بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 24: النور

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ

وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء

وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا

مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ

وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿21﴾


اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پاى از پى گامهاى

شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان

نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامى‏دارد و

اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس

از شما پاك نمى‏شد ولى [اين] خداست كه هر كس

را بخواهد پاك مى‏گرداند و خدا[ست كه] شنواى

داناست (21)


تفسیر نور
در آيات 14، 20 و 21 سه بار سخن از فضل و رحمت خداوند آمده است تا بگويد اگر فضل
او نبود، وضع شما چگونه بود!
«خُطوات» جمع «خُطوه» به معناى‏ گام است و قرآن در مسئله‏ى شهوت، تغذيه و تهمت،
كلمه‏ى «خطوات شيطان» را به كار برده است تا بگويد شيطان گام به گام انسان را به بعضى‏
گناهان وادار مى‏كند.
در قرآن چند مرتبه از «خُطوات الشيطان» سخن به ميان آمده است؛ در مورد اتحاد و
وحدت كلمه داشتن مى‏فرمايد: (اُدخلوا فى‏ السِلم كافّه و لاتَتّبعوا خُطوات) <30> و در مصرف
غذا مى‏فرمايد: (كُلوا ممّا فى‏ الارض حلالاً طيّبا و لا تَتّبعوا خُطوات) <31> از چيزهاى‏ حلال و
دلپسند بخوريد و مواظب گام هاى‏ شيطان باشيد و از آن پيروى‏ نكنيد. و در اين آيه نيز
پيرامون اشاعه‏ى فحشا نسبت به مؤمنين مى‏فرمايد: از گام هاى‏ شيطان پيروى‏ نكنيد.
نمونه پيروى‏ از گام هاى‏ شيطان عبارت است از: دوستى‏ با افراد فاسد، بعد شركت در
مجالس آنان، سپس فكر گناه، بعد ارتكاب گناهان كوچك، پس از آن گناهان بزرگ و در
پايان قساوت قلب و بدعاقبتى‏ و پايانى‏ شوم.
1- به ايمان خود تكيه نكنيم، توجّه به هشدارهاى‏ پى‏ در پى‏ لازم است. (يا ايّها
الّذين آمنوا لا تَتّبعوا)
2- شيطان براى‏ گمراه كردن مؤمنان، بيش از ديگران تلاش مى‏كند. (يا ايّها الّذين
آمنوا لا تَتّبعوا خُطوات)
3- سياست شيطان نفوذ تدريجى‏ و گام به گام است. (خطوات) (از همان گام اوّل
مواظب باشيم).
4- انسان به ناچار بايد راهى‏ را طى‏ كند و گامى‏ را بردارد، مهم انتخاب راه مستقيم
و دورى‏ از گام هاى‏ شيطان است. (خُطوات)
5- اشاعه‏ى فحشا، از گام هاى‏ شيطانى‏ است. (با توجّه به آيه قبل)
6- با مردم مستدل سخن بگوييم، خداوند مى‏فرمايد: از شيطان پيروى‏ نكنيد،
(دليل آن را نيز ذكر مى‏كند:) زيرا او به گناه فرمان مى‏دهد. (فاِنّه يأمر
بالفحشاء...)
7- شيطان به كسى‏ فرمان مى‏دهد كه اهل پيروى‏ از او باشد. (و مَن يتّبع خُطوات...
فاِنّه يَأمر...)
8- كار شيطان، با اثر نماز در تضادّ است. شيطان به انسان دستور گناه مى‏دهد.
(فاِنّه يأمر بالفحشاء و المنكر) امّا نماز انسان را از گناه باز مى‏دارد. (انّ الصلوه تنهى‏
عن الفحشاء و المنكر...) <32>
9- تزكيه، بدون توفيق الهى‏ امكان ندارد. (ولولا... ما زَكي...)
10- انسان در هر لحظه به لطف خداوند نياز دارد. (تكرار جمله «لولا فضل الله» در
اين آيه و آيات قبل)
11- در مسير انسان، فريب و فحشا وجود دارد، ولى‏ راه توبه و نجات نيز باز
است. (و لولا فضل الله)
12- حتّى‏ اولياى‏ خدا به توفيق الهى‏ نياز دارند. (ما زَكى‏ منكم من اَحد)
13- خداوند حكيم، به مقدار آمادگى‏ و لياقت و ظرفيّت افراد خير و سعادت نازل
مى‏كند. (من يشاء)
14- علم به
اينكه خداوند همه چيز را مى‏بيند و مى‏شنود، بهترين عامل بازدارنده
از فحشا و منكرات است. (والله سميعٌ عليم)

شیطان

پیروی از گام های شیطان سراشیبی است که با گناهان کوچک شروع و به گناهان بزرگ تر منجر شده و در نهایت به دروغ بستن به خداوند متعال و تکذیب عملی آیات خدا که همان کفر است ، منتهی می گردد .



+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:50  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 23: المؤمنون

وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ﴿97﴾

و بگو پروردگارا از وسوسه‏ هاى شيطانها به تو پناه مى‏برم (97)



 

وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ﴿98﴾


و پروردگارا از اينكه [آنها] به پيش من حاضر شوند به تو پناه مى‏برم (98)


تفسیر نور

1- پيامبر اكرم (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) تحت تربيت خداوند و مأمور برخورد به بهترين شيوه با
بدى هاى دشمنان است. (اِدفع بالّتى هِيَ اَحسن)
2- بدى را مى‏توان با بدى پاسخ داد ولى اين، براى رهبر شايسته نيست. (ادفع
بالّتى هيَ اَحسن)
3- ايمان ما به علم خداوند، عامل صبر وحلم در ماست. (نحن اعلم)
4- پناه دادن از شئون ربوبيّت است. (ربّ اَعوذبک)
5- پيامبران نيز بايد به خدا پناه ببرند. (قل ربّ اَعوذبک)
6- پناه بردن به خداوند بايد مكرر و جدى باشد. (تكرار «اعوذ»)
7- تنها پناهگاه مطمئن خداست. (بک)
8- يكى از راه هاى نفوذ شيطان، اشاره ها و وسوسه هاى او نسبت به برخوردهاى
بد ما با ديگران است. (هَمزات)
9- شياطين، متعدّد و وسوسه هاى آنان نيز گوناگون است. (هَمَزات الشياطين)
10- شيطان ها در انبيا نيز طمع دارند. (هَمَزات الشياطين)
11- بالاتر از وسوسه، حضور شيطان هاست. (اَن يَحضُرون)
12- حضور افراد فاسد ومفسد در جامعه، مقدّمه فساد ديگران است. (يَحضُرون)


+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:35  توسط محمد ضیغم تبار  | 

سخنان امام خمینی درمورد اسرائیل


برادران و خواهران باید بدانند که آمریکا و اسرائیل با اساس اسلام دشمنند.

ملتهاى برادر عرب، و برادران لبنان و فلسطین بدانند که هر چه بدبختى دارنداز اسرائیل و آمریکاست.


اسرائیل مطرود ماست ;و ما براى همیشه نه نفت به او مى‏دهیم و نه آن را به ‏هیچ وجه به رسمیت

خیال ابلهانه اسرائیل بزرگ، آنان را به هر جنایتى مى‏کشاند.

اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.


صاویر جنایات و کشتار صهونیست ها

 


+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:59  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 22: الحج

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ

فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ

عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿52﴾

و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه

هر گاه چيزى تلاوت مى‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه]

مى‏كرد پس خدا آنچه را شيطان القا مى‏كرد محو مى‏گردانيد

سپس خدا آيات خود را استوار مى‏ساخت و خدا داناى حكيم است (52)


تفسیر نور
مردم در برابر وسوسه هاى‏ شيطان چند دسته‏اند:
1- افرادى‏ وسوسه‏ى شيطان در روحشان كارساز است.

(يُوَسوسُ فى‏ صُدور النّاس) <30>

2- بعضى‏ ها شيطان با آنان تماس مى‏گيرد، ولى‏ فوراً متوجّه

مى‏شوند و او را طرد مى‏كنند.(مَسّهم طائفٌ من الشيطان تذكّروا) <31>

 
3- گروهي، شيطان هميشه با آنهاست. (فَهُو لَه قَرين) <32> 


پيامبران الهى‏ جزء هيچ يك از اين سه دسته نيستند، آنان معصومند

و شيطان نه قرين آنهاست، نه در روحشان وسوسه مى‏كند

 و نه با آنان تماس مى‏گيرد، شيطان در طرح و


برنامه و آرزوى‏ آنان القائاتى‏ دارد و ناگفته پيداست كه حساب

طرح پيامبران و برنامه ها و اهدافشان، از حساب شخصى‏

آنان جداست.


1- پيامبر اسلام (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) آخرين پيامبر است.

(قبلک) (در تمام قرآن درباره‏ى پيامبراسلام، كلمه‏ ى بعدك وجود ندارد).


2- تضاد ميان حقّ و باطل، يك جريان دائمى ‏است.

(مِن رسول و لانبيّ الاّ اذا تَمنّى‏ ألقَى‏ الشيطان...)


3- همه‏ ى پيامبران در يك سطح نيستند. (رسول نبيّ) (رسول مسئول تبليغ
گسترده است، ولى‏ نبيّ در آن حدّ نيست).


4- انبيا براى‏ اهداف خود طرح و برنامه دارند. (تَمنّي)


5- شيطان در انبيا اثرى‏ ندارد ولى‏ در اهداف آنان وسوسه مى‏كند. (اُمنيّته)


6- وسوسه هاى‏ شيطان، بهترين برنامه ها را نيز تهديد مى‏كند. (اُمنيّته)


7- در تضادّ ميان حقّ و باطل، خداوند باطل را محو و حقّ را تثبيت مى‏كند.


(فيَنسَخ الله... ثمّ يحكم)
8- در پيروزى‏ حقّ بر باطل عجله نكنيد. «ثمّ) رمز دراز مدّت است)


9- حقّ، بدون حمايت خداوند پايدار نيست. (يُحكم الله آياته)


10- تضاد حقّ و باطل و پيروزى‏ حقّ بر باطل، نقشه‏ ى  


حكيمانه و عالمانه‏ ى الهى‏ است. (يُحكم الله - عليم حكيم)



و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر


گاه چيزى تلاوت مى‏نمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] مى‏كرد


پس خدا آنچه را شيطان القا مى‏كرد محو مى‏گردانيد سپس خدا آيات


خود را استوار مى‏ساخت و خدا داناى حكيم است (52)

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:44  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 22: الحج

لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ

قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿53﴾


تا آنچه را كه شيطان القا مى‏كند براى كسانى كه در دلهايشان

بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران

در ستيزه‏اى بس دور و درازند (53)

تفسیر نور

1- القائات شيطان، وسيله‏ ى آزمايش افراد سنگدل و بيمار دل است. (فِتنه)

(بيمارى‏ روحى‏ و سنگدلى‏ زمينه‏اى‏ مناسب براى‏ قرار گرفتن در دام فتنه ها و

شيطان است).


2- با اين كه سنگدلي، نوعى‏ بيمارى‏ روحى‏ است، ولى‏ جداگانه مطرح شده تا


اهميّت آن مشخص شود. (والقاسيه قلوبهم)


3- سنگدلانى‏ كه تحت تأثير القائات شيطان قرار گيرند ستمگرند. (واِنّ الظالمين)


+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:44  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 21: الأنبياء


وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ

ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ ﴿82﴾

و برخى از شياطين بودند كه براى او غواصى و كارهايى

غير از آن مى‏كردند و ما مراقب [حال] آنها بوديم (82)

تفسیر نور
شياطين، از جنس جنّ و موجوداتى داراى شعور و مانند انسان

تكليف دارند كه حضرت سليمان علاوه بر انسان‏ها، بر بعضى از

آنان نيز حكومت داشت. «وحُشِر لسليمان جنوده من الجنّ والانس» <741>

غوّاصى، از جمله فعاليّت جن‏ها براى سليمان بود. «يغوصون له»

ولى هنر جن‏ها تنها به غوّاصى خلاصه نمى‏شود. «يعملون عملاً دون ذلك»

در آيات ديگر به بعضى از كارهاى آنان اشاره شده است. «يعملون له ما

يشاء من محاريب وتماثيل و جفان كالجواب و قدور راسيات» <742>

آنها براى او هرچه را كه مى‏خواست از محرابها ومعابد عالى وزيبا و

وسايل مختلف زندگى مثل ديگ وسينى ‏هاى بزرگ مى‏ساختند.

1- هنر و حرفه در ميان جنّيان نيز هست. «من الشياطين ...» 


2- جنّ مى‏تواند در خدمت بشر باشد. «يغوصون له» 


3- اگر كنترل و حفاظت نباشد، حتّى در حكومت بى‏نظير

سليمان هم فساد راه پيدا مى‏كند. «كنّا لهم حافظين»



+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 23:39  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 15: الحجر

وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ ﴿17﴾


و آن را از هر شيطان رانده‏شده‏اى حفظ كرديم (17)


إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ﴿18﴾


مگر آن كس كه دزديده گوش فرا دهد كه شهابى روشن او را دنبال مى‏كند (18)



تفسیر نور
كلمه «استراق» از سرقت و «استراق سمع» به

معناى سرقت كلام است.

در تفسير فى ظلال و مراغى مى‏خوانيم: ما روح آيه را

نمى‏دانيم كه چگونه شيطان خبر دزدى مى‏كند و چه خبرى

را سرقت مى‏كند، ولى در فخررازى و آلوسى در تفاسير خود

مى‏گويند: مراد از آسمان، همين آسمان ظاهر و مراد از شهاب،

همين سنگ‏ هاى آسمانى است كه پرتاب و مشتعل مى‏شود.

گرچه بعضى گفته‏اند: مراد از آسمان، عالم ملكوت است

كه شياطين را راهى بر آن نيست. به هر حال شايد بتوان گفت:

در آسمان معنويت چهره‏ هاى درخشان و الگوها و رهبرانى قرار

داديم و حقايق را از وسوسه‏هاى شيطان حفظ كرديم و هرگاه

شيطان صفتى وسوسه‏ اى نمايد، با استدلال ومنطق محكم بر

او هجوم آورده و بدعت و التقاط و وسوسه ‏هاى او را با شهاب

علم و برهانِ اهل ذكر محو مى‏كنيم.

1- آسمان‏ها كه زينت دارند، بايد حفظ شوند وحفظ آنها

تنها كار اوست. «و حفظناها»

2- آسمان‏ها مركز تدبير امور وفرشتگان مدّبران امورند

 

ومراكز تدبير بايد منطقه حفاظتى باشد. «حفظناها»

3- شيطان تنها ابليس نيست. «كل شيطان»
4- شيطان، به خودى خود نمى‏رود، بايد او طرد نمود. «رجيم»
5- استراق سمع وجاسوسى كار شيطان است. «من استرق السمع»
6- با جاسوس بايد برخوردى سريع و انقلابى كرد. «فاتبعه شهاب»
7- هر جا شيطان صفتى يافت شد، روشنگران جامعه بايد

با شهاب علم، آنان را دنبال كنند. «فاتبعه شهاب مبين»

8- پاسخ وسوسه‏ ها وشيطنت‏ ها بايد بسيار صريح و علنى

و فورى باشد. «فاتبعه شهاب مبين» (در سوره صافات

آيه 8 مى‏خوانيم: «يُقذفون من كل جانب» يعنى طرد شيطان

بايد از همه اطراف باشد وگرنه به شكل ديگر واز راه ديگرى جلوه‏ مى‏كند.)


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:51  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 12: يوسف

قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ

كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿5﴾


[يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏

حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند

زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است (5)

تفسیر نور
يكى از اصول زندگى، رازدارى است. اگر مسلمانان

به مفاد اين آيه عمل مى‏كردند، اين همه سرمايه

و استعداد، كتب خطى، آثار علمى، هنرى و عتيقه هاى

 ما، در موزه كشورهاى خارجى جاى نمى‏گرفت و به اسم

كارشناس، ديپلمات، جهانگرد از منابع و امكانات و منافع

ما آگاه نمى‏شدند و در اثر سادگى يا خيانت، اسرارمان

در اختيار كسانى كه دائماً در حال كيد و مكر بر عليه ما

هستند، قرار نمى‏گرفت.

حضرت يوسف، خواب خود را دور از چشم برادران به پدر گفت.

كه اين خود نشانه‏ى تيزهوشى اوست.

1- لازم است والدين، از روحيات فرزندانشان نسبت به هم

آگاه باشند تا بتوانند اعمال مديريت كامل نمايند. «فَيَكيدُوا لَك كَيداً»

2- در پيش‏بينى ‏هاى صحيح نسبت به مسايل مهم، گاهى اظهار

سوءظن و يا پرده برداشتن از خصلت‏ها مانعى ندارد. «فَيَكيدوا لَك كَيدا»

3- دانسته‏ ها و اطلاعات، بايد طبقه ‏بندى شود و محرمانه و

غيرمحرمانه از هم جدا گردد. «لا تقصص»

4- هر حرفى را به هر كسى نزنيد. «لا تقصص»
5- زمينه‏ هاى حسادت را شعله‏ ور نكنيد. «لا تقصص ...فيكيدوا»
6- كيد و حيله انسان، كار شيطانى است.

«فيكيدوا ... انَّ الشَيْطان ...عَدُو مُبين»

7- اگر گاهى رؤيا، قابل گفتن نيست، پس بسيارى از ديده‏ ها

در بيدارى، نبايد بازگو شود. «لا تقصص»

8- در خانواده انبيا نيز، مسايل اخلاقى همچون حسد و حيله

مطرح است.«يا بنّى لا تقصص»

9- شيطان با استفاده از زمينه‏ هاى درونى ما بر ما سلطه مى‏يابد. 


حسادت برادران، زمينه را براى بروز دشمنى شيطان نسبت به انسان

فراهم ساخت. «فيكيدوا ... انّ الشيطان للانسان عدو مبين»


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ساعت 0:3  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 8: الأنفال

وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ

مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى

عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ

أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿48﴾



و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان

بياراست و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد

و من پناه شما هستم پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند

[شيطان] به عقب برگشت و گفت من از شما بيزارم من چيزى را

مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت‏ كيفر است (48)

تفسیر نور
كلمه‏ ى «جار»، به معناى ياور، شريك، همسايه و هم ‏سوگند آمده

كه در اينجا معناى اوّل مناسب‏تر است. كلمه‏ى «نَكَص» به معناى

خوددارى و برگشت است و «عَقِب» به معناى پاشنه‏ ى پا و

«نَكَص على عقبيه» يعنى بر پاشنه هاى پا چرخيد و پشت كرد.

گفتگوى شيطان با طرفدارانش كه در اين آيه مطرح شده، ممكن

است همان وسوسه‏هاى شيطانى باشد، يا آنكه شيطان در قالب

انسان، اهداف خود را دنبال كند و در قيافه‏ ى انسان، به اغوا و

وسوسه بپردازد كه روايات هم در اين باره وارد شده است. <544>

چنانكه شيطان در جنگ بدر، به صورت سراقةبن مالك

(از سرشناسان قبيله‏ى بنى‏كنانه) درآمد و مشركان را تشويق

و ترغيب مى‏كرد و به آنان وعده‏ى همراهى و پيروزى مى‏داد،

امّا با حضور فرشتگان در آستانه‏ى پيروزى سپاه اسلام، پا به

فرار گذارد. پس از شكست كفّار، در مكّه به او مى‏گفتند:

تو سبب شكست ما شدى! و او قسم مى‏خورد كه حتّى از

مكّه بيرون نيامده است. پس معلوم شد كه شيطان در قيافه‏ ى

سراقه، به آنان وعده‏ى پيروزى داده، سپس فرار كرده است.

شيطان براى جبهه‏ ى باطل كار تبليغاتى مى‏كند ودر مرحله‏ ى

آغاز مبارزه به آنان روحيّه مى‏دهد، ولى در مرحله‏ى برخورد

هنگام ديدن امدادهاى الهى، آنان را رها كرده و عقب‏ نشينى مى‏كند.

1- يكى از راه‏هاى فريب شيطان، زيبا جلوه‏دادن بدى‏هاست.

«زيّن» آرى، نيكو پنداشتن كارهاى بد وناهنجارى‏ ها، نشانه‏ ى نفوذ

شيطان در افكار انسان است.

2- شيطان و شيطان‏ صفتان، ديگران را براى فساد، توجيه وتحريك

مى‏كنند. «زيّن، لا غالب، جار لكم»

3- ايمان، حمايت فرشتگان را جلب مى‏كند و كفر، حمايت شيطان را. «جار لكم»
4- شيطان، منافق، فريب‏كار، دروغگو و بى ‏وفاست. «جار لكم... برى‏ء منكم»
5 - شياطين، آتش فتنه را روشن مى‏كنند، ولى خود را در معركه قرار

نمى‏دهند. «انّى برى‏ء منكم»

6- توكّل بر غير خدا، سبب رها شدن انسان در مشكلات مى‏شود.

«انّى جار لكم... انّى برى‏ء منكم»

7- روابط غير الهى، ناپايدار وغير قابل اطمينان است. «قال انّى برى‏ء منكم» 


8 - شيطان، از قدرت فرشتگان آگاه است. «انّى أرى ما لاترون» و اين

مشاهده‏ى قدرت فرشتگان، سبب عقب‏گرد او شد. «قال انّى برى‏ء منكم»

9- شيطان، قادر بر مشاهده‏ى برخى امور پنهانى است. «انّى أرى ما لاترون» 


10- شيطان، معتقد به خداوند و آگاه به شدّت عقوبت اوست.

«انّى اخاف اللّه و اللّه شديد العقاب» هرچند شايد به گفته

ابن عباس: شيطان به دروغ ادّعاى ترس از خداوند را داشت،

وگرنه كار او به اينجا نمى‏رسيد. <545>

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:6  توسط محمد ضیغم تبار  |