بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 16: النحل

أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿1﴾


[هان] امر خدا دررسيد پس در آن شتاب مكنيد او منزه و فراتر


است از آنچه [با وى] شريك مى‏سازند (1)

يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ


أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ ﴿2﴾

فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر كس از بندگانش

كه بخواهد نازل مى‏كند كه بيم دهيد كه معبودى جز من

نيست پس از من پروا كنيد (2)



تفسیر نور
گرچه مورد آيه، عجله‏ ى كفار در امر نزول قهر خداوند است،

امّا جمله‏ ى «اتى امراللَّه» اختصاصى به فرمان قهر الهى ندارد،

بلكه شامل همه فرمان‏هاى خداوند، همچون فرمان جهاد، فرمان

ظهور امام زمان عليه السلام و فرمان برپايى روز قيامت، مى‏شود

كه نبايد در اين امور عجله كرد.

«روح» يكى از فرشتگانِ مقرّب الهى است كه نام او در قرآن،

بصورت جداگانه و در كنار كلمه‏ى «ملائكة» آمده است:

«يوم يقوم الروح و الملائكة» <492>

«تعرج الملائكة و الرّوح اليه» <493>

«تنزّل الملائكة والروح». اما در آيه مورد بحث، بجاى حرفِ «واو»

بين دو كلمه حرف «باء» بكار رفته است: «ينّزل الملائكة بالروح»

شايد از آن جهت كه مراد از «روح» در اين آيه، آن فرشته نباشد،

بلكه مراد معناى لغوىِ «روح» يعنى حياتِ معنوى باشد كه معناى

آيه چنين مى‏شود: خداوند فرشتگان را همراه با اسباب حيات، بر

بندگانى كه بخواهد نازل مى‏كند. چنانكه در آيه‏ ى

«وكذلك اوحينا اليك روحاً من امرنا» <494>

مراد از «روح» قرآن است كه مايه حياتِ معنوى

مى‏باشد: «دعاكم لما يحييكم» <495>

1- فرمان‏هاى الهى قطعى و وقوع قهر او حتمى است.

«اتى امراللَّه» <496>

2- خداوند به وعده‏هاى خود عمل مى ‏كند.

«اتى امر اللَّه» <497>

3- در كار خدا عجله نكنيد، كه كار او حكيمانه است

و در وقت خود انجام مى‏شود. «فلا تستعجلوه»

4- نزول فرشته‏ى وحى، محتواى وحى و كسى كه آنرا

دريافت مى‏كند، همه و همه در مدار اراده‏ى الهى است. «من امره»

5- رسالت، امرى انتصابى است نه اكتسابى. «من يشاء»
البته خداوند حكيم است و بى ‏جهت كسى را به مقام نبوت

نمى ‏رساند: «اللَّه اعلم حيث يجعل رسالته» <498>

6- اولين شرط دريافت وحى الهى، روح عبوديت و بندگى

پيامبران بوده است. «من عباده»

7- هشدار دادن به مردم، در رأس وظايف پيامبران است.

«انذروا»

8- اساس عقايد بر توحيد است و اساسِ عمل صالح بر تقوى.

«لااله الاّ انا فاتقون»

9- پروا و پاكى، در سايه‏ى توحيد معنا پيدا مى‏كند.

«لااله الاّ انا فاتقون»



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:15  توسط محمد ضیغم تبار  |