بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ


عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا ﴿164﴾


و پيامبرانى [را فرستاديم] كه در حقيقت [ماجراى] آنان را قبلا


بر تو حكايت نموديم و پيامبرانى [را نيز برانگيخته‏ايم] كه


[سرگذشت] ايشان را بر تو بازگو نكرده‏ايم و خدا با موسى آشكارا


سخن گفت (164)

تفسیر نور


در ميان سوره ‏هاى قرآن، سوره ‏هاى هود و شُعرا، در بيان قصص انبيا،


جامعيّت بيشترى دارند.


همه‏ ى پيامبران طرف سخن خدايند، ولى در اين ميان تنها حضرت موسى


‏عليه السلام «كليم اللّه» شده است. شايد براى آنكه حضرت موسى در


مبارزه با فرعون و تحمّل لجاجت و سرسختى بنى ‏اسرائيل، لازم بود بيشتر


و پى درپى با خداوند مرتبط باشد و پيام بگيرد، از اين رو كليم اللّه شد.


1- آشنايى با تاريخ انبيا، چنان مفيد و درس آموز است كه خداوند هم به آن


پرداخته است. «رسلاً قد قصصناهم عليك»


2- تعداد انبياء بيش از آن است كه در قرآن آمده است.


«و رسلاً لم نقصصهم»


3- نه عمر انسان براى شنيدن همه‏ ى تاريخ كافى است و نه نيازى به شنيدن


همه‏ ى تاريخ است. بايد به مقدار عبرت شنيد. «رسلاً لم نقصصهم»


4- گاهى نقل يك حادثه، بارها در قرآن تكرار مى ‏شود و از برخى حوادث،


اصلاً ذكرى به ميان نمى ‏آيد، اين نشان مى ‏دهد كه قرآن، كتاب هدايت و


تربيت است، نه داستان سرايى. «لم نقصصهم»




+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ساعت 15:15  توسط محمد ضیغم تبار  |