بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 15: الحجر


فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ﴿29﴾

پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم پيش

او به سجده درافتيد (29)


فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿30﴾


پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند (30)

تفسیر نور


مراد از دميده شدن روح خدا در انسان، جان داشتن و نفس

كشيدن نيست، زيرا كه حيوانات نيز نفس مى ‏كشند، بلكه مراد

اعطاى صفاتى چون خلاّقيت، اراده و علم، از سوى خداوند به

انسان است. و نسبت روح به خداوند براى شرافت روح است

نظير بيت‏ اللَّه و شهراللَّه.

سجده فرشتگان بر آدم، يك سجده تشريفاتى نبود، بلكه به معناى

خضوع آنان در برابر آدم و نسل او بود. يعنى فرشتگان نيز در خدمت

بشر و مسخّر اويند. <465>

1- آفرينش انسان، كامل و متعادل است.

«سوّيته»

2- سجده فرشتگان، بخاطر دميدن شدن روح خدا بود.

«نفخت فيه من روحى فقعوا»

تن‏آدمى شريف است به جان آدميت‏
نه همين لباس زيباست نشان آدميت 


3- انسان موجودى است دو بُعدى ودر هر دو بُعد كامل است.


در بُعد مادّى «سويته» در بُعد معنوى «نفخت فيه من روحى»


4- انسان مظهر تجلّى بعضى صفات خداوند است. «روحى» 


5- معنويت نياز به تن ومَركَب مادى دارد. «سويته و نفخت فيه...» 


6- كسانى كه حاضر نيستند در صفوف سجده‏كنان باشند روح ابليسى دارند

.«اَبى...»

7- گرچه سجود و ركوع يك ارزش است، ولى اگر همراه با ساير ركوع

و سجود كنندگان باشد ارزش كامل‏ترى دارد. <466> «مع الساجدين»


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:6  توسط محمد ضیغم تبار  |