بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

سوره 6: الأنعام

وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿18﴾

و اوست كه بر بندگان خويش چيره است و اوست‏حكيم آگاه (18)

 

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ

 وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ

 أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ

وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿19﴾

 

بگو گواهى چه كسى از همه برتر است بگو خدا ميان من و

 شما گواه است و اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله

 آن شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد هشدار دهم

آيا واقعا شما گواهى مى‏دهيد كه در جنب خدا خدايان ديگرى

 است بگو من گواهى نمى‏دهم بگو او تنها معبودى يگانه است

و بى‏ترديد من از آنچه شريك [او] قرار مى‏دهيد بيزارم (19)

 

تفسیر نور


مشركان مكّه، از پيامبر اسلام براى رسالتش شاهد مى‏طلبيدند

و نبوّت آن حضرت را نمى‏پذيرفتند و مى‏گفتند: حتّى يهود و نصارا

تو را پيامبر نمى‏دانند. اين آيه در زمان غربت اسلام، خبر از آينده‏ اى

روشن و رسالت جهانى اسلام مى‏دهد.


حضرت على عليه السلام در تفسير عبارت «انّما هو اله واحد»

 فرمودند: اگر خدايان ديگرى بودند، آنها هم پيامبرانى مى‏فرستادند. <268>


عدّه‏اى را به عنوان اسير نزد پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله آوردند،

حضرت از آنان پرسيد: آيا تاكنون دعوت به اسلام شده‏ايد؟ گفتند:

 نه، حضرت فرمود: همه را به محل اَمن برسانند و آزادشان كنند،

 زيرا كسى كه هنوز نداى اسلام را نشنيده است نبايد اسير نمود،

 سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «لانذركم به و من بلغ» <269>


امام صادق عليه السلام فرمودند: انذار هميشگى بايد همراه با

منذر هميشگى باشد. پس امامت و رهبرى الهى نيز تا ابد بايد

 همراه قرآن باشد. <270>


معمولاً در انسان‏ها انگيزه‏ى دفع ضرر، قوى‏تر از جلب منفعت است.

لذا قرآن، به مسأله‏ى انذار تأكيد كرده است. «لانذركم» در آيات ديگر

 نيز مى‏خوانيم: «ان أنت الاّ نذير» <271> ، «انّما أنا نذير مبين» <272>


در احاديث متعدّدى «مَن بَلَغ» به ائمّه معصومين‏عليهم السلام تفسير

شده است. <273>


امام صادق‏عليه السلام نيز درباره «مَن بَلغ» فرمودند: مقصود كسى است

 كه وظيفه امامت به او رسيده است و او همانند پيامبر، مردم را با قرآن انذار

 مى‏كند. <274>


1- براى حقّانيت پيامبر اسلام، گواه بودن خداوند كافى است.

«قل اللَّه شهيد»


2- طرح و بيان حقايق به شكل سؤال و جواب از شيوه‏هاى تبليغى قرآن است.

«قل اىّ شى‏ء...قل اللَّه»


3- غفلت و سهو و فراموشى و محدوديّت، هم قدرت خبرگيرى انسان را كم

مى‏كند، هم قدرت گواه بودن او را، و چون خدا از اين عوارض دور است، پس

بزرگ‏ترين شاهدها خداوند است. «أكبر شهادة قل اللَّه»


4- قرآن، بزرگ‏ترين گواه بر رسالت پيامبر است.

«اللَّه شهيد بينى و... هذا القرآن»


5 - براى مردم غافل، سخن گفتن از زاويه‏ى انذار مؤثّرتر است.

«لانذركم»


6- رسالت حضرت محمد صلى الله عليه وآله جهانى و جاودانى

 و براى همه‏ى مردم در همه‏ى عصرها و نسل‏هاست.

 «لانذركم به و مَن بلغ»


7- تا قانون به مردم ابلاغ نشود، توبيخ و مسئوليّتى در كار نيست.

 «و من بلغ» و به اصطلاح علم اصول، عِقاب بدون بيان، قبيح است.


8 - از جمله شرايط لازم براى رهبر آسمانى: ايمان به مكتب:

 «اوحى الى هذا القرآن»، اميد به آينده «و مَن بَلَغ»، صلابت

 «قل لا أشهد» و برائت از شرك است. «انّنى برى‏ء ممّا تشركون»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:57  توسط محمد ضیغم تبار  |