|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوره 3: آل عمران
الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ
إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ همانان كه گفتند خدا با ما پيمان بسته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا براى ما قربانيى بياورد كه آتش [آسمانى] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند بگو قطعا پيش از من پيامبرانى بودند كه دلايل آشكار را با آنچه گفتيد براى شما آوردند اگر راست مى گوييد پس چرا آنان را كشتيد تفسیر نور جمعى از بزرگان يهود به حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيدند و گفتند: تو ادعا مى كنى كه خداوند تو را به سوى ما فرستاده و كتا بى هم بر تو نازل كرده است، در حالى كه خداوند در تورات از ما پيمان گرفته است به كسى كه ادعاى نبوت كند، ايمان نياوريم، مگر اين كه براى ما حيوانى را قربانى كند و آتش (صاعقهاى) از آسمان بيايد و آن را بسوزاند. اگر تو نيز چنين كنى ما به تو ايمان خواهيم آورد. آيات 183 و 184 نازل شد و به آنها پاسخ گفت. برخى براى فرار از قبول اسلام، بهانه تراشى نموده و مى گفتند: خداوند از ما تعهّد گرفته تنها به پيامبرى ايمان بياوريم كه حيوانى را قربانى كند و صاعقهى آسمانى آن قربانى را در برابر چشم مردم بسوزاند، تا به پيامبرى او يقين كنيم. اين آيه نازل شد تا پيامبر صلى الله عليه وآله به آن بهانه تراشان لجوج بگويد: اگر شما راست مى گوييد، چرا به پيامبران قبل از من كه علاوه بر انواع معجزات، آنچه را شما درخواست مى كنيد به شما عرضه كردند، ايمان نياورديد؟ امام صادق عليه السلام پس از تلاوت اين آيه فرمود: چميان يهوديانِ بهانه جوى زمان پيامبر اسلام و يهوديانى كه انبيا را مى كشتند، پانصد سال فاصله بوده است، امّا به خاطر رضايت آنان بر قتل نياكان، خداوند نسبت قتل را به آنان نيز داده است. <202> در تورات، كتاب اوّل پادشاهان، باب 18 جمله 3 و 4، ماجرای به شهادت رساندن انبياى بنى اسرائيل آمده است. همچنين در سِفر لاويان، باب 9 جمله ى دوّم، موضوع قربانى قوچ آمده است. 1- فرار از پذيرش حقّ را با عناوين مذهبى توجيه نكنيد. «انّا للّهعهدالينااَلاّ نؤمن» 2- يهود، موسى را آخرين پيامبر نمىدانستند، بلكه مىگفتند: عهد خدا با ما آن بوده است كه پيامبر بعدى، چنين وچنان باشد . «عهد الينا... يأتينا بقربان» 3- انسانى كه روحيه ى استكبارى پيدا كرد، هم به خدا تهمت مى زند؛ «انّ اللّه عهد الينا» و هم تسليم هيچ پيامبرى نمى شود؛ «ألاّ نؤمن لرسول» و هم توقّع دارد كه معجزه ها، مطابق تمايلات و خواست هاى او باشد. «حتى يأتينا بقربان» 4- قربانى حيوان، تاريخى بس طولانى دارد. «...بقربان» 5 - سوابق هر گروه وملّتى، بهترين گواه بر صدق يا كذب ادّعاى آنهاست. «جاءكم... بالبيّنات و بالّذى قلتم» 6- بهانه تراشى مخالفان، در طول تاريخ شبيه هم است. «و بالّذى قلتم» 7- استدلال و احتجاج پيامبر با يهود، به تعليم خداوند بود. «قل قد جائكم» 8 - گاهى براى اثبات يا حقّانيت يك امر يا مصلحت مهمتر بايد اموالى فدا شود. آرى، اگر مالى آتش گرفت ولى چشمى بيدار و يا دلى روشن شد، اسراف نخواهد بود. «قد جائكم رسلى... بالّذى قلتم...» 9- رضايت بر گناهِ نياكان، سبب شريك شدن در جرم آنان است. «فلم قتلتموهم»
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:38  توسط محمد ضیغم تبار
|
|