|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 3: آل عمران وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ
و محمد جز فرستاده اى كه پيش از او [هم] پيامبرانى [آمده و] گذ شتند نيست آيا اگر او بميرد يا كشته شود از عقيده خود بر مى گرديد و هر كس از عقيده خود بازگردد هرگز هيچ زيانى به خدا نمى رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش
مى دهد اين آيه نيز ناظر به يكى ديگر از حوادث جنگ احد است و آن اينكه:در همان حال كه آتش جنگ ميان مسلمانان و بت پرستان به شدت شعله ور بود ناگهان صدايى بلند شد و كسى گفت: محمد را كشتم... محمد را كشتم... اين درست همان دم بود كه مردى به نام "عمرو بن قميئه حارثى" سنگ به سوى پيامبر پرتاب كرد، پيشانى و دندان آن حضرت شكست و لب پائين وى شكافت و خون صورت وى را پوشانيد. در اين موقع دشمن مى خواست پيامبر را به قتل برساند كه مصعب بن عمير يكى از پرچمداران ارتش اسلام جلو حملات آنها را گرفت، ولى خودش در اين ميان كشته شد، و چون او شباهت زيادى به پيامبر داشت، دشمن چنين پنداشت كه پيغمبر در خاك و خون غلطيده است و لذا اين خبر را با صداى بلند به همه لشگرگاه رسانيد. انتشار اين خبر به همان اندازه كه در روحيه بت پرستان اثر مثبت داشت، در ميان مسلمانان تزلزل عجيبى ايجاد كرد؛ جمعى كه اكثريت را تشكيل مى دادند به دست و پا افتاده و از ميدان جنگ به سرعت خارج مى شدند، حتى بعضى در اين فكر بودند كه با كشته شدن پيامبر از آئين اسلام برگردند و از سران بت پرستان امان بخواهند. اما در مقابل آنها اقليتى فداكار و پايدار همچون على (عليه السلام) و ابودجانه و طلحة و بعضى ديگر بودند كه بقيه را به استقامت دعوت مى كردند. از جمله" انس بن نضر" به ميان آنها آمد و گفت: اى مردم اگر محمد (صلي الله عليه و آله) كشته شد، خداى محمد كشته نشده، برويد و پيكار كنيد و در راه همان هدفى كه پيامبر كشته شد، شربت شهادت بنوشيد. پس از ايراد اين سخنان خودش به دشمن حمله نمود تا كشته شد. به زودى روشن گرديد كه پيامبر زنده است و اين خبر اشتباه يا دروغ بوده است.
آيه 144 در اين مورد نازل گرديد و دسته اول را سخت نكوهش كرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:28  توسط محمد ضیغم تبار
|
|