بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 2: البقرة



وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ


وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ 


وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ


إِنَّكَ إِذًَا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿145﴾

و اگر هر گونه معجزه‏اى براى اهل كتاب بياورى 


[باز] قبله تو را پيروى نمى‏كنند و تو [نيز] پيرو قبله


آنان نيستى و خود آنان پيرو قبله يكديگر نيستند


و پس از علمى كه تو را [حاصل] آمده اگر از 


هوسهاى ايشان پيروى كنى در آن صورت جدا 


از ستمكاران خواهى بود (145)



تفسیر نور
اين آيه، از عناد و لجاجت اهل كتاب پرده برداشته

و سوگند <440> ياد مى‏كند كه هرچه هم آيه و

دليل براى آنان بيايد، آنها از اسلام و قبله‏ى آن

پيروى نخواهند كرد. چون حقيقت را فهميده ‏اند،

ولى آگاهانه از پذيرش آن سر باز مى ‏زنند.

تهديد و هشدارهاى قرآن نسبت به پيامبر، به منظور

جلوگيرى از بروز و رشد غلّوگرايى و نسبت نارواى

خدايى به اولياست. آنگونه كه در اديان ديگر، مردم

به غلّو، عيسى عليه السلام را فرزند خدا و فرشتگان

را دختران خدا مى ‏دانستند.

1- لجاجت و تعصّب، مانع تفكّر، استدلال و حقّ‏بينى است.

آنان نه تنها نسبت به اسلام تعصّب مى‏ورزند، در ميان

خودشان نيز عناد و لجاجت دارند.

«ماتبعوا قبلتك... ومابعضهم بتابع قبلة بعض»

2- در برابر هياهو و غوغاى مخالفان نبايد تسليم شد و

براى مأيوس كردن دشمنان، قاطعيّت لازم است.

«وما انت بتابع»

3- يهود ونصارى هر يك داراى قبله‏ى ويژه‏اى بودند.

«ومابعضهم بتابع قبلة بعض»

4- انحراف دانشمندان، بسيار خطرناك است.

«...من بعد ماجاءك من العلم»

5 - علم، به تنهايى براى هدايت يافتن كافى نيست،

روحيّه‏ ى حقّ پذيرى لازم است. يهود صاحب كتاب بودند،

ولى با وجود تعصّب نابجا، اين علم چاره‏ساز نشد.

«اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم»

6- پيامبر، حقّ تغيير قانون الهى را بر اساس تمايلات


مردم ندارد. «اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم»


7- آئين اسلام از سرچشمه‏ى علم واقعى است.

«جاءك من العلم»

8 - قوانينى شايسته پذيرش و پيروى هستند كه از


هواهاى نفسانى پيراسته و بر پايه‏ى علم بنا شده باشند.


«لئن اتّبعت اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم»


9- قانون، براى همه يكسان است. اگر بر فرض پيامبر نيز


تابع هوا و هوس شود، گرفتار كيفر خواهد شد. «انّك اذاً»


10- با وجود قانون الهى، پيروى از خواسته‏ هاى مردم ظلم است.


«اذاً من الظالمين»

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:34  توسط محمد ضیغم تبار  |