بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


پيامبر اسلام تنها كلمه «عبد»

بدون ذكر نام را بكار مى‏برد تا بگويد عبد مطلق،

محمّد صلى الله عليه وآله است.

سوره 2: البقرة

وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ

بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ

إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿23﴾


و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده ‏ايم شك داريد

پس اگر راست مى ‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد

و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد (23)


فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا

النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿24﴾


پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه

سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده

شده بپرهيزيد (24)


تفسیر نور
اين آيه، معجزه بودن قرآن را مطرح مى ‏كند. پيامبران،

يك دعوت دارند كه هدايت به سوى خداست و با استدلال

و موعظه و جدال نيكو انجام مى ‏دهند و يك ادّعا دارند كه

از سوى خدا براى هدايت مردم آمده ‏اند وبراى آن معجزه

مى  ‏آورند. پس معجزه براى اثبات ادّعاى پيامبر است،

نه دعوت او. <222>

خداوند در قرآن، بارها مخالفان اسلام را دعوت به مبارزه

كرده است، كه اگر شما اين كتاب را از سوى خدا نمى ‏دانيد

وساخته وپرداخته دست بشر مى ‏دانيد، بجاى اين همه جنگ

ومبارزه، كتابى مثل قرآن بياوريد تا صداى اسلام خاموش شود!

خداوند براى اثبات حقّانيت پيامبر و كتاب خود، از يك سو

مخالفان را تحريك و از سوى ديگر به آنان تخفيف داده است.

يك‏جا فرموده: «فاتوا بكتاب» <223>

كتابى مثل قرآن بياوريد. و در جاى ديگر فرموده است:

«فاتوا بعشر سور مثله» <224>

ده سوره و در جاى ديگر مى ‏فرمايد:

«فاتوا بسورة مثله وادعوا من استطعتم من دون اللَّه» <225>

يك سوره. به علاوه مى ‏گويد: براى اين كار مى ‏توانيد از

تمام قدرت‏ها و ياران و همفكران خود در سراسر جهان دعوت كنيد.

تقسيم ‏بندى قرآن و نامگذارى هر بخش به نام سوره، در زمان

پيامبر صلى الله عليه وآله و از جانب خداوند بوده است. «فاتوا بسورة»

قرآن در ستايش انبيا، يا بعد از كلمه «عبدنا» و يا قبل از كلمه

«عبد» نام آنان را مى ‏برد؛ «عبدنا ايوب»، «ابراهيم...

كل من عبادنا» ولى درباره پيامبر اسلام تنها كلمه «عبد»

بدون ذكر نام را بكار مى‏برد تا بگويد عبد مطلق،

محمّد صلى الله عليه وآله است.

1- بايد از فكر و دل افراد شكّ زدايى صورت گيرد

مخصوصاً در مسائل اعتقادى. «ان كنتم فى ريب»

2- شرط دريافت وحى، بندگى خداست «نزّلنا على عبدنا»
3- قرآن، كتاب استدلال و احتجاج است و راهى براى

وسوسه و شكّ باقى نمى‏گذارد. «فاتوا بسورة»

4- انبيا بايد معجزه داشته باشند و قرآن معجزه‏ ى

رسول اكرم صلى الله عليه وآله است. «فاتوا بسورة من مثله»

5 - دين جاويد، معجزه‏ ى جاويد مى‏خواهد تا هر انسانى

در هر زمان و مكانى، اگر دچار ترديد و شكّ شد، بتواند

خود آزمايش كند. «فاتوا بسورة من مثله»

6- بر حقّانيت قرآن به قدرى يقين داريم كه اگر مخالفان،

يك سوره مثل قرآن نيز آوردند به جاى تمام قرآن مى ‏پذيريم. «بسورة»

7- بهترين قاضى و داور، وجدان است. خداوند وجدان مخالفان

را داور قرار داده است. «و ادعوا شهداءكم»

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 15:43  توسط محمد ضیغم تبار  |