بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 4: النساء


وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم


مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ


رَفِيقًا ﴿69﴾


و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در زمره كسانى


خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى] با پيامبران


و راستان و شهيدان و شايستگا نند و آنان چه نيكو همدم انند (69)



ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا ﴿70﴾



اين تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست (70)



تفسیر نور


در سوره‏ ى حمد در كنار صراط مستقيم، گروه «انعمت عليهم» آمده بود، و


اين بار دوّم است كه در كنار آيه ‏ى صراط مستقيم، گروه «انعم ‏اللّه عليهم»


مطرح است. گويا غير از انبيا و شهدا و صدّيقان و صالحان، ديگران بيراهه


مى ‏روند و راه مسقيم، منحصراً راه يكى از اين چهار گروه است.


در روايات، بهترين نمونه‏ ى صدّيقان، امامان معصوم ‏عليهم السلام، و صديقه،


فاطمه‏ ى زهراعليها السلام معرّفى شده است. مراد از «شهدا» هم، يا كشتگان


ميدان جهادند، يا گواهان اعمال در قيامت.


همنشينى با انبياء در دنيا براى همه‏ ى پيروان واقعى امكان ندارد، بنابراين مراد


آيه همنشينى در آخرت است.


1- قرار گرفتن در راه انبيا و شهدا و داشتن رفقاى خوب، جز با اطاعت از فرمان


خدا و رسول به دست نمى‏آيد. «و من يطع‏اللّه و الرسول، فاولئك ...»


2- رفيق خوب، انبيا، شهدا، صدّيقان و صالحانند. رفقاى دنيايى را هم


بايد با همين خصلتها گزينش كرد. «حَسُن اولئك رفيقاً»


3- اطاعت از رسول، پرتوى از اطاعت خدا و در طول آن است، پس


با توحيد، منافاتى ندارد. «من يطع اللّه و الرسول»


4- پاداش اطاعت از پيامبر، همجوارى با همه‏ى انبياست. چون همه يك


نورند و يك هدف دارند و اطاعت از يكى، همراه شدن با همه است.


«من يطع اللَّه و الرسول... مع... النّبيين»


5 - آگاه بودن خدا، بهترين عامل تشويق براى انجام وظيفه است.


«باللّه ‏عليماً»


6- مقام نبوّت از مقام صدّيقين و شهدا و صالحين بالاتر است


(چون نام انبيا قبل از آنها برده شده است) «من النّبيين و الصدّيقين...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:54  توسط محمد ضیغم تبار  |