بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 

سوره 15: الحجر

قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ ﴿63﴾


گفتند [نه] بلكه براى تو چيزى آورده‏ ايم كه در آن ترديد مى‏ كردند (63)

وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿64﴾

و حق را براى تو آورده‏ ايم و قطعا ما راستگويانيم (64)

فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ

أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ﴿65﴾

پس پاسى از شب [گذشته] خانواده‏ ت را حركت ده و [خودت]

به دنبال آنان برو و هيچ يك از شما نبايد به عقب بنگرد و هر جا

به شما دستور داده مى ‏شود برويد (65)

وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ ﴿66﴾

و او را از اين امر آگاه كرديم كه ريشه آن گروه صبحگاهان بريده خواهد شد (66)

وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿67﴾

و مردم شهر شادى‏ كنان روى آوردند (67)

قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ ﴿68﴾

[لوط] گفت اينان مهمانان منند مرا رسوا مكنيد (68)

وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ ﴿69﴾

و از خدا پروا كنيد و مرا خوار نسازيد (69)

قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ ﴿70﴾

گفتند آيا تو را [از مهمان كردن] مردم بيگانه منع نكرديم (70)


قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ﴿71﴾

گفت اگر مى ‏خواهيد [كارى مشروع] انجام دهيد اينان دختران

منند [با آنان ازدواج كنيد] (71)


لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿72﴾

به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند (72)

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ﴿73﴾

پس به هنگام طلوع آفتاب فرياد [مرگبار] آنان را فرو گرفت (73)

فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ ﴿74﴾

و آن [شهر] را زير و زبر كرديم و بر آنان سنگهايى از سنگ گل بارانديم (74)

إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ ﴿75﴾

به يقين در اين [كيفر] براى هوشياران عبرتهاست (75)

وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقيمٍ ﴿76﴾

و [آثار] آن [شهر هنوز] بر سر راهى [داير] برجاست (76)

إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِينَ ﴿77﴾

بى‏گمان در اين براى مؤمنان عبرتى است (77)



تفسیر نور
قرآن بارها مطرح كرده كه كفار، تعجيل قهر و عذاب الهى را از انبيا

درخواست مى‏كردند و مى‏ گفتند: «فأتنا بما تعدنا ان كنت من الصادقين» <472>

و تمام هشدارها را شوخى گرفته و در مورد قهر خداوند چه در دنيا و

چه در آخرت ترديد داشتند، خداوند در اين آيات بيان مى‏كند كه قهر

مورد ترديد كفار قطعاً خواهد آمد.

«قِطع» جمع «قطعه» به قسمت عمده‏ ى شب كه گذشته باشد،

گفته مى ‏شود.

1- هشدارها وتهديدهاى الهى را شوخى نگيريد. «جئناك» 


2- كيفرهاى الهى بر اساس عدل و حق و استحقاق مجرمان است. «بالحق» 


3- از غفلت كفار براى نجات مؤمنين استفاده كنيد. <473>

«فاسر باهلك بِقطع من اليل»

4- به هنگام جنگ و هجرت، رهبر بايد هم‏پاى ضعيف‏ترين مردم

حركت كند تا مومنى جا نماند و دشمن و كافرى ملحق نشود. «واتبع ادبارهم»

5- حركت بايد قاطعانه و جدّى و رو به جلو باشد. «ولا يلتفت منكم احد» 


6- حركت انبيا، زير نظر وفرمان خداوند است. «تؤمرون» 


7- در حوادث مهم لطف خدا لحظه به لحظه امداد مى ‏كند

.(هجرت در چه زمانى: «بقطع من اليل» با چه افرادى: «باهلك»

با چه روشى: «لايلتفت منكم احد» وبه چه مقصدى: «حيث تؤمرون»

8- خداوند انبيا را قبل از هلاكت كفار آگاه مى‏كند. «و قضينا اليه» 

9- خداوند قادر است در لحظه‏اى نسل و گروهى را نابود سازد. «دابر»

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:27  توسط محمد ضیغم تبار  |