بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران


قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ


أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا


أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿64﴾


بگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان


است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم 


و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد پس اگر 


[از اين پيشنهاد] اعراض كردند بگوييد شاهد باشيد كه ما مسلمانيم


[نه شما] (64)




تفسیر نور
دعوت به سوى توحيد وحقّ، لازم است. خواه با استدلال،


خواه با مباهله و خواه از طريق دعوت به مشتركات.


در تفسير مراغى آمده است: عدىّ‏بن حاتم بعد از اسلام

آوردن، به پيامبر صلى الله عليه وآله عرض كرد: ما زمانى

كه مسيحى بوديم، هرگز يكديگر را «ربّ» خود قرار

نمى ‏داديم، پس مراد از جمله‏ى «لايتّخذ بَعضُنا بَعضاً ارباباً»

چيست؟ پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: آيا علماى شما

احكام خدا را تغيير نمى‏دادند؟ گفت: چرا! فرمودند: پيروى

از عالمى كه قانون خدا را تغيير دهد، يك نوع بندگى وبردگى اوست.

1- مسلمانان بايد بر سر مشتركات، با اهل كتاب به توافق برسند.

«قل يا اهل‏الكتاب تعالوا الى كلمة...»

2- بايد در دعوت به وحدت، پيش قدم بود. «قل يا اهل الكتاب»

3- اگر به تمام اهدافِ حقّ خود دست نيافتيد، از تلاش براى رسيدن

به بعضى از آن خوددارى نكنيد. «تعالوا الى كلمة...»

4- يكى از مراحل تبليغ، دعوت به مشتركات است.

«كلمة سواء بيننا و بينكم» قرآن مى‏تواند محور مشترك خوبى

براى دعوت باشد، زيرا هم تاريخ انبيا را دارد و هم از تحريف

به دور بوده است.

5 - در تبليغ و دعوت ديگران، بايد به عقايد حقّه و مقدّسات

طرف مقابل، احترام گذارد. «كلمة سواء بيننا و بينكم»

6- يگانه پرستى و بيزارى از شرك، از مشتركات تمام اديان

آسمانى است. «كلمة سواء... الاّ نعبد الاّ اللّه»

7- توحيد، سبب تعالى انسان است. «تعالوا» در جايى بكار

مى ‏رود كه دعوت به رشد و بالا آمدن باشد.

«تعالوا... الاّ نعبد الاّ اللّه»

8 - اطاعت بى‏چون و چرا از ديگر انسان‏ها، نشانه‏ ى پذيرش

نوعى ربوبيّت براى آنها ويك نوع عبوديّت براى ماست.

در حالى كه همه‏ ى انسان‏ها با يكديگر مساوى هستند.

«لايتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً»

9- انديشه‏ى آزاد و شخصيّت مستقل، شعار قرآن است.

«لايتخذ بعضنا بعضاً ارباباً»

10- اعراض و سرپيچى مخالفان نبايد در اراده و ايمان

ما اثر بگذارد. «فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون»

11- هر مبلّغى بايد سرپيچى و اعراض مردم را پيش بينى

كند تا مأيوس نشود. «فان تولّوا فقولوا اشهدوا...»

12- پس از استدلال و برهان، جَدل را قطع كنيد.

«فان تولّوا فقولوا...»

13- بندگى خدا، نفى شرك و طرد حاكميّت غير

خداوند، از ويژگى‏هاى يك مسلمان واقعى است.

«اشهدوا بانّا مسلمون»



+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:27  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:11  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 یا حسین

حسین عشق اهل زمین...

چون در همه عمر داشتم حب على /  آمد به سرم چهارده نور جلى

گفتم که شفیع من کدامین شماست /  کردند اشارت به حسین بن على . . .

فرا رسیدن سال روز شهادت سید الشهدا،امام حسین (ع) را

تسلیت عرض میکنم.

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:8  توسط محمد ضیغم تبار  | 

عموميت استفاده از مباهله


شكي نيست كه آيه مباهله خطاب به پيامبر اسلام بوده


و متضمن دستور كلي به مسلمانان براي انجام اين عمل


نمي باشد، ولي در آيات و روايات، منعي از انجام اين


عمل توسط مسلمانان وارد نشده است، بلكه از روايات


عموميت اين حكم استفاده مي شود؛ براي مثال از


امام صادق (ع) روايت شده است كه اگر مخالفان مذهبي


سخنان و استدلال هاي شما را نپذيرفتند، آن ها را به مباهله


دعوت كنيد.


راوي مي گويد: پرسيدم: چگونه مباهله كنم؟


امام (ع) فرمود: خود را سه روز اصلاح اخلاقي كن...؛


روزه بگير و غسل كن، و با كسي كه مي خواهي مباهله


كني به صحرا برو؛ سپس انگشتان دست راستت را در


انگشتان راست او بيفكن و از خودت آغاز كن و بگو:


«خداوندا! تو پروردگار آسمان هاي هفتگانه و زمين هاي


هفتگا نه اي و از اسرار نهان آگاه هستي، و رحمن و


رحيمي، اگر من حقي را انكار و باطلي را ادعا مي كنم،


بلايي از آسمان بر من بفرست، و اگر اين شخص حق را


انكار كرده و ادعاي باطلي مي كند، بلايي از آسمان بر او


بفرست؛ سپس فرمود: چيزي نخواهد گذشت كه نتيجه اين


دعا آشكار خواهد شد. به خدا سوگند! هيچ كسي را نيافتم


كه حاضر شود اين گونه با من مباهله كند.[8]»

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 15:20  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


1) سوره مبارکه التحريم آیه ۱۱

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ

 إِذ قالَت رَبِّ ابنِ لي عِندَكَ بَيتًا فِي الجَنَّةِ

وَنَجِّني مِن فِرعَونَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّني مِنَ

القَومِ الظّالِمينَ

 
ترجمه:و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است،

 در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه‌ای برای من نزد

 خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات


 ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»

۱ ) سوره مبارکه التحريم آیه ۱۲


وَمَريَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتي أَحصَنَت فَرجَها فَنَفَخنا فيهِ مِن روحِنا

 وَصَدَّقَت بِكَلِماتِ رَبِّها وَكُتُبِهِ وَكانَت مِنَ القانِتينَ

 
ترجمه:و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را

پاک نگه داشت،


 و ما را از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار و

کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود!

۱ ) سوره مبارکه التوبة آیه ۷۱


وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ


 بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ

 الزَّكاةَ وَيُطيعونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ أُولٰئِكَ سَيَرحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ

 اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ
ترجمه:
مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛

 امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را به

پا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش

 را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت

 خویش قرارمی‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!

۱)سوره مبارکه آل عمران61
 

فَمَن حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا

 نَدعُ أَبناءَنا وَأَبناءَكُم وَنِساءَنا وَنِساءَكُم وَأَنفُسَنا وَأَنفُسَكُم

 ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللَّهِ عَلَى الكاذِبينَ
ترجمه:هرگاه بعد

از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده،

(باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:

 «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان

خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان

خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس

خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان

قرار دهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:16  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران


فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ


فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ


وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ 


عَلَى الْكَاذِبِينَ ﴿61﴾

پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را 


[حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان 


و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك 


و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس 


مباهله كنيم و لعنت‏ خدا را بر دروغگويان قرار دهيم (61)


تفسیر نور


واژه‏ ى «نَبتَهل» از ريشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازكردن

دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واين آيه

به دليل اين واژه، به آيه‏ى مباهله معروف گشته است.

مباهله، يعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف يكديگر، به

درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل

كه از نظر او اهل باطل است. <60>

در تفاسير شيعه و سنى و برخى كتب حديث و تاريخ

مى ‏خوانيم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى

رسول خدا صلى الله عليه وآله مأمور تبليغ اسلام در

منطقه نجران از بلاد يمن شدند. مسيحيانِ نجران نيز

هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با

پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله به مدينه گسيل داشتند.

با وجود گفتگوهايى كه ميان آنان و پيامبر صلى الله عليه وآله

ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانه‏جويى كرده و در حقّانيّت اسلام

ابراز ترديد مى‏كردند. اين آيه نازل شد و خطاب به

پيامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از

قبول حقّ شانه خالى مى‏كنند، بگو: بياييد با فراخواندن فرزندان

و زنان و خودمان، خدا را بخوانيم و با حالت تضرّع و ابتهال

بر دروغگويان نفرين كنيم و هر نفرينى كه دامن گروه مقابل

را گرفت، معلوم مى‏شود كه راه او باطل است و با اين وسيله

به اين گفتگو و جدال پايان دهيم.

هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از

رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله شنيدند، به يكديگر نگاه كرده

و متحيّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه

و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پيشنهاد را

بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سر وصدا و جمعيّتى انبوه براى

نفرين مى ‏آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با

افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرف‏نظر و با او

مصالحه كنيد.

روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله

همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمدند. آن دو كودك،

حسن و حسين ‏عليهما السلام و آن جوان، علىّ ‏بن ابى ‏طالب‏

عليهما السلام و آن زن فاطمه‏ ى زهراعليها السلام دختر

پيامبر صلى الله عليه وآله بودند.

اُسقف مسيحيان گفت: من چهره‏هايى را مى ‏بينم كه اگر از

خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى‏شود. اگر اين

افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمى ‏ماند.

لذا از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه شدند. <61>

اين ماجرا، علاوه بر تفاسير شيعه، در منابع معتبر اهل سنّت

نيز آمده است. <62>

روز مباهله، بيست وچهارم يا بيست و پنجم ماه ذى‏الحجّه بوده

و محل آن در روزگار پيامبر صلى الله عليه وآله در بيرون شهر

مدينه بوده كه اكنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى

به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصله‏ ى اين مسجد تا

مسجدالنّبى تقريباً دو كيلومتر است. «الّلهم ارزقنا زيارته و شفاعته»

بر اساس روايتى در تفسير الميزان، دعوت به مباهله مخصوص

نصارى نبوده و پيامبر صلى الله عليه وآله از يهوديان نيز براى

مباهله دعوت كردند.

مباهله، خاصّ زمان پيامبرصلى الله عليه وآله نبوده است، بلكه

براساس برخى از روايات، ديگر مؤمنان نيز مى ‏توانند مباهله كنند.

امام صادق‏ عليه السلام در اين ‏باره دستوراتى داده‏ اند. <63>

سؤال: در اين ماجرا تنها فاطمه زهراعليها السلام حضور داشت،

پس چرا قرآن كلمه ‏ى جمع «نسائنا» را بكار برده است؟

پاسخ: در قرآن مواردى است كه خداوند از يك نفر به صورت

«جمع» ياد مى ‏كند، مانند آيه 181 سوره آل‏عمران كه يك نفر

از روى توهين گفت: خدا فقير است، ولى آيه به صورت جمع

مى ‏فرمايد: «الّذين قالوا انّ اللّه فقير» چنانكه قرآن درباره حضرت

ابراهيم‏ عليه السلام مى ‏فرمايد: ابراهيم يك امّت است، با آنكه

يك‏نفر بيشتر نبود.

گرچه پيامبر مى‏توانست خود شخصاً نفرين كند وكارى به

علىّ، فاطمه، حسن و حسين ‏عليهم السلام نداشته باشد،

ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد،

ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او

هستند و همراه او آماده‏ى استقبال از خطر بوده و تداوم‏ گر

حركت او مى ‏باشند.

1- اگر انسان ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و

نزديك‏ترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد.

«من بعد ما جائك من العلم»

2- آخرين برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست.

«فقل تعالوا ندع»

3- فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود

انسان است. «ابنائنا» بنابراين امام حسن وامام حسين

عليهما السلام فرزندان پيامبرند.

4- زن و مرد در صحنه‏ هاى مختلف دينى، در كنار همديگر

مطرحند. «نسائنا»

5 - در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه

مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»

6- علىّ ‏بن ابى‏طالب ‏عليهما السلام، جان رسول اللَّه

‏صلى الله عليه وآله است. «انفسنا»

7- در مجالس دعا، كودكان را نيز با خود ببريم.

«ابنائنا»

8 - اهل‏بيت پيامبرعليهم السلام مستجاب الدعوة هستند.

«ابنائنا، نسائنا، انفسنا»

9- استمداد از غيب، پس از بكارگيرى توانايى ‏هاى عادّى است.

«نبتهل»

10- كسى كه منطق و استدلال و معجزه، او را به پذيرش حقّ

تسليم نمى ‏كند، بايد با او مباهله كرد. «تعالوا... نبتهل»

11- اگر مؤمنان محكم بايستند، دشمن به دليل باطل بودنش

عقب نشينى مى‏كند. «ندع... نبتهل»

12- استدلال را بايد با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و

لجاجت بايد سركوب شود. «لعنة اللّه على الكاذبين»

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:49  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران


فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ


فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ


وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ 


عَلَى الْكَاذِبِينَ ﴿61﴾

پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را 


[حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان 


و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك 


و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس 


مباهله كنيم و لعنت‏ خدا را بر دروغگويان قرار دهيم (61)








شان نزول آیه


هيات مسيحيان نجرانى مركب از عاقب و سيد و گروهى

كه با آنها بودند، خدمت پيامبر (صلي الله 

عليه و آله) رسيدند

و عرض كردند: آيا هرگز ديده ‏اى فرزندى بدون پدر متولد


شود، در اين هنگام آيه "إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ ..." نازل شد


و هنگامى كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) آنها را به مباهله


دعوت كرد. ("مباهله" در اصل به معنى رها كردن و قيد و


بند را از چيزى برداشتن است، و "ابتهال" در دعا به معنى


تضرع و واگذارى كار به خدا است. و اگر آن را گاهى به


معنى هلاكت و لعن و دورى از خدا گرفته‏اند نيز به خاطر


اين است كه رها كردن و واگذار كردن بنده به حال خود اين


نتائج را به دنبال مى ‏آورد. اما از نظر مفهوم متداول، به معنى


نفرين كردن دو نفر به يكديگر است بدين ترتيب كه افرادى كه


با هم گفتگو درباره يك مساله مهم مذهبى دارند در يك جا جمع


شوند و به درگاه خدا تضرع كنند و از او بخواهند كه دروغگو


را رسوا سازد و مجازات كند.) به هر حال آنها تا فرداى آن روز


از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه، به‏ شخصيت هاى


نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت: شما فردا به


محمد (صلي الله عليه و آله) نگاه كنيد، اگر با فرزندان و خانواده اش


براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسيد، و اگر با يارانش آمد، با او


مباهله كنيد. زيرا چيزى در بساط ندارد.


فردا كه شد پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمد در حالى كه دست


على بن ابى طالب (عليه السلام) را گرفته بود


و حسن و حسين (عليه السلام) در پيش روى آن حضرت راه


مى ‏رفتند و فاطمه (عليها السلام) پشت سرش بود.


نصارى نيز بيرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پيشاپيششان بود.


هنگامى كه نگاه كرد، پيامبر (صلي الله عليه و آله) با آن چند نفر


آمدند، در باره آنها سؤال كرد به او گفتند: اين پسر عمو و داماد او


و محبوب‏ترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر، فرزندان دختر


او از على (عليه السلام) هستند و آن بانوى جوان دخترش


فاطمه (عليها السلام) است كه عزيزترين مردم نزد او، و نزديك‏ترين


افراد به قلب او است ... سيد به اسقف گفت: براى مباهله قدم پيش گذار.


گفت: نه، من مردى را مى ‏بينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام


مى‏ كند و من مى ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا


يك سال بر ما نمى ‏گذرد در حالى كه در تمام دنيا يك نصرانى كه


آب بنوشد وجود نداشته باشد.


اسقف به پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) عرض كرد: اى ابو القاسم!


ما با تو مباهله نمى ‏كنيم بلكه مصالحه مى ‏كنيم. با ما مصالحه كن.


پيامبر (صلي الله عليه و آله) با آنها مصالحه كرد


كه دو هزار حله (يك قواره پارچه خوب لباس) كه حد اقل قيمت


هر حله ‏اى چهل درهم باشد، و عاريت دادن سى دست زره، و سى


شاخه نيزه، و سى رأس اسب، در صورتى كه در سرزمين يمن،


توطئه‏ اى براى مسلمانان رخ دهد، و پيامبر (صلي الله عليه و آله)


ضامن اين عاريت ها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه ‏اى


در اين زمينه نوشته شد. و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به


آنها گفت: من صورت ها يى را مى ‏بينم كه اگر از خداوند تقاضا كنند


كوه ‏ها را از جا بركند چنين خواهد كرد. هرگز با آنها مباهله نكنيد


كه هلاك خواهيد شد، و يك نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين‏


نخواهد ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:38  توسط محمد ضیغم تبار  | 

ناباروری
بازدید: 9,924 views

مقاله استاد خدادادی

زوجهایی که دچار عدم باروری شده اند!

زوج هائی که دچار عدم باروری شده اند از چند حالت خارج نیستند .

  1. زوج ( مرد ) ممکن است که چنین حالت هائی داشته باشد .
  2. عدم تحرک لازم اسپرم ها ، برای باروری .
  3. کم بودن تعداد اسپرم ها .
  4. نداشتن حرکت سریع .
  5. مرگ و میر سریع اسپرم ها .
  6. ناقص بودن اسپرم ها .
  7. زود انزالی آقایان که امروزه ، بیماری اکثر آقایان است !
  8. داشتن بیماری واریکوسل ( واریس بیضه ) .
  9. آقایانی که دچار عفونت اسپرم شده اند !

توصیه هائی که به این نوع افراد می شود

  1. عصبی نشدن و حرص نخوردن ، کنار گذاشتن در گیری فکری ، که بسیار مهم است .
  2. از مصرف کلیه غذاهای مضر که در صفحه ۲۴۷ کتاب ۱۵ روز تا سلامتی بیان شده است پرهیز شود .
    فصل ۸ همان کتاب ، مطالعه شده و از مصرف غذاهای سرد خود داری شود و از غذاهای گرمی بخش استفاده شود ، برای از بین بردن عفونت بهتر است که روزانه ۳ حبه سیر را خرد کرده ، ۵/۲ ساعت بعد از غذا با ۱ لیوان شربت عسل قورت داده شود . ( هر حبه بعد از هر وعده غذا ) .
  3. صفحه ۲۷۹ همان کتاب مطالعه شده و از شیرینی معجون جوانه گندم که ۴ مثقال دارفلفل را آسیاب کرده و به آن معجون افزوده و هر شب ۱   قاشق غذا خوری میل شود .
  4. رعایت مسائل بهداشتی و نظافت شخصی و نداشتن یبوست مزاج که بسیار حائز اهمیت است .
  5. در صورت داشتن بیماری واریکوسل ، روغن زیتون و روغن کنجد از هر کدام ۱ استکان تهیه کرده و مخلوط کنید و هر شب با ۱ قاشق غذا خوری از همان روغن بیضه ها را هر شب بمدت ۴۰ روز چرب کرده و خوب ماساژ دهید تا واریس از بین برود .
  6. منطقی بودن و تسلط بر اعصاب و روان مهمترین مسئله ای است که می تواند شما را از زود انزالی نجات دهد .
  7. خوب جویدن غذا و ۲ لقمه کمتر میل کردن و شکم را زیاد پُر نکردن عامل مهم دیگری است که شما را از زود انزالی نجات می دهد .
  8. بازی و ملاعبه و آگاهی به مسائل زناشوئی عامل مهم دیگری است که زود انزالی شما را بر طرف می کند .
  9. آرامش و ملایمت با یکدیگر و رعایت مسائل زنا شوئی عامل مهم دیگری است که کمک می کند زود انزالی آقایان بر طرف گردد .
  10. توصیه می شود که آقایان غذای مختصری را ۳ ساعت قبل از خواب میل کنند و هنگام خواب اجابت مزاج انجام شود .
  11. در این مورد بهتر است که خانم همکاری های لازم را با همسر خود داشته باشد به جای این که او را سرزنش کند ، با او همکاری لازم را داشته باشد .
  12. استفاده از آب ، روزی ۶ لیوان که بصورت نیم ساعت قبل و دو ونیم ساعت بعد از غذا رعایت شود .
  13. توصیه می شود که آقایان همراه غذا کمی زنجبیل تازه میل کنند .
  14. با رعایت کردن مسائل فوق به لطف الهی مسئله آقایان بر طرف خواهد شد ، انشاا…
  15. هرکاری را با نام مبارک خداوند سبحان آغاز کنید و با هر لقمه غذائی که میل می کنید جمله مبارک بسم الله الرحمن الرحیم را بر زبان جاری کنید .
  16. استفاده از جوانه گندم تازه روزانه ۵ تا ۷ قاشق غذاخوری ، با سالاد و لیمو ترش تازه و روغن زیتون و ۱ قاشق غذا خوری عسل همراه سالاد ثوصیه می شود که قبل از غذا میل شود .
  17. همکاری و هماهنگی زوجین با یکدیگر شرط لازم و ضروری است برای رسیدن به هدف .
  18. آقایان سعی کنند که بی خوابی نداشته و بیش از حد خود را خسته نکنند و استراحت لازم را داشته باشند .
  19. داشتن آرامش و توکل بر خداوند سبحان رمز رسیدن به نتیجه مطلوب می باشد . 



    عواملی که موجب نازائی در بانوان می شود

    1. بیماری آمنوره اولیه و ثانویه .
    2. آمنوره اولیه عبارتست از دخترانی که به سن بلوغ می رسند و بطور طبیعی عادت ماهیانه ندارند و باید با استفاده از دارو عادت شوند .
    3. آمنوره ثانویه عبارتست از بانوانی که زودتر از موعود مقرر یائسه می شوند .
    4. خانم هائی که بسیار حساس و زود رنج و خود خور و عصبی هستند .
    5. بانوانی که دچار اختلالت هورمونی هستند .
    6. زنانی که هومون پرولاکتین آنان بیش از حد معمول است ، که نشان دهنده عصبی بودن آنان است .
    7. خانم هائی که دارای پلی کیستیک (PCO) هستند .
    8. خانم هائی که دارای فیبرم و میوم می باشند .
    9. خانم هائی که دارای ضعف تخمدان هستند .
    10. خانم هائی که دارای چسبندگی لوله های فالوپ می باشند .
    11. خانم هائی که دارای بیماری (آندومتریوزیس ) هستند .
    12. خانم هائی که بیش از حد حرص می خورند .
    13. خانم هائی که از غذاهای خوب تغذیه نمی کنند .
    14. خانم هائی که بیشتر از شیرینی و شکلات و از غذاهای فسد فود استفاده می کنند .


    توصیه هایی که به این بانوان می شود

    1. برای بیماری آمنوره اولیه هنوز تدبیری اندیشیده نشده است .
    2. برای بیماری آمنوره ثانویه راه حل بسیار ساده و عملی وجود دارد .
    3. این نوع افراد کتاب ۱۵ روز تا سلامتی فصل ۸ را مطالعه کرده و از غذاهای گرم استفاده کنند و این نوع بیماران از مواد غذائی زیر بیشتر استفاده کنند .
    4. سیر ، پیاز ، جعفری ، زعفران ، کنجد و روغن کنجد و سبزیجات و میوه جات تازه و جوانه گندم تازه .
    5. بعد از عادت شدن بهتر است که مواد فوق را از رژیم غذائی خود حذف کنند .
    6. این نوع افراد روزانه ۶ لیوان آب میل کنند ، نیم ساعت قبل و دو ونیم ساعت بعد از غذا .
    7. بهترین توصیه برای این نوع افراد ( خانم های نازا ) حرص نخوردن ، عصبی نشدن و حساس و زود رنج نبودن است .
    8. خانم هائی که دچار نازائی شده اند ، بهتر است که از مواد غذائی زیر استفاده نکنند .
    9. از مصرف کلیه غذاهای حیوانی و قند و شکر و غذاهای مضر که در صفحه ۲۴۷ کتاب ۱۵ روز بیان شده است خود داری شود .
    10. داشتن آرامش و خوب جویدن غذا و رعایت کردن آداب غذا خوردن به این نوع بانوان توصیه می شود .
    11. داشتن صبر و حوصله برای این نوع افراد شرط لازم و کافی است .
    12. برای بر طرف کردن اختلالات هورمونی در بانوان بهترین روش ، عصبی نشدن و حرص نخوردن و حساس و زود رنج نبودن است .
    13. این نوع افراد بهتر است که بمدت ۱۵ روز تا ۳۰ روز خام گیاه خوار مطلق شوند .
    14. غذای این نوع افراد ، فقط از فرآورده های گیاهی بوده و مرتب از جوانه گندم تازه استفاده کنند .
    15. رعایت مسائل بیان شده موجب می گردد که عادت ماهانه خانم ها بمرور منظم شود ، که علائم خوبی است .
    16. آرام بودن و منطقی اندیشیدن کمک بسیار بزرگی است به این نوع بیماران !
    17. با رعایت نمودن توصیه های غذائی موجب می شود که ، عادت ماهیانه خانم ۱ تا ۲ رور جلو بیفتد که علامت بسیار خوبی برای آمادگی بارداری است .
    18. این نوع بیماران بهتر است که در محافلی که در آن تشنج و درگیری است به هیچ وجه حاضر نشوند .
    19. در مهمانی ها مطلقاً ناپرهیزی نشود تا نتیجه بهتری بدست آید .
    20. بیمارانی که مبتلا به پلی کیستیک هستند ، بهتر است که ابتدا از اعصاب و روان آرامی برخوردار شوند و در مرحله بعد فقط از غذاهای گیاهی تغذیه کنند .
    21. افرادی که مبتلا به بیماری آندومتریوزیس هستند ، ابتدا حساسیت و زود رنجی را کنار بگذارند و سپس از غذاهای گیاهی استفاده کنند و جوانه گندم تازه ، تا زودتر نتیجه بگیرند .
    22. بیمارانی که دچار چسبندگی لوله های فالوپ هستند ، بهتر است که مسائل گفته شده را با دقت کامل انجام دهند و مسائل روحی و روانی نامناسب را کنار بگذارند .
    23. برای آگاهی از نتیجه بیماری بهتر است که به پزشک متخصص مراجعه نموده و تحت نظر باشند .
    24. بیشترین عاملی که موجب می شود زوجین دچار نازائی و عدم باروری شوند ، عبارتند از :
    25. جلوگیری های ابتدای ازدواج که بر اثر عدم آگاهی است و یا راهنمائی شدن به شیوه غلط .
    26. داشتن استرس و اضطراب به خاطر مسائل روزمره زندگی و یا داشتن مسائل شغلی .
    27. استفاده از غذاهای نامناسب و انواع غذاهای فست فود و غیره .
    28. آشنا نبودن به مسائل زیبای زناشوئی و عدم درک خوب یکدیگر .
    29. بهترین زمان همبستری برای زوجین ۱ هفته بعد از پاک شدن خانم از عادت ماهیانه می باشد .
    30. توصیه می شود که هنگام همبستری مسائل به خوبی رعایت شود .
    31. بعضی از خانم ها به خاطر نوع مجرای واژن ممکن است که بعد انزال ، همه آن مواد ( اسپرم ها ) دفع شوند .
    32. برای این نوع خانم ها ، که مجرای آنان طوری است که بلافاصله اسپرم ها دفع میگردند ، توصیه می شود که این گونه بانوان هنگام همبستری ۱ بالش زیر باسن خود قرار دهند و بعد از انزال ، خانم به همان وضع مانده و استراحت کند تا زودتر نتیجه حاصل شود .
    33. منظم بودن بانوان و رعایت کردن دقیق آقایان موجب می شود که زودتر به نتیجه مطلوب دست یابند .
    34. عصبی نشدن و نداشتن درگیری فکری ، مهمترین عامل ، برای رسیدن به هدف مقدس زاد و ولد می باشد .
    35. خانم هائی که دچار بیماری فیبرم هستند ، بهتر است که حد اقل بمدت ۴۰ روز از غذاهای خام گیاهی استفاده کنند و مهمتر این که عصبی نشوند تا هرچه سریعتر به لطف الهی به نتیجه برسند .
    36. عدم تعادل روانی و داشتن نگرانی و استرس ، عامل مهمی است که بیمار به نتیجه مطلوب نرسد .
    37. داشتن نشاط و شادابی و نداشتن اشتغالات فکری عامل مهمی است برای رسیدن سریع به هدف که باروری است.
    38. برای فعال کردن ضعف تخمدان در خانم ها بهتر است که عصبی نشوند و از غذاهای گیاهی تغذیه کنند ، خصوصاً استفاده از جوانه گندم و سبزیجات و میوه جات .
    39. اصلاح تغذیه بهترین روش برای پیشگیری از از بیماری ها و بر طرف کردن بیماری هاست .
    40. رعایت مسائل فوق ، بطور دقیق و توکل بر خداوند سبحان ، رمز دست یابی به هدف شما عزیزان است

     

    سلامتی شما عزیزان آرزوی قلبی این حقیر است .

    جمشید – خدادادی ، مبتکر و بنیان گذار طب قرآنی

    منبع : سایت طب قرآنی

     

     

     

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 0:18  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران


ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ ﴿58﴾


اينهاست كه ما آن را از آيات و قرآن حكمت ‏آميز


بر تو مى ‏خوانيم (58)


تفسیر نور

1- براى رهبرى صحيح و قاطع، نشانه‏ هاى الهى و


بيان محكم و مستدل لازم است. 


«الايات والذكر الحكيم»

ودر آخرين آيه پس از شرح داستان مسيح (عليه السلام )،


و گوشهاى از تاريخ پر ماجراى او، در آيات پيشين روى سخن 


را به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) كرده ،


مى گويد: اينها را كه بر تو مى خوانيم از نشانه هاى حقانيت 


تو و يادآورى حكيمانه است كه به صورت آيات قرآن بر تو نازل 


گرديده و خالى از هر گونه باطل و خرافه است


(ذلك نتلوه عليك من الايات و الذكر الحكيم ).

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:45  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران

ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ


أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿44﴾


اين [جمله] از اخبار غيب است كه به تو وحى مى ‏كنيم و [گرنه]

وقتى كه آنان قلمهاى خود را [براى قرعه‏كشى به آب] مى ‏افكندند

تا كدام يك سرپرستى مريم را به عهده گيرد نزد آنان نبودى و [نيز]

وقتى با يكديگر كشمكش مى ‏كردند نزدشان نبودى (44)



تفسیر نور

1- انبيا از طريق وحى، با غيب آشنا مى‏شوند.

«ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك»

2- انبيا، تمام اخبار غيبى را نمى ‏دانند.

«من انباء الغيب»

3- آنجا كه خدا نخواهد، نه تصميم مردم «امرهم» نه

اجماع آنان «اجمعوا» ونه نقشه وتوطئه «يمكرون»

هيچكدام اثر ندارد.«اذ اجمعوا امرهم»

4- در حوادث پى ‏در پى و مرتبط، نكته اصلى و نقطه‏ ى

شروع را فراموش نكنيد. محور داستان يوسف توطئه

نابودى يوسف بود. «اجمعوا امرهم و هم يمكرون»



+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:29  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران

إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿33﴾


به يقين خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم


جهان برترى داده است (33)


تفسیر نور


در آيه‏ ى قبل، دستور اطاعت از رسول صادر شد، اين آيه دليل آن را  


گزينشِ خداوند حكيم مى‏داند كه بر اساس برترى آنان بر ديگر مردم 


در كمالات است. برگزيدگى انبيا از طريق وحى، علم، ايمان و عصمت است. 



امام باقرعليه السلام در باره‏ ى «انّ اللّه اصطفى... ذريّة...» فرمودند: 


ما از آن برگزيدگان و باقيمانده‏ى آن عترت هستيم.


1- انسان‏ها همه در يك سطح نيستند و خداى حكيم، بعضى را برگزيده


است تا مسئوليّت سنگين رسالت را بر دوش آنان بگذارد. «انّ اللّه اصطفى»


2- اوّلين انسان، پيامبر خدا بوده تا بشر هيچ‏گاه بدون هدايت نماند. «اصطفى آدم» 


3- جريان بعثت، در طول تاريخ بشر استمرار داشته است. «اصطفى آدم و نوحاًو...» 


4- رسالت بعضى از انبيا، جهانى بوده است. «على العالَمين»


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:10  توسط محمد ضیغم تبار  | 











[تصویر:  AyaToLLaH-HaSSaNZaDe-AMoLi.jpg]






الهى  يا الهى  يا الهى



نباشد جز توام پشت  و پناهى
منم يك  ذره از ارض و سمايت
منم يك  جلوه از نور و بهايت
منم يك  قطره از درياى جودت
منم يك  لمحه از شمس وجودت
منم يك  نكته از غيب  و شهودت
منم يك  شمه از فيض نمودت
منم يك  نقطه از علم عنايى
منم يك  صورت  رسم خدايى
منم هم بوته اى از بوستانت
منم هم در عداد دوستانت
منم هم نقشى از ايوان حسنت
 
منم هم شمعى از ديوان حسنت
منم دل دادهء روى نكويت
منم شيداى حسن ذات  و خويت
دل من در ميان اصبعينت
نمود من بود از علم و عينت
زلطف  تو دگر نبود فنايم
براى تا ابد باشد بقايم
عطا كردى زالطاف  خدايى
مرا اين منصب  فقر و گدايى
دل من شد چو يك  زنبورخانه
ز بس از داغ تو دارد نشانه
چه شيرين است  داغت  كاتشين است
فداى تو شوم كه داغت  اين است
بيامد رائد موى سفيدم
كه از سوى توام داده نويدم
كزين زندان سراى تنگ  و تاريك
زمان ارتحالت  گشت  نزديك
به قدر معرفت  كردم عبادت
كه علم تو دهد بهتر شهادت
به وفق اقتضاى عين ثابت
زمين شوره نبود مثل نابت
چه بتوان گفت  در كار خدايى
ندارد كار او چون و چرايى
چو ذاتش فعل او حق مبين است
ولا يسال عما يفعل اين است
خداوندا دل ديوانه ام ده
بصحراى غمت  كاشانه ام ده
مرا محو جمال خويش فرماى
دمادم جلوه هايت  بيش فرماى
بذات  و خوى خود محشور ميدار
ز زرق و برق دنيا دور ميدار
چه خوش از لطف  خاص كردگارى
به اميدش رسد اميدوارى

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:52  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران

قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ ﴿32﴾


بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند


قطعا خداوند كافران را دوست ندارد (32)

تفسیر نور
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله علاوه بر آيات الهى، دستوراتى


حكومتى داشت. دستوراتى كه به تناسب زمان و مكان و افراد

و شرايط تغيير مى‏كرد. البتّه آنها نيز در پرتو وحى الهى بود، ولى

در قرآن مطرح نگرديده بود و معناى اطاعت از رسول در كنار اطاعتِ

خداوند، عمل به همان دستورات نبوى است.

1- رفتار و گفتار و كردار پيامبر حجّت است، زيرا اطاعت از پيامبر

در كنار اطاعت خداست. «اطيعوا اللّه و الرسول»

2- محبوب شدن يا منفور شدن در نزد پروردگار، به دست خود

ماست. «فان تولّوا فانّ اللّه لا يحبّ الكافرين»

3- سرپيچى از فرمان پيامبر، برابر با كفر است.

«انّ اللّه لايحبّ الكافرين»


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:33  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 3: آل عمران

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ


وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿31﴾


بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد 


تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما 


ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است (31)


شان نزول آیه


درباره اين آيات، دو شان نزول آمده است: 


1- جمعى در حضور پيغمبر (صلي الله عليه و آله)


ادعاى محبت پروردگار كردند، در حالى كه "عمل" 


به برنامه‏ هاى الهى در آنها كمتر ديده مى ‏شد، 


آيات 31 و 32 نازل گرديد و به آنها پاسخ گفت.


2- جمعى از مسيحيان "نجران" در مدينه به حضور


پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمدند و ضمن سخنان 


خود، اظهار داشتند كه ما اگر مسيح (عليه السلام) 


را فوق العاده احترام مى‏گزاريم، به خاطر محبتى است


كه به خدا داريم! اين آيات نازل شد و به آنها پاسخ گفت.



تفسیر نور
درباره جايگاه پيامبر ولزوم اطاعت از او، در قرآن مى ‏خوانيم:

«مَن يطع الرّسول فقد اطاع اللّه» <34> هركس از پيامبر پيروى

كند، قطعاً از خدا پيروى كرده است. و در جاى ديگر:

«انّ الّذين يبايعونك انّما يبايعون اللّه» <35> بيعت با تو بيعت با خداست.

شخصى به امام صادق‏ عليه السلام عرض كرد: جانم فدايت،

ما فرزندان خود را به نام هاى شما و پدرانتان مى ‏ناميم، آيا براى


ما مفيد است؟ حضرت فرمودند: مگر دين غير از محبّت است،

خداوند فرموده: «ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى» <36>

1- هر ادّعايى با عمل ثابت مى ‏شود. <37>

«ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى»

2- لازمه‏ ى ايمان به خدا، پيروى از اولياى خداست.

«فاتّبعونى» (آرى، اسلام منهاى روحانيّت واقعى، محكوم است.)

3- هر كس در عمل سست است، در حقيقت

پايه ‏ى محبّت او سست است. «تحبّون... فاتّبعونى»

4- در راه اصلاح جامعه، از عواطف كمك بگيريم.

«ان كنتم تحبّون اللّه»

5 - عمل، سخن و سكوت رسول خدا، حجّت و قابل پيروى است.

«فاتبعونى»

6- پيامبر معصوم است، زيرا فرمان پيروى عام و بى ‏چون

وچرا براى غير معصوم، حكيمانه نيست. «قل... فاتبعونى»

7- اگر مى‏خواهيد خداوند شما را دوست بدارد، بايد از

سنّت رسول اللّه پيروى كنيد. «فاتّبعونى يحببكم اللّه»

8 - انسان مى‏تواند به جايى برسد كه رضاى او، رضاى

خدا و پيروى از او، پيروى از خدا باشد. «فاتّبعونى يحببكم اللّه»

9- امتياز دين الهى بر قوانين بشرى، وجود عنصر محبّت،

الگوى عملى و صلاحيّتِ قانون‏گزار است. «تحبّون... فاتبعونى يحببكم اللّه»

10- بهترين پاداش‏ها، پاداشِ معنوى است. محبوبيّت نزد خدا

ودريافت مغفرت، بهترين پاداش براى مؤمنان است. «يحببكم اللّه»

11- نشانه‏ ى دوستى، سرپوش گذاردن روى بدى ‏ها و برخورد

با عفو و رحمت است. «يحببكم... يغفر لكم»

12- كارهاى نيك، مايه‏ ى آمرزش گناهان است.

«فاتبعونى... يغفرلكم ذنوبكم»

13- اطاعت وپيروى از پيامبر، موجب دريافت عفو الهى

است. «فاتّبعونى... يغفر لكم»

تصاویر استثنایی از داخل مرقد مطهر پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (ص) که تصویر خانه و محراب حضرت فاطمه زهرا (س) نیز در کنار آن دیده می شود





+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:18  توسط محمد ضیغم تبار  | 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وصیت نامه شهید قاسم صفتری


41266782418680211902.jpg


خداوند ا تو را شکر می کنم از اینکه نعمتهای زیادی به ما ارزانی داشتی


خداوند اتو را شکر می کنیم از اینکه سعادت در این زمان زیستن و پیکار

نمودن در راه ا سلام را به مرحمت فرمودی

خداوند ا تو را شکر می کنم از اینکهدر راه پیروزی اسلام شهادت را نصیب

مخلصانت می کنی

ای خدای مهربان از اینکه نمی توانیم بیش از مال و جانمانرا در راه تو فدا

 بکنیم واقعا شرمنده هستیم زیرا آنقدر اسلام بر گرد ن ما حق دارد که

اگر یک میلیاردمسلمانان جهان جان و مالشان را برای اسلام ودین اداء

 کنند هنوز هم هیچ کاری نکرده و حتی نتوانسته اند شکر یکی از نعمتهای

 تو را بجا بیاورند .

خداوند ااز تو می خواهم که قلم عفو بر گناهان ما بکشی و  ما  را   به

صراط مستقیم که همان راه انبیاء و شهیدان است راهنمایی بفرمایی

خداوند ااز تو می خواهم که فرج آقا امام زمان (عج الله فرجه) را سریع تر

بفر مایی و رهبر بزرگ ما تا انقلاب آن بزرگوار طول عمر عطا بفرمایی

خداوند ا پدر و مادر و دوستان و آشنایان ما را  غریق  رحمتت  بفرما

اللهم اغفر المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم

و الاموات


خدمت پدر و مادر بزرگوار م سلام عرض می کنک و امیداوارم که خداوند

 صبری به شما عطا بفرماید و لازم است که این را بگویم که من راه خودم

را انتخاب کرده ام و خداوند هم سعادت خدمت کردن به اسلام را نصیب

من کرده پس هیچ گونه جای ناراحتی برای شما نباید باقی بماند

من از شما شرمنده هستم که نتوانستم دین شما را اد ا ء کنم و از طرفی

افتخار می کنم که مرا در آغوش پر از مهر و محبت خو دتان پروراندید و درس

زندگی را به من آموختید تا هم اکنون بتوانم با خونم خدمتی به اسلام بکنم

پدر و مادر گرامی برای جدا شدن من از میان جمع خودتان ناراحت نباشید

زیرا در جوار حق همراه با انبیاء وشهیدان هستم و افتخارمی کنم که از آن

دنیایفنا پذیر جدا شدم وبه یک زندگی فنا نا پذیز ملحق گردیدم

پس سعی کنید که برای شهادتم پیراهن سیاه بر تن نکنید بلکه پیراهنی

سفید مردان بپو شند و سعی کنید پهلوی مردم گریه و زلری نکنید زیرا

امکان دارد دشمنان اسلام از گریه شما خوشحال بشوند.

وای امت مسلمان آیا فکر کرد ه اید که تاکی می خواهید خودتان را به

این دنیای پر زرق وبرق بچسبانید واز یاد خدا بدور باشید ؟

آیا
تاکی می خواهیم ببینید که اسلام دارد بوسیله کفار نابود می شود ؟

آیا تاکی می خواهیم ظلم وفتنه ها را بنگرید ودست بر روی هم بگذارید

برخیزید و سلاح را برگیرید و بر دشمنان اسلام حمله کنید و تا اورا از

 پای نیاورده اید از پای نشینید زیرادشمن خیلی از شما ضربه خورده است

 و بسیار مواظب شماست . اگر یک لحظه غفلت بکنید اسلام را نابود

 می سازند پس مواظب ابر جنایتکاران شرق و غرب و عواملشان چه

 در خارج وچه در داخل باشید وحتی نگذارید که دلشاد شوند و هیچ

موقع امام را تنها نگذارید وسعی نکنید که همانند اهل کوفه باشید که

اسلام در خطر است .

دوستان گرامی و اساتید بزرگ من از شما کمال رضایت را داشته و

 دارم واز شما می خواهم که سلاح افتاده مرا برگیرید وراه شهیدان

 را ادامه بدهید وما آنقدر باید در دریای خون شنا کنیم تا به ساحل

 پیروزی که همان آزادسازی مظلومان عالم از دست ظالمان است

برسیم و زمانی می توانید نفسی آسوده بکشید که پرچم لا اله الا الله

را برجهان به اهتزاز در بیاورید .

دوستان و برادران هیچ موقع مسجد ها را خالی نگذاریدکه مساجد

خاری در چشم دشمنان اسلام هستند وودر آخر از تمام دوستان و

 آشنایان می خواهم که اگر هر بدی چه در ظاهر وچه در باطن از

 من سر زده شده است مرا حلال کنند و همچنین من تمام کسانی را

 که حتی به اندازه سر سوزنی بدی چه در ظاهر و چه در باطن

کردند حلال می کنم واز شما می خواهم که اسلام را یاری نمائید .

در ضمن قسمتهایی از وصیت های من در دفترچه آبی رنگ درون

 کوله پشتی موجود است که اگر ممکن است حد المقدور به آنها عمل

 نمائید .

برای عید نوروزتنها تبریکی که می توانم برای شما بفرستم خبر

پیروزی عملیات است

والسلام علیکم و رحمت الله

قاسم صفتری
هجده /دوازده /شصت وسه

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:23  توسط محمد ضیغم تبار  |