|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 2: البقرة وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و از هر كجا بيرون آمدى [به هنگام نماز] روى خود را به سمت مسجدالحرام بگردان و هر كجا بوديد روي هاى خود را به سوى آن بگردانيد تا براى مردم غير از ستمگرانشان بر شما حجتى نباشد پس از آنان نترسيد و از من بترسيد تا نعمت خود را بر شما كامل گردانم و باشد كه هدايت شويد
تفسیر نور علاوه بر آنكه در هر يك از آيات در كنار اين موضوع، مطلب جديدى را نيز يادآور مىشود. مثلاً در اين آيه، خداوند بعد از دستور روى نمودن به سوى مسجدالحرام، مىفرمايد: اين بدين خاطر است كه مردمان، بهانهاى بر عليه پيامبر صلى الله عليه وآله و مسلمانان نداشته باشند. چون اهل كتاب مىدانستند كه پيامبر اسلام به سوى دو قبله نماز مىخواند و اگر اين امر محقّق نمىشد، آنها ايراد مىگرفتند كه پيامبر شما فاقد اوصاف ذكر شده در كتابهاى آسمانى پيشين است. و يا اينكه زخم زبان زده و مسلمانان را تحقير مىكردند كه شما دنباله رو يهود هستيد و قبلهى مستقلى نداريد. البتّه اين ايراد تنها از سوى يهود نبود، بلكه مشركان نيز مىگفتند: اگر محمّد صلى الله عليه وآله به آئين ابراهيم توجّه دارد، پس چرا به خانه اى كه ابراهيم ساخته است، توجّه ندارد؟ البتّه منافقان آرام نگرفته و با تغيير قبله، خرده گيرىهاى خود را شروع كرده و مى گفتند: پيامبر، ثبات رأى ندارد. در هر حال خداوند با تأكيد و تكرار، مسلمانان را براى پذيرش موضوع و ثبات قدم آماده مىسازد و يادآور مىشود، آنان كه دنبال حجت و دليل باشند، بر شما خرده نخواهند گرفت، ولى افراد ظالم كه حقيقت را كتمان مى كنند، از بهانهجويى دست بر نخواهند داشت و شما نبايد به آنان اعتنا كنيد، و از آنان نترسيد و فقط از خداوند بترسيد. قبله، نشانه و مظهر توحيد است. قبله، آرم و نشانهى مسلمانان است. در نهج البلاغه از كعبه به عنوان عَلَم يعنى پرچم ونشانه ى آشكار اسلام ياد شده است. بتپرستان و ستاره پرستان هنگام نيايش، به سوى بت و يا ستاره و ماه توجّه مىكردند، امّا اسلام توجّه به خانه خدا را به جاى آن قرار داد و روى كردن به سوى قبله را نشانهى توجّه به خدا شمرده است. در روايات مىخوانيم: پيامبر صلى الله عليه وآله معمولاً روبه قبله مى نشستند و سفارش كردهاند؛ بسوى قبله بخوابيد و بنشينيد و حتّى رو به قبله نشستن، عبادت شمرده شده است. قبله، جايگاه واحترام خاصّى دارد ودر بعضى اعمال، توجّه به آن واجب است. براى مثال: نمازهاى واجب بايد روبه قبله خوانده شود. ذبح حيوان ودفن ميّت، بايد به سوى قبله باشد. در مستراح رو به قبله يا پشت به قبله نشستن حرام است. علاوه بر آنچه ذكر شد، قبله عامل وحدت مسلمانان است. اگر از فراز كره ى زمين بر مسلمانان نظر كنيم، مى بينيم آنان هر روز پنج بار با نظم و ترتيب خاصّ، به سوى قبله توجّه مى كنند. كعبه، قرارگاه وآمادگاه حركتها وانقلابهاى الهى بوده است. از حضرت ابراهيم وحضرت محمّد گرفته تا امام حسين عليهم السلام و در آينده حضرت مهدى عليه السلام، همگى از كنار كعبه حركت خود را شروع كرده و مى كنند. در عظمت كعبه همين بس كه مسلمانان به اهل قبله معروفند. خداوند متعال در ماجراى تغيير قبله مىفرمايد: تغيير قبله براى اين است كه در آينده نعمت خود را بر شما تمام كنم. يعنى استقلال شما و توجّه به كعبه، زمينه ى اتمام نعمت در آينده است. «لأتمّ نعمتى» اين ماجرا در سال دوّم هجرى در مدينه واقع شده است. در سال هشتم هجرى نيز خداوند به مناسبت فتح مكّه مىفرمايد: «ويتمّ نعمته عليك» <445> يعنى: اين پيروزى براى اين است كه خداوند در آينده نعمت خود را بر شما تمام كند. چنانكه ملاحظه مى كنيد در هر دو آيه «اتمام نعمت» به صيغه فعل مضارع بيان شده است كه نشانه ى حدوث آن در آينده است، ولى در آيه 3 سوره ى مائده كه به هنگام بازگشت از حجةالوداع در سال دهم هجرى و بعد از معرفى رهبرى معصوم در غدير خم نازل مى شود، اينگونه مىفرمايد: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى» امروز نعمت خود را بر شما تمام كردم. قابل توجّه و دقّت است كه خداوند، روى كردن مردم به قبله را قدم نخستين براى اتمام نعمت و فتح مكّه را قدم ديگر و تعيين و معرفى رهبر را آخرين قدم در اتمام نعمت بيان مىكند. لازم به يادآورى است كه در جريان تعيين قبله و همچنين تعيين رهبر، تذكّر مىدهد كه «لاتخشوهم و اخشونى». چون در هر دو، احتمال مقاومت، مقابله، بهانه گيرى و شايعه پراكنى از سوى ديگران مى رود. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «يا على مثلك فى الامّة كمثل الكعبة نصبها اللّه للنّاس علماً» <446> اى على! مثال تو در ميان امّت، همانند مثال كعبه است كه خداوند آنرا به عنوان نشانه روشن و پرچم براى مردم قرار داده است، تا جهت خويش را گم نكنند. همچنين در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «ونحن كعبة اللّه ونحن قبلة اللّه» <447> ما كعبه و قبله ى خداوندى هستيم. 1- مسلمانان بايد از هر كارى كه بهانه به دست دشمن مى دهد پرهيز كنند. «لئلايكون للناس عليكم حجة» 2- نفى سلطهى ديگران و رسيدن به استقلال، يك ارزش است. «لئلاّ يكون للناس عليكم حجة» 3- تغيير قبله، عامل خنثى سازى ايرادهاى بى جا و بهانه تراشى هاى اهل كتاب و مشركان و منافقان مىباشد. «لئلا يكون للناس عليكم حجة» 4- دشمنان خارجى، بزرگترين خطر براى مسلمانان نيستند، بى تقوايى خطر اصلى است. «فلا تخشوهم واخشونى» 5 - تعيين قبله ى مخصوص براى مسلمانان، زمينه ى اتمام نعمت خدا بر آنهاست. «ولاتّم نعمتى عليكم» 6- تعيين قبله و نماز خواندن به سوى مسجدالحرام، زمينه ى هدايت مؤمنان است. «لعلكم تهتدون» 7- هدايت، داراى مراحلى است. با آنكه مخاطب آيه مسلمانان هستند كه هدايت شده اند، پس منظور دستيابى به مراحل بالاترى از آن است. «لعلّكم تهتدون»
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:32  توسط محمد ضیغم تبار
|
|