بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 50: ق

الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿26﴾

كه با خداوند خدايى ديگر قرار داد [اى دو فرشته] او را در عذاب

شديد فرو افكنيد (26)

قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿27﴾


[شيطان] همدمش مى‏گويد پروردگار ما من او را به عصيان

وانداشتم ليكن [خودش] در گمراهى دور و درازى بود (27)

تفسیر نور
در قيامت، مراحل طبيعى يك دادگاه طى مى ‏شود تا حكم صادر شود:


ابتدا حضور شاهد «سائق و شهيد»، پس از آن، محاكمه و تفهيم جرم

«كنت فى غفلة» و سپس صدور حكم. «القيا فى جهنّم»

كلمه «عتيد» اشاره به نظم و ضبط دقيق فرشتگان دارد

و «عنيد» به معناى لجوج و عنود، «مَنّاع» از «منع» به معناى بخيل

و «مُريب» به كسى گويند كه ديگران را به شك مى‏اندازد، آن هم

شكى همراه با بدبينى.

واژه «كَفّار» بيانگر اوج و عمق كفر در وجود يك انسان است كه

طبيعتاً از عناد و لجاجتى سخت حكايت دارد. كفرى كه او را از هر

چيزى باز مى‏دارد، به ستم و تجاوز مى‏كشاند و در ديگران نيز نسبت

به حقّانيّت راه خدا ترديد ايجاد مى‏كند. طبيعى است كه پايان كار

چنينردى، دوزخ و عذاب سخت است.

مردم در برابر كار خير، چند گروه هستند:
گروهى كارشان خير است و در كار خير سبقت مى ‏گيرند.

«فاستبقوا الخيرات»<352>

گروهى سرچشمه خير هستند و ديگران را به آن دعوت مى ‏كنند.

«يدعون الى الخير»<353>

امّا گروهى مانع خير هستند. «منّاع للخير»
ميان جرم و كيفر، تناسب است. كسى كه مرتكب كفر و عناد و منع

خير و تجاوز، شبهه ‏افكنى و شرك شود، بايد عذابش شديد باشد.

«فى العذاب الشديد»

امام باقر و امام صادق‏ عليهما السلام فرمودند: مراد از «قرينه»

فرشته‏ اى است كه شاهد بر اوست.<354>

دو فرشته ‏ى مأمور پرتاب كردن به جهنّم، يا رقيب و عتيد هستند و

يا سائق و شهيد.

1- در قيامت، يكايك انسان‏ها حاضر مى ‏شوند. «و جاءت كلّ نفس»


2- هر يك از انسان‏ها در قيامت همچون دادگاه دنيوى، همراه با

فرشته ‏اى مراقب كه او را تحت نظر دارد در دادگاه حاضر مى ‏شود.

«معها سائق»

3- در قيامت، نه توان فرار و نه توان انكار است. «معها سائق و شهيد»


4- وظيفه و مسئوليّت هر فرشته‏اى، معيّن است. «سائق و شهيد»


5 - غفلت انسان، عميق و فراگير است. «فى غفلةٍ» (تنوين نشانه

اهميّت و حرف «فى» نشانه فراگير بودن است)

6- دنيا و جلوه هاى آن، به روى انسان پرده غفلت مى ‏اندازد.

«غفلة... غطاءك»

7- انسان با اعمال خويش، براى خود پرده‏هاى غفلت بوجود مى ‏آورد.

«غطاءك»

8 - دنيا، دار غفلت و آخرت، سراى هوشيارى است.

 «كنت فى غفلة... فبصرك اليوم حديد»

9- پرده‏هايى كه انسان با رفتار خود براى خويش به وجود مى ‏آورد

، حجاب حق‏ بينى او مى ‏شود و روزى كه پرده ‏ها كنار رود، ديد او

واقعى مى ‏شود. «غطاءك... فبصرك اليوم حديد»

10- انسان غافل، در دنيا سطحى‏نگر است و ديد عميق ندارد ولى

روز قيامت چشمش باز و تيزبين مى ‏شود. «فى غفلة... اليوم حديد»

11- فرمانِ انداختن به دوزخ، بيانگر حقارت و ذلت دوزخيان است. «القيا»


12- ملاك در قيامت، عملكرد انسان است، از هر نژاد و قبيله‏اى كه باشد.

«كلّ كَفّار»

13- آنچه سبب دوزخى شدن است، كفر و انكار لجوجانه است نه جاهلانه.

«كَفّار عنيد»

14- كفر و شرك، سرچشمه ارتكاب مفاسد است.

«كفّار... منّاع للخير معتد مريب الّذى جعل مع اللّه»

15- احكام دادگاه الهى به قدرى محكم و حكيمانه است كه

تجديد نظر ندارد

. «القيا فى جهنّم كل كفّار عنيد... فالقياه فى العذاب الشديد»

16- دوزخ، دركات و طبقات مختلفى از عذاب را در خود دارد.

«القيا فى جهنّم... فالقياه فى العذاب الشديد»



+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:30  توسط محمد ضیغم تبار  |