آیت الله جوادی آملی سه دلیل نیز بر اینکه این «باغ»، بهشت موعود قیامت یا «جنه الخلد» نبود اقامه‌کرده‌اند:

  1. کسی که وارد «جنه الخلد» می‌شود در آن‌جا، جاودانه می‌ماند و بیرون نمی‌آید.
  2. شیطان در آن‌جا راه ندارد تا کسی را وسوسه کند.
  3. هیچ خیال باطل و دشمنی‌ای در آن‌جا راه ندارد.[۱۰]

بر این اساس، ایشان باور دارند که این «باغ»، که برخی ویژگی‌های باغ‌های دنیا و برخی ویژگی‌های بهشت آخرت را دارد «باغی برزخی» است که در حد فاصل بین دنیا و آخرت قرار دارد. ایشان به دو برزخ اعتقاد دارند: یکی «برزخ صعودی» که به پس از مرگ، مربوط است و دیگری «برزخ نزولی» که به جریان حضرت آدم -علیه السلام- پیش از آمدن به زمین مربوط است. «بهشتِ برزخی نزولی»، مقدار، جسم، شکل، اندازه و حجم دارد و شیطان می‌تواند بانفوذ در آن، به وسوسه بپردازد.[۱۱]

آیت الله جوادی آملی در مورد چرایی حضور حضرت آدم -علیه السلام- و همسرشان در «باغ برزخی» چیزی بیان نمی‌کنند و مشخص نمی‌سازند چرا آن‌ها پس از «خلقت» باید در چنین جایی قرار بگیرند.

در تفسیر نمونه چیستی و چرایی این باغ به شکل دیگری آمده‌است. نویسندگان این تفسیر نیز عقیده دارد این «باغ»، بهشت موعود نبود؛ اما آن را یکى از باغ‌هاى پرنعمت و روح‌افزای کره‌ی زمین می‌داند؛ زیرا:

  1. در بسیارى از آیات قرآن، بهشت موعود، نعمتی است جاودانى و بیرون رفتن از آن ممکن نیست.
  2. ابلیس آلوده و بی‌ایمان نمی‌تواند وارد بهشت موعود شود. در آن‌جا وسوسه‌هاى شیطانى و نافرمانى خدا وجود ندارد.
  3. در روایات اهل بیت -علیهم السلام- می‌خوانیم که این «باغ»، یکی از باغ‌های زمین بوده‌است که خورشید و ماه بر آن نمی‌تابید.
  4. بهشت موعود، پایان سیر انسان‌ها و نتیجه‌ی اعمال و برنامه‌های آن‌ها است؛ اما این «باغ»، آغاز حرکت و مقدمه‌ی اعمال و برنامه‌هاى آدمیان بوده‌است.[۱۲]
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ساعت 6:12  توسط محمد ضیغم تبار  |