بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 70: المعارج


تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ﴿4﴾


فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى

او بالا مى ‏روند (4)

تفسیر نور
«معارج» جمع «مَعرج» به معناى محلّ عروج و صعود است و مراد از آن،

آسمان‏هاست كه محلّ نزول و عروج فرشتگان مى ‏باشد.

مرحوم علامه امينى قدس سره در كتاب شريف الغدير<398>

نام سى نفر از بزرگان مفسّرين و محدّثين، از قرن سوم هجرى تا قرن

چهاردهم را نقل كرده كه گفته‏ اند: شأن نزول آيه <<سأل سائل>>

مربوط به شخصى مى ‏باشد كه به پيغمبر گفت: نصب اميرالمؤمنين به

خلافت در روز غدیراز طرف خودت بود يا از طرف خدا؟! ما را به

حج و روزه و زكات فرمان دادى و ما قبول كرديم، امّا راضى نشدى،

تا آن كه پسر عموى خودت را بر ما حاكم كردى! سپس گفت:

<<اللّهم اِن كان هذا هو الحقّ من عندك فامطر علينا حجارة من السماء>><399>

خدايا اگر اين امر حق از آسمان سنگى بباران (تا نابود شويم و شاهد چنين روزى نباشيم).

سنگى فرود آمد و او نابود شد و اين آيه نازل شد. <<سأل سائل بعذاب واقع>>
1- يادآورى برخى حوادث جزئى و فردى، براى عبرت ديگران لازم است و

بايد حفظ شود. (سائل يك نفر بود كه قهر خدا او را نابود كرد، ولى

اين ماجرا در متن قرآن مطرح مى‏شود تا تمام انسان‏ها در طول تاريخ بخوانند.)

<<سأل سائل بعذاب واقع>>

2- تقاضاى نابجا، مغرضانه و لجوجانه مى ‏تواند حادثه آفرين باشد.

<<سأل سائل بعذاب واقع>>

3- تا وقتى عذاب الهى نازل نشده، راه توبه و دفع عذاب با صدقه باز است،

امّا عذابى كه در حال نزول است، راه نجاتى از آن نيست.

<<بعذاب واقع... ليس له دافع>>



+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ساعت 22:17  توسط محمد ضیغم تبار  |