خوانده شود.دستور العمل مجرب برای پولدار شدن جمعه شب ، سه لقمه با پیاز بخورند و صبح شنبه ناشتا ، ابتدا یک شیرینی که می تواند خرما یا عسل یا حتی شکر و قند باشد میل کند  بعد 3 بار بگوید  ( اللهم العن یهود الخیبری)  هر هفته جمعه شبها انجام دهد و ترک نکند ، به این ترتیب مدام به او پول و دارایی میرسد  منبع این دستور العمل ،  کتاب سیاحت شرق نوشته حاج اقا نجفی قوچانی  نویسنده کتابهای سیاحت غرب ( برای رزق و روزی )امام صادق فرمودند : هرکس سوره یوسف را نوشته و با آب بشوید و از آن بنوشد خداوند به آسانی به او رزق و روزی عنایت می کند و برای او از طرف خداوند رزق و بهره ای مقرر می شود. امام صادق (ع) فرمودند : اگر رزق و روزی کسی تنگ شود هفت بار سوره مریم را بخواند درهای روزی بر روی او باز می شود .امام صادق (ع)فرمودند : اگر کسی سوره فتح را در شب اول ماه مبا رک رمضان به هنگام رویت هلال سه مرتبه بخواند خداوند متعال درهای رزق و روزی را به روی آنها میگشاید .ایمن از زیان مالی  امام باقر (ع)فرمودند:هر کس سوره نحل را در هر ماه یکبار بخوانداز زیان مالی در دنیا ایمن باشد

دعا برای انفجار رزق دستورات زیر برای ازدیاد رزق و روزی  را به دقت انجام دهید :1- 308  مرتبه ذکر یا رزاق  هر روز اول صبح (ترجیحا بعد از نماز صبح )2- مداومت در ذکر یا واسع بدون عدد ( به هر تعداد که می توانید )3- آیه 2و3  سوره طلاق هر روز بعد از هر نماز  سه مرتبه4- در یک چله روزی 27 مرتبه سوره  ذاریات آیه  585- روزی 2358  مرتبه "یا غنی یا فتاح  یا رزاق"6- مداومت در صلوات و استغفاردستورات 4و5و6  به جهت ازدیاد یا بعبارتی انفجار رزق است حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمودند : قسم به آن خدایی را که من را مبعوث فرموده هرکسی این دعا را همراه خود داشته باشد یا در دکان و یا در منزل خود گذارد فقر او به ثروت و وسعتِ رزق و روزی مبدل شود ان شاء الله یا اللهُ یا رَبِّ یا حَیُّ یا قَیّوم یا ذَالجَلالِ وَالاکرام اَسئَلُکَ بِاسمِکَ اَلعَظیم اَلاَعظَم اَن تَرزُقََنی رَزقاً حَلالاً طَیِّباً بِرَحمَتِکَ الواسِعَه  یا اَرحَمَ الرّاحِمِین در دستور دیگر برای توسعه رزق گفته شده بعد از این دعا حمد و توحید و قدر و آیة الکرسی را بخواند و بعد برخیزد و رو به قبله حاجت بخواهددعاي تنگي روزيدعاي تنگي روزي ( و نيز درخواست حوائج در سفر طولاني )  که هنگام طلوع افتاب دراب اندازد : بسم الله الرحمن الرحيم الملک الحق المبين من العبد الذليل الي الملک المولي الجليل سلام الله علي محمد و علي فاطمه والحسن والحسين و علي محمد و جعفر و موسي و علي و محمد و علي و الحسن و الحجة القائم المنتظر المهدي مولينا و سيدنا صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين رب اني مسني الضر والخوف فاکشف ضري و امن خوفي بحق محمد و اله اسئلک بحق کل نبي و وصي و صديق و شهيد ان تصلي علي محمد و علي ال محمد يا الله يا رحمن الراحمين اشفعوا لي يا ساداتي و موالي بالشان الذي لکم عندالله فان لکم عنده شانا من الشان فقد مسني الضر و الخوف يا ساداتي والله يا ارحم الراحمين وافعل بي ما انت اهله يا رب کذا و کذابه جاي کذا و کذا حاجت خود را بنويسدهر کس سوره فیل را 21 بار بعد از نماز ظهر بخواند روزی او از غیب گشوده شودسوره واقعه برای ازدیاد  روزی  مفید استبراي وسعت رزقهر روز بعد از نماز صبح اين ايه را 110 مرتبه بخوانيد(اِن الله هو الرزاق ذوالقوة المتين) از براي مال و ثروت دو رکعت نماز بخوانيد و بعد از نماز سوره مبارکه "يس" را بخوانيد و اين عمل را تا 3 مرتبه انجام دهيد.  هرگاه در ساعت اول روز 308 مرتبه بگويد يا رزاق روزي او وسيع مي گردد.جهت تنگي روزي و رفع فقر 40 روز روزي يکمرتبه سوره مبارکه مزمل را بخواند.بعد از نماز صبح به جهت زيادي نعمت بايد به عدد ابجد 211 مرتبه بگويد يا منعم.

دعای اداء قرض از امام صادق - امام کاظم - حضرت محمد ص و حضرت عیسی ع دعاى اداى قرض موسى کاظم علیه السلام مردى به خدمت امام موسى کاظم علیه السلام شکایت کرد که کار من بسته شده است و به هر کارى که متوجه مى شوم ، سود نمى یابم و به هر حاجت که روى نهم برآورده نمى شود. حضرت فرمودند: بعد از نماز صبح ده مرتبه بگو:سُبحانَ اللّهِ العَظیمِ و بِحَمدهِ اَستغفر اللّه و اَسئلُهُ من فضله .راوى گوید: بعد از مدتى مال بسیار به دست من آمد.  دعاى اداى قرض از امام صادق علیه السلام عیاشى از عبداللّه بن سنان روایت کرده است : به خدمت حضرت صادق علیه السلام رفتم حضرت فرمودند: مى خواهى تو را دعایى تعلیم کنم که چون بخوانى حق تعالى قرض تو را ادا کند و حال تو نیکو شود؟ گفتم : چه بسیار محتاجم به چنین دعا. حضرت فرمود: بعد از نماز صبح بگو:تَوَکَّلتُ عَلَى الحَىُّ القَیّومُ الَّذى لایمَوت و الحمدللّه الذى لَم یَتَّخِذ وَلَداً و لَم یکن له شریک فى المُلک و لم یَکُن لَهُ وَلىٌُ مَنَ الذُّل و کَبِّرهُ تکبیرا اللهم اِنّى اَعوذُ بِکَ مَنَ البؤس و الفقرِ و من غَلَبَةِ الدَّینِ و السُّقمِ و اَسئَلُکَ اَن تُعینَنى عَلى اَداءِ حَقِّکَ اِلیکَ و اِلَى النّاسِ (و به روایت شیخ طوسى چنین است :) و من غَلَبَةِ الدَّینِ فَصَلِّ عَلى مُحمد و اله و اَعِنّى عَلى اَداءِ حَقِّکَ اِلیکَ و اِلى النّاس .دعا جهت اداى قرض زیاد از حضرت عیسى علیه السلام مردى به حضرت عیسى بن مریم علیه السلام شکایت کرد از دین خود فرمود بگو:اللهم یا فارِجَ الهَمِّ و مُنَفِّسَ الغَمِّ و مُذهِبِ الاَحزانِ و مُجیبَ دَعوَةِ المُضطَرّینَ یا رحمنَ الدُّنیا و الاخِرَةِ و رَحیمَهُما اَنتَ رَحمَنى و رَحمان کُلّ شى ء فَارحَمنى رَحمَة تغُنینَى بِها عَن رَحمةِ مَن سِواک و تَقضِىَ بِها عَنِّى الدَّینخدایا اى زداینده اندوه و اى غمگشا و اى بَرَنده گرفتگیهاى دل و اجابت کننده دعاى درماندگان.  اى بخشاینده ی دنیــا و آخرت و مـهرورز در آن دو . تویـى بخشاینده ی من و بخشنده ی هر چیز .  پس با من مهر کن مهرى که بى نیازم کنى ازمهر دیگران و بپردازى ازمن بدهیم را . دعا برای اداء قرض از حضرت محمد ص " بعد از هر نماز صد مرتبه بگوئید اَللّـهـُـمَّ اَغـنِـنـی بـِـحـَلا لـِکَ عَنْ حـَرامـِکْ وَ بـِـفـَضـْـلـِکَ عَــمـَّـنْ سـِـواکْ ذکرهای رزق و روزی ( یا رزاق - یا غنی - یا منعم ) هرگاه در ساعت اول روز 308 مرتبه بگويد يا رزّاق روزي او وسيع مي گردد.هر که در ميان نماز مغرب و عشاء 1060 مرتبه بگويد يا غني صاحب ثروت خواهد شد.جهت تنگي روزي و رفع فقر 40 روز روزي يکمرتبه سوره مبارکه مزمل را بخواند.بعد از نماز صبح به جهت زيادي نعمت بايد به عدد ابجد 211 مرتبه بگويد يا منعم.دعا جهت زیاد شدن روزی این دعا را روزی چهارده مرتبه تا ۹ روز بخواند: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بَحَقَّ وَلِیَّکَ مُحَمَدِّ بن عَلیًّ عَلَیهِ السَّلامُ اِلاّ جُدْتَ بِهِ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیَّ مِنْ وُسْعِکَ وَ وَسَّعَتَ عَلَیَّ رِزْقَکَ وَ اَغْنَیْتَنی عَمَّنْ سِواکَ وَ جَعَلْتَ حاجَتی اَلَیْکَ وَ قَضاها عَلَیْکَ اِنَّکَ لِما تَشاءُ قَدیردعا برای رفع  بیماری و فقر مردی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله هر روز به دیدار آن حضرت می رسید. چند روزی نتوانست به نزد رسول خدا (ص) برود٬ وقتی به حضور آن حضرت رسید٬ حضرت از او پرسیدند: چه چیزی باعث شد که چند روزی دیر نزد ما بیایی؟ مرد پاسخ داد: بیماری و فقر. حضرت فرمودند: آیا به تو دعایی یاد نداده ام که هرگاه بخوانی بیماری و فقر را از تو زائل کند؟ ... این دعا را بخوان:لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لایَمُوتُ وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراًآن شخص به خواندن این دعا مداومت نمود٬ پس از مدتی نزد حضرت آمد و گفت: خداوند بیماری و فقر را از من برد.  اصول کافی جلد/**/آرشيو نظرات عید غدیر خم بر همه مسلمین مبارکباد به روز غدير خم از مقام لم يزلي  به كائنات ندا شد به صوت جلي كه بعد احمد مرسل به كهتر و مهتر امام و سرور و مولا عليست علي ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 0:0 توسط فریبا9999| /**/آرشيو نظرات ذکرهای رزق و روزی ( یا وهاب - المقیت - یا اول - یا حق - یا لطیف - یا رزاق ) 21) برای برخوردار شدن از بخششهای خاص خدا و ریشه کن شدن کلی فقر در هر شبانه روز، 100 مرتبه ذکر «یا وهّاب» خوانده شود. 22) برای برخوردار شدن از عطایا و عنایات خاصه خداوند در هر زمان که حال خوشی پیدا شود خدا را این گونه خطاب نماید: یا واهِبَ العَطایا أعطِنی 23) هر که بعد از نماز پیشین سر به سجده نهد و 70 نوبت بگوید این اسم مبارک «یا وهّاب» را از خلق مستغنی گردد و این اسمی است که به غایت پر خاصیت و سریع الاجابه. 24) و اگر کسی این را ورد سازد و هر روز 1035 بار بخواند «یا وهّاب یا ذاالطّول» روزی بر وری فراخ گردد. و اگر مداومت کند از جائی که گمان ندارد روزی او برسد.25) به جهت وسعت رزق در شبانه روز 55 مرتبه ذکر «المقیت» خوانده شود (مداومت بر این اسم مبارک برای توسعه رزق لازم است.) 26) برای برکت پیدا کردن مال، کار و کسب، وقت و ...، روزی 37 مرتبه ذکر «یا اوّل» خوانده شود. (تعداد وسیط این اسم 10 مرتبه و صغیر آن 1 مرتبه می‌باشد.)27- جهت ادای قرضی که توانایی بازپرداخت آن نیست قبل از اذان صبح 108 مرتبه ذکر«یا حق» خوانده شود. 28) هر که هیچ نداشته باشد از اسباب معیشت و درویش حال بود یا دور افتاده باشد از دیار و دوستان یا غایبی دارد و یا دختری بخت بسته باشد یا بیماری که از علاج عاجز باشد یا مرادی دارد که تدبیر آن دشوار است یا مهمی که کفایت نمی‌شود این جمله که گفته شد و می‌خواهد که ساخته گردد تدبیر آن است که غسل کند یا وضوی کامل بسازد و دو رکعت نماز با خشوع و خضوع کند چون سلام باز دهد همچنان بر روی سجاده با قلب سلیم متوجه قبله 100 نوبت بگوید «یا لطیف» به آن نیت حاجات و مرادات حاصل گردد. که تصور آن را نمی‌شود کرد.29) هر که چهار طرف خانه خود در هر رکنی 100 بار بگوید این اسم را «یا رزّاق» فقر و درویشی را راه در آن خانه نباشد.30) هر که 40 روز هر روز چهار عدد تکسیر نام مقدس «یا رزٌاق» را بخواند خداوند تعالی او را چندان دنیایی کرامت کند که صفت نتواند کردن. نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 0:0 توسط فریبا9999| /**/آرشيو نظرات برای کسب مال و ثروت اين دعا را بنويسيد و در موم بگذاريد و با خود داشته باشيد به سه هفته نرسيده خداوند متعال شما را ثروتمند کرده درحالي که خود ندانيد که برکت و ثروت اموال از کجاست بسم الله الرحمن الرحيم يا الله الرقيب الروف الرحمن الرحيم يا اله الحي القيوم يا مسبب الاسباب يا مفتح الابواب افتح علي صاحب کتابي هذا العبد الضعيف ابواب فضلک و ابواب رحمتک و ابواب رزقک و ابواب خيرک و ابواب کرامتک و ابواب نعمتک و ابواب سعادتک و ابواب سلامتک و ابواب عظمتک و ابواب رفعتک و ابواب برکاتک و ابواب منک و ابواب احسانک و ابواب  مرضاتک و ابواب عنايتک و ابواب الغني و ابواب الجنة اللهم تکفلت برزقي و رزق کل دابة انت آخذ بناصيتها ان ربي علي صراط مستقيم و انت افضل من اعطي و احسن ما ارعي  اللهم اني اسئلک بمحمد و آله تفضل بي و بجميع المومنين و المومنات و المسلمين و مسلمات برحمتک يا ارحم الراحمين منبع : کليات مجمع الدعوات روزی  یک مرتبه دعای زیر را بخوانید بسم الله الرحمن الرحیم یا الله یا الله یا الله یا رب ّ یا ربّ یا ربّ یا حی ّ یا قیّوم یا ذالجلال والاکرام یا حَیّ و یا قَیّوم یا ذالجلال والاکرام یا حَیّ و یا قَیّوم یا ذالجلال والاکرام اسَئَلُکَ باسمِکَ الاعظَم اَن تَرزُقنی رِزقا" حلالا" طَیّبا" برَحمَتِکَ یا ارحم الراحمینمردی به امام صادق علیه السلام از تنگی روزی شکایت برد و خواست حضرت به او دعایی تعلیم دهند ، امام فرمود بعد از نماز شب در حالت سجده بگو :  یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ یَا خَیْرَ مَسْئُولٍ وَ یَا أَوْسَعَ مَنْ أَعْطَى وَ یَا خَیْرَ مُرْتَجًى ارْزُقْنِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ وَ سَبِّبْ لِی رِزْقاً مِنْ قِبَلِکَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌجهت زیاد شدن رزق و روزیتان این دعا را هر روز 100 مرتبه بخوانید  اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاء وَهُوَ الْقَوِیُّ العَزِیزُ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 0:0 توسط فریبا9999| /**/آرشيو نظرات بجهت دولت عظیمه و قضاء حوائج و اداء دین  گویند خواندن این دعا بجهت دولت عظیمه و قضا حوائج و اداء دین مفید است چنانچه حضرت رسول خدا ص ان را تعلیم یک اعرابی فرمودند و میراث بسیاری باو رسید و هفت خم زر پیدا کرد از برکت آن: بسم الله الرحمن الرحیماللهمَ اِنّی اَسئَلُکَ یا فارِِجُ الهُمُومَ و یا کاشِفُ الغُمُوم و یا حَیُّ یا قَیُوم  یا رَحمَنَ الدُنیا و رَحیمِهُما یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا فَردَ یا وِترَ یا ذالجلالِ و الاِکرام یا اللهُ یا رَبُّ یا مالِکُ یا  مَن لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ یا رَبُّ الاَربابَ وَ یا مالِکَ الرِقابَ و یا مَنشِیَ السَحابَ  الثِقالِ یا مُسَبَبَّ الاَسبابَ و یا مُفتَحُ الَابوَابَ  صَلِّ علی مُحَمَّد والِه اِفتَحَ لِیّ اَبوَابَ کَرامِتِکَ وَ  اَبوُابِ رَحمَتِکَ و  اَبوُابِ فَضلِکَ وَ  اَبوُابِ نِعمَتِکَ واَبوُابِ خَیرِکَ و اَبوُابِ شُکرَک و اَبوُابِ عِنایَتِکَ وَ اَبوُابِ عافِیَتِکَ و اَبوُابِ اِحسانِکَ و اَبوُابِ اَمنِکَ یا رَئوفَ یا رَحیمُ یا سَمیعَ الدُعاء یا لَطیفَاً لِعِباِد صَلِّ  علی مُحَمَّد والِه اِسمَع کَلامِی وَاستَجِبُ دُعائی اللهُمَّ اِنِّی اَعُوذَ بِکَ مِن شَرِالجِنَ والاِنس  وَ اَعوذُ بِکَ مِن البَخلُ وَالجَبنِ وَ اَعوذُ مِن غَلَبَهُ الدَینِ وَ قَمَرَالرَجال بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرَاحِمین  وَ صَلِّ علی مُحَمَّد والِه.توانگری زاید الوصفاز روز جمعه هر روز 41 بار تا 41 روز بخواند بدون فاصله انداختن  و اگر فاصله شود باید از سر گیرد و هر روز بعد از ختم این دعا را 13 بار بخواند یا مُفَتِّح فَتِّح  یا مُفَرِّج فَرِّج  یا مُسَبِّب سَبِّب  یا مُیَسِّر یَسِّر  یا مُسَهِّل سَهِّل یا مُتَمِّم تَمِّم و حَسبُنا الله ُ و نِعمَ الوَکیلهر کسی این را با خلوص  و تقوی و حضور قلب  به جا آورد از توانگری به جایی رسد که بیان نتوان کرد منبع : شفاء و درمان با قرآن نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 8:58 توسط فریبا9999| /**/آرشيو نظرات جهت خرید و فروش و تخلیه خانه جهت تخلیه ملک توسط مستاجراگر كسی ملكی را اجاره داده باشد و مدت اجاره به اتمام رسیده باشد ولی مستاجر از تخلیه ملك سر باز میزند مالك به مدت چهل روز بلافاصله بعد از نماز صبح بدون اینكه حرفی بزند و یا بلند شود و یا كاری كندچهل مرتبه آیه 11 سوره حم دخان را تلاوت كندربَّنا اكشف عنّا الْعذاب انّا مومنون برای خرید خانه بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه این آیه شریـفه را تلاوت کنیــدوَ قـُل رَبّ  اَنــزِلـنـی مُـنـزَلاً مُبارَکاً وَ اَنـتَ خَیـرُالـمُنـزِلـیـن ( سوره مبارکه المومنون آیـه بیست و نُه )دعا جهت فروش خانه آیه الکرسی را نوشته و پس از آن این دعا را نوشته و در منزل قرار دهید:یا حفیظ یاحفیظ احفظنی فاستبشرو ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیمسوره قارعه را نوشته و در منزل قرار دهیدآیه ۳۳ سوره الرحمن از: یا معشر الجن ... تا ... الا بسلطان را ۷۰ مرتبه بخوانید.سوره زلزال را از نزدیک یا دور ۷ بار خوانده و به آن سمت بدمید و اگر با هفت بار فروش نرفت روزی ۷۰ بار بخوانید نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 6:23 توسط فریبا9999| /**/آرشيو نظرات دعا برای یافتن شغل و برکت در کسب و کار برای گشایش در کار و فتح و قوت کسب٬ هرکس ۲ بار صلوات بفرستد و الم نشرح و آیه الکرسی را هر کدام ۲ بار بخواند و از انگشت کوچک تا بزرگ عقد کند (ببندد) البته تاثیر عجیبی خواهید دید.و نیز برای گشایش کار آیه الکرسی بعد از هر نماز خوانده شود.سوره قدر ۱۰ بار بعد از نماز صبح خوانده شود.رفع کساد کالاهرگاه کالای شما کساد شود این آیه را بر کالا بخوانید انشاءالله مشکل حل شود:یَرْجونَ تِجارَةً لَنْ تَبورَ (سوره فاطر آیه ۲۹)"امید تجارتی دارند که هرگز زیان و زوال نخواهد یافت."برای یافتن شغل در کتاب سرالمستتر آمده است:" سوره يوسف را بنويسد و شب هنگام از خانه خارج گشته و در شکاف ديواری پنهان کند و موقع برگشتن به پشت سر خود نگاه نکند  بعد از سه روز او را برای شغلی دعوت کنند و مشغول گردد."  در نوشتن آيات طهارت و وضو داشتن رعايت گردد  , قلم و کاغذ غصبی و نجس نباشد .ديواری که کاغذ در آن پنهان ميشود غصبی و ناپاک نباشد . موقع برگشتن به هيچ وجه نبايد به پشت سر نگاه کرد. دیوار غصبی دیوار خانه یا کلاْ ملکی است که غصب شده باشد یعنی مثلاْ ساکن فعلی آن ملک را غصب نموده باشد.مورد دوم اینکه سوره یوسف را نمی توان در دیوار خانه خود پنهان نمود و حتماْ باید دیوار ملک دیگری باشد.کاریابیچنانچه شخص بیکار آیه زیر را بر کاغذ نوشته و بر بازو ببندد ، کار پیدا نماید قُل اِنَّ الفَضلَ بِیَدِاللهِ یُؤتیهِ مَن یَّشاءُ وَاللهُ واسِعٌ عَلیمٌ. یَختَصُّ برَحمَةِ مَن یَّشاءُ وَاللهُ ذُوالفَضلِ العَظیمِ. (آل عمران آیات ۷۳و۷۴) نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 6:53 توسط فریبا9999| /**/آرشيو نظرات دعاى استفاده از تربت امام حسين عليه السلام در مصباح المتهجدين از حضرت ابوعبداللّه عليه السلام منقول است چون تناول كند يكى از شما تربت مبارك امام حسين عليه السلام را اول بگويد:اللهم انى اسئلك بحق الملك الذى تناول و الرسول الذى نزل و الوصى الذى ضمن فيه ان تجعله شفاءا من كل داء.و مرضى كه دارد نام ببرد شفا يابد ان شاء اللّه . با دو سند معتبر از حارث بن مغيره منقول است كه خدمت امام صادق عليه السلام عرض كردم من در دو بيمارى سخت گرفتارم و به هر دوايى مداوا كرده ام نفع نيافته ام ، فرمود: چرا غافلى از تربت امام حسين عليه السلام كه در آن شفاى هر دردى و ايمنى از هر خوفى است و چون تربت را بر مى دارى بگو:اللهم انى اسئلك بحق هذه الطينة و بحق الملك الذى اخذها و بحق النبى الذى قبضها و بحق الوصى الذى حل فيها صل على محمد و آل محمد و اهل بيته و افعل بى كذا و كذا.و بعد شفاى مرض خود را طلب كند. در بعضى از دعوات از حضرت بقية اللّه امام عصر عليه السلام رسيده است هر كه اين دعا را با تربت امام حسين عليه السلام در قدحى بنويسد و دست خود را بشويد و با انگشت شهادت به مريض دهد تا بخورد صحت يابد.بسم اللّه الرحمن الرحيمبسم اللّه شفاء و لا اله الا اللّه اكفاء اذهب الباس رب الناس و اشف انت الشافى شفاء و انت الكافى كفاء لايغادر شفاءك سقما و صلى اللّه على محمد و آله اجمعين برحمتك يا ارحم ا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 23:12  توسط محمد ضیغم تبار  | 

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ  

مکارم: و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می‌ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ  

مکارم: هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده‌اند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر می‌ورزیدند و پیامبران را بناحق می‌کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز می‌نمودند.

وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ  

مکارم: خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت)؛ در حالی که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید. پس، از خدا بپرهیزید (و در برابر دشمن، مخالفتِ فرمانِ پیامبر نکنید)، تا شکر نعمت او را بجا آورده باشید!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.

إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ  

مکارم: کسانی که گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودی خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگی دنیا به آنها می‌رسد؛ و اینچنین، کسانی را که (بر خدا) افترا می‌بندند، کیفر می دهیم!

لِّلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  

مکارم: کسانی که نیکی کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند؛ و تاریکی و ذلّت، چهره‌هایشان را نمی‌پوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند.

وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  

مکارم: امّا کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی بمقدار آن دارند؛ و ذلّت و خواری، چهره آنان را می‌پوشاند؛ و هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‌هایشان آنچنان تاریک است که) گویی با پاره‌هایی از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!

قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ  

مکارم: گفت: پادشاهان هنگامی که وارد منطقه آبادی شوند آن را به فساد و تباهی می‌کشند، و عزیزان آنجا را ذلیل می‌کنند؛ (آری) کار آنان همین‌گونه است!

ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُم بِجُنُودٍ لَّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ  

مکارم: بسوی آنان بازگرد (و اعلام کن) با لشکریانی به سراغ آنان می‌آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند؛ و آنان را از آن (سرزمین آباد) با ذلّت و خواری بیرون می‌رانیم!»

خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ  

مکارم: این در حالی است که چشمهایشان (از شدّت شرمساری) به زیر افتاده، و ذلّت و خواری وجودشان را فراگرفته؛ آنها پیش از این دعوت به سجود می‌شدند در حالی که سالم بودند (ولی امروز دیگر توانایی آن را ندارند)!

خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ  

مکارم: در حالی که چشمهایشان از شرم و وحشت به زیر افتاده، و پرده‌ای از ذلّت و خواری آنها را پوشانده است! این همان روزی است که به آنها وعده داده می‌شد!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 23:3  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَى بِالْأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ  

مکارم: ای افرادی که ایمان آورده‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد،) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او [= قاتل‌] نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت.

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ  

مکارم: نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد؛ (سرانجام) او را کشت؛ و از زیانکاران شد.

فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ  

مکارم: سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) می‌کرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد.

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ  

مکارم: و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!»

وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ  

مکارم: و هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشینانی برایم بودید (و آیین مرا ضایع کردید)! آیا درمورد فرمان پروردگارتان (و تمدید مدّت میعاد او)، عجله نمودید (و زود قضاوت کردید؟!)» سپس الواح را افکند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانیت) به سوی خود کشید؛ او گفت: «فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزدیک بود مرا بکشند، پس کاری نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده!»

وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ  

مکارم: و به موسی و برادرش وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‌هایی در سرزمین مصر انتخاب کنید؛ و خانه‌هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‌شوند!)»

قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ  

مکارم: گفت: «آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم همان‌گونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید چه شد)؟! و (در هر حال،) خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است»

فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ  

مکارم: و هنگامی که (مأمور یوسف) بارهای آنها را بست، ظرف آبخوری پادشاه را در بارِ برادرش گذاشت؛ سپس کسی صدا زد؛ «ای اهل قافله، شما دزد هستید!»

فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاءِ أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ  

مکارم: در این هنگام، (یوسف) قبل از بار برادرش، به کاوش بارهای آنها پرداخت؛ سپس آن را از بارِ برادرش بیرون آورد؛ این گونه راه چاره را به یوسف یاد دادیم! او هرگز نمی‌توانست برادرش را مطابق آیین پادشاه (مصر) بگیرد، مگر آنکه خدا بخواهد! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم؛ و برتر از هر صاحب علمی، عالمی است!

يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ  

مکارم: پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‌شوند!»

قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ  

مکارم: گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!»

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ  

مکارم: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛ تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است!

وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ  

مکارم: و همسر و برادرش را،

يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ  

مکارم: در آن روز که انسان از برادر خود می‌گریزد،

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 22:58  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

 
 
 

وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ  

مکارم: و هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشینانی برایم بودید (و آیین مرا ضایع کردید)! آیا درمورد فرمان پروردگارتان (و تمدید مدّت میعاد او)، عجله نمودید (و زود قضاوت کردید؟!)» سپس الواح را افکند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانیت) به سوی خود کشید؛ او گفت: «فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزدیک بود مرا بکشند، پس کاری نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده!»

فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي  

مکارم: موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدّت جدایی من از شما به طول انجامید، یا می‌خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 22:52  توسط محمد ضیغم تبار  | 

چرا به صحابه ی رسول خدا(ص)، عمر، تهمت می زنید که مانع وصیت پیامبر(ص) شد؟ مگر کسی جرأت داشت در حضور حضرت با ایشان مخالفت کند؟

اینکه این مطلب از مجعولات باشد، حرف صحیحی نیست چرا که حتی شیخین بخاری و مسلم با همه احتیاط کاری که در نقل اخبار و حوادث داشتند که مبادا خبری نقل نمایند که مورد توجه و استشهاد مخالفینشان قرار گیرد، در صحیحین خود این قضیه را نقل نموده اند که رسول اکرم(ص) عندالموت فرمود: «دوات و کاغذ بیاورید تا برای شما بنویسم چیزی که هرگز گمراه نشوید.» عده ای از حضار مجلس به اغوای یک نفر (مرد سیاسی) مانع شدند و به قسمی داد و فریاد نمودند که دل آن حضرت شکست و با تغیر آنها را از اطراف بستر خود خارج ساخت.

بخاری در ص 118 جلد دوم صحیح و مسلم در آخر کتاب وصیت و احمد حنبلی در ص 222 جلد اول مسند شرح این ماجرا را به خوبی آورده اند.

غزالی در مقاله چهارم سرالعالمین این موضوع را نقل کرده و در ادامه می نویسد: اصحاب حاضر در مجلس دو دسته شدند، بعضی طرفدار خلیفه دوم و جمعی طرفدار رسول اکرم(ص) و به قسمی مجلس به هم ریخت که آن حضرت (مجسمه ی خُلق عظیم) متغیر شد و فرمود از پیش من برخیزید، نزد من جنگ و نزاع سزاوار نیست.

این اول فتنه و فسادی بود که در میان مسلمانان در حضور خود پیغمبر(ص) واقع شد. این مطلب نه از سوی شیعیان بلکه از سوی علمای سنی مانند حسین میبدی در شرح دیوان مطرح شده است.

 همچنین اولین باری بود که به ساحت مقدس پیامبر اسلام (ص) توهین و جسارت شد، آنجایی که خلیفه ی دوم گفت : «این مرد هذیان می گوید» ، آن هم چه مردی! شخصیتی که خداوند متعال در سوره احزاب آیه 33 می فرماید آن حضرت را به نام نخوانید، بلکه رسول الله بگویید، آن وقت ایشان را «آن مرد» خطاب قرار می دهند و تهمت هذیان گویی به ایشان زده می شود.

جالب اینجاست که علمایی از قبیل قاضی شافعی در کتاب شفا و کرمانی در شرح صحیح بخاری و نوری در شرح صحیح مسلم نوشته اند که گوینده این کلام هرکه بوده اصلا ایمان به رسول الله نداشته و از معرفت کامل به مقام و مرتبه آن حضرت عاجز بوده است.

عده ای معتقدند که خلیفه ی دوم از ترس اینکه اختلاف و فتنه ای ایجاد شود، از روی خیرخواهی و به نفع پیامبر(ص) مانع وصیت شده است. در جواب این افراد باید گفت که این حرف عذر بدتر از گناه است. از این حرف معلوم می شود که پیامبر اکرم(ص) با مقام عصمت و اتصال به عالم غیب، در مقام ارشاد و هدایت امت توجهی به صلاح و فساد نداشته و خلیفه ی دوم ایشان را مدد رسانده است!

عده ای دیگر نیز معتقدند کلام «حسبنا کتاب الله» (کتاب خدا ما را کفایت می کند) نشان از خیرخواهی خلیفه دوم است. اما این عده اگر معرفت کامل به قرآن داشتند، می دانستند که قرآن به تنهائی کفایت امور نمی کند. چرا که کلیات احکام در آن بیان شده است اما جزئیاتش نیاز به یک مفسر دارد که این امر توسط یک انسان عادی بدون فیض الهی امکان پذیر نیست.

همچنین این قرآن است که می فرماید: «اگر به رسول و صاحبان حکم (پیشوایان اسلام بعد از رسول) رجوع می کردند همانا تدبیر کار از آنانکه اهل بصیرت اند می دانستند و آن واقعه صلاح اندیشی می کردند» (نساء/83)

مگر در حدیث متواتر که مورد تایید همه ی فرق اسلامی است (و در سوالات دیگر به آن پرداخته شده است) پیامبر اسلام(ص) نفرمودند هم به کتاب خدا تمسک جویید و هم به اهل بیت من؟ پس چرا خلیفه دوم در حضور خود پیامبر(ص) خلاف این حدیث را گفته و گفت: «کتاب خدا مارا کفایت می کند»؟

چنانچه قطب الدین شافعی شیرازی از علمای سنی در کشف الغیوب می گوید: «این امر مسلم است که راه را بی راهنما نتوان پیمودن و تعجب می نمائیم از کلام خلیفه عمر رضی الله عنه که گفته چون قرآن در میان ما هست به راهنما احتیاجی نیست این کلام مانند کلام آن کس ماند که گوید چون کتب طب در دست هست احتیاجی به طبیب نمی باشد بدیهی است که این حرف غیر قابل قبول و خطای محض است چه آنکه هر کس از کتب طبیه نتواند سر در آورد قطعا باید رجوع نماید به طبیبی که عالم به آن علم است.

حال ما این سوال را مطرح می کنیم: چرا در زمان فوت ابوکر، خلیفه ی دوم مانع وصیت ایشان نشد و چرا در آنجا نگفت «حسبنا کتاب الله»؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:47  توسط محمد ضیغم تبار  | 

چرا شیعیان برخلاف سایر فرق اسلامی، دست ها را از بالا به پایین می شویند؟

همگی می دانیم که وضو یکی از مقدمات نماز است. در سوره ی مبارکه ی مائده می خوانیم:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَيْدِيَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَيْنِ  «ای افراد با ایمان هرگاه برای نماز به پا خاستید، صورت و دست های خود را تا آرنج بشویید و سر و پاها را تا کعبین (دو برآمدگی) مسح کنید» (مائده/6)

در جمله «فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَيْدِيَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ» لفظ «أیدی» به کار رفته که جمع «ید» به معنی دست است و با در نظر گرفتن دو مطلب روشن می شود که چرا باید دست ها را از بالا به پایین شست.

1- کلمه «ید» در زبان عربی استعمالات مختلفی دارد و گاه صرفا به انگشتان دست، گاه به انگشتان تا مچ، گاه به انگشتان تا آرنج و بالاخره گاه به کل دست از سرانگشتان تا کتف اطلاق می شود.

2- مقدار واجب شستن دست در وضو فاصله ی میان مرفق تا سرانگشتان است، لذا قرآن لفظ «الی المرافق» را به کار برده تا مقدار واجب را بیان کند.

نتیجه می گیریم: چون لفظ «ید» کاربردهای گوناگونی دارد، کلمه ی «الی» در «الی المرافق» بیانگر مقداری از اجزاء عضو است که باید شسته شود یعنی باید دستها تا آرنج شسته شود نه کمتر و نه بیشتر و هرگز ناظر به «کیفیت» شست و شوی دست نیست، اما کیفیت شستشو چگونه است؟ آن مربوط به عرف و عادت است و معمولا از بالا به پایین می شویند.

فی المثل اگر پزشک دستور دهد پای بیمار را تا زانو بشویید، پای وی را از بالا به پایین می شویند و یا اگر انسانی بخواهد اطاقی را تا سقف رنگ کند، هیچگاه از پایین دیوار آغاز نمیکند بلکه از بالا شروع می کند. 

گذشته از اینها سیره ی اهل بیت(ع) که مفسران حقیقی قرآن کریم هستند، برای شیعه حجت و بیانگر کیفیت وضو گرفتن است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:39  توسط محمد ضیغم تبار  | 

یک سنی از من پرسید: چرا شیعه معتقد است که تعداد امامان و خلفای پیامبر منحصر در دوازده تن است و شیعیان فقط در این عدد توقف کرده اند؟

اولا این پرسشگر سنی یا واقعا از منابع روایی اهل سنت بی خبر است که اعتقاد به امامان و خلفای دوازده گانه را فقط به شیعه منتصب می کند و یا مغرض است. زیرا تمام منابع معتبر حدیثی اهل سنت از پیامبر(ص) نقل کرده اند که آن حضرت تعداد خلفا را به صراحت دوازده تن، نه کمتر و نه بیشتر مطرح فرموده اند. از جمله صحیح بخاری در جلد 4 کتاب الاحکام و صحیح مسلم در کتاب الاماره، و مسند احمد بن حنبل در جلد 5 صفحه 87 الی 93 و دیگر کتب اهل سنت این حدیث را نقل کرده اند.

بنابراین اعتقاد شیعه به دوازده تن خلیفه (امام) مورد تایید کتب اهل تسنن نیز هست. اتفاقا جماعتی که مسلمانند و تعداد خلفا را کمتر یا بیشتر از دوازده تن می دانند باید بگویند با این روایت پیامبر چه می کنند؟!

در اینجا تنها به بیان یک مطلب بسنده می کنیم. مسلم نیشابوری در کتاب صحیح خود در باب کتاب الاماره حدیثی را با سند معتبر خود نقل می کند که جابربن سمره صحابی پیامبر(ص) می گوید از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «همواره این دین، دینی است عزیز و استوار تا زمانی که دوازده خلیفه و جانشین برای من وجود دارد.

ثانیا قطعا در عدد دوازده حکمتی وجود دارد. شکی نیست که عدد دوازده از اعدادیست که دارای بار مثبت است. لذا قرآن در چند مورد که امور مقدسی را می شمرد، عدد دوازده را یاد می کند.

به عنوان نمونه در آیه ی 12 سوره ی مائده تصریح می فرماید که تعداد نقبا و خلفای رسولان بنی اسراییل هم دوازده تن بوده اند. آنجا که می فرماید: «ما دوازده نقیب را در بنی اسراییل برانگیختیم»

یا در سوره ی بقره آیه ی 60 به رسول خود جناب موسی خطاب می کند که با عصایت به سنگ بزن تا از آن دوازده چشمه بجوشد.

یا در سوره ی توبه آیه 36 می فرماید: «تعداد ماه ها در نزد خدا دوازده است»

بنابراین اگر شیعه طبق فرمایش پیامبر(ص) تعداد خلفای اسلام را هم دوازده تن می داند، در واقع حکمتی مهم دارد و این عدد  همواره دارای اسرار الهی بوده است.

ثانیا شکی نیست که در نظام تشریع،  گاهی خداوند مقام هایی را در تعداد خاص تعیین کرده است. مثلا بنابرقول مشهور تعداد انبیاء یکصد و بیست و چهار هزار نفر می باشند و تعداد رسولان 313 تن و تعداد اولوالعزم 5 نفر و تعداد نقبای بنی اسرائیل همانگونه که گذشت 12 تن بوده اند. و اسرار آن اعداد بر ما مخفی است و یکی از این موارد هم تعداد خلفای اسلام است. بنابراین اگر پرسشگر بخواهد انحصار عدد دوازده را در اینجا با دیده ی انکار بنگرد و بگوید چرا دوازده نفر، باید این اشکال را در موارد دیگر هم جاری کند. در حالیکه هیچ مسلمان معتقدی به خود چنین اجازه ای نمی دهد بلکه انکار آن اعداد ایمان شخص را از بین می برد. لذا اگر شیعه هم بنابر کلام پیامبر(ص) که مورد تایید منابع اهل تسنن است خلفا را دوازده تن می داند در واقع مثل بقیه ی موارد مذکور می باشد. و هیچ مسلمانی حق دخالت در حدود الهی را ندارد. و این امر مانند این است که ما از اهل تسنن سوال کنیم چرا قائل به 4 پیشوا هستید...!

رابعا آنچه پرسشگر مطرح می کند به نوعی به بهانه جویی شبیه تر است. زیرا فرض کنید تعداد خلفا 11 تن و یا 13 تن بودند، آیا آنوقت بازهم منکران حق بهانه جویی نمی کردند که چرا 11 و یا 13 خلیفه وجود دارد؟! به راستی بهانه جویانی که اکنون عدد 12 را با تعجب می نگرند اگر این تعداد کمتر یا بیشتر بود باز هم این اشکال سست را مطرح نمی کردند؟! و آیا اگر ما این تعداد را کم یا زیاد کنیم، آنها شیعه خواهند شد؟  مسلما چنین نیست. بهتر است بجای پرداختن به این موضوعات بی اساس آنها جواب سوال اول ما را بدهند: «چرا با وجود اینکه در منابع خودشان تعداد خلفا (امامان) بعد از پیامبر دوازده تن ذکر شده است، به حق روی نمی آورند؟»

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:32  توسط محمد ضیغم تبار  | 

شیعیان چه دلیلی برای برتری حضرت علی(ع) نسبت به سایر انبیاء دارند؟

در این امر که پیامبران اولوالعزم نسبت به سایر پیامبران برتری دارند که هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد و همگان آن را قبول دارند. لذا کافیست که ما ثابت کنیم حضرت علی(ع) از تمام پیامبران اولوالعزم - به جز خاتم الانبیاء(ص) - برتر است تا برتری ایشان نسبت به همه ی انبیاء ثابت گردد.

برای پاسخ به این سوال ما کلام خود شخص حضرت علی(ع) را در این زمینه می آوریم چراکه سخن حضرت بسیار شیرین و محکمتر از حرف های عامیانه ی ما است.

زمانی که آثار مرگ در اثر ضرب شمشیرِ مسموم بر فرق مبارک حضرت، ظاهر گردید، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود: به شیعیانی که در بیرون خانه اجتماع کرده اند اجازه بدهید به داخل بیایند. وقتی آنها وارد شدند حضرت با کمال ضعف فرمودند: از من بپرسید قبل از آنکه دیگر مرا نیابید ولکن سبک و مختصر بپرسید.

از جمله سوال کنندگان صعصعه بن صوحان بود که روایت های او علاوه بر علمای شیعه، توسط علمای سنی نیز نقل می شود.

صعصعه پرسید: شما افضل هستید یا آدم؟

حضرت ابتدا فرمودند: قبیح است که من تعریف خود را نزد مردم بکنم ولی از آنجا که خدا فرموده «نعمت های خداداده ی خود را نقل کن» می گویم. من از آدم افضل هستم زیرا همه نوع نعمت و وسایل راحتی و آسایش برای آدم در بهشت فراهم بود و تنها از درخت گندم منع شده بود ولی او از آن خورد. اما خداوند مرا در این دنیا از خوردن گندم منع نکرد ولی من به میل و اراده ی خود، چون دنیا را قابل توجه نمی دانستم، هرگز از گندم نخوردم

صعصعه پرسید: شما افضل هستید یا حضرت نوح؟

حضرت فرمودند: من از نوح افضل هستم. نوح قوم خود را به دلیل آزار و اذیت بسیار نفرین کرد اما من بعداز خاتم الانبیاء (ص) با آن همه صدمات و اذیت های فراوان [برای نمونه به شهادت رساندن همسر ایشان حضرت فاطمه(س)]، ابدا آنها را نفرین نکردم و کاملا صبر نمودم.

صعصعه مجدد سوال کرد: شما افضل هستید یا حضرت ابراهیم؟

حضرت پاسخ  دادند: من از ابراهیم افضل هستم. ابراهیم به خدا عرض کرد نحوه ی زنده شدن مردگان را به من نشان بده تا دلم آرام بگیرد ولی ایمان من به جایی رسیده است که گفتم اگر تمام پرده ها بالا برود، یقین من زیادتر نخواهد شد.

صعصعه پرسید: شما افضل هستید یا حضرت موسی؟

حضرت در جواب گفتند: من از موسی نیز افضل هستم. زمانی که خداوند حضرت موسی را مامور کرد تا به مصر رفته و فرعون را به یکتاپرستی دعوت کند گفت: من از آنها (فرعونیان) می ترسم زیرا یک نفر را کشته ام و... اما وقتی پیامبر اکرم(ص) از جانب خدا مرا مامور ساخت تا بر بام کعبه بروم و آیات اول سوره ی برائت را بر کفار قریش قرائت نمایم، با آنکه کمتر کسی بود که یکی از خویشان نزدیکش به دست من کشته نشده باشد، با همه اینها خوف نکردم و به تنهایی رفتم و ماموریت خود را انجام دادم.

صعصعه در آخر پرسید: شما افضل هستید یا حضرت عیسی؟

حضرت فرمودند: من از عیسی هم افضل هستم. زمانی که مریم، عیسی را حامله بود و وقت وضع حمل رسید، وحی شد به مریم که از خانه بیت المقدس بیرون شو زیرا این خانه محل عبادت است اما وقتی مادرم فاطمه بنت اسد مرا حامله بود و درد زاییدن او را گرفت، دیوار خانه ی کعبه گشوده شد و ندای غیبی او را به داخل خانه ی کعبه دعوت کرد و من را در آنجا به دنیا آورد [و در اینکه خانه ی کعبه مقدس تر از خانه ی بیت المقدس است هیچ شکی وجود ندارد.]

با این استدلال ها برتری ایشان بر پیامبران اولوالعزم و به تبع آن، بر کلیه انبیا ثابت می شود.

اینها تنها بخش بسیار ناچیزی از دریای فضیلت های امیرمومنان علی(ع) است که برای روشن شدن موضوع آورده شد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 13:57  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا

 

 

إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ

 

وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا

 

وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ

 

 

وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي

 

كِتَابٍ مُّبِينٍ  

مکارم: کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسی آنها را نمی‌داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند؛ هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و نه هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار [= در کتاب علم خدا] ثبت است.

وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ

 

 

وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قَالُوا

 

لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا

 

 

لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ  

مکارم: و هنگامی که حقیقت به دستشان افتاد، و دیدند گمراه شده‌اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، بطور قطع از زیانکاران خواهیم بود!»

 
 

وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي

 

 

وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ

 

 

سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ

 

بِالْكَافِرِينَ  

مکارم: بعضی از آنها می‌گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!

أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ

 

عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ

 

 

وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا  

مکارم: یا قطعات (سنگهای) آسمان را -آنچنان که می‌پنداری- بر سر ما فرود آری؛ یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاوری...

 
 

فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ

 

إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ  

مکارم: اگر راست می‌گویی، سنگهایی از آسمان بر سر ما بباران!»

أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ

 

 

وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ

 

 

إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ

 

 

أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ

 

السَّمَاءِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ

 

عَبْدٍ مُّنِيبٍ  

مکارم: آیا به آنچه پیش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمین قرار دارد نگاه نکردند (تا به قدرت خدا بر همه چیز واقف شوند)؟! اگر ما بخواهیم آنها را (با یک زمین‌لرزه) در زمین فرومی‌بریم، یا قطعه‌هایی از سنگهای آسمانی را بر آنها فرومی‌ریزیم؛ در این نشانه‌ای است (بر قدرت خدا) برای هر بنده توبه‌کار!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 12:13  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

 

 

1) سورة الأعراف  آيه 148 :

 

وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ

 

مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ

 

أَلَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لَا يُكَلِّمُهُمْ

 

 

وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ

 

 

وَكَانُوا ظَالِمِينَ  

مکارم: قوم موسی بعد (از رفتن) او (به میعادگاه خدا)، از زیورهای خود گوساله‌ای ساختند؛ جسد بی‌جانی که صدای گوساله داشت! آیا آنها نمی‌دیدند که با آنان سخن نمی‌گوید، و به راه (راست) هدایتشان نمی‌کند؟! آن را (خدای خود) انتخاب کردند، و ظالم بودند!

 
 

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا

 

 

لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ

 

 

وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ  

مکارم: و برای آنان مجسّمه گوساله‌ای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد؛ و (به یکدیگر) گفتند: «این خدای شما، و خدای موسی است!» و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود)!

 
 

وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ

 

 

الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ  

مکارم: آنان را پیکرهایی که غذا نخورند قرار ندادیم! عمر جاویدان هم نداشتند!

 
 
 
 

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى

 

كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ  

مکارم: ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛ سپس او به درگاه خداوند توبه کرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 11:37  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

 

أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ

 

تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ

 

شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ  

مکارم: او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست.

 

أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم

 

مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ  

مکارم: آیا فکر نکردند که همنشین آنها [= پیامبر] هیچ‌گونه (اثری از) جنون ندارد؟! (پس چگونه چنین نسبت ناروایی به او می‌دهند؟!) او فقط بیم دهنده آشکاری است (که مردم را متوجه وظایفشان می‌سازد).

إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ

 

 

إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ

 

 

إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ

 

 

لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ

 

 

سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ

 

 

لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ

 

 

كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ

 

 

هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ  

مکارم: اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!

وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ

 

وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ

 

 

مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا  

مکارم: صاحب این باغ، درآمد فراوانی داشت؛ به همین جهت، به دوستش -در حالی که با او گفتگو می‌کرد- چنین گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نیرومندترم!»

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ

 

 

أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ

 

مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ

 

 

ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا  

مکارم: دوست (با ایمان) وی -در حالی که با او گفتگو می‌کرد- گفت: «آیا به خدایی که تو را از خاک، و سپس از نطفه آفرید، و پس از آن تو را مرد کاملی قرار داد، کافر شدی؟!

 
 

وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَى أَن تُشْرِكَ

 

 

بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ

 

 

فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا

 

 

مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ

 

 

إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم

 

 

بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ  

مکارم: و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری (بلکه می‌دانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن؛ و از راه کسانی پیروی کن که توبه‌کنان به سوی من آمده‌اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل می‌کردید آگاه می‌کنم.

 
 

فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ  

مکارم: آنها یکی از یاران خود را صدا زدند، او به سراغ این کار آمد و (ناقه را) پی کرد!

 
 
 

وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا

 

 

اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا  

مکارم: و اینکه بلند است مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 11:26  توسط محمد ضیغم تبار  | 

      ردفضائل ابوبكر در قرآن؟ 
در قرآن در آيه 40، سورة توبه مي‌خوانيم:

الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللّهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَروُا ثانِيَ اثْنَيْنِ اْذْ هُما في الْغارِ اِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ اَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها ...:
اگر پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ را ياري نكنيد، خداوند او را ياري خواهد كرد (همان گونه كه در سخت‌ترين ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام كه (در جريان هجرت) كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالي كه دوّمين نفر بود (و يك نفر همراه او بيش نبود) درآن هنگام كه آن دو، در غار بودند، و او به همسفر خود مي‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در اين موقع خداوند آرامش خود را بر او (پيامبر) فرستاد، و با لشگرهائي كه آن‌ها را نمي‌ديدند او را تقويت نمود.
علماي اهل تسنّن،‌اين آيه را كه از دلائل معروف فضائل ابوبكر مي‌دانند،‌و ابوبكر را به عنوان يار غار خوانده، و براي تأييد خلافت او به آن تكيه مي‌نمايند،‌ و شعراي آن‌ها با يادآوري همين عنوان، او را مي‌ستايند، مثلاً سعدي مي‌گويد:
اي يار غار سيّد و صدّيق و راه‌بر
مجموعة فضائل و گنجينة صفا
مردان قدم به صحبت ياران نهاده‌اند
ليكن نه هم‌چنان كه تو در كام اژدها[1]
اكنون با توجّه به مطلب فوق به مناظرة زير كه از شيخ مفيد (ره) نقل شده توجّه كنيد:
علّامة طبرسي در كتاب احتجاج و كراجكي در كنزالفوائد، از شيخ ابوعلي‌ حسن‌بن‌محمّدرِقّي،نقل مي‌كنند كه شيخ مفيد (ره) فرمود: شبي در خواب ديدم گويا به راهي مي‌روم، ناگاه چشمم به جمعيّتي افتاد كه به گرد مردي حلقه زده بودند، و آن مرد براي آن‌ها قصّه مي‌گفت، پرسيدم آن مرد كيست؟، گفتند: عمربن خطّاب است.
من نزد عمر رفتم ديدم مردي با او سخن مي‌گويد، ولي من سخن آن‌ها را نمي‌فهميدم، سخنانش را قطع كرده و به عمر گفتم: بگو دليل بر برتري ابوبكر، در آية غار (ثاني اثنين اذهما في الغار ...) چيست؟
عمر گفت: شش نكته‌اي كه در اين آيه وجود دارد بيانگر فضيلت ابوبكر است.
آنگاه آن شش نكته را چنين برشمرد:
1ـ خداوند در قرآن (آيه 40 توبه) از پيامبر ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ ياد كرده، و ابوبكر را دوّمين نفر قرار داده است (ثانِيَ اثْنَيْن(
2ـ خداوند در آية فوق، آن دو (پيامبر و ابوبكر) را در كنار هم، در يك مكان ياد كرده‌،‌ و اين بيانگر پيوند آن دو است (اِذْ هُما فِي الْغارِ(
3ـ خداوند در آية مذكور، ابوبكر را به عنوان صاحب (رفيق) پيامبر ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ ياد نموده كه حاكي از درجه بالاي ابوبكر است (اِذْ يقول لِصاحِبِهِ(
4ـ خداوند از مهرباني پيامبر ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ به ابوبكر خبر داده، آن‌جا كه طبق آيه مذكور،‌ پيامبر به ابوبكر مي‌گويد وَ لا تَحْزَنْ: غمگين نباش.
5ـ پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ به ابوبكر خبر داده كه خداوند ياور هر دو ما به طور مساوي،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللّهَ مَعَنا (
6ـ خداوند در اين آيه از نازل شدن سكينه و آرامش به ابوبكر خبر داده‌است، زيرا پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ هميشه داراي آرامش بود و نيازي به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ(
اين شش نكته از آية مذكور، بيانگر برتري ابوبكر است، كه براي تو و ديگران قدرت بر ردّ آن نيست.
شيخ مفيد (ره) مي‌گويد: من به او گفتم: براستي حقّ رفاقت با ابوبكر را ادا كردي،‌ ولي من به ياري خدا به همة آن شش نكته پاسخ مي‌دهم، مانند باد تندي كه در روز طوفاني، خاكستري را مي‌پراكند، و آن اين است:
1ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومّين نفر قراردادن ابوبكر دليل فضيلت او نيست زيرا مؤمن با مؤمن، و همچنين مؤمن با كافر، در يك‌جا قرار مي‌گيرند، وقتي كه انسان بخواهد يكي از آن‌ها را ذكر كند مي‌‌گويد دوّمين آن دو (ثاني اثنين)
2ـ ذكر پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ و ابوبكر در كنار هم، نيز دلالتي بر فضيلت ابوبكر ندارد، زيراـ چنان‌كه در دليل نخست گفتيم ـ در يك‌جا جمع شدن، دليل بر خوبي نيست، چه بسا مؤمن و كافر در يك‌جا‌ جمع مي‌شوند، چنان‌كه در مسجد پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ كه شرافتش از غار ثور بيشتر است، مؤمن و منافق و ...مي‌آمدند و در آن‌جا كنار هم اجتماع مي‌كردند، از اين رو در قرآن (آيه 36 و 37 معارج) مي‌خوانيم:
فَمالِ الَّذِينَّ كَفَروُا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ـ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ:
اين كافران را چه مي‌شود كه با سرعت نزد تو مي‌آيند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.
و هم‌چنين در كشتي نوح‌ـ عليه السّلام ـ،‌ هم پيغمبر بود و هم شيطان و حيوانات، پس اجتماع در يك مكان،‌ دليل فضيلت نيست.
3ـ امّا در مورد مصاحبت، اين نيز دليل فضيلت نيست، زيرا مصاحب به معني همراه است، و چه بسا كافر با مؤمني همراه باشد، چنان‌كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد:
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ اَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ...:
دوست (باايمان) او (ثروتمند مغرور و بي‌ايمان) كه با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آيا به خدائي كه تو را از خاك آفريده كافر شدي (كهف ـ 37(
4ـ امّا اين‌‌كه پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرمود: لاتَحْزَنْ (محزون مباش) اين دليل خطاي ابوبكر است نه دليل فضيلت او،‌ زيرا حزن ابوبكر، يا اطاعت بود يا گناه، اگر اطاعت بود، پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ از آن نهي نمي‌كرد، پس گناه، بود كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرمود: اِنَّ اللّه مَعَنا (خدا با ماست) دليل آن نيست كه منظور هر دو باشند، بلكه منظور شخص پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ به تنهائي مي‌باشد، و پيامبر از خودش تعبير به جمع مي‌كند،‌ چنان‌كه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع ياد كرده و مي‌فرمايد:
اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ: ما ذكر (قرآن) را فروفرستاديم، و ما قطعاً آن را نگهبانيم (حجرـ9)
6ـ امّا اين‌كه گفتي سكينه و آرامش بر ابوبكر نازل شده، با ظاهر سياق آيه،‌ مخالف است، زيرا سكينه بر آن كس نازل شد كه طبق قسمت آخر آيه، لشكر نامرئي خدا به ياري او شتافت، كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ باشد، اگر بخواهي بگوئي هر دو (سكينه و ياري لشكر نامرئي) براي ابوبكر بود، بايد پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ را در اين‌جا از نبوّت خارج سازي، پس سكينه بر پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرود آمد، زيرا او در اين مورد (در غار) تنها كسي بود كه شايستگي آرامش داشت، ولي در قرآن در مورد ديگر كه هر دو آمده است،‌چنان‌كه در قرآن (آيه 26 فتح) مي‌خوانيم:
فَاَنْزَل اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤمِنِينَ: خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد. بنابراين اگر به اين جمله (آية غار) براي رفيقت استدلال نكني بهتر است.
شيخ مفيد گويد: او (عمر) ديگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراكنده شدند، و من از خواب بيدار شدم.[2]
________________________________________
[1]. بوستان سعدي، آغاز قصائد فارسي.

[2]. احتجاج طبرسي، ج 2، ص 326 تا 329

0 نظر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 16:55  توسط محمد ضیغم تبار  | 

کودک، قرآن و مهارتهای زندگی

نویسنده : دکتر محمد بیستونی

کودکان امانت هایی هستند که از جانب خداوند متعال به دست والدین سپرده شده اند و گفتارها و رفتارهای والدین و تربیت صحیح آنها باعث خواهد شد که کودک، انسانی بافضیلت تربیت شود.
اگر پدر و مادر در طریق عبادت و تقوا قدم برداشته و مراقب قول و عمل خود باشند و کودک نیز در محیطی سالم پرورش یابد و تربیت مذهبی داشته باشد در آینده فردی صالح و باتقوا خواهد شد.
از طرفی به دلیل آن که قرآن برنامه جامع زندگی ما مسلمانان است و از طرفی دیگر ذهن کودکان و نوجوانان همانند کشتزاری خالی است که هر بذری در آن کشت شود می پذیرد بدیهی است که هر پدر و مادر عاقل و دوراندیش باید فرزند خود را در مسیر تربیت قرآنی قرار داده و از را ه ها و روش هایی که باعث تفهیم بیشتر آیات قرآنی در کودک می شود استفاده نماید.
اما چگونه پیام های قرآن را به کودکان خود منتقل کنیم؟
در قرآن متناسب با مخاطبین هدف این کتاب آسمانی و برای سنین متفاوت، موضوعات خاص یا صفات مختلفی از خداوند مطرح شده است. شما اگر روش صحیح کار با قرآن برای کودکان را ندانید، ناخواسته کودک خود را به موضوعات پیچیده و نامربوط به نیازهای وی حواله خواهید داد یا خدای خشن و قاتل را در ذهن کودک ترسیم خواهید نمود که نتیجه آن به هم ریختن آرامش روانی و ایجاد اختلال در تعادل رفتاری وی خواهد بود، در صورتی که اگر رمز و راز پیام های قرآن را در ارتباط با آیات مورد نیاز آنها فرا بگیرید، می توانید کودکی سالم، بانشاط، دارای رفتاری متعادل و آینده ای روشن داشته باشید زیرا خدایی را برایش ترسیم کرده ایم که دوست و یار و مددکار اوست و همیشه با او مهربان است.
برخی از والدین و مربیان درباره آموزش محتوای قرآن به کودکان بر این باورند که کتاب آسمانی ما پر از مطالب و استدلال های عقلی و سنگین است و فهم و هضم آنها برای کودکان ممکن نیست. در حالی که قرآن کریم به استناد آیات متعدد برای همه مردم و آحاد افراد بشر حتی کودکان
عزیز قابل استفاده بود و نسخه شفابخش برای همه انسان هاست.
بنابراین قرآن برای همه افراد از جمله کودکان عزیز آیات خاصی دارد که در صورت استخراج این قبیل آیات و تبیین و تفسیر صحیح پیام آنها کودکان نیز می توانند همچون بزرگترها از این دریای زیبا و اقیانوس بیکران نسخه های متعدد برای آموزش و ارتقاء مهارت های زندگی را استخراج و بهره برداری نمایند.
کتاب، کودک، قرآن مهارت های زندگی برای پاسخ به این سوال که چگونه پیام ها و مفاهیم زندگی ساز قرآن کریم را به کودکان 4 تا 13 ساله آموزش دهیم تالیف گردیده و از نظرات مراجع معظم تقیلد، علما برجسته حوزه های علمیه استادان صاحب نظران و پژوهشگران مختلف در تدوین
این کتاب استفاده شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 12:59  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

السلام عليكِ يا زينب كبري السلام عليكِ يا بنت رسول الله
السلام عليكِ
يا بنت اميرالمومنين (س)

صبر را مفهوم معنا زينب است

کعبه غمهای دنيا زينب است

چون حسين است آفتاب شهر عشق

ماهتاب عالم آرا زينب است

 

هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است .      پیامبر اکرم (ص)

 

نام : زینب (س)

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)

نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)

ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری

محل تولد : مدینه

کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم

القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...

همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب

تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )

وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری

محل دفن : شام

 

مقدمه :

آن گلهای زیبا وپر طراوت بهار را دیده اید که چگونه به فضای اطراف خود جان می بخشند وهمه جا را آکنده از زیبائی ولطافت میسازند ؟ وآیا تا بحال دیده اید که ناگهان تند بادی خشمگین وبیرحم دمیوزد ، گلهای زیبا را از شاخه های درختان جدا میسازد وبر زمین میافکند.

هنگامیکه آن گلبرگهای زیبا روی زمین پراکنده میشود آن باغبان شوریده را مشاهده کنید که با چه حسرت واندوهی به آن گلبرگها ی زیبا مینگرد . قطرات اشکهایش را ببینید که آرام آرام بر گونه اش سرازیر میشود . باغبان خوب میداند که دقایقی پس از ان زیبائی وطراوت باغش با ریختن گلبرگها از بین میرود ودیگر از آن عطر مست کننده خبری نخواهد بود .

وزینب (س) نیز همچون آن باغبانی شوریده حال ناظر پر پر شدن گلهای زیبائی بود که جهان را عطراگین میساختند ونمونه های کاملی از فضیلتهای انسانی بودند.  زینب در دنیائی پر از نامردی ، پلیدی وفریب صلای آزادی وانسانیت سرداد واز فضیلت های انسانی وارزش تعالیم اسلام سخن گفت ومردمی را که دست خویش را بجنایت آلوده وبعد ابلهانه بر کرده های خویش افسوس خورده وبر سوگ نشسته بودند بباد ملامت گرفت .

 

هوش و ذكاوت:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم (س)ایراد فرمودند، حضرت زینب  (ع)  روایت فرموده است.  كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فلسفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد (ع) در حق ایشان فرمودند:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص)  وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). سوره مبارکه آل عمران ، آیه  169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري،  صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم (ع ) ، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم (ص) ، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل (ع)  كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب (س) نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

 

والسلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 12:49  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

دعاء من القرآن الكريم

 

محمد حسن يوسف

 
رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (127 - البقرة)
رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (201 - البقرة)
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (250 - البقرة)
رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (286 - البقرة)
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (8-آل عمران)
رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ (9 – آل عمران)
رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (16 – آل عمران)
رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (53 – آل عمران)
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (147 – آل عمران)
رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (191 – آل عمران)
رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلْ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (192 – آل عمران)
رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (193 – آل عمران)
رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ (194 – آل عمران)
رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا (75 - النساء)
رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (83 - المائدة)
رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنْ الْخَاسِرِينَ (23 - الأعراف)
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (47 - الأعراف)
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ (89 - الأعراف)
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ (126 - الأعراف)
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنْ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (85/86 - يونس)
رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ (38 - إبراهيم)
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ (40 - إبراهيم)
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ (41 - إبراهيم)
رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا (10 - الكهف)
رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109 - المؤمنون)
رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا (65 - الفرقان)
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (74 الفرقان)
رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (7 - غافر)
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُم وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ * وَقِهِمْ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِي السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (8/9 - غافر)
رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12 - الدخان)
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (10 - الحشر)
رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (4 - الممتحنة)
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (5 - الممتحنة)
رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (8 - التحريم)

دعاء من القرآن الكريم ( رَبِّ )

رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ (126 - البقرة)
رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ (38 – آل عمران)
رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (25 - المائدة)
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (151 - الأعراف)
رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنْ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (101 - يوسف)
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ (40 – إبراهيم)
رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا (24 - الإسراء)
رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا (80 – الإسراء)
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي (25 - طه)
رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا (114 - طه)
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (89 – الأنبياء)
رَبِّ احْكُمْ ‎بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَانُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ (112 – الأنبياء)
رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِي (26 - المؤمنون)
رَبِّ أَنزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ (29 - المؤمنون)
رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (94 - المؤمنون)
رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ * وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ (97/98 - المؤمنون)
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (118 - المؤمنون)
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ * وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ * وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ * وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنْ الضَّالِّينَ * وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ * يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (83/89 - الشعراء)
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (169 - الشعراء)
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ (19 - النمل)
رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي (16 - القصص)
رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ (17 - القصص)
رَبِّ نَجِّنِي مِنْ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (21 - القصص)
رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (24 - القصص)
رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ (30 - العنكبوت)
رَبِّ هَبْ لِي مِنْ الصَّالِحِينَ (100 - الصافات)
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (35 - ص)
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنْ الْمُسْلِمِينَ (15 – الأحقاف)
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِي مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدْ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا (28 - نوح)


اللهم إني أسألك حسن الخاتمة والرحمة والمغفرة والفوز بالجنة والنجاة من النار. اللهم اجعل هذا العمل وسائر أعمالي خالصا لوجهك الكريم وتقبله مني وانفع به المسلمين.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 0:19  توسط محمد ضیغم تبار  | 
 

رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (سورة البقرة127)

 

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً

 

مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ

 

إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (سورة البقرة128)

 

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ

 

حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (سورة البقرة201)

 

 

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا

 

وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (سورة البقرة 250)

 

سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (سورة البقرة285)

 

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا

 

رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْراً كَمَا حَمَلْتَهُ

 

عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا

 

مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا

 

وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ

 

 

الْكَافِرِينَ (سورة البقرة286)

 

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا

 

مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (سورة آل عمران8)

 

رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (سورة آل عمران16)

 

رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ

 

سَمِيعُ الدُّعَاء (سورة آل عمران38)

 

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ

 

فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (سورة آل عمران53)

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا

 

وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (سورة آل عمران147)

 

رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا

 

عَذَابَ النَّارِ (سورة آل عمران191)

 

رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ

 

وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ (سورة آل عمران192)

 

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ

 

أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا

 

ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا

 

مَعَ الأبْرَارِ (سورة آل عمران193)

 

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا

 

يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ (سورة آل عمران194)

 

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا

 

وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (سورة الأعراف 23)

 

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (سورة الأعراف 47)

 

وَسِعَ رَبَّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا

 

رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ

 

خَيْرُ الْفَاتِحِينَ (سورة الأعراف 89)

 

 

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ (سورة الأعراف126)

 

 

عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ

 

الظَّالِمِينَ وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ

 

الْكَافِرِينَ (سورة يونس 85 - 86)

 

 

رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي

 

بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن

 

مِّنَ الْخَاسِرِينَ (سورة هود 47)

 

 

فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي

 

فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً

 

وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (سورة يوسف101)

 

 

رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا

 

يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ

 

وَلاَ فِي السَّمَاء (سورة إبراهيم38)

 

 

رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي

 

رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (سورة إبراهيم40)

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ

 

يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ (سورة إبراهيم 41)

 

رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً (سورة الإسراء 24)

 

رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي

 

مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ

 

سُلْطَانًا نَّصِيراً (سورة الإسراء 80)

 

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا

 

مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً (سورة الكهف10)

 

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي

 

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا

 

قَوْلِي (سورة طه 25 - 28)

 

ربِّ زِدْنِي عِلْمًا (سورة طه114)

 

لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ

 

مِنَ الظَّالِمِينَ (سورة الأنبياء87)

 

رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (سورة الأنبياء89)

 

 

ربِّ أنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكاً وَأَنتَ

 

خَيْرُ الْمُنزِلِينَ (سورة المؤمنون29)

 

ربِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ

 

وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ (سورة المؤمنون 97 - 98)

 

رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ

 

خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (سورة المؤمنون109)

 

ربِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (سورة المؤمنون118)

 

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا

 

كَانَ غَرَاماً (سورة الفرقان65)

 

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا

 

قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً (سورة الفرقان74)

 

رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (سورة الفرقان 169)

 

رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي

 

أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأنْ

 

أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي

 

بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ (سورة النمل19)

 

رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي (سورة القصص16)

 

رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ (سورة العنكبوت 30)

 

رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا

 

فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ

 

عَذَابَ الْجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ

 

عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ

 

مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ

 

أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن

 

تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ

 

هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (سورة غافر 7 - 9)

 

 

رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (سورة الدخان12)

 

رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ

 

عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً

 

تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي

 

تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (سورة الأحقاف15)

 

 

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا

 

بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ

 

آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (سورة الحشر10)

 

رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ

 

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا

 

رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (سورة الممتحنة 4 - 5)

 

رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى

 

كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (سورة التحريم8)

 

رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ

 

وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي

 

مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (سورة التحريم11)

 

 

رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ

 

مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ

 

الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً (سورة نوح28)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 0:14  توسط محمد ضیغم تبار  | 

أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا لَكُمْ

 

وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ

 

كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ

 

مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ  

مکارم: آیا انتظار دارید به (آئین) شما ایمان بیاورند، با اینکه عده‌ای از آنان، سخنان خدا را می‌شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‌کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟!

قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ

 

عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي

 

وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن

 

مِّنَ الشَّاكِرِينَ  

مکارم: (خداوند) فرمود: «ای موسی! من تو را با رسالتهای خویش، و با سخن‌گفتنم (با تو)، بر مردم برتری دادم و برگزیدم؛ پس آنچه را به تو داده‌ام بگیر و از شکرگزاران باش!»

وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ

 

فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ

 

أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ

 

قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ  

مکارم: و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند!

سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ

 

إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا

 

نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا

 

كَلَامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ

 

قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ

 

بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا

لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا  

مکارم: هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی حرکت کنید، متخلّفان (حدیبیّه) می‌گویند: «بگذارید ما هم در پی شما بیائیم، آنها می‌خواهند کلام خدا را تغییر دهند؛ بگو: «هرگز نباید بدنبال ما بیایید؛ این گونه خداوند از قبل گفته است!» آنها به زودی می‌گویند: «شما نسبت به ما حسد می‌ورزید!» ولی آنها جز اندکی نمی‌فهمند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:8  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ  

فولادوند: از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى‌پرسند. بگو: «كارزار در آن، گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج‌]، و بيرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهى‌] بزرگتر، و فتنه [=شرك‌] از كشتار بزرگتر است.» و آنان پيوسته با شما مى‌جنگند تا -اگر بتوانند- شما را از دينتان برگردانند. و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند، آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مى‌شود، و ايشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ  

فولادوند: آنان كسانى‌اند كه در [اين‌] دنيا و [در سراى‌] آخرت، اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نيست.

وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ  

فولادوند: و كسانى كه ايمان آورده‌اند، مى‌گويند: «آيا اينان بودند كه به خداوند سوگندهاى سخت مى‌خوردند كه جداً با شما هستند؟» اعمالشان تباه شد و زيانكار گرديدند.

وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ  

فولادوند: و كسانى كه آيات ما و ديدار آخرت را دروغ پنداشتند، اعمالشان تباه شده است. آيا جز در برابر آنچه مى‌كردند كيفر مى‌بينند؟

مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِم بِالْكُفْرِ أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ  

فولادوند: مشركان را نرسد كه مساجد خدا را آباد كنند، در حالى كه به كفر خويش شهادت مى‌دهند. آنانند كه اعمالشان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند.

كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُم بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا أُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ  

فولادوند: [حال شما منافقان‌] چون كسانى است كه پيش از شما بودند: آنان از شما نيرومندتر و داراى اموال و فرزندان بيشتر بودند. پس، از نصيب خويش [در دنيا] برخوردار شدند، و شما [هم‌] از نصيب خود برخوردار شديد؛ همان گونه كه آنان كه پيش از شما بودند از نصيب خويش برخوردار شدند، و شما [در باطل‌] فرو رفتيد؛ همان گونه كه آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنيا و آخرت به هدر رفت و آنان همان زيانكارانند.

أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا  

فولادوند: [آرى،] آنان كسانى‌اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند، در نتيجه اعمالشان تباه گرديد، و روز قيامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۵ساعت 0:4  توسط محمد ضیغم تبار  |