بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 5: المائدة

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا


مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا


وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿104﴾


و چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى 


پيامبر[ش] بياييد مى ‏گويند آنچه پدران خود را بر آن يافته‏ ايم ما را


بس است آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى ‏دانسته و هدايت نيافته 


بودند (104)



تفسیر نور


شايد آيه مربوط به خرافه‏ هايى باشد كه در آيه‏ ى قبل آمده بود كه هرگاه 


به آنان گفته شود دست از اين خرافات برداريد مى ‏گويند: «وجدنا عليه اباءنا»


1- قرآن، مردم را به پيروى از دستوراتِ خدا و رسول فرامى ‏خواند.


«تعالوا الى...» 


2- پذيرفتن دعوت اسلام، سبب تعالى و رشد است. (كلمه «تَعالَوا» به معناى


حركت به سمت عُلوّ و رشد است)


3- اصل، فرهنگ الهى است، نه فرهنگ پيشينيان. «ما أنزل اللّه» 


4- قرآن به تنهايى كافى نيست، سنّت وسيره و حكومت رسول ‏اللّه هم ملاك


عمل است. «تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرسول»


5 - اهل خرافات و افراد مرتجع و واپسگرا، حاضر به شنيدن حقّ


نيستند. «قالوا حسبنا»

6- نه سنّت‏گرايى اصل است و نه نوگرايى، اصل، علم و هدايت است.


«لايعلمون، لايهتدون»


7- وجدان خود را حاكم كنيم. «أولو كان آباؤهم...» 


8 - ادب و احترام به گذشتگان آرى، پيروى از افكار جاهلانه‏ ى آنان


و وفادارى نابجا خير. «او لو كان آباؤهم لا يعلمون»


9- تقليد كوركورانه، نشانه‏ ى بى ‏عقلى است. «لايعقلون» 


در آيه ‏ى قبل، و تعصب روى نياكان در اين آيه.


10- تقليد جاهل از جاهل بى ‏معناست. 


«وجد نا عليه آباءنا... آباؤهم لايعلمون»


11- جاهل هدايت ‏پذير، بى ‏خطر است. خطر آنجاست


كه جاهلان، هدايت پذير نباشند. «لايعلمون، لايهتدون»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:36  توسط محمد ضیغم تبار  |