بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 2: البقرة


وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ ﴿95﴾



ولى به سبب كارهايى كه از پيش كرده ‏اند هرگز آن را آرزو

نخواهند كرد و خدا به [حال] ستمگران داناست (95)


تفسیر نور

نترسيدن از مرگ، نشانه‏ ى صدق ويقين است. وقتى مرگ

از راه مى ‏رسد شوخى ‏ها، تعارفات و خيالات مى ‏گريزند،

تنها انسان مى ‏ماند و اعمال او. در لحظه‏ ى مرگ، انسان

باور مى ‏كند كه متاع دنيا كم است و آخرت بهتر وباقى است.

در لحظه مرگ، انسان باور مى ‏كند كه دنيا غنچه‏ اى است كه

براى هيچكس شكفته نمى‏ شود و دوستان دنيوى مگسانند

دور شيرينى. انسان اگر به مرتبه يقين برسد، هرچه به مرگ

زديك‏تر مى ‏شود، احساس قرب ووصول به لقا وديدار الهى

مى ‏كند.

به همين دليل حضرت على عليه السلام وقتى ضربه‏ ى شمشير

را بر فرق خود احساس كرد فرمود: «فزت و ربّ الكعبة» قسم به

پروردگار كعبه رستگار شدم.

امام حسين عليه السلام در كربلا هر چه به ظهر عاشورا و زمان

شهادت نزديك مى ‏شد، صورتش برافروخته و شكوفاتر مى ‏گرديد،

و وقتى در شب آخر از يارانش پرسيدند: مرگ نزد شما چگونه است؟

جملاتى را در جواب عرضه داشتند كه نشان دهنده‏ ى يقين آنان به

حقّانيّت راهشان بود، آنها مرگ را شيرين مى ‏دانستند و حتّى برخى

از آنان در همان شب آخر با يكديگر مزاح مى ‏كردند.

1- ترس از مرگ، در واقع ترس از كيفر كارهاى خودماست.

«بما قدّمت ايديهم»

2- مدّعيان دروغگو و متوقّعان نابجا، ظالمند. «واللَّه عليم بالظالمين»

3- خودتان مى ‏دانيد كه چه كرده ايد، خداوند نيز كه از آنها با خبر

است، پس اين همه ادّعا براى چه؟! «واللَّه عليم بالظالمين»

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:17  توسط محمد ضیغم تبار  |