بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 2: البقرة

أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ

كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿75﴾


آيا طمع داريد كه [اينان] به شما ايمان بياورند با آنكه

گروهى از آنان سخنان خدا را مى ‏شنيدند سپس آن را

بعد از فهميدنش تحريف مى ‏كردند و خودشان هم

مى ‏دانستند (75)


وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ

قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَآجُّوكُم بِهِ عِندَ

رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿76﴾

و [همين يهوديان] چون با كسانى كه ايمان آورده ‏اند

برخورد كنند مى ‏گويند ما ايمان آورده ‏ايم و وقتى با

همديگر خلوت مى‏كنند مى‏گويند چرا از آنچه خداوند

بر شما گشوده است براى آنان حكايت مى‏كنيد تا آنان

به [استناد] آن پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال

كنند آيا فكر نمى ‏كنيد (76)




تفسیر نور

1- انتظارِ ايمان آوردن مردم نيز نيكوست، ولى همه اين

توفيق را ندارند، شما هم انتظار آن را نداشته باشيد.

«أفتطمعون أن يؤمنوا»

2- با وجود دانشمندان لجوج و خطرناك، اميدى به اصلاح

جامعه نيست. «أفتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان...»

3- در انتقاد، انصاف را مراعات كنيم. همه يهوديان اهل تحريف

نبودند. «فريقٌ منهم... يحرّفونه»

4- به اصلاح عوام فاسد اميدى هست، ولى به اصلاح دانشمند

منحرف لجوج، اميدى نيست. «بعد ما عقلوه»

5 - شناخت حقّ، غير از قبول حقّ است. افرادى حقّ

را مى ‏شناسند، ولى حاضر نيستند به آن اقرار كنند.

«يحرّفونه من بعد ما عقلوه»

6- تحريفاتى خطرناك‏تر است كه كارشناسانه وآگاهانه باشد.

«يحرّفونه من بعد ماعقلوه»

7- جاهلِ مقصّر، مورد تهديد است نه جاهل بى خبر.

«من بعد ما عقلوه»

8 - تحريف، گناه علما و دانشمندان است. «يحرّفونه

من بعد ما عقلوه و هم يعلمون»

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:32  توسط محمد ضیغم تبار  |