|
قصههای زیادی در مورد پیدایش این دریاچه در بین مردم استان به ویژه حاشیهنشیان زریوار وجود دارد که معروفترین آنان دفنشدن شهری در زیر این دریاچه است.
کاک حبیب از اهالی یکی از روستاهای اطراف زریوار اصل این قصه را اینگونه تعریف میکند که آنچه را میگویم حکایت نیست بلکه حقیقتی است که خداوند برای پاسخ به ندای مظلومی در این نقطه خاکی حکمی را جاری کرد تا برای انسانها عبرت شود. وی میگوید: روزی درویشی سوار بر الاغ به همراه همسرش از نزدیکی شهر عبور میکنند و توسط ماموران حاکم وقت دستگیر میشوند و آنها را به شهر میآورند. اهالی شهر و ماموران آنها را شکنجه و اذیت میکنند و زیر ضربات شلاق مجبور به انجام کارهای مشقتبار مینمایند تا جاییکه زن حاملهاش فرزندی را که در شکم دارد، سقط میکند. درویش که دیگر تاب تحمل این همه شکنجه را ندارد نزد "فیله قوس" حاکم شهر رفته و دادسخن میدهد؛ اما حاکم او را مورد استهزاء قرار میدهد و درویش آزردهخاطر میشود. درویش دلشکسته بالای بلندای کوهی در ضلع شرقی شهر میرود و در آنجا با خدای خویش شروع به راز و نیاز میکند و از دست آن ستمگر به بارگاه خداوند پناه میبرد و آنان را نفرین میکند و میگوید: سرم را از سجده بر نمیدارم تا شهر را با آب یکسان نکنی و این قوم ظالم را نابود کنی و چنین میشود و اکنون قبر درویش هم در پای کوه نظارهگر دریاچه فعلی زریوار است. دریاچه زریوار بیش از دو میلیون سال است که حیات و آبادانی را به مریوان بخشیده است
+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۳۹۵ساعت 13:22  توسط محمد ضیغم تبار
|
|