|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 5: المائدة يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ اى كسانى كه ايمان آورده ايد از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مى كند مپرسيد و اگر هنگامى كه قرآن نازل مى شود در باره آنها سؤال كنيد براى شما روشن مى شود خدا از آن [پرسشهاى بيجا] گذشت و خداوند آمرزنده بردبار
است شان نزول آیه پيامبر (صلي الله عليه و آله) خطبه اى خواند و دستور خدا را درباره حج بيان كرد. شخصى به نام عكاشه و به روايتى سراقه، گفت: آيا اين دستور براى هر سال است، و همه سال بايد حج بجا بياوريم؟ پيامبر (صلي الله عليه و آله) به سؤال او پاسخ نگفت، ولى او لجاجت كرد و دو باره و سه باره سؤال خود را تكرار نمود. پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: واى بر تو چرا اين همه اصرار مىكنى، اگر در جواب تو بگويم بلى، حج در همه سال بر همه شما واجب مىشود و اگر در همه سال واجب باشد توانايى انجام آن را نخواهيد داشت و اگر با آن مخالفت كنيد گناهكار خواهيد بود، بنابراين مادام كه چيزى به شما نگفته ام روى آن اصرار نورزيد، زيرا از امورى كه باعث هلاكت بعضى اقوام گذشته شد، اين بود كه لجاجت و پر حرفى مىكردند و از پيامبرشان زياد سؤال مى نمودند. بنابراين هنگامى كه به شما دستورى مى دهم، به اندازه توانايى خود آن را انجام دهيد و هنگامى كه شما را از چيزى نهى مى كنم، خوددارى كنيد. آيات فوق نازل شد و آنها را از اين كار باز داشت. اشتباه نشود منظور از اين شان نزول اين نيست كه راه سؤال و پرسش و فراگيرى مطالب را بروى مردم ببندد، زيرا قرآن در آيات خود صريحا دستور مى دهد كه مردم آنچه را نمىدانند از اهل اطلاع بپرسند: "فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ"، بلكه منظور سؤالهاى نابجا و بهانه گيريها و لجاجت هايى است كه غالبا سبب مشوب شدن اذهان مردم، و موجب مزاحمت گوينده و پراكندگى رشته سخن و برنامه او مى گردد.
تفسیر نور مى گفت. كسى پرسيد: آيا حج، همه ساله واجب است يا در تمام عمر تنها يكبار؟ پيامبر پاسخ نداد. او چند بار پرسيد، رسول خدا فرمود: اين همه اصرار براى چيست؟ اگر بگويم هر سال، كار بر شما سخت مى شود، <199> تا موضوعى را مطرح نكرده ام، شما هم نپرسيد، يكى از عوامل هلاكت امّتهاى گذشته سؤالهاى نابجاى آنان بود. <200> گرچه آنچه را نمى دانيم، بايد از اهلش بپرسيم، «فاسئلوا اهل الذّكر ان كنتم لاتعلمون» <201> ، امّا برخى سؤالهاست كه اگر جوابش روشن شود، به زيان فرد يا جامعه است، مثل سؤال از عيوب ديگران، يا اسرار نظامى. نمونه ها و مصاديق عموم بگذارند. نظير مسائل اقتصادى مانند كمبود گندم ويا... * صداقت خوب است، ولى صراحت، همه جا مفيد نيست. * اخبار و اطّلاعات، بايد رده بندى و طبقه بندى شود. (جابرِ جُعفى، هزاران حديث از امام باقرعليه السلام مى دانست كه حقّ گفتن آن را براى همه مردم نداشت. <202> ) * برخى از اخبار، نبايد از رسانه ها و جرايد، پخش شود، چون به زيان مردم است (گاهى سكوت و بيان نكردن، عاقلانه لازم است) «ان تبدلكم تسؤكم» * معلّمان و گويندگان بايد در سخن، ظرفيّت شنوندگان را حساب كنند * در برخى موارد، بايد به شيوه ى تقيّه، عقايد را كتمان كرد و برخى سؤالها را جواب نداد. «ان تبدلكم تسؤكم» * انسان حقّ ندارد اسرار مردم و اسرار نظامى را فاش سازد. 1- دانستن هر چيزى، نه لازم است، نه مفيد، بلكه بايد سراغ دانش هاى مفيد رفت. «لاتسألوا» (حسّ كنجكاوى بايد تعديل شود ونبايد در پى اطلاعاتى رفت كه سبب ايجاد كدورت، مشكلات واختلال نظام جامعه مى شود.) 2- مكلّف نساختن مردم به پاره اى از احكام، پرتوى از عفو و گذشت الهى است. «لاتسألوا... عفى اللَّه عنها» 3- خداوند به بندگان مهلت توبه مى دهد. «غفور حليم» سبب كفر آنها مى شود. «قد سألها قوم من قبلكم ثمّ اصبحوا بها كافرين»
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:11  توسط محمد ضیغم تبار
|
|