این حروف، محکمات و بقیه قرآن متشابهات‌اند، زیرا حروف مقطعه اصل و أمّ الکتاب‌اند و قرآن از آن‌ها بیرون می‌آید. پیروان این رأی مدعای خود را با برخی نکات دقیق و ظریف همراه ساخته‌اند. [۷۷] محمد بن طیب باقلانی، اعجازالقرآن، ج۱، ص۴۴ـ ۴۶، چاپ احمد صقر، قاهره (۱۹۷۷). [۷۸] زمخشری، ذیل بقره: ۱. [۷۹] محمد بن بهادر زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۶۵ـ ۱۷۰، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸. [۸۰] محمدتقی شریعتی‌مزینانی، تفسیر نوین: جزو سی‌ام قرآن، ج۱، ص۴۸-۴۹، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. [۸۱] نصر حامد ابوزید، معنای متن، ج۱، ص۳۲۰ـ ۳۲۲، ترجمه مرتضی کریمی‌نیا، تهران ۱۳۸۰ش. در عین حال باید دانست که این نظریه بر دو قضیه استوار است: یکی این‌که حروف از جنس همان حروف هجاست که تازیان آن را می‌شناسند و سخنشان از آن ترکیب می‌گردد و قرآن نیز طبعآ با همان حروف نظم و تألیف یافته است؛ دیگر آن‌که آنان با وجود این، از آوردن مثل قرآن ناتوان مانده‌اند. بنابراین، در هیچ‌یک از این دو قضیه، به‌کارگیری رمز لازم نبوده است. [۸۲] محمود شلتوت، تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص۵۶، تهران ۱۳۷۹ش.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹ساعت 12:7  توسط محمد ضیغم تبار  |