بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

سوره 6: الأنعام

 

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ ﴿9﴾

 

و اگر او را فرشته‏اى قرار مى‏داديم حتما وى را [به صورت]

 

مردى در مى‏آورديم و امر را همچنان بر آنان مشتبه مى‏ساختيم (9)

 

 تفسیر نور


نزول فرشته ‏ى مورد تقاضاى كفّار، اگر به صورت انسان باشد كه مانند

 

همان پيامبر خواهد بود و اگر به صورت واقعى‏اش جلوه كند، طاقت

 

ديدن آن را ندارند و با مشاهده‏ ى آن، جان خواهند داد. <245>

 


روحيّه‏ ى شيطانى تكبّر، اجازه نمى‏دهد انسان از بشرى همانند خود

 

 پيروى كند. گاهى مى‏گويد: چرا انبيا مثل ما غذا مى‏خورند و در

 

 بازارها راه مى‏روند و همچون ما لباس مى‏پوشند؟ «و قالوا ما

 

 لهذا الرّسول يأكل الطعام و يمشى فى الاسواق» <246> گاهى

 

 به يكديگر مى‏گفتند: اگر از پيامبرى مثل خودتان اطاعت كنيد، زيان

 

كرده‏ايد. «ولئن أطعتم بشراً مثلكم انّكم اذاً لخاسرون» <247>


1- كفّار بهانه‏گير، انسان را شايسته مقام رسالت نمى‏دانستند و

 

تقاضاى ديدن فرشته را داشتند. «لولا انزل عليه ملك»


2- سنّت الهى چنين است كه اگر معجزه‏اى به درخواست مردم انجام

 

 شود و انكار كنند، هلاكت قطعى سراغشان خواهد آمد.

 

<248> «لقضى الامر»


(شيوه دعوت‏هاى الهى، براساس آزادى، تفكّر، انتخاب ومهلت داشتن

 

است. تقاضاى راه ديگرى مانند نزول فرشته يا غذاى آسمانى، فرصت

 

و مهلت را مى‏گيرد ودر اين صورت تنها راه، پذيرش دعوت است وگرنه هلاكت.)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 22:20  توسط محمد ضیغم تبار  |