بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ


مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا ﴿125﴾


و دين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم


خدا كرده و نيكوكار است و از آيين ابراهيم حق‏گرا پيروى نموده


است و خدا ابراهيم را دوست گرفت (125)


تفسیر نور


در دو آيه ‏ى قبل، اصل را بر «عمل» دانست، نه انتساب


به اسلام يا مسيحيّت. اين آيه براى جلوگيرى از اين است


كه پنداشته نشود همه‏ ى اديان وعقايد يكسانند.


مخفى نماند كه تسليم خدا بودن از رضا به قضاى او بالاتر


است. چون در رضا، انسانِ راضى خود را كسى مى ‏داند


ولى در تسليم، انسان براى خود ارزشى در برابر خدا قائل نيست. <384>


«حَنيف» يعنى كسى كه از راه انحرافى به حقّ گرويده است، بر


عكس «جنيف» كه كسى را گويند كه از حقّ به باطل گرويده است.


«خَليل» يا از ريشه ‏ى «خُلَّت» به معناى دوستى است، يا از «خَلَّت»


به معناى نياز است، ولى معناى اوّل مناسب ‏تر است.


طبق روايات، مقام خليل اللّهى ابراهيم، به خاطر سجده‏ هاى بسيار،


اطعام مساكين، نماز شب، رد نكردن سائل و مهمان نوازى او بوده است. <385>


پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله تابع آيين ابراهيم است.


«اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفاً» <386>


ابراهيم، «خليل اللّه» است و محمّد، «حبيب اللّه». <387>


كسانى كه وجهه‏ ى خود را الهى كنند، برنده‏اند. چون


«كل شى‏ءهالك الا وجهه» <388> جز وجه الهى، همه چيز فانى است.


1- برترين آيين، پيروى از دين ابراهيم است. «و من احسن ديناً»


2- تسليم در برابر خداوند واحسان به مردم از اصول اديان الهى


است. «اَسلم... و هو محسن»


3- مكتب، بر پايه‏ى ايمان و عمل، هر دو استوار است و هر كدام


بدون ديگرى ناقص است. «اسلم...و هو محسن»


4- بهترين الگوهاى مردم كسانى هستند كه خداوند آنان را براى خود


برگزيده است. «و اتّبع ملّة ابراهيم حنيفاً و اتّخذ اللَّه ابراهيم خليلاً»


5 - هر كس از باطل روى گرداند خود را آماده مقام خليل اللّهى


مى ‏كند. «حنيفاً و اتّخذ اللَّه ابراهيم خليلاً»


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ساعت 23:4  توسط محمد ضیغم تبار  |