|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 8: الأنفال وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان بياراست و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من پناه شما هستم پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند [شيطان] به عقب برگشت و گفت من از شما بيزارم من چيزى را
مىبينم كه شما نمىبينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت كيفر است
تفسیر نور كه در اينجا معناى اوّل مناسبتر است. كلمهى «نَكَص» به معناى خوددارى و برگشت است و «عَقِب» به معناى پاشنه ى پا و «نَكَص على عقبيه» يعنى بر پاشنه هاى پا چرخيد و پشت كرد. گفتگوى شيطان با طرفدارانش كه در اين آيه مطرح شده، ممكن است همان وسوسههاى شيطانى باشد، يا آنكه شيطان در قالب انسان، اهداف خود را دنبال كند و در قيافه ى انسان، به اغوا و وسوسه بپردازد كه روايات هم در اين باره وارد شده است. <544> چنانكه شيطان در جنگ بدر، به صورت سراقةبن مالك (از سرشناسان قبيلهى بنىكنانه) درآمد و مشركان را تشويق و ترغيب مىكرد و به آنان وعدهى همراهى و پيروزى مىداد، امّا با حضور فرشتگان در آستانهى پيروزى سپاه اسلام، پا به فرار گذارد. پس از شكست كفّار، در مكّه به او مىگفتند: تو سبب شكست ما شدى! و او قسم مىخورد كه حتّى از مكّه بيرون نيامده است. پس معلوم شد كه شيطان در قيافه ى سراقه، به آنان وعدهى پيروزى داده، سپس فرار كرده است. شيطان براى جبهه ى باطل كار تبليغاتى مىكند ودر مرحله ى آغاز مبارزه به آنان روحيّه مىدهد، ولى در مرحلهى برخورد هنگام ديدن امدادهاى الهى، آنان را رها كرده و عقب نشينى مىكند. 1- يكى از راههاى فريب شيطان، زيبا جلوهدادن بدىهاست. «زيّن» آرى، نيكو پنداشتن كارهاى بد وناهنجارى ها، نشانه ى نفوذ شيطان در افكار انسان است. 2- شيطان و شيطان صفتان، ديگران را براى فساد، توجيه وتحريك مىكنند. «زيّن، لا غالب، جار لكم» 3- ايمان، حمايت فرشتگان را جلب مىكند و كفر، حمايت شيطان را. «جار لكم» نمىدهند. «انّى برىء منكم» 6- توكّل بر غير خدا، سبب رها شدن انسان در مشكلات مىشود. «انّى جار لكم... انّى برىء منكم» 7- روابط غير الهى، ناپايدار وغير قابل اطمينان است. «قال انّى برىء منكم» 8 - شيطان، از قدرت فرشتگان آگاه است. «انّى أرى ما لاترون» و اين مشاهدهى قدرت فرشتگان، سبب عقبگرد او شد. «قال انّى برىء منكم» 9- شيطان، قادر بر مشاهدهى برخى امور پنهانى است. «انّى أرى ما لاترون» 10- شيطان، معتقد به خداوند و آگاه به شدّت عقوبت اوست. «انّى اخاف اللّه و اللّه شديد العقاب» هرچند شايد به گفته ابن عباس: شيطان به دروغ ادّعاى ترس از خداوند را داشت، وگرنه كار او به اينجا نمىرسيد. <545>
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 1:6  توسط محمد ضیغم تبار
|
|