حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود: همانا
عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك
معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و
ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم
به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى
نمايند; و اين نوع، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
فرمود: افراد جامعه بنده و
تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إمرار معاش خود،
دين را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند ـ .
پس
اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و موقعيّت، ... ـ
انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5- قالَ(عليه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ.[5]
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
فرمود:
كارها و أمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن
است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت.
7-
قالَ(عليه السلام): عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ
الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.[7]
فرمود:
اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهيد كه
همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفيد و نجات بخش مى
باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
8- قالَ(عليه السلام): لا
تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ
أنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.[8]
فرمود: سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
فرمود:
چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او
را بفهمم، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين علىّ
(عليه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت نمود: كسى
كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
14- قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ(عليه السلام): مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟
قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.[14]
از حضرت سؤال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است؟
در جواب فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانيد كه
همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند: در خود احساس سستى و
كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه
مردم كه او را تصديق و تأييد كنند، سوگند مى خورد.
و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.
و يا در بين مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.
و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گويد ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است.
فرمود:
چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح
و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى
شود.
فرمود: توجّه داشته باشيد كه احتياج و
مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر
نگردانيد; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
فرمود:
اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد
آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو
شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
ضمن جواب سؤال هاى پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم (عليه السلام) و همسرش حوّاء.
و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد.
و گوسفندى كه براى قربانى، به جاى حضرت اسماعيل(عليه السلام) آمد.
و شترى كه خداوند براى پيامبرش، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى (عليه السلام).
و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى (عليه السلام)آفريده شد.
26- قالَ(عليه السلام): إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى.[26]
فرمود: همانا ـ نامه كردار و ـ أعمال اين امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
27-
قالَ(عليه السلام): إجْتَنِبُوا الْغِشْيانَ في اللَّيْلَةِ الَّتى
تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ
كانَ جَوّالَةً.[27]
فرمود: در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر
خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى
منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
28- قالَ(عليه
السلام): الرّكْنُ الْيَماني بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ
يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ ـ الأسْوَد
وَ الْيَماني ـ مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى
دُعاءِالْمُؤْمِنينَ.[28]
فرمود: رُكن يَمانىِ كعبه الهى، دربى از
درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالأسود ملك و فرشته اى است كه
براى استجابت دعاى مؤمنين آمّين مى گويد.
فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور آن
لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار
گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و
كجا رفتند.
و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .
فرمود:
اى فرزند آدم، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه
از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراين لحظات عمرت را
غنيمت شمار كه جبران ناپذير است ـ .
فرمود:
هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو
دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى
گردد.
فرمود: گريان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ
خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت
داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.
36- قالَ(عليه السلام): لا يَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.[36]
فرمود: بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقايق، تبعيّت و پيروى كند.
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر ديگران است.
38-
قالَ(عليه السلام): مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَيْهِ الاْفْضَلَيْنِ مُحَمَّد
وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أيِّ الْجِنانِ
شِئْتَ.[38]
فرمود: هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد (صلى الله عليه
وآله وسلم) ، و علىّ (عليه السلام) را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسان
ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ايشان تبعيّت و اطاعت كند;
در قيامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مى
توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.
فرمود:
شيعيان و پيروان ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ـ آن كسانى
هستند كه أفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و
تهى باشد پاورقى ها: