ادعیه رب در قرآن سوره 19:مریم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا ﴿3﴾
آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد (3)
قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا
وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا ﴿4﴾
گفت پروردگارا من استخوانم سست گرديده و [موى] سرم
از پيرى سپيد گشته و اىپروردگارمن هرگز در دعاى تو
نااميد نبودهام (4)
يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا ﴿6﴾
كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد و او را اى
پروردگار من پسنديده گردان (6)
قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ
امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ﴿8﴾
گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم
نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شدهام (8)
قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ
ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا ﴿10﴾
گفت پروردگارا نشانهاى براى من قرار ده فرمود نشانه تو اين است كه
سه شبانه [روز] با اينكه سالمى با مردم سخن نمىگويى (10)
قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا ﴿47﴾
[ابراهيم] گفت درود بر تو باد به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش
مىخواهم زيرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است (47)
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء
رَبِّي شَقِيًّا ﴿48﴾
و از شما و [از] آنچه غير از خدا مىخوانيد كناره مىگيرم
و پروردگارم را مىخوانم اميدوارم كه در خواندن پروردگارم
نااميد نباشم (48)
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 7:25  توسط محمد ضیغم تبار
|