|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 3: آل عمران فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى
الْكَاذِبِينَ پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار
دهيم واژه ى «نَبتَهل» از ريشهى «اِبتهال» به معناى بازكردن دستها و آرنجها براى دعا، به سوى آسمان است واين آيه به دليل اين واژه، به آيهى مباهله معروف گشته است. مباهله، يعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف يكديگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است. <60> در تفاسير شيعه و سنى و برخى كتب حديث و تاريخ مى خوانيم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران از بلاد يمن شدند. مسيحيانِ نجران نيز هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله به مدينه گسيل داشتند. با وجود گفتگوهايى كه ميان آنان و پيامبر صلى الله عليه وآله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانهجويى كرده و در حقّانيّت اسلام ابراز ترديد مىكردند. اين آيه نازل شد و خطاب به پيامبر فرمود: به كسانى كه با تو محاجّه و جدال كرده، و از قبول حقّ شانه خالى مىكنند، بگو: بياييد با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان، خدا را بخوانيم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگويان نفرين كنيم و هر نفرينى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مىشود كه راه او باطل است و با اين وسيله به اين گفتگو و جدال پايان دهيم. هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از رسول اكرمصلى الله عليه وآله شنيدند، به يكديگر نگاه كرده و متحيّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه و مشورت كنند. بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پيشنهاد را بپذيريد و اگر ديديد كه پيامبر با سر وصدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد معدودى به ميدان آمد، از انجام مباهله صرفنظر و با او مصالحه كنيد. روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن بيرون آمدند. آن دو كودك، حسن و حسين عليهما السلام و آن جوان، علىّ بن ابى طالب عليهما السلام و آن زن فاطمه ى زهراعليها السلام دختر پيامبر صلى الله عليه وآله بودند. اُسقف مسيحيان گفت: من چهرههايى را مى بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مىشود. اگر اين افراد نفرين كنند، يك نفر مسيحى روى زمين باقى نمى ماند. لذا از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه شدند. <61> اين ماجرا، علاوه بر تفاسير شيعه، در منابع معتبر اهل سنّت نيز آمده است. <62> روز مباهله، بيست وچهارم يا بيست و پنجم ماه ذىالحجّه بوده و محل آن در روزگار پيامبر صلى الله عليه وآله در بيرون شهر مدينه بوده كه اكنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصله ى اين مسجد تا مسجدالنّبى تقريباً دو كيلومتر است. «الّلهم ارزقنا زيارته و شفاعته» بر اساس روايتى در تفسير الميزان، دعوت به مباهله مخصوص نصارى نبوده و پيامبر صلى الله عليه وآله از يهوديان نيز براى مباهله دعوت كردند. مباهله، خاصّ زمان پيامبرصلى الله عليه وآله نبوده است، بلكه براساس برخى از روايات، ديگر مؤمنان نيز مى توانند مباهله كنند. امام صادق عليه السلام در اين باره دستوراتى داده اند. <63> سؤال: در اين ماجرا تنها فاطمه زهراعليها السلام حضور داشت، پس چرا قرآن كلمه ى جمع «نسائنا» را بكار برده است؟ پاسخ: در قرآن مواردى است كه خداوند از يك نفر به صورت «جمع» ياد مى كند، مانند آيه 181 سوره آلعمران كه يك نفر از روى توهين گفت: خدا فقير است، ولى آيه به صورت جمع مى فرمايد: «الّذين قالوا انّ اللّه فقير» چنانكه قرآن درباره حضرت ابراهيم عليه السلام مى فرمايد: ابراهيم يك امّت است، با آنكه يكنفر بيشتر نبود. گرچه پيامبر مىتوانست خود شخصاً نفرين كند وكارى به علىّ، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نداشته باشد، ولى خدا و رسول، با اين عمل به ما فهماندند كه اين افراد، ياران و شريكان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آمادهى استقبال از خطر بوده و تداوم گر حركت او مى باشند. 1- اگر انسان ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديكترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جائك من العلم» 2- آخرين برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فقل تعالوا ندع» 3- فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «ابنائنا» بنابراين امام حسن وامام حسين عليهما السلام فرزندان پيامبرند. 4- زن و مرد در صحنه هاى مختلف دينى، در كنار همديگر مطرحند. «نسائنا» 5 - در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا» 6- علىّ بن ابىطالب عليهما السلام، جان رسول اللَّه صلى الله عليه وآله است. «انفسنا» 7- در مجالس دعا، كودكان را نيز با خود ببريم. «ابنائنا» 8 - اهلبيت پيامبرعليهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا» 9- استمداد از غيب، پس از بكارگيرى توانايى هاى عادّى است. «نبتهل» 10- كسى كه منطق و استدلال و معجزه، او را به پذيرش حقّ تسليم نمى كند، بايد با او مباهله كرد. «تعالوا... نبتهل» 11- اگر مؤمنان محكم بايستند، دشمن به دليل باطل بودنش عقب نشينى مىكند. «ندع... نبتهل» 12- استدلال را بايد با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت بايد سركوب شود. «لعنة اللّه على الكاذبين»
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:49  توسط محمد ضیغم تبار
|
|