بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ


وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ


طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ


وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم


مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى


أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿102﴾


و هر گاه در ميان ايشان بودى و برايشان نماز برپا داشتى پس بايد گروهى


از آنان با تو [به نماز] ايستند و بايد جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند و چون به سجده


رفتند [و نماز را تمام كردند] بايد پشت‏سر شما قرار گيرند و گروه ديگرى كه نماز


نكرده ‏اند بايد بيايند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتياط را فرو نگذارند و


جنگ‏ افزارهاى خود را برگيرند [زيرا] كافران آرزو مى‏كنند كه شما از جنگ‏ افزارها


و ساز و برگ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش برند و اگر از باران در زحمتيد


يا بيماريد گناهى بر شما نيست كه جنگ افزارهاى خود را بر زمين نهيد ولى مواظب


خود باشيد بى گمان خدا براى كافران عذاب خفت‏آورى آماده كرده است (102)



تفسیر نور


در سال ششم هجرى، پيامبر با گروهى به سوى مكّه عزيمت كردند. 


در منطقه‏ ى حديبيّه، با خالدبن وليد و دويست نفر همراه او مواجه شدند 


كه براى جلوگيرى از ورود آن حضرت، سنگر گرفته بودند. پس از اذانِ بلال و


برپايى نماز جماعت، خالدبن ‏وليد فرصت ‏را مناسب ديد كه هنگام نماز عصر يكباره


حمله كند. آيه نازل شد و از توطئه خبرداد. خالد پس از ديدن اين معجزه‏ ى وحى،


مسلمان شد. <358>


در اين نماز، گروه اوّل پس از پايان ركعت اوّل، برخاسته بقيه نماز را خود تمام مى ‏كنند


و امام جماعت صبر مى ‏كند تا گروه ديگر به ركعت دوّم برسند و با سلاح، به نماز جماعت


بپيوندند.


1- نماز، حتّى در صحنه‏ ى جنگ تعطيل نمى ‏شود و رزمنده، بى ‏نماز نيست.


«اقمت لهم الصلوة....و ليأخذوا اسلحتهم»


2- در اهميّت نماز جماعت همين بس كه در جبهه ى جنگ با دشمن، حتّى


با يك ركعت هم برپا مى‏شود. «و لتأت طائفة اُخرى لم يُصلّوا فليُصلّوا»


3- در هنگام پيش آمدن دو وظيفه (جهاد و نماز)، نبايد يكى فداى ديگرى شود.


«فلتقم... وليأخذوا»


4- در همه حال، هشيارى لازم است، حتّى نماز نبايد مسلمانان را از خطر دشمن


غافل كند. «و ليأخذوا اسلحتهم»


5 - رهبر، محور وحدت و عبادت است.


«كنت فيهم ... اقمت لهم الصلوة»

6- تقسيم كار، تعاون و شريك كردن ديگران در كارهاى خير، حتّى در حسّاس‏ترين


موارد، از عوامل الفت جامعه است. در اين آيه، دو ركعت نماز جماعت ميان دو گروه


تقسيم شده، تا تبعيضى پيش نيايد و همه در خير شريك باشند. «و لتأت طائفة اُخرى...»


7- فرمان‏هاى الهى به تناسب شرايط، متفاوت است. 


(اين آيه مربوط به نماز خوف در برابر دشمن است.) «فلتقم طائفة منهم»


8 - نماز جماعت در جبهه، نشان عشق به هدف و خدا و رهبر و پايبندى به


ارزشهاست. «اذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة»


9- در جبهه بايد جابه جايى نيروها در فاصله‏ى يك ركعت نماز، امكان پذير بوده باشد.


«و لتأت طائفة اُخرى لم يُصلّوا فليُصلّوا»


10- هر چه مدّت نماز در جبهه بيشتر شود، فرصت دشمن براى حمله افزايش مى ‏يابد.


پس بايد حفاظت بيشترى داشت. در ركعت اوّل، داشتن اسلحه كافى است ولى در ركعت


دوّم، هم اسلحه و هم ابزار دفاع. «وليأخذوا اسلحتهم... وليأخذوا حذرهم و اسلحتهم»


11- خداوند، پيامبرش را از توطئه‏ها و نقشه‏هاى پنهانى دشمن آگاه مى ‏كند.


(با توجّه به شأن نزول كه وليد قصد كرد تا هنگام نماز جماعت حمله كند و با اين


آيه طرح او لغو شد.)


12- حركت با اخلاص شما، سبب امدادهاى الهى در وقت خود است.


(نزول اين آيه و فرمان نماز خوف، يك امداد الهى در مقابل آن توطئه بود.)


13- در جبهه، مراسم عبادى نبايد طولانى شود و كارهاى مانع هوشيارى،


ممنوع است. «ودّ الذين كفروا لو تغفلون»


14- از آرزوهاى دشمن، آگاه باشيد. «ودّالذين» 


15- عبادت، وسيله‏ ى غفلت از دشمن نشود. «تغفلون» 


16- احتمال غفلت در مسلمانان واقعى ضعيف است.


(كلمه «لو» در جمله «لو تغفلون» نشانه‏ى اين معناست.)


17- با هوشيارى، بايد از امكانات نظامى و اقتصادى حفاظت كرد.


«اسلحتكم و امتعتكم»


18- غفلت امّت اسلامى، شبيخون كفّار را در پى خواهد داشت.


«ميلة واحدة»


19- هر سخن و برنامه و حركتى كه مسلمانان را غافل كند، گامى است


در جهت اهداف و خواسته ‏هاى دشمن. «ودّ الذين كفروا لو تغفلون»


20- ملاك و مجوّز معافيّت از جبهه و سربازى، مرض و ضرر است.


«بكم أذىً... او كنتم مرضى‏»


21- بارانى مجوّز زمين گذاشتن اسلحه است كه با ضرر و آزار همراه باشد.


در باران بى ضرر رزمنده سلاح بر زمين نمى‏گذارد. «بكم أذىً من مطرٍ»


22- در هيچ حالى، رزمنده نبايد از وسائل حفاظتى دور باشد. حتّى اگر اسلحه


ندارد، زره بر تن داشته باشد. «خذوا حذركم»


23- تهديد كفّار و اميد و دلگرمى دادن به مؤمنان، از شيوه‏هاى قرآن است.


«أعدّ للكافرين عذاباً مهيناً»


24- در آينده، ذلّت از آنِ كافران است. «للكافرين عذاباً مهيناً»



+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ساعت 0:1  توسط محمد ضیغم تبار  |