بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 81: التكوير


وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ ﴿23﴾



و قطعا آن [فرشته وحى] را در افق رخشان ديده (23)

تفسیر نور
«ضَنين» از «ضَنّ» به معناى بخل ورزيدن است. اين كلمه يك

بار بيشتر در قرآن به كار نرفته است.

مخالفان پيامبر، به او نسبتِ مجنون مى‏دادند و مراد آنان، ارتباط

پيامبر با جنّيان بود و در واقع، قرآن را از القائات جنّ بر پيامبر

مى ‏دانستند. لذا اين آيات، در مقام رفع اين تهمت مى ‏فرمايد:

پيامبر، فرشته وحى را به روشنى ديده و قرآن را از او دريافت كرده ا

، نه آنكه شيطان بر قلب پيامبر چيزى را القا كرده باشد و او گمان

نموده كه وحى الهى است.

1- گاهى بايد تهمت‏ها را بى‏جواب نگذاشت و پاسخ داد.

<<و ما صاحبكم بمجنون>>

2- پيامبر، همراه با مردم و در كنار آنان زندگى مى ‏كرد.

<<صاحبكم>>

3- پيامبر، جبرئيل را مى‏ديد. <<و لقد رأه>>

(چنانكه در سوه نجم آيه 13 مى‏فرمايد: <<لقد رأه نزلةً اخرى>>)

4- در برابر تحقيرها، تكريم تحقير شده‏ها لازم است.

<<لقد راه بالافق المبين>>

5 - شكر علم، بازگويى آن است و بخل علمى، امرى ناپسند است.

<<و ما هو على الغيب بضنين>>

6- پيامبر اكرم علم غيب مى‏دانست.

<<و ما هو على الغيب بضنين>>

7- رسول خدا، نه از درون گرفتار جنون است:

<<ما صاحبكم بمجنون>> و نه از بيرون تحت تأثير

القائات شيطانى است. <<و ما هو بقول شيطان رجيم>>

8 - قرآن، در مرحله نزول از هرگونه تحريفى محفوظ است

و جبرئيل هيچ گونه دخل و تصرفى در آن نمى‏كند،

<<رسول كريم... امين>> همان گونه كه در مرحله دريافت

دچار هيچ كم و كاست نمى‏شود.

<<و ما هو على الغيب بضنين>>

9- قرآن، سخن فرشته وحى است، نه شيطان مطرود.

<<لقول رسول كريم... ما هو بقول شيطان رجيم>>

10- بهترين نشانه سالم بودن عقل پيامبر، آن است كه

شما عمرى با او مصاحبت و معاشرت داشته و هيچ فكر و

كردار ناروايى از او نديده‏ايد. <<و ما صاحبكم بمجنون>>

11- در جايگاه ملاقات پيامبر با جبرئيل، جاى هيچ ابهامى نيست.

<<الافق المبين>>


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ساعت 23:46  توسط محمد ضیغم تبار  |