وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ

 

يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا

 

أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ

 

لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ  

مکارم: و در میان آن دو [= بهشتیان و دوزخیان‌]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند.

وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ

 

زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا

 

لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا  

مکارم: به خاطر بیاورید روزی را که (خداوند) می‌گوید: «همتایانی را که برای من می‌پنداشتید، بخوانید (تا به کمک شما بشتابند!)» ولی هر چه آنها را می‌خوانند، جوابشان نمی‌دهند؛ و در میان این دو گروه، کانون هلاکتی قرارداده‌ایم!

كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ

 

فَنَادَوا وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ  

مکارم: چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد می‌زدند (و کمک می‌خواستند) ولی وقت نجات گذشته بود!

وَنَادَوْا يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ

 

إِنَّكُم مَّاكِثُونَ  

مکارم: آنها فریاد می‌کشند: «ای مالک دوزخ! (ای کاش) پروردگارت ما را بمیراند (تا آسوده شویم)!» می‌گوید: «شما در این جا ماندنی هستید!»

فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ  

مکارم: آنها یکی از یاران خود را صدا زدند، او به سراغ این کار آمد و (ناقه را) پی کرد!

فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ  

مکارم: صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند،

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 16:29  توسط محمد ضیغم تبار  |