تصاویری فوق العاده از نوجوانان در جنگ
 
 

یکی از شگفتی های جنگ هشت ساله، حضور نوجوانانی بود که با وجود بدنی ضعیف و ظاهری لطیف دریایی از شجاعت و معرفت را درون سینه خود به یادگار داشتند.

به گزارش”بوتیا”: یکی از شگفتی های جنگ هشت ساله، حضور نوجوانانی بود که با وجود بدنی ضعیف و ظاهری لطیف دریایی از شجاعت و معرفت را درون سینه خود به یادگار داشتند.



+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ساعت 23:3  توسط محمد ضیغم تبار  | 

۳ نشانه‌‌ امامت حضرت مهدی(عج) به روایت امام حسن عسکری(ع)
 

 
 
 

«ابوالأدیان» نامه‌رسان امام حسن عسکری(ع) در شهرهای مختلف می‌گوید: من بسیار خوشحال شدم که دو نشان از نشانه‌های امامت امام زمان(ع) از جمله مطالبه جواب نامه‌ها و نماز خواندن بر پیکر امام عسکری(ع) را مشاهده کردم، منتظر سومی ماندم.

به گزارش “بوتیا”،  همزمان با فرارسیدن شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام حکایتی را از جلد 50 بحارالأنوار برای عموم علاقه‌مندان بازگو می‌کنیم:

13901111000343_PhotoA

یکی از راویان به نام ابوالأدیان می‌گوید: من نامه‌رسان امام عسکری(ع) به سایر شهرها بودم. روزی به حضورشان شرفیاب شدم. نامه‌هایی را که نوشته بودند به من دادند و فرمودند: اینها را به مدائن ببر و به افراد معینی بده و جواب بگیر. آنگاه فرمود: این سفر تو پانزده روز طول می‌کشد. روز پانزدهم، وارد «سُرّ مَن رأی» (سامرا) می‌شوی و می‌بینی صدای شیون از خانه من بلند است و غسال دارد بدنم را غسل می‌دهد.

من از شنیدن این سخن بسیار متأثر شدم و گفتم: مولای من، اگر این حادثه پیش آمد، امام بعد از شما کیست؟ فرمود: کسی که جواب این نامه‌ها را از تو طلب کند، امام بعد از من است. گفتم: مولای من، علامت دیگری بفرمایید. فرمود: آنکه بر جنازه من نماز بخواند، امام است. باز علامت دیگری خواستم. فرمود: آن کسی که از محتوای همیان خبر دهد، او امام است.

این جواب را من درست نفهمیدم و هیبت امام(ع) مانع از این شد که بپرسم مقصود از همیان چیست. از خدمت امام مرخص شدم و نامه‌ها را به مدائن بردم و جواب گرفتم و برگشتم و درست روز پانزدهم به سامرا رسیدم و همان‌طور که امام خبر داده بود، صدای شیون از خانه‌اش شنیدم و دیدم غسال بدن شریفش را غسل می‌دهد. آمدم تا آن نشانه‌ها را که فرموده بود، از کسی ببینم و امام زمانم را بشناسم، ولی متاسفانه دیدم جعفر، برادر امام(ع)، که مرد صالحی نبود و هیچگونه صلاحیت برای امامت نداشت، کنار در ایستاده و مردم به او تسلیت و تبریک امامت می‌گویند.

من متحیر و سرگردان ایستاده بودم. در این اثنا، دیدم خادم آمد و به جعفر گفت: آقا، جنازه حاضر است؛ غسل داده و کفن پوشانده‌اند و منتظر نمازند.

من جلو رفتم و خودم را به جعفر نشان دادم تا شاید راجع به جواب نامه‌ها از من سوالی کند. دیدم حرفی نزد و برای خواندن نماز بر جنازه امام آماده شد. مردم هم دنبالش حرکت کردند. اما همین که مقابل جنازه ایستاد و خواست تکبیر نماز بگوید، دیدم ناگهان در اتاقی که پرده‌ای مقابلش بود باز شد و پرده کنار رفت و کودکی زیباروی و پیچیده موی از پشت پرده بیرون آمد که همچون ماه می‌درخشید و هیبتی داشت. کنار جنازه آمد؛ عبای جعفر را گرفت و او را عقب کشید و گفت: عمو کنار بیا که من به نماز خواندن بر جنازه پدرم سزاوارترم. او هم مرعوب شد و بدون اینکه حرفی بزند، کنار آمد و عقب ایستاد. آن کودک تکبیر گفت و مردم هم به دنبال او تکبیر گفتند و نماز تمام شد.

مردم برای بلند کردن جنازه حرکت کردند. آن کودک به سمت اتاق آمد. من جلو رفتم و سلام کردم. به من فرمود: جواب نامه‌ها را بده. من فوراً نامه‌ها را تقدیم کردم. او وارد اتاق شد و من بسیار خوشحال شدم که دو نشان از نشانه‌های امامت را مشاهده کردم؛ یکی، مطالبه جواب نامه‌ها بود و دیگری، نماز خواندن بر جنازه امام(ع). منتظر سومی ماندم.

مردم جنازه را بردند و دفن کردند و برگشتند و با جعفر نشستند. من هم به انتظار دیدن سومین نشانه نشستم. در همین حال، از اهل قم جمعیتی وارد شدند و پس از اطلاع از شهادت امام عسکری(ع) درباره امام بعدی سوال کردند. مردم جعفر را معرفی کردند. آنها نزد جعفر رفتند و گفتند: ما نامه‌ها و اموالی از اهل قم داریم؛ بفرمایید نامه‌ها از کیست و محتوای همیانی که همراه آورده‌ایم چیست؟

او که از هیچ‌چیز آگاهی نداشت، سخت برآشفت و از جا برخاست و در حالی که عبای خود را از روی ناراحتی تکان می‌داد، گفت: مردم از ما توقع علم غیب هم دارند! در این اثنا که اهل قم متحیر نشسته بودند، خادم از اتاق بیرون آمد و رو به اهل قم کرد و گفت: مولای من می‌فرمایند شما اهل قم نامه‌هایی از فلان شخص و فلان شخص آورده‌اید و محتوای آن همیان هم هزار دینار است که ده دینار آن مغشوش و معیوب است.

آنها هم که این سخن را شنیدند، با کمال اطمینان خاطر، نامه‌ها و همیان را تقدیم کردند و گفتند: سلام ما را خدمت امام(ع) برسان و این نامه‌ها و این همیان را تقدیم حضورشان کن. من هم خوشحال شدم که هر سه علامتی را که امام عسکری(ع) برای امام بعد از خودشان فرموده بودند، آشکارا مشاهده کردم و امام زمان خود را شناختم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ساعت 22:57  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ


فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ


وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ


لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ


عَلِيمًا ﴿127﴾



و در باره آنان راى تو را مى ‏پرسند بگو خدا در باره آنان به


شما فتوا مى ‏دهد و [نيز] در باره آنچه در قرآن بر شما 


تلاوت مى ‏شود در مورد زنان يتيمى كه حق مقرر آنان را


به ايشان نمى ‏دهيد و تمايل به ازدواج با آنان داريد و


[در باره] كودكان ناتوان و اينكه با يتيمان [چگونه] به داد


رفتار كنيد [پاسخگر شماست] و هر كار نيكى انجام دهيد


قطعا خدا به آن داناست (127)



تفسیر نور

1- حقوق زن، مورد بحث و گفتگوى مسلمانان صدر اسلام بوده است.


«يستفتونك فى النساء»

2- دفاع از حقوق زنان، كودكان و يتيمان در كنار هم، نشانه‏ى ظلم به


آنان در طول تاريخ است. «النساء، يتامى‏، الولدان»


3- حمايت از حقوق زنان، حكم خدشه‏ناپذير خداوند است.


«قل الله يفتيكم»


4- تشريع حكم از جانب خداوند است و بيان بر عهده‏ى پيامبر.


«قل‏اللّه يفتيكم»


5 - سنّت‏هاى جاهلى را بايد با فتواهاى صريح شكست.


«قل اللّه يفتيكم»


6- به خاطر تفكّرات جاهلى، زنان را از ارث محروم نكنيد.


«لاتؤتونهنّ ماكتب‏لهنّ»


7- خدا زنان را مالك دانسته وبرايشان بهره‏اى از ارث قرار داده است.


«كتب‏لهن»


8 - بى ‏ميلى به ازدواج با دختران يتيم، هم رديفِ محروم كردن آنان از 


ارث است. همچنين تمايل به ازدواج با آنان به خاطر تصاحب ارثشان،


نوعى ظلم به آنان است. «ترغبون» (هم به معنى مايل بودن است


وهم به معناى مايل نبودن)


9- حفظ حقوق يتيمان وظيفه همگان است. «و ان تقوموا لليتامى» 


10- بايد جامعه اسلامى براى اجراى عدالت در ميان يتيمان قيام كند.


«تقوموا لليتامى بالقسط»


11- برخورد عادلانه با يتيم، نمونه‏ ى كار خير است.


«و ما تفعلوا من خير»


12- خدمت و حمايت از محرومان، فراموش نمى ‏شود.


«فانّ اللّه كان به عليماً»


13- ايمان به علم الهى، بهترين تشويق براى انجام كار خير است.


«كان به عليما»


14- علم خداوند به رخدادها، قبل از تحقّق آن است.


«تفعلوا... كان به عليما»



+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ساعت 22:26  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ


مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا ﴿125﴾


و دين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم


خدا كرده و نيكوكار است و از آيين ابراهيم حق‏گرا پيروى نموده


است و خدا ابراهيم را دوست گرفت (125)


تفسیر نور


در دو آيه ‏ى قبل، اصل را بر «عمل» دانست، نه انتساب


به اسلام يا مسيحيّت. اين آيه براى جلوگيرى از اين است


كه پنداشته نشود همه‏ ى اديان وعقايد يكسانند.


مخفى نماند كه تسليم خدا بودن از رضا به قضاى او بالاتر


است. چون در رضا، انسانِ راضى خود را كسى مى ‏داند


ولى در تسليم، انسان براى خود ارزشى در برابر خدا قائل نيست. <384>


«حَنيف» يعنى كسى كه از راه انحرافى به حقّ گرويده است، بر


عكس «جنيف» كه كسى را گويند كه از حقّ به باطل گرويده است.


«خَليل» يا از ريشه ‏ى «خُلَّت» به معناى دوستى است، يا از «خَلَّت»


به معناى نياز است، ولى معناى اوّل مناسب ‏تر است.


طبق روايات، مقام خليل اللّهى ابراهيم، به خاطر سجده‏ هاى بسيار،


اطعام مساكين، نماز شب، رد نكردن سائل و مهمان نوازى او بوده است. <385>


پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله تابع آيين ابراهيم است.


«اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفاً» <386>


ابراهيم، «خليل اللّه» است و محمّد، «حبيب اللّه». <387>


كسانى كه وجهه‏ ى خود را الهى كنند، برنده‏اند. چون


«كل شى‏ءهالك الا وجهه» <388> جز وجه الهى، همه چيز فانى است.


1- برترين آيين، پيروى از دين ابراهيم است. «و من احسن ديناً»


2- تسليم در برابر خداوند واحسان به مردم از اصول اديان الهى


است. «اَسلم... و هو محسن»


3- مكتب، بر پايه‏ى ايمان و عمل، هر دو استوار است و هر كدام


بدون ديگرى ناقص است. «اسلم...و هو محسن»


4- بهترين الگوهاى مردم كسانى هستند كه خداوند آنان را براى خود


برگزيده است. «و اتّبع ملّة ابراهيم حنيفاً و اتّخذ اللَّه ابراهيم خليلاً»


5 - هر كس از باطل روى گرداند خود را آماده مقام خليل اللّهى


مى ‏كند. «حنيفاً و اتّخذ اللَّه ابراهيم خليلاً»


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:4  توسط محمد ضیغم تبار  | 

:¤: شبهات وهابیت پیرامون نبودن آیاتی در شان حضرت علی (ع) :¤:

سوال :

با ادعاي الهي بودن منصب امامت علي ابن‌ابيطالب، چرا هيچ آيه‌اي در شأن ايشان در قرآن كريم وجود ندارد؟

جواب اجمالي:

 

از روايات خاصّه و عامّه استفاده مي‌شود كه حدود سيصد آية در قرآن دربارة امامت و ولايت امام علي ـ عليه السّلام ـ شأن و منزلت آن حضرت نازل و وارد شده است كه اهم آن را مي‌توان، آيه‌ي اكمال، آيه‌ي تبليغ، ولايت، آيه‌ي اولوالامر، و آيه‌ي تطهير و مباهله و... دانست. اگر چه در هيچ يك از آن آيات نام ايشان مطرح نشده ولي با قرايني كه وجود دارد از جمله روايات مراد از آن‌ها، ولايت حضرت علي ـ عليه السّلام ـ است.

 

جواب تفصيلي:

 

براي روشن شدن جواب لازم است به نكاتي اشاره شود:

 

1ـ قرآن به الهي بودن امامت تصريح دارد: چنان‌كه ابراهيم بعد از مقام نبوّت و رسالت و مقام خليل اللهي، آخرين مقام و بالاترين منصبي كه به او عنايت مي‌شود، امامت است. چنان‌كه قرآن مي‌فرمايد: «انّي جاعلك للناس اماماً ... لاينال عهدي الظالمين.» «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم. ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من نيز اماماني قرار بده». خداوند فرمود: پيمان من به ستم‌كاران نمي‌رسد»[1]

 

2ـ تمام جزئيات احكام و معارف در قرآن بيان نشده: آن‌چه در قرآن آمده كليّات است و در مواردي به جزئيات اشاره شده است. و مسئلة امامت مسئلة كلّي است و مصداق آن مسئله جزئي است و در عين حال در قرآن بدان اشاره شده، هر چند تصريح نشده است.

 

3ـ خداوند در قرآن، پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ، را به عنوان مبيّن و مفسّر كتاب معرفي كرده است مي‌فرمايد: «ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آن‌چه را كه به سوي مردم نازل شده است، براي آن‌ها (بيان نموده) روشن سازي و شايد انديشه كنند.»[2]  بعداً اشاره مي‌شود كه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ به امامت امام علي ـ عليه السّلام ـ تصريح نموده است.

 

بعد از اين مقدّمه در جواب بايد گفت: كه آيات عديده‌اي در قرآن دربارة اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ، امامت آن‌حضرت، شأن و منزلت آن آمده است. اگر چه در هيچ‌يك از آن‌ها صريحاً نام آن حضرت، به جهت مصالحي برده نشده است.

 

چنان‌كه خوارزمي و متّقي هندي، در روايتي از رسول خدا نقل نموده است كه فرمود: «ما انزل الله تعالي آية « يا ايها الذين آمنوا» الّا وَعَليّ رَاْسُها و اميرُها». خداوند آيه‌اي «يا ايها الذين آمنوا» نازل نفرمود جز آن‌كه امام علي ـ عليه السّلام ـ بالاترين (مصداق) و امير(مصداق آيه) شمرده مي‌شود.[3] (در ص 280، مناقب خوارزمي دارد... الّا كان عليٌ شريفها و اميرها). سلطان الواعظين از محمّد بن يوسف گنجي شافعي و طبراني نقل نموده، كه سيصد آيه از قرآن دربارة آن حضرت نازل شده است.[4] و حاكم حسكاني متوفاي 470 هـ مجموع آيات فوق را در 2 جلد جمع‌آوري نموده است.[5]

 

كه ما به بعضي از آيات معروفه كه در شأن اميرالمؤمنين حضرت علي ـ عليه السلام ـ طبق مدارك و منابع معتبر شيعه و اهل سنّت آمده است اشاره مي‌كنيم:

 

1ـ آيه‌ي تبليغ: خداوند مي‌فرمايد: «اي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ آن‌چه را كه خداوند بر تو نازل كرده است به مردم برسان، و اگر چنين نكني، گويا رسالت خويش را به انجام نرسانده‌اي و خداوند ترا از مردم حفظ خواهد كرد، و به‌راستي خداوند گروه كافران را هدايت نمي‌كند.»[6] باتفاق شيعه، و عدّه‌اي از بزرگان اهل سنّت، آيه‌ي مذكور در مورد ولايت و امامت اميرالمؤمنين در واقعه غديرخم نازل شده است، چنان‌كه سعيد خدري و ابن عباس نقل نموده‌اند: كه آيه‌ي شريفة «يا ايها الرسول بلّغ ما انزل اليك...« در روز غدير خم بر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مورد امام علي‌بن ابي‌طالب ـ عليه السلام ـ نازل شده است».[7]

 

2ـ آيه‌ي اكمال: چنان‌كه قرآن مي‌فرمايد: «امروز دين را براي شما كامل نمودم و نعمت خويش را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان دين براي شما اختيار نموده، بدان راضي شدم»[8] آيه‌ي فوق به‌اتّفاق علماي شيعه،[9] و گروهي از علماي اهل سنّت دربارة امام علي ـ عليه السّلام ـ وارد شده است. چنان‌كه خوارزمي نقل نموده است كه بعد از بالا بردن دست امام علي ـ عليه السّلام ـ توسط پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در غدير خم، و معرّفي آن به‌عنوان ولي و جانشين خود، هنوز پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و امام علي ـ عليه السّلام ـ از هم جدا نشده بودند، كه آيه‌ي اكمال «اليوم اكملت ...» نازل شد حضرت فرمود: (الله اكبر بر كامل نمودن دين، و تمام نمودن نعمت، و رضايت خداوند به رسالت من، و ولايت علي «و رضي الرّب برسالاتي، و الولايه لعلي» پس در حق ياري كنندگان امام علي ـ عليه السّلام ـ دعا فرمود، و خواركنندگان امام علي ـ عليه السّلام ـ را نفرين[10]

 

3ـ آيه‌ي ولايت: چنان‌كه در قرآن آمده «انما وليكم الله ...» ولي و سرپرست و رهبر شما تنها خدا است و پيامبر او، و آن‌ها كه ايمان آورده‌اند، و نماز را بر پاي مي‌دارند، و در حال ركوع زكات مي‌پردازند»[11] آيه‌ي فوق هم به‌اتّفاق شيعه[12] و گروهي از علماي اهل سنّت در باره‌اي امام علي ـ عليه السّلام ـ و ولايت او نازل شده است و مرحوم علّامه اميني نام 66 نفر از بزرگان عامّه را با كتبشان ذكر مي‌نمايد كه نزول آيه‌ي شريفه را در مورد اميرالمؤمنين پذيرفته‌اند.[13]  از جمله خوارزمي، جريان صدقه دادن انگشتر در حال ركوع توسط علي ـ عليه السّلام ـ را مفصّل نقل نموده است[14] چنان‌كه حاكم «حسكاني» حنفي نيشابوري از دانشمندان معروف قرن پنجم در «شواهد التنزيل» به پنج طريق از «ابن‌عباس» به دو طريق از «انس بن مالك» و به دو طريق از «محمّد بن حنفيّه» و با يك طريق از «عطاء بن السائب» و يك طريق از «عبدالملك بن جريح مكّي» از پيغمبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‌كند كه آيه‌ي «انما وليكم الله ...» دربارة امام علي ـ عليه السّلام ـ نازل شده كه در حال ركوع، انگشتر به سائل داد.[15]

 

4ـ آيه‌ي اولي الامر: در قرآن مي‌خوانيم «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، اطاعات كنيد خدا را، و اطاعت كنيد رسول خدا را «و اولي‌الامر منكم» و اولي الامر از خودتان را.[16] «حاكم حسكاني» حنفي نيشابوري، ذيل اين آيه‌، پنج حديث نقل كرده كه در همه آن‌ها عنوان «اولي الامر» بر امام علي ـ عليه السّلام ـ (به‌عنوان يك مصداق روشن) تطبيق شده است، در نخسين حديث از خود امام علي ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند كه وقتي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: شركاي من كساني هستند كه خداوند آن‌ها را قرين خودش و من ساخته و دربارة آن‌ها آيه‌ي «يا ايها الذين امنوا اطيعو الله...» را نازل كرده است. از آن حضرت پرسيدم «يا نبي الله من هُم»؟ اي پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ اولي الامر كيانند؟ قال انت اوّلهُم» فرمود: تو نخستين آن‌ها هستي، و به همين مضمون است چهار حديث بعدي[17] و هم‌چنين آيه‌ي تطهير[18] مباهله[19] پاداش رسالت[20]  علم الكتاب[21] و آيه‌ي صادقين، خير البريّه، ليلية المبيت، حكمت، سورة هل اتي، سقاية الحاج، آيه‌ي صالح المؤمنين، سورة احزاب، بينه و شاهد، آيه‌ي‌ صديقون آيه‌ي نور، آيه‌ي انذار. مرج البحرين، نجوا، سابقون، آيه‌ي  انفاق و آيه‌ي محبّت،[22] آيه‌ي مسئولان.[23] هر چند به صراحت نام امام علي ـ عليه السلام ـ در قرآن نيامده است ولي طبق اعتراف اهل سنت و شيعه براي امامت و فضيلت حضرت علي ـ عليه السّلام ـ نازل شده است و قابل انكار نيست

 

«والسّلام»

--------------------------------------------------------------------------------

[1] ـ سورة بقره، آية 124.

[2] ـ سورة نحل، آية 44.

[3] ـ  موفق بن احمدبن محمّد مكّي خوارزمي، المناقب (قم، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدّرسين، سوّم، 1417)، ص 266ـ 267 روايت 249 و ر.ك: علي متّقي هندي، كنزالعّمال (بيروت، موسسة الرساله، پنجم، 1405 هـ 1985 م)، ج 11 ص 604 روايت 32920.

[4] ـ سلطان الواعظين شيرازي، شب‌هاي پيشاور (تهران دارالكتب الاسلامية، سي و هفتم، 1376) ص 386.

[5] ـ حافظ عبيدالله حاكم حسكاني، شواهد الّنزيل بقواعد التفصيل، (بيروت، موسسة الاعلمي، 1392هـ) در 2 جلد.

[6] ـ سورة مائده، آيه‌ي 67.

[7] ـ الف: منابع شيعه، 1ـ ر.ك: علّامه عبدالحسين اميني نجفي، الغدير، (تهران، دارالكتب الاسلامية، دوّم 1372)، ج 1، ص 223 ـ 214. و ر.ك: آية الله مكارم شيرازي و جمعي از دانشمندان، پيام قرآن (قم، نسل جوان، دوّم، 1374)م ج 9، ص 389 ـ 117،

ب: منابع اهل سنّت: 1ـ جلال الدين عبدالرحمان بن ابي‌بكر السيوطي، تفسير دار والمنثور في التفسير بالمأثور، (بيروت، المكتبة ؟؟؟؟)، ج 2، ص 327، ذيل آيه‌ي 67، سورة مائده. 2ـ رشيد رضا الوّهابي مذهباً، تفسير المنار (بيروت، دارالمعرفة، الطبعة الثانية)، ج 6، ص 463، ذيل آيه‌ي مذكور.

[8] ـ سورة مائد، آيه‌ي 5.

[9] ـ الغدير (پيشين)، ج 1، ص 237 ـ 230 و ر.ك: پيام قرآن (پيشين) ج 9، ص 188 و... .

[10] ـ المناقب، للخوارزمي (پيشين) خطبه 135، روايت 152 و ر.ك: حافظ حسكاني، شواهد التنزيل (پيشين)، ج 1، ص 157، حديث 211.

[11] ـ سورة مائده، آيه‌ي 55.

[12] ـ ر.ك: الغدير، (پيشين)، ج 3، ص 162، و ر.ك: پيام قرآن، (پيشين)، ج 9، ص 2001 و... .

[13] ـ الغدير (پيشين) ج 3، ص 162ـ 156.

[14] ـ المناقب الخوارزمي، ص 264،  روايت 246 و ص  266،  روايت 248.

[15] ـ ابي‌القاسم عبيدالله بن احمد الحسكاني ، شواهد التنزيل، (بيروت، موسسة الاعلمي)، ج 1، ص 161 الي 168.

[16] ـ سورة نساء، آيه‌ي 59.

[17] ـ ر.ك: شواهد التنزيل حسكاني (پيشين)، ج 1، ص 148 تا 151؛ و ر.ك: پيام قرآن (پيشين)، ج 9، ص 219ـ 215.

[18] ـ سورة احزاب، آيه‌ي 33.

[19] ـ سورة آل‌عمران، آيه‌ي 61.

[20] ـ سورة شوري، آيه‌ي 23.

[21] ـ سورة رعد، آيه‌ي 43.

[22] ـ ر.ك: المراجعات (پيشين) و پيام قرآن، ج 9، (پيشين) و شواهد التنزيل (پيشين).: كه در پيام قرآن، ج 9، حدود 30 آيه مفصّل مطرح و بحث شده است.

[23] ـ سورة صافات، آيه‌ي 24.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:25  توسط محمد ضیغم تبار  | 

حديث

قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السلام):



پندى گويا و جامع
«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِىٌ فَيَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:
لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»:

شما را به تقواى الهى و پارسايى در دينتان و تلاش براى خدا و راستگويى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگى سفارش مىكنم. محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)براى همين آمده است. در ميان جماعت هاى آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانيد و همه زشتى را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ مىگويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:45  توسط محمد ضیغم تبار  | 

دکتر چمران واقعا يک نابغه نظامي و علمي بود. ابتکارهاي ايشان

در جبهه‌ها واقعا شگفت‌انگيز بود. من فقط به دو سه مورد آن‏ اشاره

مي‏کنم. يکي از آنها، قصه‏ خورشيدي‏ هاست. کارخانه فولادسازي اهواز

پر از آهن بود و عراقي‏ ها تا نزديکي آنجا آمده بودند؛ آقاي چمران دستور

داد بچه‏ ها آهن‏ها را به طول‏ 180 سانت ببرند و يک گروه صد نفره براي

اين کار تشکيل داد. بچه‏ هاي بسيجي و رزمنده، آهن‏ها را به طور خاصي

به هم جوش مي ‏دادند و پنج شاخه ‏اي‏ ساخته مي‏ شد که به آن خورشيدي

مي‏ گفتند. بچه ‏ها شايد بين 30 تا 50 هزار خورشيدي درست‏ کردند و

آنها را در مسيري 15 کيلومتري در محل‏ عبور تانک‏ هاي عراقي در

راه سوسنگرد به اهواز قرار دادند،جايي که عراقي‏ها از آنجا خيلي

فشار مي ‏آوردند.

با اين ابتکار ساده آقاي چمران راه‏ عراقي‏ ها بسته شد و ديگر نتوانستند

از آن راه جلو بيايند. اين خورشيدي‏ ها در شني تانک‏ ها فرو مي‏ رفتند و

بدون انفجار آنها را زمين‏ گير مي‏ کردنديک مورد ديگر، جريان پمپ آب بود.

دکتر چمران‏ دستور داد پمپ‏ هاي خيلي بزرگ آب را روي دو برج بلند کنار

کارون جوش داديم  و با اين کار، آب‏ رود کارون را شب‏ ها زير عراقي‏ ها

مي‏ انداختيم و تانک ‏هاي آنها در گل فرو مي ‏رفت و زمين‏گير مي ‏شدند.

يک وقت هم شهيد چمران دستور داد 300 يا 400 چوب الوار بلند، از

همان الوارهاي‏ بنايي تهيه کرديم و از بچه ‏ها خواست که‏ قوطي ‏هاي

خالي کمپوت و کنسرو را هم جمع کنند و بعد در آنها کمي روغن سوخته

و کاه ريختند و دستور داد روي هر کدام از تخته‏ ها چند تا از اين‏ قوطي‏ ها

را نصب کردند. غروب که مي‏شد فتيله‏ اين قوطي‏ها را روشن مي‏کردند و

الوارها را با فاصله روي رودخانه کارون مي‏ريختند. دشمن که‏ از دور،

آتش و دود روي اين الوارها را مي‏ديد، تصور مي‏کرد که نيروي عظيمي

از روي رود کارون‏ به سمت آنها مي‏رود. باور کنيد تا دشمن فهميد که‏

اينها در واقع چيست،نزديک به دو ماه که اين‏ تکنيک برپا بود ، هر

چه گلوله داشت توي کارون‏ ريخت



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 14:26  توسط محمد ضیغم تبار  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

این گلهای زیبا تقدیم به شما

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 14:5  توسط محمد ضیغم تبار  | 

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . .

 

گفتم : خدایا آخه این همه سختی چرا ؟

گفت : * ان مع العسر یسرا *

” قطعا به همراه هر سختی آسانی هم هست. ” (شرح/۶)

گفتم : واقعا ؟

گفت : * فان مع العسر یسرا *

… ” حتما به همراه هر سختی آسانی هم هست. ” (شرح/۷)

گفتم : خوب خسته شدم دیگه …

گفت : * لا تقنطوا من رحمة الله *

” از رحمت من نا امید نشو . ” (زمر/۵۳)

گفتم : انگار منو فراموش کردی ؟

گفت : * فاذ کرونی اذکرکم *

” منو یاد کن تا تو رو یاد کنم.” (بقرة/۱۵۲)

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟

گفت : * و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبآ *

” تو چه می دونی ! شاید موعدش نزدیک باشه ” (احزاب/۶۳)

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اونموقع چکار کنم؟

گفت : *و اتبع ما یوحی الیک واصبرحتی یحکم الله *

” کارهایی رو که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خودم حکم کنم. (یونس/۱۰۹)

ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لیغیرک

گفت : * الیس الله بکاف عبده *

” من هم برای تو کافی ام ” (زمر/۳۶)

گفتم : تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیکه … یک اشاره کنی تمومه!

گفت : *عسی ان تحبوا شیئآ وهو شرّ لکم *

” شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه! ” (بقرة/۲۱۶)

گفتم : خدایا بعضی ها خیلی طعنه می زنن !!

گفتی : * و ذر الّذین اتّخذوا دینهم و لعباً و لهواً و غرّتهمُ الحیاةُ الدّنیا …. *.

” رها کن کسانی را که دینشان را به مسخره و بازیچه گرفته ان و زندگی دنیا اون ها را فریب

داده ” (۷۰/انعام)



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 14:1  توسط محمد ضیغم تبار  | 



سرتا به سر عالمیان شور و شعور است
مصر و یمن و تونس ما غرق عبور است

از موج خمینی به جهان زلزله برپاست
عالم همگی مست می عطر ظهور است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:16  توسط محمد ضیغم تبار  | 

 

دستوراتی عبادی از آیت الله العظمی بهجت (ره)

جهت دعا این امور لازم است: الف. ثنا و تعظیم وتمجید


ساحت مقدس حضرت حقّ تبارك و تعالی؛ ب. اقرار به


گناهان و اظهار ندامت از آن، كه تقریباً به منزله توبه یا


ملازم آن است؛ ج. صلوات د. بُكاء و گریه، و اگر نشد


تباكی [خود را وادار به گریه نمودن] ولو خیلی مختصر؛


هـ. و بعد از این ها، درخواست حاجت .


دستورات عبادی

* دعاهای وارده در امكنه و ازمنه خاصّ [مكانها و زمانهای مخصوص]


اختصاصی نیست، به گونه ای كه نتوان در وقت و یا جای دیگر خواند؛


بلكه این گونه دستورها به نحو تعدد مطلوب است. [در محضر بهجت:1/21]


* جهت دعا این امور لازم است: الف. ثنا و تعظیم وتمجید ساحت


مقدس حضرت حقّ تبارك و تعالی؛ ب. اقرار به گناهان و اظهار ندامت


از آن، كه تقریباً به منزله توبه یا ملازم آن است؛ ج.


صلوات بر محمد و آل محمد كه وسیله واسطه فیض هستند؛


د. بُكاء و گریه، و اگر نشد تباكی [خود را وادار به گریه نمودن]


ولو خیلی مختصر؛ هـ. و بعد از این ها، درخواست حاجت كه در


این صورت برآورده شدن حاجت، برو برگرد ندارد... البته اگر


این مطالب در سجده باشد، مناسب تر است. [در محضر بهجت:1/343]


* برای سلامتی چشم، بعد از نماز آیة الكرسی خوانده شود و پس از


خواندن آن، دستها بر روی چشمها گذاشته و بگوید


 (أَللهُمَّ الحفَظ حَدَقَتَیَّ بِحَقِّ حَدَقَتی عَلِیِّ بنِ أَبیطالِبٍ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) :


خدایا! به حق دو حدقه چشم حضرت علی بن ابی طالب امیرمؤمنان (علیه السلام)،


دو حدقه چشم مرا حفظ كن!) [در محضر بهجت:2/252]


* برای شفای مریض، آب زمزم و تربت حضرت سیدالشهداء به


مرّات عدیده، صدقه به مرّات عدیده به افراد زیاد - اگر چه مبلغش


زیاد هم نباشد - داده شود؛ سوره حمد هم از یك مرتبه تا صد مرتبه


افراد متعدد بخوانند، خیلی تأثیر دارد. علاوه بر این به رفقا هم بگویید


دعا كنند. [فیضی از ورای سكوت:227]


412. برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگوید:


(أَللهُمَّ اجعَلِنی فِی دِرعِكَ الحَصینَةِ الّتی تَجعَلُ فیها مَن تُرید:


خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود - كه هر كس را


بخواهی در آن قرار می دهی - قرار بده!)[گوهرهای حكیمانه:14]


* برای یافتن هر چه كه گم شده یا دزدیده شده باشد


(گرچه انسان باشد) این ذكر را بسیار بخوانید...


(أَصبَحتُ فی أَمانِ الله، أَمسیتُ فی جِوارِ الله: در پناه خدا صبح كردم؛


در پناه خدا وارد شب شدم.)[گوهرهای حكیمانه:14]


* كسی كه می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذكر را بسیار بگوید


و در آغاز و پایان آن هم، یك صلوات بفرستد...


(أَغنِنی بِحَلالِِكَ عَنِ حَرامِكَ، وَ بِفَضلِكَ عَمَّن سِواك: خدایا! مرا به وسیله حلالت


از حرام خویش بی نیاز كن، و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت


بی نیاز ساز!)[گوهرهای حكیمانه:14]


* سؤال: برای دوری از ریاء چه باید كرد؟


جواب: با عقیده كامل، اِكثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله)


.[به سوی محبوب:70]


* سؤال: برای درمان عصبانیّت چه كنیم؟


جواب: با عقیده كامل، زیاد صلوات فرستادن: (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد).


[به سوی محبوب:70]


* سؤال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟


جواب: بسمه تعالی، اِكثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم).


[به سوی محبوب:71]


* سؤال: اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن


مرا راهنمایی فرمایید!


جواب: اِكثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است.


[به سوی محبوب:71]


* در مورد اذكار و اوراد و قرائت و امثال اینها، انسان همیشه


تحرّی [كوشش در جستجو] و مراقبت نماید [كه] چه عملی تا چه اندازه


موافق با نشاط و حضور قلبی او است، همان را اختیار كند. [به سوی محبوب:76]


* در شداید و گرفتاریها، بهترین ذكر این است كه از پیامبر


(صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رسیده:


(لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه).

[نكته های ناب:72]

* برای دفع بلا و شرّ، این دعا نیز نافع است:


(أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِهِ وَ أَمسِك عَنَّا السُّوءَ: خداوندا! بر محمد و آل او


درود فرست، و بدی را از ما باز دار!)[در محضر بهجت:1/343]


* سؤال: چگونه در تمامی كارها و عبادات، اخلاص را فراموش نكنیم؟!


جواب: بسمه تعالی، در عبادات و تمام كارها اختیاراً راه ندهد، غیر از


خدا را و غیر از یاد او را. و همین راهِ منحصر سعادت است


![به سوی محبوب:76]


* سؤال: چه كنیم تمركز فكر پیدا كنیم؟

جواب: اذكاری كه برای جمع كردن فكر مؤثر است،

مثل: (لا إله إلاّ الله) را زیاد بگویید.[فیضی از ورای سكوت:228]


* سؤال: زن و شوهری كه بینشان خیلی اختلاف است، چه باید بكنند؟


جواب: هر كدامشان كه می خواهد رفع اختلاف شود یا فرد دیگر،


صدقه متعدّد، به افراد متعدّد، به دفعات زیاد بدهند و برای اصلاح


ذات البین زیاد هم دعا بكنند. [فیضی از ورای سكوت:229]


شادی روح آن عارف واصل، فاتحه و صلوات
-------------------------------------------------

منبع:سایت آیت الله العظمی بهجت (ره)
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:58  توسط محمد ضیغم تبار  | 

یا امام ضا دوستت دارم

این داستان کوتاه را بخوانید

امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.

شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.

امیر برگشت و دید هیچکس نیست .

شاهزاده گفت: تو عاشق نیستی ؛ عاشق به غیر نظر نمی کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:42  توسط محمد ضیغم تبار  | 

پیشگویی انقلاب امام خمینی در بیان ائمه معصومین



امام موسی کاظم علیه السلام: رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ


إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ


الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ


يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏ .


***
* کنگره های کاخ کسری و انقلاب ایران عيد ولادت حضرت


رسول- صلى اللَّه عليه و آله- و عيد ولادت حضرت صادق-


سلام اللَّه عليه- خداوند ان شاء اللَّه مبارك كند بر همه شما و ب


ر همه مسلمين جهان و بر ملتهاى بزرگ اسلامى خصوصاً ملت


ايران، ان شاء اللَّه مبارك باشد ..... در ولادت حضرت رسول-


صلى اللَّه عليه و آله- قضايايى واقع شده است، قضاياى نادرى به


حسب روايات ما و روايات اهل سنت وارد شده است كه اين قضايا


بايد بررسى بشود كه چى است. از جمله قضيه شكست خوردن


طاق كسرى‏ ( در مدائن ) و فرو ريختن چهارده كنگره از آن قصر


..... اينكه چهارده كنگره از كنگره‏هاى قصر ظلم خراب شد، به


نظر شما نمی‏آيد كه يعنى‏ در قرن چهاردهم اين كار می‏شود، به نظر


شايد بيايد اين، محتمل هست كه اين بناى ظلم شاهنشاهى بعد از


چهارده قرن از بين می‏رود و بحمد اللَّه رفت از بين‏ .


صحيفه نور امام، ج‏19، ص: 437

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:25  توسط محمد ضیغم تبار  | 

مگر حضرت بقيةالله به من خلاف ميفرمايد؟! شاه بايد برود.



مرحوم حجت الاسلام سيد محمد کوثري (ره)( روضه خوان مراسم های امام خمینی) نقل مينمايد: يک روز من در منزل آقاي آيت الله فاضل لنکراني، از استادان حوزه علميه قم بودم و يکي از فضلاي مشهد آنجا بودند. ايشان به نقل از يکي از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بوديم و صحبت از ايران به ميان آمد. من گفتم اين چه فرمايشهايي است که در مورد بيرون کردن شاه از ايران ميفرماييد؟ يک مستأجر را نميشود از خانه بيرون کرد، آن وقت شما ميخواهيد شاه را از مملکت بيرون کنيد؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شايد عرض مرا نشنيده اند. سخنم را تکرار کردم.



امام برآشفتند و فرمودند: فلاني چه ميگويي؟ مگر حضرت بقيةالله صلوات الله عليه به من (نستجيربالله) خلاف ميفرمايد؟! شاه بايد برود.



و همان هم شد و شاه از مملکت بيرون رفت. ميبينم که ايشان چنين پيوندي با حضرت بقيةالله (عج) داشتند.
برای اطلاع بیشترمراجعه کنید: فصلنامه انتظار ، ش14، ص5.

***

* ايرانيان حکومت اسلامي را تداوم ميدهند؛ آنگاه حضرت مهدي (عج) ظهور خواهند کرد



مرحوم حجت الاسلام محمد دشتي ميگويد: ((در روزهاي بسيار سخت و اندوه باري که حضرت امام خميني (ره) از عراق بيرون رفتند و کويت با اقامت امام موافقت نکرد و همه عاشقان نگران بودند که امام به کجا ميرود و چرا يک ميليارد مسلمان آن چنان وابسته و خود فروخته اند که قدرت پناه دادن به يک رهبر اسلامي را ندارند، يکي از علماي عارف و اهل بصيرت و مکاشفه به منزل قبلي امام خدمت آيتالله پسنديده (ره) برادر بزرگ امام آمد و فرمود: نگران نباشيد، آسيبي به آقاي خميني نميرسد و ايشان وارد ايران شده، حکومت اسلامي تشکيل ميدهد و تا سالها آن را شخصاً اداره ميفرمايد و پس از ايشان تا سالها، ايرانيان حکومت اسلامي را تداوم ميدهند؛ آنگاه حضرت مهدي (عج) ظهور خواهند کرد.))



برای اطلاع بیشتر: فصلنامه مشرق موعود ، ش 8 ، سرمقاله

***

* حکومت اسلامي تشکيل ميدهيم و پرچم را به صاحب پرچم ميسپاريم

آقاي علي محمد بشارتي ـ وزير پيشين کشور ـ نقل ميکرد که: در تابستان سال 1358، هنگامي که مسؤول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم که: آقاي ... در مشهد گفته است: ((من بالاخره عليه امام اعلام جنگ ميکنم.))
من خدمت امام رسيدم و ضمن ارائه گزارش، خبر مذکور را هم گفتم. ايشان سرش پايين بود و گوش ميداد، اين جمله را که گفتم سر بلند کرد و فرمود:
((اينها چه ميگويند، پيروزي ما را خدا تضمين کرده است. ما موفق ميشويم، در اينجا حکومت اسلامي تشکيل ميدهيم و پرچم را به صاحب پرچم ميسپاريم.))
پرسيدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند .
محمد دشتي، آينده و آينده سازان، ص 105.

***

فرزند استاد عرفان امام خمینی ( آیت الله شاه آبادی ) نقل می کنند: قبل از تشریف فرمایی امام به نجف، شبی در خواب دیدم که در ایران آشوب و جنگ است، به ویژه در خوزستان. سر تمام نخل های خرما یا قطع شده بود یا سوخته بود. در این جنگ، یکی ازنزدیکان من شهید شده بود و این جنگ که خیلی طولانی شده بود، فرماندهی اش را حضرت سید الشهداء علیه السلام بر عهده داشتند که با پیروزی ایران تمام شد... و از خواب بیدار شدم. پس از تشریف فرمایی امام به نجف، خواب را برایشان تعریف کرد و ایشان گفتند: یک نکته به تو می گویم که تا زمانی که زنده ام جایی بیان نشود. روزی در قم، آیت اللّه شاه آبادی مسیر حرکت را بیان کرد و فرمود که: «تو انقلاب خواهی کرد و پیروز هم می شوید و جنگی در خوزستان برایتان رخ می دهد که یکی از اقوام ما نیز در آن جنگ به شهادت نایل خواهد شد.» سپس فرمود: «حالا البته زود است، تا آن زمانی که این مسیر شروع شود، زود است، امّا می رسد» و همان وقایع اتفاق افتاد.


و با گزارشی مفصل تر امام جمعه قم حجت الاسلام سعیدی شب 21 بهمن ماه 88 در سلسله نشست های بصیرت در مسجد اهل البیت قم نقل کردند :

امام خمینی(ره) از طریق استاد عرفانش آیت الله شاه آبادی در جریان این قیام و نهضت عظیم الهی قرار گرفت و بی خبر از وقوع این نهضت نبود. آیت الله نصرالله شاه آبادی فرزند آیت الله شاه آبادی، استاد امام خمینی(ره) که الان در قم تشریف دارند می گفتند که من در سال 43 خوابی دیدم که در خوزستان نخل ها قطع و آتش همه جا را فراگرفته است و امام حسین(ع) در خیمه ای نشسته اند و بسیار ناراحت هستند و دو زن دیگر نیز در خیمه کناری ایشان مشغول ناسزا هستند و این قدر فهمیدم که ظاهرا آنها دو زن پیغمبر هستند، این خواب را به امام خمینی گفتم و از ایشان خواستم آن را تعبیر کنند. امام ابتدا تنها گفتند خیر است؛ اما با اصرار من و با شرط اینکه به عنوان راز تا هنگام زنده بودن ایشان، برای کسی بیان نکنم، فرمودند که ما از نجف به ایران می رویم، شاه می رود و نهضت پیروز می شود، در ابتدای نهضت از طرف برخی از فرقه ها توطئه هایی علیه نظام می شود؛ اما همه آنها خنثی می شود بعد از آن از طریق عراق از خوزستان به ایران حمله می شود و حتی در این جنگ یکی از اعضای خانواده شما(آیت الله شاه ابادی) هم شهید می شوند؛ اما باز هم ما پیروز می شویم.



حجت الاسلام و المسلمین سعیدی افزود: آقای شاه آبادی گفتند سخن امام به اینجا که رسید فرمودند تا اینجا تعبیر خواب شما بود؛ اما پدر شما سیر نهضت را از ابتدا تا انتها برای من گفته اند و من همه آن را می دانم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:21  توسط محمد ضیغم تبار  | 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تبیان، بنابر نقل مورخان آنچنان بقیع خراب گردید که به تپه‎ای از پاره سنگ و پاره آجر تبدیل شد و از کینه وهابیان به گونه‎ای زیر و رو گشت که به منطقه‎ای زلزله‎زده شباهت پیدا کرد.

بقيع، نام سرزميني است در مدينه که به دستور رسول خدا (صلي‌الله عليه وآله وسلم) به قبرستاني براي مسلمانان تبديل‌شد و نخستين کسي که در آنجا به توصيه رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) دفن‌شد، «عثمان بن مظعون»، از دوستان نزديک پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و اميرالمؤمنين حضرت علي (عليه‌السلام) بود؛ کسي که حضرت علي (عليه‌السلام) در سخنان خود او را بسيار ياد‌مي‌کرد و از روي علاقه‌اش به وي، نام يکي از فرزندانش را عثمان نهاد.

بقيع، قبرستاني است مورد احترام همه‌‌ فرقه‌هاي اسلامي و اکنون در چند قدمي حرم پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) قراردارد؛ رسول خدا برخي از شهداي احد و نيز فرزندش «ابراهيم» را در آنجا دفن‌کرد و به اين ترتيب بر قداست آن افزود. بعدها عثمان بن‌عفان در قبرستان يهودي‌هاي مدينه به اسم «حس کوکب» دفن‌شد، اما معاويه بقيع را به‌قدري گسترده‌ساخت که قبر عثمان در بقيع قرار‌گيرد.
 
بقيع هم‌اينک مدفن 4 امام شيعه، امام حسن مجتبي(عليه‌السلام)، امام سجاد(عليه‌السلام)، امام باقر(عليه‌السلام) و امام صادق(عليه‌السلام) است؛ همچنين قبر بيشتر زنان پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و نيز عباس عموي پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و فاطمه بنت اسد، مادر امام علي(عليه‌السلام) و برخي ديگر از بزرگان در اين مکان شريف قراردارد.
دست ناپيداي وهابيت - نگاهي به پيشينه تاريخي اين فرقه

پيشواي نهضت وهابيت، «محمد بن‌عبدالوهاب نجدي» (1115-1201/1703-1782) نام‌دارد و بايد گفت نام وهابيت را مخالفان به آن‌ها داده‌اند، در حالي‌که پيروان اين فرقه، خود را «الموحدون» و مذهب خود را «محمدية» ناميده‌اند، اين گروه خود را فرقه‌اي سني و پيرو مذهب «احمد بن‌حنبل» مي‌دانند.

عقايد:

1-
هر چيزي که بجز خداي تعالي مورد عبادت قرارگيرد، خطاست و هرکس اين چيزها را عبادت‌کند، سزاوار مرگ است.

2-
جماعت زيادي از مسلمانان موحد نيستند، زيرا مي‌کوشند تا عنايت خدا را با زيارت قبور اوليا به‌دست آورند، بنابراين مشرکند.

3-
ذکر نام پيامبر، ولي، يا فرشته‌اي در نماز شرک است.

4-
اگر غير از خدا از کسي شفاعت جويند، کفر است.

5-
هرکسي براي رواشدن حاجات خود از غير خدا ياري بخواهد، کافر است.

6-
علمي که مبتني بر قرآن مجيد، سنت پيامبر و استنباط‌هاي ضروري عقل نباشد، کفر است.

7-
انکار قدر(قدرت‌داشتن انسان بر انجام کارها) در همه افعال به‌معني الحاد و بدعت است.

8-
تفسير قرآن بر پايه تأويل، کفر است.

وهابيان، ساختن گنبد و ضريح و بقعه و ... بر روي قبور را حرام و تخريب آن را واجب‌مي‌دانند که در اين مسأله پيرو پيشواي خود، «ابن تيميه» و شاگرد او «ابن‌جوزيه» هستند؛ از اين‌رو آنان طي چند قرن اخير، تا آنجايي که ‌توانسته‌اند مشاهد و زيارتگاه‌ها را ويران‌کردند و حتي قبور ائمه بقيع و قبر امام حسين (عليه‌السلام) را نيز استثنا‌ نکرده‌اند.
آنان ساختن آرامگاه بر روي قبور را نوعي شرک و کفر مي‌پندارند، هرچند که وهابيان براي اثبات اين باور خود راهي جز استفاده از تهديد و خشونت ندارند، اما بايد دانست آن‌ها همواره براي تخريب مراقد ائمه اطهار از عراق و شام تا جنوب درياي سرخ و غرب و شرق جهان اسلام تلاش‌کرده‌اند.

کينه وهابيت براي تمامي مسلمانان به‌ويژه شيعيان نامي آشناست؛ چراکه وهابيان سعودي همواره براي انهدام وتخريب قبور ائمه و اهل‌بيت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) تلاش‌کرده‌اند و در اين ميان آثار ديني بي‌شمار شهرهاي مکه و مدينه، اماکن زيارتي اين شهرها بيش از ديگر اماکن در معرض اعمال نابخردانه سردمداران وهابي قرار‌گرفته‌است و آنان در واقع با تخريب بقيع، احساسات مسلمانان را جريحه‌دار و براي جداکردن مسلمانان از ميراث درخشان اسلامي خود تلاش‌کرده‌اند.


مي‌توان گفت تخريب بقيع و قبور مطهر ذريه رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)، اهل‌بيت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و بهترين صحابه و خاندان ايشان از جنايت‌هاي نابخشودني سعودي‌هاي وهابي در طول تاريخ است که تاکنون دوبار قلب شيعيان و عاشقان ائمه اطهار را جريحه‌دار و احساسات آنان را برانگيخته‌است.


نخستين تخريب قبور ائمه بقيع


نخستين تخريب قبور مطهر ائمه بقيع به دست وهابيان سعودي در سال 1220 هجري يعني زمان سقوط دولت اول سعودي‌‌ها توسط حکومت عثماني روي‌داد، پس از اين واقعه تاريخي - اسلامي با سرمايه‌گذاري مسلمانان شيعه و به‌کاربردن امکانات ويژه‌اي، مراقد تخريب‌شده به زيباترين شکل بازسازي‌شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقيع به يکي از زيباترين مراقد زيارتي و در واقع مکان زيارتي ـ سياحتي مسلمانان تبديل‌شد.

 

يکي از گردشگران انگليسي پس از بازسازي بقيع، ضمن توصيف اماکن زيارتي مدينه منوره در اين‌باره مي‌گويد: مدينه در سال 1387 تا 1388 و قبل از انهدام مجدد توسط وهابيان سعودي، شبيه استانبول و شهرهاي بسيار زيباي سياحتي جهان بازسازي‌شده‌بود.

دومين تخريب بقيع


دومين و درواقع دردناکترين حادثه تاريخي - اسلامي معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روي‌کار آمدن سومين حکومت وهابي عربستان مربوط‌مي‌شود؛ سالي که وهابيان به فتواي سران خود مبني بر اهانت و تحقير مقدسات شيعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بيت ‌پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را مورد دومين هجوم وحشيانه خود قراردادند و بقيع را به مقبره‌‌اي ويران‌شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبديل‌کردند.

 
 
«ايلدون رتر»، يکي از گردشگران غربي در اين‌باره مي‌گويد: با دومين تخريب قبور ائمه بقيع در مدينه منوره مراقد مطهر ائمه(عليه‌السلام) به‌شدت ويران‌شد و وهابيون در اين تخريب، شکل ظاهري مقبره‌ها و گنبدهاي اين قبور را دگرگون‌کردند.

براساس منابع و شواهد تاريخي، وهابيان سعودي تنها به تخريب قبور بقيع اکتفا‌نکردند، بلکه بارها به تخريب مرقد بيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نيز اقدام‌کردند که با واکنش گسترده مسلمان جهان مواجه‌شده و از اين توطئه ضد اسلامي دست‌برداشتند.


«لويس پورخارت»، يکي از گردشگران سوييسي که پس از تشرف به اسلام خود را ابراهيم ناميده‌است، در اين‌باره مي‌گويد: با توجه به مقام ائمه و صحابه دفن‌شده در بقيع، اين قبرستان فضايي بسيار کوچک دارد و در مقايسه با اماکن زيارتي ديگر کشورهاي شرقي به‌ويژه عربستان، به صورت تلي از خاک و سنگ، نگاه هر بيننده‌اي را به خود جلب‌مي‌کند.
پورخات درباره کوه احد نيز مي‌گويد: در مسجد احداث‌شده در دل اين کوه، قبر حمزه، عموي پيامبر و ديگر شهداي احد همچون «مصعب‌بن ‌عمير»، «جعفربن شماس» و«عبدالله‌بن جحش» ديده‌مي‌شود که وهابيان اين مسجد و قبور دوازده تن از شهداي احد و صحابه پيامبر را نيز تخريب‌کرده‌اند.

قبرستان بقيع قبل از تخريب


قبرستان بقيع قبل از تخريب شامل مقبره چهارتن از ائمه اطهار و قبر گمشده بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) است، هرچند که در روايت آمده‌است که اميرالمومنين حضرت علي(عليه‌السلام) پس از شهادت دخت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) پيکر پاک و مطهر ايشان را براي دفن به اماکن متعددي همچون بقيع، مسجد ‌پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و خانه خود حمل‌کردند.


تلاش براي مرمت قبور بقيع


البته روايت است که قبر بانوي دو عالم مخفي مانده‌است و مخفي‌ماندن قبر آن بزرگوار تا روز قيامت، بيانگر سند مظلوميت ايشان در طول تاريخ است و ان‌شأ‌الله با ظهور حجت خدا بر زمين مشخص‌خواهدشد.


بسياري از علما، فقها، شيعيان و حتي رهبران سياسي، همواره براي مرمت و بازسازي بقيع تلاش‌کرده‌اند که در اين ميان «آيت الله حسن شيرازي(قدس سره)» بيش از ساير علما در اين راه گام‌برداشته‌است و ديدارها و گفت‌و‌گوهاي متعددي با مقامات عربستاني و ارائه سندها و مدارک مبني بر ساخت و بازسازي قبور ائمه بقيع از جمله اقدامات اين عالم بزرگ شيعي بوده‌است، اما همواره موانع هدايت‌شده از سوي وهابيان سعودي اين تلاش را عملي نکرده‌است.
آيت الله شيرازي در کتاب خود با نام «تلاش براي بازسازي بقيع» آورده‌است: در زيارت‌هاي متعدد خود از قبرستان بقيع و به‌جا‌‌آوردن مناسک حج در عربستان، ضمن ديدار با مقامات و علماي سعودي و فشار بر آنان براي ساخت قبور بقيع، تنها با وعده‌هاي آنان مواجه‌شده‌ و برخي گروه‌هاي عراقي با دادن پاداش و رشوه از عملي‌کردن اين وعده‌ها جلوگيري‌کردند.

«آيت‌الله سيد مرتضي قزويني» در مراسم نخستين سالگرد ارتحال آيت‌الله شيرازي در حسينيه رسول اعظم لندن با اشاره به تلاش‌هاي آن مرحوم گفت: «محمد سرور الصبان»، رئيس انجمن جهان اسلام به بنده اعلام‌کرد، تغييرات جزيي در اطراف بقيع حاصل تلاش‌هاي آيت‌الله شيرازي و برادر بزرگوار ايشان بوده‌است.
 
در خاتمه با توجه به اقدامات ضداسلامي و روزافزون وهابيان سعودي برضد شيعيان، اين سوال مطرح‌است که آيا وهابيان هرگز نسبت به مصالح عظيم جامعه مسلمانان انديشيده‌اند؟! آيا آن‌ها به فکر جلوگيري از نفوذ استعمارگران در کشورهاي اسلامي بوده‌اند؟! آيا آن‌ها در برابر نفوذ صهيونيست‌ها در سرزمين‌هاي اسلامي واکنش نشان داده‌اند؟ آيا اين‌قدر که از بوسيدن قبر پيامبر خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) عصباني مي‌شوند، از محاصره اقتصادي کشورهاي اسلامي، ناراحت‌مي‌شوند؟!!

فضیلت بقیع


در فضیلت بقیع احادیث و روایات متعددی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل گردیده است از جمله این که در حدیثی فرمودند: «از بقیع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت می‎شوند.»

و در حدیث دیگر آمده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در بقیع حضور یافتند و اهل قبور را بدین گونه خطاب می‎کردند: «درود بر شما، خداوند ما و شما را بیامرزد شما پیشاهنگان ما بودید و ما هم در پی شما خواهیم آمد.»
 
حرم ائمه بقیع در کتب تاریخ به عنوان مشهد و حرم اهل بیت(علیهم‎السلام) معروف گردیده است و در این حرم مطهر قبر چهار تن از ائمه هدی؛ امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم‎السلام) در کنار هم و به فاصله 2 تا 3 متری این قبرها، قبر عباس عموی گرامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگری است که متعلق به فاطمه بنت اسد می‎باشد. قبل از ویرانی ساختمان این حرم مطهر همه قبور ششگانه در زیر گنبد و دارای ضریح زیبایی بودند. همچنین مدفن تعدادی از همسران، فرزندان، اقوام و عشیره پیامبر اکرم و جمع کثیری از صحابه و یاران آن حضرت و تعداد بی شماری از شهدا و علما در این قبرستان قرار دارند.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در بقیع حضور یافتند و اهل قبور را بدین گونه خطاب می‎کردند: «درود بر شما، خداوند ما و شما را بیامرزد شما پیشاهنگان ما بودید و ما هم در پی شما خواهیم آمد.»

پیشینه قبرستان بقیع


بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و به وسیله مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است. در بقیع اولین کسی که از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرین عثمان بن مظعون می‎باشد. سمهودی می‎گوید: پس از فوت ابراهیم فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و اله) آن حضرت به صحابه فرمودند: «ابراهیم را به سلف(گذشتگان) ما عثمان لاحق کنید و در کنار او به خاک بسپارید.»


او می‎گوید پس از دفن شدن ابراهیم در بقیع، مردم مدینه علاقه‎مند شدند پیکر اقوام و عشیره خود را در آنجا دفن کنند و هر یک از قبایل مدینه درختان و ریشه‎های بخشی از بقیع را قطع و زمین آن را برای همین منظور آماده نمودند.


تخریب بقیع


روز هشتم شوال سال 1344هجری قمری روزی سیاه برای مسلمانان جهان به شمار می‎رود. در این روزها وهابیان دین ناشناس، حرم امامان معصوم بقیع را با خاک یکسان کردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقیع خراب گردید که به تپه‎ای از پاره سنگ و پاره آجر تبدیل شد و از کینه وهابیان به گونه‎ای زیر و رو گشت که به منطقه‎ای زلزله‎زده شباهت پیدا کرد.


لازم به ذکر است آفات بزرگ و خطرناک در میان تمام مذاهب و آئین‎ها کج فهمی و تندروی‎ها و برداشت‎های غلط و انحرافی است که به اصطلاح قرائت‎های خود ساخته از دین می‎باشد که از زمان‎های مختلف در میان پیروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعیف و تفرقه در آن مذهب شده است. یکی از این نمونه‎های بارز انحرافات فکری و برداشت‎های غلط گروه خوارج هستند. از جمله اوصاف آنها که در روایات به آنها اشاره شده، کثرت عبادت و تقید آنان به نماز و روزه و قرائت قرآن است . به طوری که عبادت سایر مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقیر و کم می‎باشد. ویژگی بعدی آنها این بود که به خاطر غرور و تحجر حاضر نبودند از هیچ ناصحی نصیحت بپذیرند. از دیگر ویژگی خوارج تکفیر مسلمانان بود تا جایی که هر مسلمان متعهدی را که با عقیده و تفکرات انحرافی آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام می‎دانستند.

پس از گذشت چندین قرن از ظهور خوارج و در آستانه قرن هشتم بود که نمونه‎ای دیگر از این انحرافات در جامعه اسلامی ظاهر شد و آن ظهور احمدبن تیمیه بود که در شام مطالبی را در مسائل اسلامی خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاوای علما و پیشینیان به شکل‎های سخنرانی و مکتوب منتشر کرد. در این هنگام بود که بسیاری از علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظریات او به میدان آمده و به نقد عقاید او پرداخته و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر کردند.
بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و به وسیله مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است. در بقیع اولین کسی که از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرین عثمان بن مظعون می‎باشد.

ابن تیمیه پس از چندین بار زندانی شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ ق در زندان دمشق از دنیا رفت.


اوضاع به همین گونه گذشت تا این که در قرن یازدهم در شهر نجد حجاز شخصی به نام محمدبن عبدالوهاب ظهور کرد و پس از چهار قرن بار دیگر به ترویج عقاید و افکار ابن تیمیه پرداخت. از آنجا که مردم شهر نجد افرادی دور از تمدن و معارف بودند عبدالوهاب در فعالیت خود موفق شد. یکی از مهمترین فتاوای فقهی وهابیان ،حرمت سفر برای زیارت قبور پیامبران و صالحان و حرمت تبرک و توسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراین هرگونه توسل و تبرک جستن به ساحت پیامبران و ائمه معصومین(علیهم‎السلام) اظهار شرک و کفر و بت پرستی محسوب و موجب حلال شدن مال و جان چنین افرادی است.


مرحوم آیت الله امین عاملی در کتابش پیرامون عقاید وهابیان می‎نویسد: «اعتقاد وهابیان درباره عموم مسلمانان این است که مسلمین پس از ایمان به کفر برگشته‎اند و پس از توحید به شرک گراییده‎اند زیرا آنان در دین بدعت گذاشته‎اند و به جهت زیارت و تبرک جستن به انبیا و صالحین به کفر و شرک روی آورده‎اند لذا جنگ با آنان واجب و ریختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابیان) حلال است.»
جالب اینکه صنعانی وهابی در رساله‎اش با عنوان تطهیر الاعتقاد به این حقیقت اعتراف کرده که زیارت مرقدها و آثار اولیای خدا سیره مسلمین بوده است و آنان از زمان‎های گذشته این کار را انجام می‎دادند.(1)

بر اساس این افکار غلط و نادرست بود که آنها به هر جا و هر شهر و دیاری که دست می‎یافتند قبل از هر چیز به تخریب مشاهد شریفه و بقاع متبرکه می‎پرداختند، کشتار وهابیان در عتبات عالیات صحنه‎ای سیاه در تاریخ اسلام است.

مرحوم آیت الله امین عاملی در کتابش پیرامون عقاید وهابیان می‎نویسد: «اعتقاد وهابیان درباره عموم مسلمانان این است که مسلمین پس از ایمان به کفر برگشته‎اند و پس از توحید به شرک گراییده‎اند زیرا آنان در دین بدعت گذاشته‎اند و به جهت زیارت و تبرک جستن به انبیا و صالحین به کفر و شرک روی آورده‎اند لذا جنگ با آنان واجب و ریختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابیان) حلال است.»

در سال 1216 هـ ق امیرسعود با لشکری بسیار به شهر کربلا حمله‎ور شد و تعداد بیست هزار نفر از اهالی کربلا و زوار کشته شدند، خزانه حرم و تمام تزئینات و جواهرات حرم به تاراج رفتند. همچنین آنان به هنگام تسلط بر طائف و مکه قبور جد و عموی پیامبر، خدیجه همسر پیامبر و بسیاری از اماکن مقدسه را ویران کردند. در ماه رمضان 1344 هـ ق وارد مدینه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومین(علیهم‎السلام) در بقیع را به طور کلی منهدم کردند و از این حرم و قبور به جز قطعه سنگ‎هایی که در اطراف قبور نصب کردند اثر و علامتی باقی نماند. به کارگرانی که این عمل ننگین را انجام دادند مبلغ هزار ریال سعودی دستمزد پرداخت گردید.


در این ماجرا تنها حرم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) محفوظ ماند و وهابیان در ادامه هتاکی‎های خود تصمیم داشتند قبر مطهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را نیز تخریب کنند اما از بازتاب این کار در جهان اسلام و برانگیخته شدن احساسات مسلمانان بر ضد خویش ترسیدند و به طور موقت از این عمل منصرف شدند. غارت اموال و طلا و جواهرات خزانه عظیم حرم رسول خدا و ائمه بقیع (علیهم‎السلام) یکی دیگر از اعمال شنیع این گروهک بوده است. (2)


بعضی از نویسندگان وهابی این مصونیت را اینگونه توجیه می‎کنند: «که ما این گنبد را به عنوان یکی از گنبدهای مسجد می‎شناسیم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پیامبر والا ...»

یکی از جهانگردان غربی به نام میسترکه به فاصله کوتاهی از ویرانی این حرم بقیع را دیده، ویرانی و خرابی آنجا را اینگونه ترسیم می‎کند: «چون وارد بقیع شدم، آنجا را همانند شهری دیدم که زلزله شدیدی در آن به وقوع پیوسته و به ویرانه‎ای تبدیل شده است، زیرا در جای جای بقیع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ریخته و تیرهای چوب کهنه چیز دیگری نمی‎توان دید. ولی این ویرانی‎ها و خرابی‎ها در اثر وقوع زلزله و یا حادثه طبیعی بلکه با عزم و اراده انسان‎ها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه های زیبا و سفیدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و یاران پیامبر اسلام بود، با خاک یکسان گردیده است.»
پی‎نوشت‎ها:
1- تبدید الظلام، ص 389 .
2- لمعات الشهاب فی سیره محمدبن عبدالوهاب، ص 108.
«براتعلی چگینی»

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 21:14  توسط محمد ضیغم تبار  | 

أذكار الصباح


الأذكار ‎‎ العدد ‎‎ الفضل ‎
الله لا إله إلا هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما في السماوات وما في الأرض من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشئ من علمه إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض ولا يؤوده حفظهما وهو العلي العظيم - صدق الله العظيم- البقرة:255مرة واحدةلن يزال عليك من الله حافظ ولا يقربك الشيطان ‎
قل هو الله أحد - قل أعوذ برب الفلق - قل أعوذ برب الناسثلاث مراتتكفيه من كل شئ ‎
اللهم بك أصبحنا و بك أمسينا وبك نحيا و بك نموت وإليك النشورمرة واحدةــــــــ 
أصبحنا وأصبح الملك لله والحمد لله لا إله إلا الله وحده لاشريك له. له الملك وله الحمد وهو على كل شئ قدير.رب أسألك خير ما في هذا اليوم وخير ما بعده وأعوذ بك من شر ما في هذا اليوم وشر ما بعده. رب أعوذ بك من الكسل وسوء الكبر رب أعوذ بك من عذاب في النار وعذاب في القبرمرة واحدة ‎ـــــــ
اللهم أنت ربي, لا إله إلا أنت , خلقتني وأنا عبدك, وأنا على عهدك ووعدك ماستطعت, أعوذ بك من شر ما صنعت, أبوء لك بنعمتك علي و أبوء بذنبي فاغفر لي, فإنه لا يغفر الذنوب إلا أنتمرة واحدةمن قاله في الصباح ومات قبل المساء دخل الجنة ‎
بسم الله الذي لا يضر مع اسمه شئ في الأرض ولا في السماء وهو السميع العليمثلاث مراتلم يضره شئ في ذلك اليوم - وفي رواية لم تصبه فجأة بلاء ‎
اللهم إني اسألك العافية في الدنيا والآخرة. اللهم إني أسألك العفو والعافية في ديني ودنياي وأهلي ومالي, اللهم استر عوراتي وآمن روعاتي, اللهم احفظني من بين يدي ومن خلفي وعن يميني وعن شمالي ومن فوقي وأعوذ بعظمتك أن أغتال من تحتيمرة واحدةمن قالها يحفظه الله من جميع الجهات ‎
اللهم إني أصبحت أشهدك وأشهد حملة عرشك و ملائكتك وجميع خلقك أنك انت الله لا إله إلا أنت وحدك لا شريك لك و أن محمداً عبدك ورسولكأربع مراتمن قالها في الصباح أو المساء أعتقه الله من النار
 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:50  توسط محمد ضیغم تبار  | 

أذكار المساء


الأذكار ‎‎ العدد ‎‎ الفضل ‎
الله لا إله إلا هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما في السماوات وما في الأرض من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشئ من علمه إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض ولا يؤوده حفظهما وهو العلي العظيم - صدق الله العظيم- البقرة:255مرة واحدةلن يزال عليك من الله حافظ ولا يقربك الشيطان ‎
قل هو الله أحد - قل أعوذ برب الفلق - قل أعوذ برب الناسثلاث مراتتكفيه من كل شئ ‎
اللهم بك أمسينا و بك أصبحنا وبك نحيا و بك نموت وإليك المصيرمرة واحدةــــــــ 
أمسينا و أمسى الملك لله والحمد لله لا إله إلا الله وحده لاشريك له. له الملك وله الحمد وهو على كل شئ قدير.رب أسألك خير ما في هذه الليلة وخير ما بعدها وأعوذ بك من شر ما في هذه الليلة وشر ما بعدها. رب أعوذ بك من الكسل وسوء الكبر رب أعوذ بك من عذاب في النار وعذاب في القبرمرة واحدة ‎ـــــــ
اللهم أنت ربي, لا إله إلا أنت , خلقتني وأنا عبدك, وأنا على عهدك ووعدك ماستطعت, أعوذ بك من شر ما صنعت, أبوء لك بنعمتك علي و أبوء بذنبي فاغفر لي, فإنه لا يغفر الذنوب إلا أنتمرة واحدةمن قاله في المساء ومات قبل الصباح دخل الجنة ‎
بسم الله الذي لا يضر مع اسمه شئ في الأرض ولا في السماء وهو السميع العليمثلاث مراتلم يضره شئ في تلك الليلة - وفي رواية لم تصبه فجأة بلاء ‎
اللهم إني اسألك العافية في الدنيا والآخرة. اللهم إني أسألك العفو والعافية في ديني ودنياي وأهلي ومالي, اللهم استر عوراتي وآمن روعاتي, اللهم احفظني من بين يدي ومن خلفي وعن يميني وعن شمالي ومن فوقي وأعوذ بعظمتك أن أغتال من تحتيمرة واحدةمن قالها يحفظه الله من جميع الجهات ‎
اللهم إني أمسيت أشهدك وأشهد حملة عرشك و ملائكتك وجميع خلقك أنك انت الله لا إله إلا أنت وحدك لا شريك لك و أن محمداً عبدك ورسولكأربع مراتمن قالها في الصباح أو المساء أعتقه الله من النار ‎
أعوذ بكلمات الله التامات من شر ماخلقثلاث مراتلم يضره شئ في تلك الليلة

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:48  توسط محمد ضیغم تبار  | 

أذكار عند الصلاة


الأذكار ‎‎ العدد ‎‎ الفضل ‎
أستغفر الله (ثلاث مرات) اللهم أنت السلام ومنك السلام تباركت يا ذا الجلال والإكراممرة واحدة_______ 
لا إله إلا الله وحده لا شريك له, له الملك, وله الحمد, وهو على كل شئ قدير, لا حول ولا قوة إلا بالله , لا إله إلا الله, ولا نعبد إلا لاإياه, له النعمة وله الفضل , وله الثناء الحسن, لا إله إلا الله, مخلصين له الدين, ولو كره الكافرون, اللهم لا مانع لما أعطيت, ولا معطي لما منعت, ولا ينفع ذا الجد منك الجدمرة واحدة_______ ‎
سبحان الله (33مرة) _ والحمد لله (33مرة) _ والله أكبر (33مرة) ثم يتم المئة بقوله : لاإله إلا الله وحده لا شريك له, له الملك وله الحمد وهو على كل شئ قديرمرة واحدةمن قالها بعد كل صلاة غفرت خطاياه و إن كانت مثل زبد البحر ‎
قراءة آية الكرسي : (الله لا إله إلا هو الحي القيوم...)الآية -255- من سورة البقرةمرة واحدةمن قالها بعد كل صلاة لم يمنعه من دخول الجنة إلا أن يموت ‎
قـراءة سـورة: الإخــلاص - والفـلق - والنـاسمرة واحدة بعد كل صلاة إلا بعد صلاتي الفجر والمغرب فتقرأ ثلاث مرات_______

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:46  توسط محمد ضیغم تبار  | 

أذكار قبل النوم


الأذكار ‎‎ العدد ‎‎ الفضل ‎
آية الكرسي ( الله لا إله إلا هو الحي القيوم... ) الآية - 255 - من سورة البقرةمرة واحدةلن يزال عليك من الله حافظ ولا يقربك الشيطان حتى تصبح ‎
اللهم إني اسألك العافية في الدنيا والآخرة. اللهم إني أسألك العفو والعافية في ديني ودنياي وأهلي ومالي, اللهم استر عوراتي وآمن روعاتي, اللهم احفظني من بين يدي ومن خلفي وعن يميني وعن شمالي ومن فوقي وأعوذ بعظمتك أن أغتال من تحتيمرة واحدةمن قالها يحفظه الله من جميع الجهات ‎
اللهم رب السماوات, ورب الأرض ورب العرش العظيم, ربنا ورب كل شئ, فالق الحب والنوى, ومنزل التوراة والإنجيل والفرقان, أعوذ بك من شر كل ذي شر أنت آخذ بناصيته, اللهم أنت الأول فليس قبلك شئ, وأنت الآخر فليس بعدك شئ, وأنت الظاهر فليس فوقك شئ, وأنت الباطن فليس دونك شئ, إقض عنا الدين, وأغننا من الفقرمرة واحدة_______ ‎
اللهم أنت خلقت نفسي, وأنت تتوفاها, لك مماتها ومحياها, إن أحييتها فاحفظها, وإن أمتها فاغر لها, اللهم إني أسألك العافيةمرة واحدة_______ 
اللهم أسلمت نفسي إليك ووجهت وجهي إليك, وفوضت أمري إليك, وألجأت ظهري إليك, رغبة ورهبة إليك, لا ملجأ ولا منجا منك إلا إليك, آمنت بكتابك الذي أنزلت, وبنبيك الذي أرسلتمرة واحدة_______ ‎
بإسمك اللهم أموت وأحيامرة واحدة_______ 
بإسمك اللهم وضعت جنبي وبك أرفعه, إن أمسكت روحي فارحمها, وإن أرسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصالحينمرة واحدة_______

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:42  توسط محمد ضیغم تبار  | 

أذكار منوعة


الأذكار ‎‎ العددالوقت ‎‎ الفضل ‎
بسم الله .. اللهم إني أعوذ بك من الخبث والخبائثمرة واحدةقبل دخول الخلاء_______ 
غفرانكمرة واحدةعند الخروج من الخلاء_______ 
أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له, وأشهد أن محمداً عبده ورسولهمرة واحدةبعد الوضوءمن قالها بعد الوضوء فتحت له أبواب الجنة الثمانية يدخل من أيها شاء ‎
سبحانك اللهم وبحمدك أشهد أن لا إله إلا أنت, أستغفرك وأتوب إليكمرة واحدةبعد الوضوء وقبل القيام من المجلس_______ 
بسم الله, توكلت على الله, ولا حول ولا قوة إلا باللهمرة واحدةعند الخروج من المنزل_______ 
اللهم اجعل في قلبي نوراً, وفي لساني نوراً, وفي بصري نوراً, واجعل من خلفي نوراً, ومن أمامي نوراً, واجعل من فوقي نوراً, ومن تحتي نوراً وأعطني نوراًمرة واحدةعند الذهاب إلى المسجد_______ 
أعوذ بالله العظيم وبوجهه الكريم وبسلطانه القديم من الشيطان الرجيممرة واحدةعند دخول المسجد_______ 
اللهم إني عبدك, ابن عبدك, ابن أمتك, ناصيتي بيدك, ماضٍ فيَّ حكمك عدلٌ فيَّ قضاؤك, أسألك بكل اسم هو لك, سميت به نفسك, أو أنزلته في كتابك, أو علمته أحداً من خلقك, أو استأثرت به في علم الغيب عندك, أن تجعل القرآن ربيع قلبي, ونور صدري, وجلاء حزني وذهاب هميمرة واحدةفي أي وقتيزيل الحزن والهم ‎
الحمد لله الذي أطعمني هذا الطعام ورزقنيه من غير حول مني ولا قوةمرة واحدةبعد الفراغ من الطعام_______ 
لا إله إلا الله, وحده لا شريك له, له الملك, وله الحمد, وهو على كل شئ قديرمئة مرةفي أي وقتيكتب لمن قالها 100 حسنة وتحط عنه 100 سيئة ويحفظ من الشيطان‎
سبحان الله وبحمده, سبحان الله العظيمأي عددأي وقتكلمتان خفيفتان على اللسان, ثقيلتان في الميزان, حبيبتان إلى الرحمن

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:26  توسط محمد ضیغم تبار  | 

اخبارى كه به طور خاصّ مربوط به حسنين عليهما السلام است‏]

در اين گروه چند حديث ياد مى‏شود:
۱. پيامبر صلى اللَّه عليه وآله به حسنين عليهما السلام فرمود:
«شما دو تن، اماميد و مادرتان به يقين شافعه است.» ۱

۲. حديث نبوى:

الحسن و الحسين إمامان، قاما أو قعدا. ۲

۳. حديث نبوى:

«اين حسين، امام است و پسر امام و برادر امام، و پدر امامانِ نُهگانه.» ۳
۴. امير المؤمنين عليه السلام خطاب به حسنين عليهما السلام فرمود:
«شما دو تن پس از من، دو امام و دو سرورِ جوانان اهل بهشت هستيد و دو معصوميد. خداوند شما را نگاه دارد. و لعنت خدا بر كسى كه با شما دو تن دشمنى كند.» ۴

۵. كلام ديگر علوى:

«پسرم، تو ولىّ امر و ولىّ دم هستى.» ۵

۶. كلام ديگر علوى:

«تويى - اى حسن - وصىّ من و كسى كه پس از من، به امر (امامت) مى‏پردازد. و تويى - اى حسين - شريك او در وصيّت. پس تا زمان حياتش، ساكت باش و تابع امر او باش. وقتى از دنيا رفت، تو پس از او، سخنگو هستى و به امر (امامت) مى‏پردازى.»

. پيامبر صلى اللَّه عليه وآله فرمود:
«حسن و حسين از عترت و اوصيا و جانشينان من‏اند.» ۱
۸. در كتاب اعلام‏الورى و كشف الغمة و الشافى آمده است كه شيعيان اتّفاق نظر دارند بر اينكه حضرت على عليه السلام امامتِ امام حسن عليه السلام را اعلام نموده است. ۲
۹. بى‏ترديد هركس كه كمترين اطّلاعى از كتب حديث و سيره داشته باشد، به خوبى، مى‏داند كه امامت در دست خداوند بوده و آن را به هركس كه بخواهد، عطا مى‏كند و امامت، آن‏گونه كه پيامبر پاك صريحاً اعلام كرده‏اند، از آنِ فرزندان و خاندان پاك اوست. حضرت على عليه السلام در اين‏باره حقايقى بيان مى‏فرمايد كه بر دانش‏پژوه پى‏گير پوشيده نخواهد بود؛ همان‏گونه كه در نهج‏البلاغه، خطبه ۸۳، ۹۳، ۲۳۴، ۹۰، ۱۵۰، ۱۴۳، ۱۴۰، ۲۱۴ و خطبه‏هاى ديگر آمده است.
از اين‏رو، تعيين امامت به هيچ عنوان در دست بشر نيست؛ بلكه اين امر به دست خداوند است كه با زبان پيامبر پاك و اولياى خداوند مشخص مى‏گردد و پيش از اين نيز بخشى از آن را نقل كرديم.
۱۰. مسعودى در مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۲۵ مى‏گويد:
گروهى از مردم گفته‏اند كه حضرت على عليه السلام دو پسر خويش حسنين عليهما السلام را جانشين خويش اعلام كرده؛ چرا كه آن دو با وى در آيه تطهير شريك‏اند؛ و اين سخن بسيارى از افرادى است كه معتقدند امام على عليه السلام صريحاً حسنين عليهما السلام را جانشين خود اعلام نموده است.
۱۱. محدّث كلينى وصيّت حضرت على عليه السلام را در كافى ج ۱، ص ۲۹۷ تا ۳۰۰ استخراج نموده است. نيز نك: اثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۲۱ تا ۱۴۳.
۱۲. در سخنان ياران اميرالمؤمنين عليه السلام مطالبى هست كه بر همين امر دلالت دارد؛ مانند سخن ابن‏عباس:
اى مردم، اين پسرِ پيامبر شما و جانشينِ امامتان است؛ پس با او بيعت كنيد.»

.حياة الحسن عليه السلام، ج ۱، ص ۴۲؛ نزهة المجالس، ج ۱، ص ۱۸۴؛ الاتحاف بحبّ الأشراف ص ۱۲۹؛ نيز: إثباة الهداة ج ۵، ص‏۱۴۱

2.حياة الحسن عليه السلام ج ۱، ص ۴۲؛ إثباة الهداة ج ۵، ص ۱۴۲ و ۱۳۷ و ۱۳۴

3.حياة الحسن عليه السلام، به نقل از منهاج ابن‏تيميه، إثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۲۹

4.إثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۳۳

5.إثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۲۶؛ أصول الكافى، ج ۱، ص ۲۹۹

6.إثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۴۰

.إثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۳۹

2.اثبات الهداة، ج ۵، ص ۱۳۳ و ۱۳۵ و ۱۴۸

3.حياة الحسن عليه السلام، ج ۲، ص ۱۰ به نقل از ارشاد شيخ مفيد، ص ۱۶۷؛ مقاتل الطالبيين، ص ۳۴؛ إثباة الهداة، ج ۵، ص ۱۳۹


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:50  توسط محمد ضیغم تبار  | 

[ اخبار كلّى امامت‏]

اخبار وارده ‏اى كه به طور كلّى، امامت خاندان پاك نهاد پيامبر

را مى ‏رساند. اين اخبار در كتاب هاى حديث و تاريخ، متواتر

است كه گروهى از دانشوران علم الحديث

1.اين عبارت در اصل نامه به زبان فارسى است.


141



 

آنها را دركتابهاى خود مانند المراجعات و عبقات گذرى الانوار


آورده‏ اند.


در نصوص اميرالمؤمنين بر امامت امام حسن مجتبى  عليهما السلام

اين اخبار همچنين، در كتب مربوط به فضائل كه برادران اهل تسنن

ما نوشته‏ اند نيز آمده است؛ همچون: ينابيع المودة، ذخائر العقبى،

الفصول المهمة، نور الابصار، اسعاف الراغبين.

در اين گروه چند حديث ياد مى‏شود:

۱. حديث ثقلين: «إنّي تارك فيكم الثقلين: كتاب اللَّه و عترتي و

أهل بيتي.» اين حديث را دانشوران شيعه و سنّى به تواتر نقل كرده ‏اند.

۲. حديث سفينه: «مثل أهل بيتي كسفينة نوح، من ركبها نجى و من

تخلّف عنها غرق.» اين حديث را نيز دانشوران شيعه و سنّى به تواتر

نقل كرده ‏اند.

۳. حديث: «الخلفاء بعدي اثنا عشر كعدّة نقباء بني إسرائيل.» اين حديث

را نيز دانشوران شيعه و سنّى نقل كرده‏اند. و قندوزى در ينابيع المودة

ص ۴۴۵ تا ۴۴۷ بعد از ذكر اسانيد حديث، تحقيقى ژرف درباره آن آورده است.

۴. حديث: «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق و أهل بيتي أمان لأمّتي

من الاختلاف.» ۱

اين باب، گسترده است. هر كه مى ‏خواهد، بايد به كتابهايى مانند المراجعات

علّامه شرف الدين، عبقات و الغدير رجوع كند.

گروه دوم: اخبارى كه نصّ بر نيابت و امامتِ امامان دوازده‏ گانه را به اجمال مى‏رساند

اين‏گونه اخبار در منابعى مانند اثباة الهداة ج ۲، ص ۲۴۴ تا ۵۶۶، الكافى ج ۱،

ص ۵۲۵ تا ۵۳۵ و ينابيع المودة ص ۴۴۰ به نقل از منابع معتبر آمده است.

گروه سوم: اخبارى كه نام دوازده امام را به صراحت ياد مى‏كند

در مورد اين اخبار، به منابع پيش گفته رجوع شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 22:45  توسط محمد ضیغم تبار  |