بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ


وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَ 


الأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا


دَاوُودَ زَبُورًا ﴿163﴾


ما همچنانكه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كرديم به تو [نيز]


وحى كرديم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط 


و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان [نيز] وحى نموديم و 


به داوود زبور بخشيديم (163)


تفسیر نور


در تمام قرآن نام 25 نفر از پيامبران آمده است. نام يازده تن از آنان در


اين آيه ذكر شده و نام بقيه آنان عبارت است از:


آدم، ادريس، هود، صالح، لوط، يوسف، شعيب، ذى‏الكفل، موسى، الياس،


يسع، زكريا، يحيى و عُزير.


در حديث آمده است: آنچه بر انبياى پيشين وحى شده بود، بر پيامبر اسلام


وحى شده است. <429>


«اَسباط» جمع «سِبط» به معناى نوه، عنوان فرزندانى از يعقوب است كه


به پيامبرى رسيدند.

«زَبور» در لغت به معناى كتاب است، ولى در اصطلاح به كتاب حضرت داود


گفته مى ‏شود. «مزامير داود» از كتب عهد قديم (تورات) است و 150 فصل


دارد كه هر كدام يك «مزمور» است.


1- وحى و نبوّت، يك جريان و سنّت خلل ناپذير در تاريخ انسان است.


«اوحينا الى نوح و...»

2- بيان نمونه‏ هاى تاريخى از يك موضوع (مثل وحى بر پيامبران پيشين،)


از شيوه هاى اثبات مدعاست و آگاهى از آنها زمينه ‏ى پذيرش.


«اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح...»


3- هدف، شيوه و كلّيات محتواى اديان الهى، يكى است. زيرا


سرچشمه‏ ى همه آنها خداوند است. «انا اوحينا...»


4- با آنكه در تاريخ، بارها وحى الهى نازل شده است، چرا اهل كتاب،


نبوّت پيامبر را نمى ‏پذيرند و ميان او و ديگر انبيا فرق گذاشته، توقّعات


اضافى دارند؟ «اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح...»


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ساعت 15:4  توسط محمد ضیغم تبار  |