شادی در قرآن

آیات قرآن، در فرازهای مختلفی خنده و سپس سرور

و شادمانی را مورد توجه قرار داده است. ابتدا خنده و

گریه را از سوی خدا دانسته و می­فرماید:

«وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى» (نجم، 43)؛

«و هم اوست که می­خنداند و می­گریاند». زیرا تمامی اسباب

خنده و گریه در اختیار اوست و خداوند خالق همه آنهاست.

در پی آن به خنده مؤمنان در قیامت اشاره می­کند.

در فرازی دیگر سرور و شادی را مطرح کرده، و جلوه ­های

مختلف آن را بیان می­نماید. نخست ایمان به تقدیر الهی را مانع

شادمانی و بی­قراری بیجا دانسته، سپس خوشیها و شادیهای ناپایدار

و جاودان را معرفی می­کند:

«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» (یونس، 58)؛

«بگو به فضل و رحمت خداست که [مؤمنان] باید شاد شوند و این

از هرچه گرد می­آورند بهتر است».

به دنبال آن از شادیهای بیجا و آثار شوم آن سخن می­گوید و خوشیهای

روبنایی را با نگاهی یک سویه به نعمتهای الهی بیان

می­کند: «وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ

بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ» (روم، 36)؛ «و چون مردم را

رحمتی بچشانیم، بدان شاد می­گردند و چون به [سزای] آنچه

دستاورد گذشته آنان است، صدمه­ای به ایشان برسد، به ناگاه نومید می­شوند».

آن­گاه خوشحالی و فرح مؤمنان و دین باوران را در سرای فردوس

و بهشت برین خداوندی توصیف کرده، می­فرماید:

«فَأَمَّا الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِی رَوْضَةٍ یُحْبَرُونَ» (روم، 15)؛

«اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده­اند، در گلستانی، شادمان می­گردند».

خوشحالی و خرسندی شهیدان فراز دیگری از آیات قرآن درباره

شادی و شادمانی ماندگار است. آنجا که سست عنصران ظاهربین

را در زندگانی دنیا از گمانهای نادرست درباره شاهدان عرشی

برحذر داشته و می­گوید:

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.

فَرِحِینَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ» (آل عمران، 169و170)؛ «هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده ­اند، مرده مپندارید،

بلکه زنده­ اند که نزد پروردگارشان روزی داده می­شوند. به آنچه خدا از

فضل خود به آنان داده است، شادمانند و برای کسانی که از پی ایشانند

و هنوز به آنان نپیوسته­ اند شادی می­کنند که نه بیمی برایشان است و

نه اندوهگین می­شوند».

پروردگار حکیم در آیات دیگر چون به شادی مشرکان اشاره می­کند،

یاد معبودان باطل را مایه انبساط خاطر آنان دانسته (زمر، 45) و

عامل شادمانی منافقان را شکست رسول خدا(ص) و مسلمانان در

صحنه ­های مختلف مبارزه بیان می­کند (توبه، 50).

جلوه­ های شادی رستگاران و پاک­سرشتان در قیامت، فرازی دیگر

از این موضوع در قرآن است که گاه در «پیشنهاد رستگاران به

دیگران جهت خواندن نامه عملشان» (حاقه، 19)

تجلی می­کند، گاهی در «مصون ماندن آنان از شرور قیامت و

بهجت و سرورشان در سایه امان و امنیت الهی» (انسان، 11)

نمایان می­شود و موقعی به هنگام «دریافت نامه اعمال با دست

راست و شادمانی آنان در جمع خویشاوندان و همفکران خویش»

پدیدار می­گردد (انشقاق، 7و19).

«عوامل سرور» موضوعی قابل توجه و معرفت آفرین در

قرآن است که آگاهی از آن ره­توشه­ای برای همیشه زندگانی

ما خواهد بود. «عشق به قرآن» و «انس با آیات الهی» عامل

نخستی است که خداوند بزرگ برای دین­باوران موجب شادی و

شادمانی می­شمرد؛ زیرا ایمان آنان را افزوده و خوشحالی و

شکوفایی استعدادهای آسمانی و جلوه­های معنوی پدید می­آورد.

«انفاق در راه خدا» و «توجه به بندگان نیازمند بدون نگاه به

جلوه ­های مادی و گذران زندگی» عامل دیگری است که در نگاه قرآن

موجب سرور و شادمانی صالحان و پاکان می­شود:

« وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا

. إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا.

إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا. فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ

ذَلِکَ الْیَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا» (انسان، 8-11).

شادی در روایات و سیره پیشوایان دین

نگاهی گذرا و سیری کوتاه در مجموع گفتار و رفتار پیشوایان

معصوم(ع)، بیانگر این حقیقت است که چندین نگاه متفاوت درباره

این صفات به چشم می­خورد. دیدگاه هایی که برای ناآشنایان با

شیوه نگرش و زوایای نگاه معصومان به پدیده­ ها، مایه شگفتی

گردیده، گاه گمان نادرستیِ برخی سخنان را نموده و گاهی شیفته

فهم بنیان نگرشها و نگاههای اندیشمندانه آنان می­شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:3  توسط محمد ضیغم تبار  |