بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 47: محمد

فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ ﴿27﴾


پس چگونه [تاب مى ‏آورند] وقتى كه فرشتگان [عذاب] جانشان

را مى ‏ستانند و بر چهره و پشت آنان تازيانه مى ‏نوازند (27)

ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿28﴾


زيرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پيروى كرده ‏اند و خرسنديش

را خوش نداشتند پس اعمالشان را باطل گردانيد (28

تفسیر نور

كلمه «توفّى» به معناى بازگرفتن كامل چيزى است كه به انسان

داده شده. اين واژه در قرآن، در مورد مرگ به كار مى ‏رود، زيرا مرگ

در حقيقت، بازگرفتن روح از جسم است.

در آيه 50 سوره انفال نيز، مشابه اين آيه براى نحوه جان دادن كفّار

مطرح شده است.

عذاب مرتدّان از ناحيه صورت: «يضربون وجوههم»، تجسّم اقبال و

روآوردن به سخط الهى، «اتّبعوا ما اسخط اللّه» و عذاب از ناحيه پشت:

«ادبارهم»، تجسّم اِدبار، پشت كردن و ناپسند شمردن رضوان الهى است.

«و كرهوا رضوانه»

1- آنان كه ديگران را در برابر حق به مقاومت دعوت مى‏كنند، با ذلّت و

عذاب جان خواهند داد. «فكيف اذا توفّتهم...»

2- مرگ، نابودى نيست بلكه گرفتن كامل روح و جان توسط فرشتگان است.

«توفّتهم»

3- كيفر منافقانِ مرتدّ، از لحظه جان دادن آغاز مى‏شود.

«توفّتهم الملائكة»

4- توجّه به عمر محدود دنيا و خط پايانى توطئه‏ها و گرفتار شدن به عذاب،

مى ‏تواند انسان را از توطئه بازدارد. «فكيف اذا توفّتهم... يضربون...»

5 - دشمنى با وحى و قرآن، موجب خشم خداوند و بطلان اعمال انسان

مى ‏شود. «ذلك... فاحبط اعمالهم»

6- گرچه كافران در انتخاب راه و روش خود مختارند،

«اتبعوا، كرهوا» امّا چاره‏اى جز پذيرش آثار و پيامدهاى آن را ندارند.

«فاحبط اعمالهم»

7- گاهى انسان نيكى ‏ها و آنچه را كاشته است، خود به آتش

كشيده و نابود مى‏كند. «اتّبعوا... كرهوا... فاحبط اعمالهم»

8 - حركت در مسيرى كه رضاى الهى در آن نيست، بيهوده گرايى

و قابل توبيخ است. «اتّبعوا... كرهوا... فاحبط اعمالهم»





+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:4  توسط محمد ضیغم تبار  |