|
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوره 15: الحجر قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ گفتند [نه] بلكه براى تو چيزى آورده ايم كه در آن ترديد مى كردند
وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ و حق را براى تو آورده ايم و قطعا ما راستگويانيم فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ پس پاسى از شب [گذشته] خانواده ت را حركت ده و [خودت] به دنبال آنان برو و هيچ يك از شما نبايد به عقب بنگرد و هر جا به شما دستور داده مى شود برويد
وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ
مُّصْبِحِينَ و او را از اين امر آگاه كرديم كه ريشه آن گروه صبحگاهان بريده خواهد شد
وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ و مردم شهر شادى كنان روى آوردند قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ [لوط] گفت اينان مهمانان منند مرا رسوا مكنيد وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ و از خدا پروا كنيد و مرا خوار نسازيد قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ گفتند آيا تو را [از مهمان كردن] مردم بيگانه منع نكرديم قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ
گفت اگر مى خواهيد [كارى مشروع] انجام دهيد اينان دختران منند [با آنان
ازدواج كنيد] لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ پس به هنگام طلوع آفتاب فرياد [مرگبار] آنان را فرو گرفت فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً
مِّن سِجِّيلٍ و آن [شهر] را زير و زبر كرديم و بر آنان سنگهايى از سنگ گل بارانديم
إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ به يقين در اين [كيفر] براى هوشياران عبرتهاست وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقيمٍ و [آثار] آن [شهر هنوز] بر سر راهى [داير] برجاست إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِينَ بىگمان در اين براى مؤمنان عبرتى است
درخواست مىكردند و مى گفتند: «فأتنا بما تعدنا ان كنت من الصادقين» <472> و تمام هشدارها را شوخى گرفته و در مورد قهر خداوند چه در دنيا و چه در آخرت ترديد داشتند، خداوند در اين آيات بيان مىكند كه قهر مورد ترديد كفار قطعاً خواهد آمد. «قِطع» جمع «قطعه» به قسمت عمده ى شب كه گذشته باشد، گفته مى شود. 1- هشدارها وتهديدهاى الهى را شوخى نگيريد. «جئناك» 2- كيفرهاى الهى بر اساس عدل و حق و استحقاق مجرمان است. «بالحق» 3- از غفلت كفار براى نجات مؤمنين استفاده كنيد. <473> «فاسر باهلك بِقطع من اليل» 4- به هنگام جنگ و هجرت، رهبر بايد همپاى ضعيفترين مردم حركت كند تا مومنى جا نماند و دشمن و كافرى ملحق نشود. «واتبع ادبارهم» 5- حركت بايد قاطعانه و جدّى و رو به جلو باشد. «ولا يلتفت منكم احد» 6- حركت انبيا، زير نظر وفرمان خداوند است. «تؤمرون» 7- در حوادث مهم لطف خدا لحظه به لحظه امداد مى كند .(هجرت در چه زمانى: «بقطع من اليل» با چه افرادى: «باهلك» با چه روشى: «لايلتفت منكم احد» وبه چه مقصدى: «حيث تؤمرون» 8- خداوند انبيا را قبل از هلاكت كفار آگاه مىكند. «و قضينا اليه» 9- خداوند قادر است در لحظهاى نسل و گروهى را نابود سازد. «دابر»
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:27  توسط محمد ضیغم تبار
|
|