![]() ![]() قریش پیوسته در صدد كشتن رسول خدا بود و برای رسیدن به این هدف راههای مختلفِ آن را به شور گذاشته و هر بار نقشهای را تجربه میكرد.
فرشته وحی فرود آمد و پیامبر خدا را از تصمیم قریش آگاه ساخت و حتی جزئیات این نقشه را كه در چه ساعتی و در كدام شب خواهد بود فاش كرد و از او خواست تا در آن شب شهر مكه را به سوی "غار ثور" ترك كند.
..و رسول خدا با خواندن آیهی "وَ جَعَلنا مِن بَین اَیدِیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفِهِم سَدّاً فَاَغشَیناهُم فَهُم لا یُبصِرون" از مقابل چشمان باز و خیرهی آنان به سلامت گذشت.
و اینسان خدا خواست تا جان رسولش ایمن مانَد، تا جانی در رگ حیات بشر جاری كند كه: "فالله خیرٌ حافظاً و هو ارحمُ الراحمین"
+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۳۹۵ساعت 23:4  توسط محمد ضیغم تبار
|
|