|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 2: البقرة أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ
يَعْلَمُونَ آيا طمع داريد كه [اينان] به شما ايمان بياورند با آنكه گروهى از آنان سخنان خدا را مى شنيدند سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مى كردند و خودشان هم
مى دانستند وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَآجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ و [همين يهوديان] چون با كسانى كه ايمان آورده اند برخورد كنند مى گويند ما ايمان آورده ايم و وقتى با همديگر خلوت مىكنند مىگويند چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است براى آنان حكايت مىكنيد تا آنان به [استناد] آن پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال كنند آيا فكر نمى كنيد
تفسیر نور توفيق را ندارند، شما هم انتظار آن را نداشته باشيد. «أفتطمعون أن يؤمنوا» 2- با وجود دانشمندان لجوج و خطرناك، اميدى به اصلاح جامعه نيست. «أفتطمعون ان يؤمنوا لكم و قد كان...» 3- در انتقاد، انصاف را مراعات كنيم. همه يهوديان اهل تحريف نبودند. «فريقٌ منهم... يحرّفونه» 4- به اصلاح عوام فاسد اميدى هست، ولى به اصلاح دانشمند منحرف لجوج، اميدى نيست. «بعد ما عقلوه» 5 - شناخت حقّ، غير از قبول حقّ است. افرادى حقّ را مى شناسند، ولى حاضر نيستند به آن اقرار كنند. «يحرّفونه من بعد ما عقلوه» 6- تحريفاتى خطرناكتر است كه كارشناسانه وآگاهانه باشد. «يحرّفونه من بعد ماعقلوه» 7- جاهلِ مقصّر، مورد تهديد است نه جاهل بى خبر. «من بعد ما عقلوه» 8 - تحريف، گناه علما و دانشمندان است. «يحرّفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون»
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:32  توسط محمد ضیغم تبار
|
|