بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 42: الشورى


تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ

بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ

الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿5﴾


چيزى نمانده كه آسمانها از فرازشان بشكافند

و [حال آنكه] فرشتگان به سپاس پروردگارشان

تسبيح مى ‏گويند و براى كسانى كه در زمين هستند

آمرزش مى ‏طلبند آگاه باش در حقيقت ‏خداست كه

آمرزنده مهربان است (5)

تفسیر نور
وحى چيست كه از عظمت آن نزديك است آسمان‏ها

بشكافد، آسمان‏هايى كه طبقه طبقه هستند،

«سبع سموات طباقا» <1> محكم هستند،

«سبعاً شدادا» <2> و در محكمى نمونه و ضرب المثل

هستند. «ءانتم اشدّ خلقاً ام السماء بناها» <3>

آسمان‏هايى كه هزاران كهكشان در بردارند و هر كهكشان

منظومه ‏ها و هر منظومه كراتى كه بعضى ميليون‏ها برابر زمين

هستند و عقل و علم بشرى تاكنون به نزديك‏ترين آنها

نيز احاطه پيدا نكرده است. اين است عظمت وحى.

در سوره مباركه مريم آمده است:

«تكاد السموات يتفطّرن منه و تنشق الارض

و تخرّ الجبال هدّا أن دعوا للرّحمن ولدا» <4>

مشركان براى خداوند فرزندى مى ‏پنداشتند، نزديك است

به خاطر اين عقيده فاسد آسمان‏ها متلاشى شود.

فرشتگان علاوه بر آنكه تدبير نظام هستى را بر عهده دارند،

براى انسان‏ها نيز دعا مى‏كنند، فرشتگانى كه هرگز معصيت نمى ‏كنند

«لا يعصون اللّه ما أمرهم» <5> براى افراد گناهكار دعا و استغفار

مى ‏كنند. آرى، پاكان بايد به فكر ديگران نيز باشند. البتّه استغفار

رشتگان پرتوى از لطف الهى بر بندگان است چون آنها جز دستور

خدا كارى نمى ‏كنند.

بر اساس اين آيه فرشتگان براى تمام اهل زمين دعا مى ‏كنند.

«يستغفرون لمن فى الارض» بر اساس آيه 7

سوره مباركه غافر فرشتگان براى مؤمنان دعا مى ‏كنند.

«و يستغفرون للّذين آمنوا» و جالب اينكه اين استغفار

به شرطى كارآيى دارد كه مؤمنان خود نيز استغفار كنند.

«فاغفر للّذين تابوا و اتبعوا سبيلك»

در عفو خدا شك نكنيم. در جمله «ألا انّ اللّه هو الغفور الرحيم»

چند نوع تأكيد آمده است. («ألا»، «انّ»، «هو»، جمله اسميّه،

قالب «غفور» به جاى «غافر» و الف و لام در «الغفور»)

خداوند با مردم اتمام حجّت كرده است، وحى را سنّت خويش

قرار داده و پيامبر را واسطه وحى، ولى مردم باز هم به سراغ

ديگران مى‏روند. «من دونه اولياء اللّه»

در قرآن و روايات معمولاً حمد و ستايش در كنار تسبيح مطرح است.

«يسبحون بحمد ربهم»، «سبحان ربى الاعلى‏ و بحمده»

1- آسمان‏ها از وحى متأثّرند، چگونه بعضى انسان‏ها اثر نمى ‏پذيرند.

«يوحى... تكاد السموات يتفطرن»

2- يكى از آداب دعا و استغفار اين است كه ابتدا ستايش خداوند

را بجا آوريم. «يسبحون... يستغفرون»

3- دعاى فرشتگان مستجاب است.

«يستغفرون... ان اللّه هو الغفور الرحيم»

(آرى، دعا در حقّ ديگران داراى تأثير است)

4- هيچ مسئوليّت و كارى (حتّى تدبير امور هستى) نبايد

مانع دعا و استغفار شود. (فرشتگانى كه تدبير امور هستى

را به عهده دارند، دائماً مشغول تسبيح خداوند و دعا براى

انسان‏ها هستند). «يسبحون بحمد ربهم... يستغفرون»

5- استغفار دو لطف قطعى را به دنبال دارد: مغفرت و رحمت.

«يستغفرون... الغفور الرحيم»

6- چون وحى از بالا نازل مى ‏شود و آسمان‏ها مسير آن است

«سبع طرائق» <6> از هر آسمانى كه عبور مى ‏كند نزديك است

شكافته شود. «يتفطرن من فوقهن»

7- شرك با همه ابعادش محكوم است. 

«اتّخذوا من دونه اولياء»

8- مشركان بدانند كه خداوند عقايد و اعمالشان را براى كيفر حفظ مى‏كند.

«اللّه حفيظ عليهم»

9- عدم پذيرش مردم نبايد سبب دلسردى شود، پيامبر بايد به وظيفه

خود عمل كند. «و ما انت عليهم بوكيل»

10- وظيفه پيامبر، ابلاغ وحى است، اگر مردم به سراغ ديگران

رفتند پيامبر وظيفه‏اى ندارد. «ما انت عليهم بوكيل»

11- پيامبر به هدايت مردم اشتياق و اهتمام فراوان داشت.

«ما انت عليهم بوكيل»

12- پيامبر مسئول ارشاد مردم است، نه اجبار آنان به پذيرش.

«ما انت عليهم بوكيل»



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 21:17  توسط محمد ضیغم تبار  |