بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 8: الأنفال

وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ

مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى

عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ

أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿48﴾



و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان

بياراست و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد

و من پناه شما هستم پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند

[شيطان] به عقب برگشت و گفت من از شما بيزارم من چيزى را

مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت‏ كيفر است (48)

تفسیر نور
كلمه‏ ى «جار»، به معناى ياور، شريك، همسايه و هم ‏سوگند آمده

كه در اينجا معناى اوّل مناسب‏تر است. كلمه‏ى «نَكَص» به معناى

خوددارى و برگشت است و «عَقِب» به معناى پاشنه‏ ى پا و

«نَكَص على عقبيه» يعنى بر پاشنه هاى پا چرخيد و پشت كرد.

گفتگوى شيطان با طرفدارانش كه در اين آيه مطرح شده، ممكن

است همان وسوسه‏هاى شيطانى باشد، يا آنكه شيطان در قالب

انسان، اهداف خود را دنبال كند و در قيافه‏ ى انسان، به اغوا و

وسوسه بپردازد كه روايات هم در اين باره وارد شده است. <544>

چنانكه شيطان در جنگ بدر، به صورت سراقةبن مالك

(از سرشناسان قبيله‏ى بنى‏كنانه) درآمد و مشركان را تشويق

و ترغيب مى‏كرد و به آنان وعده‏ى همراهى و پيروزى مى‏داد،

امّا با حضور فرشتگان در آستانه‏ى پيروزى سپاه اسلام، پا به

فرار گذارد. پس از شكست كفّار، در مكّه به او مى‏گفتند:

تو سبب شكست ما شدى! و او قسم مى‏خورد كه حتّى از

مكّه بيرون نيامده است. پس معلوم شد كه شيطان در قيافه‏ ى

سراقه، به آنان وعده‏ى پيروزى داده، سپس فرار كرده است.

شيطان براى جبهه‏ ى باطل كار تبليغاتى مى‏كند ودر مرحله‏ ى

آغاز مبارزه به آنان روحيّه مى‏دهد، ولى در مرحله‏ى برخورد

هنگام ديدن امدادهاى الهى، آنان را رها كرده و عقب‏ نشينى مى‏كند.

1- يكى از راه‏هاى فريب شيطان، زيبا جلوه‏دادن بدى‏هاست.

«زيّن» آرى، نيكو پنداشتن كارهاى بد وناهنجارى‏ ها، نشانه‏ ى نفوذ

شيطان در افكار انسان است.

2- شيطان و شيطان‏ صفتان، ديگران را براى فساد، توجيه وتحريك

مى‏كنند. «زيّن، لا غالب، جار لكم»

3- ايمان، حمايت فرشتگان را جلب مى‏كند و كفر، حمايت شيطان را. «جار لكم»
4- شيطان، منافق، فريب‏كار، دروغگو و بى ‏وفاست. «جار لكم... برى‏ء منكم»
5 - شياطين، آتش فتنه را روشن مى‏كنند، ولى خود را در معركه قرار

نمى‏دهند. «انّى برى‏ء منكم»

6- توكّل بر غير خدا، سبب رها شدن انسان در مشكلات مى‏شود.

«انّى جار لكم... انّى برى‏ء منكم»

7- روابط غير الهى، ناپايدار وغير قابل اطمينان است. «قال انّى برى‏ء منكم» 


8 - شيطان، از قدرت فرشتگان آگاه است. «انّى أرى ما لاترون» و اين

مشاهده‏ى قدرت فرشتگان، سبب عقب‏گرد او شد. «قال انّى برى‏ء منكم»

9- شيطان، قادر بر مشاهده‏ى برخى امور پنهانى است. «انّى أرى ما لاترون» 


10- شيطان، معتقد به خداوند و آگاه به شدّت عقوبت اوست.

«انّى اخاف اللّه و اللّه شديد العقاب» هرچند شايد به گفته

ابن عباس: شيطان به دروغ ادّعاى ترس از خداوند را داشت،

وگرنه كار او به اينجا نمى‏رسيد. <545>

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:6  توسط محمد ضیغم تبار  |