|
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوره 3: آل عمران
لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ
الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ البته گمان مبر كسانى كه بدانچه كردهاند شادمانى مىكنند و دوست دارند به آنچه نكردهاند مورد ستايش قرار گيرند قطعا گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب
است [كه] عذابى دردناك خواهند داشت مردم سه دسته اند: 1- گروهى كه كار مى كنند وانتظار پاداش يا تشكّر از مردم ندارند. «لانريد منكم جزاء و لاشكورا» <207> 2- گروهى كه كار مى كنند تا مردم بدانند و ستايش كنند. «رئاء الناس» <208> 3- گروهى كه كار نكرده، انتظار ستايش از مردم دارند. «يحمدوا بمالم يفعلوا...» از مواردى كه غيبت جايز است، در مورد كسى است كه ادّعاى مقام يا تخصّص يا مسئوليّتى را مى كند كه صلاحيّت آن را ندارد. «يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا» براى اينكه اين تمايل نابجا - ستايش بدون عمل - كور شود، در اسلام هرگونه تملّق و چاپلوسى منع شده است. 1- رذايل اخلاقى، همچون عُجب و غرور و انتظار تملّق از مردم، هلاكت قطعى را به دنبال دارد. «يفرحون... يحبّون... فلا تحسبنّهم بمفازة» 2- قرآن، هرگونه تحليل و تفسير نابجا را نسبت به هر كس و هر موردى محكوم مىكند. <209> «لاتحسبنّ... فلا تحسبنّهم» 3- خداوند نه تنها براى رفتار، بلكه براى خواسته هاى خير و شرّ انسان نيز حساب باز مىكند. <210> «يحبّون ان يحمدوا... لهم عذاب اليم» 4- آنچه خطرش بيشتر است، توقّع حمد است، نه توقّع شك ر و مدح. زيرا در حمد، نوعى ستايش آميخته با پرستش نهفته است. «يحبّون ان يحمدوا» 5 - گنهكار ممكن است پشيمان شده، توبه كند و نجات يابد، ولى افراد مغرور، حتى در صدد توبه برنمىآيند، لذا اميدى به نجات آنان نيست. «ولاتحسبنّهم بمفازة من العذاب» 6- كسانى كه در دنيا گرفتار اوهامِ خودپرستى و اسير زندان «منيّت» هستند، در قيامت نيز اسير و گرفتار عذاب الهى اند. «و لهم عذاب اليم»
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 0:28  توسط محمد ضیغم تبار
|
|