|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 24: النور يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ
عَلِيمٌ اى كسانى كه ايمان آوردهايد پاى از پى گامهاى شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامىدارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمىشد ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مىگرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست
![]() پیروی از گام های شیطان سراشیبی است که با گناهان کوچک شروع و به گناهان بزرگ تر منجر شده و در نهایت به دروغ بستن به خداوند متعال و تکذیب عملی آیات خدا که همان کفر است ، منتهی می گردد .
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:50  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 23: المؤمنون
وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ و بگو پروردگارا از وسوسه هاى شيطانها به تو پناه مىبرم
وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ و پروردگارا از اينكه [آنها] به پيش من حاضر شوند به تو پناه مىبرم
تفسیر نور
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:35  توسط محمد ضیغم تبار
|
سخنان امام خمینی درمورد اسرائیل برادران و خواهران باید بدانند که آمریکا و اسرائیل با اساس اسلام دشمنند. ملتهاى برادر عرب، و برادران لبنان و فلسطین بدانند که هر چه بدبختى دارنداز اسرائیل و آمریکاست. اسرائیل مطرود ماست ;و ما براى همیشه نه نفت به او مىدهیم و نه آن را به هیچ وجه به رسمیت خیال ابلهانه اسرائیل بزرگ، آنان را به هر جنایتى مىکشاند.
اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود. صاویر جنایات و کشتار صهونیست ها![]()
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:59  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 22: الحج وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مىنمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] مىكرد پس خدا آنچه را شيطان القا مىكرد محو مىگردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مىساخت و خدا داناى حكيم است
(يُوَسوسُ فى صُدور النّاس) <30> 2- بعضى ها شيطان با آنان تماس مىگيرد، ولى فوراً متوجّه مىشوند و او را طرد مىكنند.(مَسّهم طائفٌ من الشيطان تذكّروا) <31> پيامبران الهى جزء هيچ يك از اين سه دسته نيستند، آنان معصومند و شيطان نه قرين آنهاست، نه در روحشان وسوسه مىكند و نه با آنان تماس مىگيرد، شيطان در طرح و برنامه و آرزوى آنان القائاتى دارد و ناگفته پيداست كه حساب طرح پيامبران و برنامه ها و اهدافشان، از حساب شخصى آنان جداست.
(قبلک) (در تمام قرآن دربارهى پيامبراسلام، كلمه ى بعدك وجود ندارد).
(مِن رسول و لانبيّ الاّ اذا تَمنّى ألقَى الشيطان...)
4- انبيا براى اهداف خود طرح و برنامه دارند. (تَمنّي) 5- شيطان در انبيا اثرى ندارد ولى در اهداف آنان وسوسه مىكند. (اُمنيّته) 6- وسوسه هاى شيطان، بهترين برنامه ها را نيز تهديد مىكند. (اُمنيّته) 7- در تضادّ ميان حقّ و باطل، خداوند باطل را محو و حقّ را تثبيت مىكند. (فيَنسَخ الله... ثمّ يحكم) 9- حقّ، بدون حمايت خداوند پايدار نيست. (يُحكم الله آياته) 10- تضاد حقّ و باطل و پيروزى حقّ بر باطل، نقشه ى حكيمانه و عالمانه ى الهى است. (يُحكم الله - عليم حكيم) و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مىنمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] مىكرد پس خدا آنچه را شيطان القا مىكرد محو مىگردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مىساخت و خدا داناى حكيم است
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:44  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 22: الحج لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي
شِقَاقٍ بَعِيدٍ تا آنچه را كه شيطان القا مىكند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزهاى بس دور و درازند
تفسیر نور (بيمارى روحى و سنگدلى زمينهاى مناسب براى قرار گرفتن در دام فتنه ها و شيطان است). 2- با اين كه سنگدلي، نوعى بيمارى روحى است، ولى جداگانه مطرح شده تا اهميّت آن مشخص شود. (والقاسيه قلوبهم) 3- سنگدلانى كه تحت تأثير القائات شيطان قرار گيرند ستمگرند. (واِنّ الظالمين)
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:44  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 21: الأنبياء
وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ
ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ و برخى از شياطين بودند كه براى او غواصى و كارهايى غير از آن مىكردند
و ما مراقب [حال] آنها بوديم تفسیر نور تكليف دارند كه حضرت سليمان علاوه بر انسانها، بر بعضى از آنان نيز حكومت داشت. «وحُشِر لسليمان جنوده من الجنّ والانس» <741> غوّاصى، از جمله فعاليّت جنها براى سليمان بود. «يغوصون له» ولى هنر جنها تنها به غوّاصى خلاصه نمىشود. «يعملون عملاً دون ذلك» در آيات ديگر به بعضى از كارهاى آنان اشاره شده است. «يعملون له ما يشاء من محاريب وتماثيل و جفان كالجواب و قدور راسيات» <742> آنها براى او هرچه را كه مىخواست از محرابها ومعابد عالى وزيبا و وسايل مختلف زندگى مثل ديگ وسينى هاى بزرگ مىساختند. 1- هنر و حرفه در ميان جنّيان نيز هست. «من الشياطين ...» 2- جنّ مىتواند در خدمت بشر باشد. «يغوصون له» 3- اگر كنترل و حفاظت نباشد، حتّى در حكومت بىنظير سليمان هم فساد راه پيدا مىكند. «كنّا لهم حافظين»
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:39  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 15: الحجر وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ و آن را از هر شيطان راندهشدهاى حفظ كرديم إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ
مگر آن كس كه دزديده گوش فرا دهد كه شهابى روشن او را دنبال مىكند
معناى سرقت كلام است. در تفسير فى ظلال و مراغى مىخوانيم: ما روح آيه را نمىدانيم كه چگونه شيطان خبر دزدى مىكند و چه خبرى را سرقت مىكند، ولى در فخررازى و آلوسى در تفاسير خود مىگويند: مراد از آسمان، همين آسمان ظاهر و مراد از شهاب، همين سنگ هاى آسمانى است كه پرتاب و مشتعل مىشود. گرچه بعضى گفتهاند: مراد از آسمان، عالم ملكوت است كه شياطين را راهى بر آن نيست. به هر حال شايد بتوان گفت: در آسمان معنويت چهره هاى درخشان و الگوها و رهبرانى قرار داديم و حقايق را از وسوسههاى شيطان حفظ كرديم و هرگاه شيطان صفتى وسوسه اى نمايد، با استدلال ومنطق محكم بر او هجوم آورده و بدعت و التقاط و وسوسه هاى او را با شهاب علم و برهانِ اهل ذكر محو مىكنيم. 1- آسمانها كه زينت دارند، بايد حفظ شوند وحفظ آنها تنها كار اوست. «و حفظناها» 2- آسمانها مركز تدبير امور وفرشتگان مدّبران امورند
ومراكز تدبير بايد منطقه حفاظتى باشد. «حفظناها» 3- شيطان تنها ابليس نيست. «كل شيطان» با شهاب علم، آنان را دنبال كنند. «فاتبعه شهاب مبين» 8- پاسخ وسوسه ها وشيطنت ها بايد بسيار صريح و علنى و فورى باشد. «فاتبعه شهاب مبين» (در سوره صافات آيه 8 مىخوانيم: «يُقذفون من كل جانب» يعنى طرد شيطان بايد از همه اطراف باشد وگرنه به شكل ديگر واز راه ديگرى جلوه مىكند.)
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:51  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 12: يوسف قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
[يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مىانديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است تفسیر نور به مفاد اين آيه عمل مىكردند، اين همه سرمايه و استعداد، كتب خطى، آثار علمى، هنرى و عتيقه هاى ما، در موزه كشورهاى خارجى جاى نمىگرفت و به اسم كارشناس، ديپلمات، جهانگرد از منابع و امكانات و منافع ما آگاه نمىشدند و در اثر سادگى يا خيانت، اسرارمان در اختيار كسانى كه دائماً در حال كيد و مكر بر عليه ما هستند، قرار نمىگرفت. حضرت يوسف، خواب خود را دور از چشم برادران به پدر گفت. كه اين خود نشانهى تيزهوشى اوست. 1- لازم است والدين، از روحيات فرزندانشان نسبت به هم آگاه باشند تا بتوانند اعمال مديريت كامل نمايند. «فَيَكيدُوا لَك كَيداً» 2- در پيشبينى هاى صحيح نسبت به مسايل مهم، گاهى اظهار سوءظن و يا پرده برداشتن از خصلتها مانعى ندارد. «فَيَكيدوا لَك كَيدا» 3- دانسته ها و اطلاعات، بايد طبقه بندى شود و محرمانه و غيرمحرمانه از هم جدا گردد. «لا تقصص» 4- هر حرفى را به هر كسى نزنيد. «لا تقصص» «فيكيدوا ... انَّ الشَيْطان ...عَدُو مُبين» 7- اگر گاهى رؤيا، قابل گفتن نيست، پس بسيارى از ديده ها در بيدارى، نبايد بازگو شود. «لا تقصص» 8- در خانواده انبيا نيز، مسايل اخلاقى همچون حسد و حيله مطرح است.«يا بنّى لا تقصص» 9- شيطان با استفاده از زمينه هاى درونى ما بر ما سلطه مىيابد. حسادت برادران، زمينه را براى بروز دشمنى شيطان نسبت به انسان فراهم ساخت. «فيكيدوا ... انّ الشيطان للانسان عدو مبين»
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:3  توسط محمد ضیغم تبار
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 8: الأنفال وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان بياراست و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من پناه شما هستم پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند [شيطان] به عقب برگشت و گفت من از شما بيزارم من چيزى را
مىبينم كه شما نمىبينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت كيفر است
تفسیر نور كه در اينجا معناى اوّل مناسبتر است. كلمهى «نَكَص» به معناى خوددارى و برگشت است و «عَقِب» به معناى پاشنه ى پا و «نَكَص على عقبيه» يعنى بر پاشنه هاى پا چرخيد و پشت كرد. گفتگوى شيطان با طرفدارانش كه در اين آيه مطرح شده، ممكن است همان وسوسههاى شيطانى باشد، يا آنكه شيطان در قالب انسان، اهداف خود را دنبال كند و در قيافه ى انسان، به اغوا و وسوسه بپردازد كه روايات هم در اين باره وارد شده است. <544> چنانكه شيطان در جنگ بدر، به صورت سراقةبن مالك (از سرشناسان قبيلهى بنىكنانه) درآمد و مشركان را تشويق و ترغيب مىكرد و به آنان وعدهى همراهى و پيروزى مىداد، امّا با حضور فرشتگان در آستانهى پيروزى سپاه اسلام، پا به فرار گذارد. پس از شكست كفّار، در مكّه به او مىگفتند: تو سبب شكست ما شدى! و او قسم مىخورد كه حتّى از مكّه بيرون نيامده است. پس معلوم شد كه شيطان در قيافه ى سراقه، به آنان وعدهى پيروزى داده، سپس فرار كرده است. شيطان براى جبهه ى باطل كار تبليغاتى مىكند ودر مرحله ى آغاز مبارزه به آنان روحيّه مىدهد، ولى در مرحلهى برخورد هنگام ديدن امدادهاى الهى، آنان را رها كرده و عقب نشينى مىكند. 1- يكى از راههاى فريب شيطان، زيبا جلوهدادن بدىهاست. «زيّن» آرى، نيكو پنداشتن كارهاى بد وناهنجارى ها، نشانه ى نفوذ شيطان در افكار انسان است. 2- شيطان و شيطان صفتان، ديگران را براى فساد، توجيه وتحريك مىكنند. «زيّن، لا غالب، جار لكم» 3- ايمان، حمايت فرشتگان را جلب مىكند و كفر، حمايت شيطان را. «جار لكم» نمىدهند. «انّى برىء منكم» 6- توكّل بر غير خدا، سبب رها شدن انسان در مشكلات مىشود. «انّى جار لكم... انّى برىء منكم» 7- روابط غير الهى، ناپايدار وغير قابل اطمينان است. «قال انّى برىء منكم» 8 - شيطان، از قدرت فرشتگان آگاه است. «انّى أرى ما لاترون» و اين مشاهدهى قدرت فرشتگان، سبب عقبگرد او شد. «قال انّى برىء منكم» 9- شيطان، قادر بر مشاهدهى برخى امور پنهانى است. «انّى أرى ما لاترون» 10- شيطان، معتقد به خداوند و آگاه به شدّت عقوبت اوست. «انّى اخاف اللّه و اللّه شديد العقاب» هرچند شايد به گفته ابن عباس: شيطان به دروغ ادّعاى ترس از خداوند را داشت، وگرنه كار او به اينجا نمىرسيد. <545>
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:6  توسط محمد ضیغم تبار
|
|