بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 40: غافر

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ

بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا

فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿7﴾


كسانى كه عرش [خدا] را حمل مى ‏كنند و آنها كه پيرامون آنند

به سپاس پروردگارشان تسبيح مى ‏گويند و به او ايمان دارند و

براى كسانى كه گرويده ‏اند طلب آمرزش مى ‏كنند پروردگارا رحمت

و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه

تو را دنبال كرده ‏اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار (7)

تفسیر نور
در آيات قبل خوانديم كه مردم در برابر دعوت انبيا دو دسته

شدند و لذا گروهى مورد مغفرت قرار مى‏گيرند و گروهى

با قهر الهى رو به رو هستند. اين آيه دعاى فرشتگان و

حمايت آنان را از گروه اول بيان مى‏كند.

عرش چيست؟
در قرآن بيست مرتبه به عرش خدا اشاره شده است.

در لغت، «عَرش»، تختِ پايه بلند و «كرسىّ» تخت پايه

كوتاه است.

وقتى مى ‏خوانيم: «وسع كرسيّه السموات و الارض»

كرسى او هستى را در بر گرفته، پس عرش او چگونه است؟

عرش يا كنايه از مركز قدرت الهى است و يا مركز صدور

احكام الهى و مراد از «حاملان عرش» فرشتگانى هستند

كه تعدادشان هشت نفر معرّفى شده است.

«يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمانية» <38>

گفتنى است كه حقيقت عرش براى ما روشن نيست

ولى از مجموع آيات شايد بتوان اين مسأله را دريافت

كه جهان هستى داراى يك مركز است و خداوند بر آن

مركز احاطه‏ ى كامل دارد. «استوى على العرش»

و اجراى اراده‏ ى الهى از طريق فرشتگانى است

كه در اطراف اين مركز فرماندهى هستند.

امام صادق عليه السلام فرمود: عرش، همان علم است

كه خداوند پيامبرانش را از آن آگاه كرده است.

«العرش هو العلم الذّى اطلع اللّه عليه انبيائه و رسله» <39>

در كنار كلمه عرش آياتى مطرح است كه در جمع بندى

آنها انسان به مركز فرماندهى مى ‏رسد نظير:

«استوى على العرش»
«يغشى الليل النهار... له الخلق و الامر» <40>
«يدبّر الامر» <41>
«... يفصّل الايات» <42>
«يعلم ما يلج فى الارض و ما يخرج منها و ما ينزل من

السماء و ما يعرج فيها» <43>

گردش شب و روز و تدبير امور و تفصيل آيات و آگاهى

از تمام ذرّات هستى و آنچه از آسمان نازل مى شود و

آنچه به آسمان بالا مى‏رود، رمز آن است كه تمام اين امو

در عرش الهى واقع مى‏شود.

مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: عرش، حقيقتى از حقايق

و امرى از امور خارجى و مركز تدبير امور جهان است. <44>

امام صادق عليه السلام فرمود: عرش، مانند تخت نيست

بلكه امر محدودى است كه با تدبير الهى اداره مى ‏شود.

«ليس العرش كهيئة السّرير و لكنه شى‏ء محدود مدبّر» <45>

ودر روايت ديگرى فرمود: عرش و كرسى، از بزرگ‏ترين درهاى

عالم غيب هستند. «العرش و الكرسى بابان من اكبر ابواب الغيوب»

مراد از عرش، تخت جسمى نيست، زيرا تخت روى آب بند نمى ‏شود.

«و كان عرشه على الماء» <46> بلكه مراد آن است كه روزى كه

هنوز زمين و آسمان نبود و جهان يكسره آب بود، قلمرو فرمانده ى

خداوند بر آب بود و پس از پيدايش آسمان‏ها و زمين ستاد فرمانده ى

جهان هستى به آسمان‏ها منتقل شد.

1- قهر خداوند بر كفّار يكى از سنّت‏هاى الهى است.

«كذلك حقّت كلمت ربّك»

2- كيفر الهى گزاف نيست بلكه بر اساس عدل و حقّ است.

«حقّت كلمت ربّك»

3- مجازات و كيفر مجرمان از شئون ربوبيّت است.

«حقّت كلمت ربّك»

4- عامل نابودى گذشتگان كفر بوده است.

«حقّت كلمت ربّك على الذّين كفروا»

5- مؤمنين بايد به خود بنازند كه مقربان درگاه الهى

همواره به آنان دعا مى‏كنند. «يحملون العرش و يستغفرون»

6- اسلام، فكر انسان را از خوراك و پوشاك و مسكن،

به عرش و فرشته و تسبيح و تحميد بالا مى ‏برد

. «يحملون العرش - يسبّحون»

7- بى نهايت، تنها خداست، حتّى عرش الهى محدوديّت دارد.

«حوله»

8- حمد و تسبيح، بارها در قرآن در كنار هم ذكر شده است

و در ذكر ركوع و سجود قرين يكديگرند. «يسبّحون بحمد ربّهم»

9- آداب دعا اين است: ابتدا تسبيح و تحميد،

«يسبحون بحمد ربّهم» سپس تجليل و توصيف،

«وسعت كل شى‏ء رحمة و علما» آن گاه دعا. «فاغفر»

10- سنگينى مسئوليّت، شما را از تسبيح و تحميد خدا و ياد

نيازمندان باز ندارد. فرشتگان حامل عرش، هم به ياد خدا هستند،

«يسبّحون بحمد ربّهم» و هم محتاجان را دعا مى ‏كنند.

«يستغفرون للذّين آمنوا»

11- در دعا سنخيّت لازم است. فرشتگانِ اهل ايمان براى

مومنان دعا مى ‏كنند. «يؤمنون... يستغفرون للذّين آمنوا»

12- ايمان، رشته اتصال و ارتباط ميان عالم ملك با عالم

ملكوت است. «يؤمنون به و يستغفرون للذّين آمنوا»

13- استغفار كسانى در حقّ ديگران مؤثّر است كه خود

اهل ايمان باشند. «يؤمنون به و يستغفرون للذّين آمنوا»

14- ميان فرشتگان و انسان رابطه است.

(امام سجّاد عليه السلام در صحيفه‏ ى سجّاديه به

گروه‏ هايى از فرشتگان دعا و درود مى ‏فرستد و) فرشتگان

حامل عرش در اين آيه به انسان‏ها درود مى ‏فرستند.

«يستغفرون للذّين آمنوا»

15- دعا به ديگران، يك ارزش پسنديده و شناخته شده‏ ى قرآنى است.

«و يستغفرون للذّين آمنوا»

16- كسانى مشمول دعاى فرشتگانند كه اهل ايمان و عمل باشند.

«آمنوا... اتبعوا»

17- توبه به تنهايى كافى نيست، پيروى عملى لازم است.

«تابوا و اتبعوا»

18- راه نجات، در پيروى از راه خداست.

«و اتبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم»


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:20  توسط محمد ضیغم تبار  |