بسم الله الرحمن الرحيم
القاب دلپسند، آزادی، حقوق بشر! معنای آزادی چیست؟ اصلاً معنای آزادی چیست؟
خدا رحمت کند در همین بندر عباس بودم آقای فلسفی آمده بود، اول انقلاب. یک بحثی در همین شهر داشت که آزادی یعنی چه؟ ایشان میگفت: یک کفتر پرانی پشت بام رفت کفترهایش را هوا کند. همسایه گفت: بابا اینجا خانهی ما است. تو پشت بام میروی، زن و بچهی من پیدا هستند. یا الله بگو. گفت: آقا مگر آزادی نیست؟ چهاردیواری آزادی است. خانهی خودمان است! ایشان هم یک سطل برداشت با یک چوب رفت پشت بام خانهشان، هروقت کفترها مینشستند، میزد این کفترها میپریدند. میگفت: آقا چرا چنین میکنید، کفترهای مرا پرواز میدهید؟ گفت: بابا! سطل خودم، چوب خودم، خانهی خودم، پشت بام خودم! آزادی است!
معنای آزادی چیست؟ آزادی به معنی مزاحمت دیگران است. سلب امنیّت از دیگران است. آزادی یعنی آدم هرچه دلش می خواهد بنویسد. هرچه دلش میخواهد، بگوید. آبروی همدیگر را بریزد. معنای آزادی این است؟ حساب و کتاب دارد. اگر من عمامهام را جلوی سرم گذاشتم، مثلاً عمامهام را برداشتم و اینجا گذاشتم. دادگاه روحانیّت مرا میگیرد. از تلویزیون هم مرا بیرون میکنند. با اینکه کار حلالی هم کردم، میخواهم عمامهام را دو سانت جلو بکشم. خوب غلط کردی! مگر آدم میتواند هرطور عمل کند؟ تشنّجهایی در جامعه پیدا میشود، اضطرابها، استرسها، تصادفها…
کجای دنیا اجازه میدهند خلبان در حال مستی خلبانی کند؟ پشت هواپیمایش بنشیند؟ بگوید: خوب آزادی است. آزادی است پس جان مردم چه؟ در حال مستی میخواهی خلبانی کنی؟اینطور نیست که کسی با لباس شنا بیاید سر کلاس فیزیک بنشیند. استاد فیزیک دارد فیزیک میگوید، یک کسی با لباس شنا بیاید و بخوابد. بگوید: آزادی است. آزادی یک دری
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ساعت 13:38  توسط محمد ضیغم تبار
|