|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سوره 13: الرعد وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي
اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ رعد به حمد او و فرشتگان [جملگى] از بيمش تسبيح مى گويند و صاعقه ها را فرو مى فرستند و با آنها هر كه را بخواهد مورد اصابت قرار مى دهد در حالى كه آنان در باره خدا مجادله مى كنند و او سخت كيفر است
تسبيحى براساس علم وشعور وانتخاب. جالب آنكه قرآن بگونه اى اين مطلب را طرح وبيان مى كند كه اذهان را به خود متوجه سازد و ردّى بر ناباورى ها باشد. از جمله: 1- آوردن الفاظى مثل «سبّح» و «يسبّح» كه صراحت در اين معنا دارد. 2- تكرار اين مطلب در سوره هاى متعّدد. 3- آوردن مسئله تسبيح موجودات در ابتداى سوره و بلافاصله بعد از بسم اللَّه. 4- آوردن كلماتى از قبيل: قنوت وخضوع همه هستى «كل له قانتون» <180> ، سجده ستارگان وگياهان «والنجم والشجر يسجدان» <181> ، اطاعت آسمان وزمين «قالتا اتينا طائعين» <182> ، آگاهى موجودات در نماز وتسبيح «كل قد علم صلوته و تسبيحه» <183> 5- خطاب انسان به اينكه شما تسبيح آنان را درك نمى كنيد. «لاتفقهون تسبيحهم» <184> «محال» از «حيله» به معناى هر نوع چاره انديشى پنهانى است و چون چاره انديشى ملازم علم و قدرت است، لذا مفسران «شديد المحال» را «شديد القوة و العذاب» معنى كرده اند. در برخى آيات قرآن، تسبيح و حمد الهى در كنار هم قرار گرفته ا ند؛ «يسبح الرعد بحمده»، «ان من شىءٍ الا يسبح بحمده» <185> چنانكه در ذكر ركوع و سجود نيز چنين مىگوييم؛ «سبحان ربى العظيم وبحمده» و «سبحان ربى الاعلى وبحمده» در روايات متعددى از اهل سنت آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به هنگام شنيدن صداى رعد سخن خود را قطع كرده و به دعا مشغول مى شدند و ديگران را نيز به اين كار ارشاد مى فرمودند. <186> 1- رعد نيز مثل فرشته، تسبيحى آگاهانه و از روى شعور دارد. زيرا كلمه رعد و فرشته در كنار هم آمده اند. «يسبّح الرعد بحمده والملائكة» 2- تسبيح فرشتگان بر اساس خداترسى و خشيت است. «من خيفته» 3- صاعقه و صاعقه گرفتگى يك امر تصادفى نيست، بلكه با خواست خدا و مطابق قوانين الهى است. «يرسل الصواعق فيصيب بها من يشاء» <187> 4- براى انسان لجوج، چيز خطرناكى مثل صاعقه هم بازدارنده نيست. «يجادلون» 5- در فكر حيله وخدعه وجدال با خدا نباشيد كه با او نمى توان درافتاد . «هو شديد المحال» 6- هرگونه تدبير و حيله اى بد نيست، چه بسا كه بايد در برابر افرادى، سختترين تدبيرها و برنامه ريزى ها را بكار برد. «شديد المحال»
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:55  توسط محمد ضیغم تبار
|
|