|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 4: النساء
وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگا نند و آنان چه
نيكو همدم انند ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا اين تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست
در سوره ى حمد در كنار صراط مستقيم، گروه «انعمت عليهم» آمده بود، و اين بار دوّم است كه در كنار آيه ى صراط مستقيم، گروه «انعم اللّه عليهم» مطرح است. گويا غير از انبيا و شهدا و صدّيقان و صالحان، ديگران بيراهه مى روند و راه مسقيم، منحصراً راه يكى از اين چهار گروه است.
در روايات، بهترين نمونه ى صدّيقان، امامان معصوم عليهم السلام، و صديقه، فاطمه ى زهراعليها السلام معرّفى شده است. مراد از «شهدا» هم، يا كشتگان ميدان جهادند، يا گواهان اعمال در قيامت. همنشينى با انبياء در دنيا براى همه ى پيروان واقعى امكان ندارد، بنابراين مراد آيه همنشينى در آخرت است. 1- قرار گرفتن در راه انبيا و شهدا و داشتن رفقاى خوب، جز با اطاعت از فرمان خدا و رسول به دست نمىآيد. «و من يطعاللّه و الرسول، فاولئك ...» 2- رفيق خوب، انبيا، شهدا، صدّيقان و صالحانند. رفقاى دنيايى را هم بايد با همين خصلتها گزينش كرد. «حَسُن اولئك رفيقاً» 3- اطاعت از رسول، پرتوى از اطاعت خدا و در طول آن است، پس با توحيد، منافاتى ندارد. «من يطع اللّه و الرسول» 4- پاداش اطاعت از پيامبر، همجوارى با همهى انبياست. چون همه يك نورند و يك هدف دارند و اطاعت از يكى، همراه شدن با همه است. «من يطع اللَّه و الرسول... مع... النّبيين» 5 - آگاه بودن خدا، بهترين عامل تشويق براى انجام وظيفه است. «باللّه عليماً» 6- مقام نبوّت از مقام صدّيقين و شهدا و صالحين بالاتر است (چون نام انبيا قبل از آنها برده شده است) «من النّبيين و الصدّيقين...»
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:54  توسط محمد ضیغم تبار
|
|