|
بسم الله مقدمه : بعضی از برادران اهل تسنن که به کلمه « ولی » حساسیت خاصی دارند و بسیار مایل و بلکه مشتاق هستند تا از چندین معنای « ولی » تنها « دوستی » ! و مشتقات انرا مد نظر قرار دهند و بر این معنا پافشاری می کنند که البته برای شیعه دلیل اینکار کاملا واضح و روشن است . با نظری به ترجمه های انگلیسی ( که مترجمین یا اصلا مسلمان نبوده اند و یا کسانی بوده اند که در ترجمه هرگز دعوای شیعه و سنی را مد نظر نداشته اند و از اهل سنت بوده اند ) و تطبیق معادل فارسی کلماتی که معادل انگلیسی « ولی » و مشتقات ان هستند می توان براحتی در مورد معنای واقعی « ولی » قضاوت کرد .
اینک جدولی از کلمات « ولی » و مشتقات ان در قران و تعداد تکرار انها :
وَلىُّ
حال ترجمه فارسی هر کدام از اصطلاحاتی که معادل « ولی » ترجمه شده اند :
نگهدار - پشتیبان - حامی - سرپرست - قیم - نیکدار
نگهبان - ولی ( اولیاء ) - قیم - سرپرست - مستحفظ
حافظ - حامی - ولینعمت - مشتری
صاحب - خداوند - ارباب - فرمانروا - شاهزاده - مالک - لرد
۲ - آلعمران : 68
. در ترجمه ایه قبلی به معنای اصطلاحات بجز یک مورد اشاره شد ؛
یار - همدست - کمک - یاری دهنده - مددکار ۳ - الجاثیة : 19
چنانچه مشاهده شد تنها یک مورد ( پیکتال؛ حتی در مورد قبلی چنین ترجمه نکرده بود )که استثنائا انرا friend ( دوست - یار - رفیق ) معنی کرده است . از انجایی که در تمامی ایات دیگر کمابیش بهمین ترتیب ترجمه کرده اند از ذکر ترجمه های انگلیسی صرفنظر می کنیم و فقط در ذیل ایه ۵۵ مائده ترجمه ها را از نظر خواهیم گذراند . وَلىٍّ
.
توضیح : باز هم همه مترجمین کلمه « ولی » را مطابق ایات قبلی ترجمه کرده اند .
به خدا سوگند مىخورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفتهاند؛ در حالى که قطعاً سخنان کفرآمیز گفتهاند؛ و پس از اسلامآوردنشان، کافر شدهاند؛ و تصمیم (به کار خطرناکى) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام مىگیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بىنیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، براى آنها بهتر است؛ و اگر روى گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکى کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولىّ و یاور (حامى) دارند، و نه یاورى!
اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض وَ مَا بَیْنَهُمَا فى سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ استَوَى عَلى الْعَرْشِ مَا لَکُم مِّن دُونِهِ مِن وَلىٍّ وَ لا شفِیعٍ أَ فَلا تَتَذَکَّرُونَ(4)
خداوند کسى است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز [= شش دوران] آفرید، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعتکنندهاى براى شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمىشوید؟!
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لجََعَلَهُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَ لَکِن یُدْخِلُ مَن یَشاءُ فى رَحْمَتِهِ وَ الظلِمُونَ مَا لهَُم مِّنوَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(8)
وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فى الأَرْضِ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِیرٍ(31)
وَلىٌ
۱۵ - الأنعام : 51
و به وسیله آن (قرآن)، کسانى را که از روز حشر و رستاخیز مىترسند، بیم ده! (روزى که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعتکنندهاى جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگارى پیشه کنند!
وَ ذَرِ الَّذِینَ اتخَذُوا دِینهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیَوةُ الدُّنْیَا وَ ذَکرْ بِهِ أَن تُبْسلَ نَفْس بِمَا کَسبَت لَیْس لهََا مِن دُونِ اللَّهِ وَلىٌّ وَ لا شفِیعٌ وَ إِن تَعْدِلْ کلَّ عَدْلٍ لا یُؤْخَذْ مِنهَا أُولَئک الَّذِینَ أُبْسِلُوا بِمَا کَسبُوا لَهُمْ شرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَ عَذَابٌ أَلِیمُ بِمَا کانُوا یَکْفُرُونَ(70)
و رها کن کسانى را که آیین (فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآورى نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قیامت) جز خدا، نه یاورى دارند، و نه شفاعتکنندهاى!و (چنین کسى) هر گونه عوضى بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانى هستند که گرفتار اعمالى شدهاند که خود انجام دادهاند؛ نوشابهاى از آب سوزان براى آنهاست؛ و عذاب دردناکى بخاطر اینکه کفر مىورزیدند (و آیات الهى را انکار) مىکردند.
وَ قُلِ الحَْمْدُ للَّهِ الَّذِى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُن لَّهُ شرِیکٌ فى الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُن لَّهُ وَلىٌّ مِّنَ الذُّلِّ وَ کَبرْهُ تَکْبِیرَا(111)
و بگو: «ستایش براى خداوندى است که نه فرزندى براى خود انتخاب کرده، و نه شریکى در حکومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامى و) سرپرستىبراى اوست!» و او را بسیار بزرگ بشمار!
وَ لا تَستَوِى الحَْسنَةُ وَ لا السیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ أَحْسنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَک وَ بَیْنَهُ عَدَوَةٌ کَأَنَّهُ وَلىٌّ حَمِیمٌ(34)
وَلِیًّا ۱۹- النساء : 45
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائکُمْ وَ کَفَى بِاللَّهِ وَلِیًّا وَ کَفَى بِاللَّهِ نَصِیراً(45)
خدا به دشمنان شما آگاهتر است؛ (ولى آنها زیانى به شما نمىرسانند.) و کافى است که خدا ولىِّ شما باشد؛ و کافى است که خدا یاور شما باشد.
وَ مَا لَکمْ لا تُقَتِلُونَ فى سبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُستَضعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدَنِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنک وَلِیًّا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنک نَصِیراً(75)
چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران)تضعیف شدهاند، پیکار نمىکنید؟! همان افراد (ستمدیدهاى) که مىگویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستىقرار ده! و از جانب خود، یار و یاورى براى ما تعیین فرما!
آنان آرزو مىکنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوى یکدیگر باشید. بنابر این، از آنها دوستانى انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یارو یاورى اختیار نکنید!.
وَ لأُضِلَّنَّهُمْ وَ لأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکنَّ ءَاذَانَ الأَنْعَمِ وَ لاَمُرَنهُمْ فَلَیُغَیرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَن یَتَّخِذِ الشیْطنَ وَلِیًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسرَاناً مُّبِیناً(119)
و آنها را گمراه مىکنم! و به آرزوها سرگرم مىسازم! و به آنان دستور مىدهم که (اعمال خرافى انجام دهند، و) گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینشِ پاک خدایى را تغییر دهند! (و فطرت توحید را به شرک بیالایند!)» و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولّىِخود برگزیند، زیانِ آشکارى کرده است.
لَّیْس بِأَمَانِیِّکُمْ وَ لا أَمَانىِّ أَهْلِ الْکتَبِ مَن یَعْمَلْ سوءاً یجْزَ بِهِ وَ لا یجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(123)
(فضیلت و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل کتاب نیست؛ هر کس عمل بدى انجام دهد، کیفر داده مىشود؛ و کسى را جز خدا، ولّىو یاور خود نخواهد یافت.
فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُم مِّن فَضلِهِ وَ أَمَّا الَّذِینَ استَنکَفُوا وَ استَکْبرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِیماً وَ لا یجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(173)
امّا آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور کامل خواهد داد؛ و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را که ابا کردند و تکبّر ورزیدند، مجازات دردناکى خواهد کرد؛ و براى خود، غیر از خدا، یار و یاورى نخواهند یافت.
بگو: «آیا غیر خدا را ولىّخود انتخاب کنم؟! (خدایى) که آفریننده آسمانها و زمین است؛ اوست که روزى مىدهد، و از کسى روزى نمىگیرد.» بگو: «من مأمورم که نخستین مسلمان باشم؛ و (خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش!»
*وَ تَرَى الشمْس إِذَا طلَعَت تَّزَوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَات الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضهُمْ ذَات الشمَالِ وَ هُمْ فى فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِک مِنْ ءَایَتِ اللَّهِ مَن یهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضلِلْ فَلَن تجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرْشِداً(17)
و (اگر در آنجا بودى) خورشید را مىدیدى که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمایل مىگردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در محل وسیعى از آن (غار) قرار داشتند؛ این از آیات خداست! هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعى اوست؛ و هر کس را گمراه نماید، هرگز ولىّو راهنمایى براى او نخواهى یافت!
وَ إِنى خِفْت الْمَوَلىَ مِن وَرَاءِى وَ کانَتِ امْرَأَتى عَاقِراً فَهَب لى مِن لَّدُنک وَلِیًّا(5)
و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسدارى از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود ولى (جانشینى) به من ببخش...
یَأَبَتِ إِنى أَخَاف أَن یَمَسک عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ فَتَکُونَ لِلشیْطنِ وَلِیًّا(45)
قُلْ مَن ذَا الَّذِى یَعْصِمُکم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِکُمْ سوءاً أَوْ أَرَادَ بِکمْ رَحْمَةً وَ لا یجِدُونَ لهَُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(17)
بگو: «چه کسى مىتواند در برابر خدا از شما حمایت کند اگر او بخواهد براى شما بد بیاورد یا بخواهد شما را رحمت کند؟ و غیر از خدا براى خود یارو یاورى نخواهند یافت. »
خَلِدِینَ فِیهَا أَبَداً لا یجِدُونَ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(65)
جاودانه در آن مىمانند، نه یارى ( پشتیبان )مىیابند و نه یاورى.
وَ لَوْ قَتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبَرَ ثُمَّ لا یجِدُونَ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً(22)
وَلىِّ
۳۲-یوسف : 101
وَلِیُّنَا
۳۳ - الأعراف : 155
وَ اخْتَارَ مُوسى قَوْمَهُ سبْعِینَ رَجُلاً لِّمِیقَتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَب لَوْ شِئْت أَهْلَکْتَهُم مِّن قَبْلُ وَ إِیَّىَ أَ تهْلِکُنَا بمَا فَعَلَ السفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِىَ إِلا فِتْنَتُک تُضِلُّ بهَا مَن تَشاءُ وَ تهْدِى مَن تَشاءُ أَنت وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ أَنت خَیرُ الْغَفِرِینَ(155)
موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامى که زمینلرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مىخواستى، مى توانستى آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنى! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام دادهاند، (مجازات و) هلاک مىکنى؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسیله آن گمراه مىسازى؛ و هر کس را بخواهى (و شایسته ببینى)، هدایت مىکنى! تو ولىّ مایى، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانى!
قَالُوا سبْحَنَک أَنت وَلِیُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ کانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَکثرُهُم بهِم مُّؤْمِنُونَ(41)
آنها مىگویند: «منزّهى (از اینکه همتایى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مائى، نه آنها؛ (آنها ما را پرستش نمىکردند) بلکه جنّ را پرستش مىنمودند؛ و اکثرشان به آنها ایمان داشتند!»
ْ وَلِیُّهُ ۳۵ - بقره : ۲۸۲
اى کسانى که ایمان آوردهاید! هنگامى که بدهى مدّتدارى (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسندهاى از روى عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسى که قدرت بر نویسندگى دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خوددارى کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزى را فروگذار ننماید! و اگر کسى که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایى بر املاکردن ندارد، باید ولىّ او (به جاى او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند. و شهود نباید به هنگامى که آنها را (براى شهادت) دعوت مىکنند، خوددارى نمایند! و از نوشتن (بدهىِ خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ،ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و براى شهادت مستقیم تر، و براى جلوگیرى از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر مىباشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدى باشد که بین خود، دست به دست مىکنید. در این صورت، گناهى بر شما نیست که آن را ننویسید. ولى هنگامى که خرید و فروش (نقدى) مىکنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویى،) زیانى برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شدهاید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم مىدهد؛ خداوند به همه چیز داناست.
وَلِیُّهُمُ
به سوى امتهاى پیش از تو پیامبرانى فرستادیم؛ امّا شیطان اعمالشان را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولىّ و سرپرستشان است؛ و مجازات دردناکى براى آنهاست! وَلِیُّهُمْ
۳۷ - الأنعام : 127
*لهَُمْ دَارُ السلَمِ عِندَ رَبهِمْ وَ هُوَ وَلِیُّهُم بِمَا کانُوا یَعْمَلُونَ(127)
براى آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولىّ ( و یاور ) آنهاست بخاطر اعمال (نیکى) که انجام مىدادند.
۳۸- آلعمران : 122
إِذْ هَمَّت طائفَتَانِ مِنکمْ أَن تَفْشلا وَ اللَّهُ وَلِیهُمَا وَ عَلى اللَّهِ فَلْیَتَوَکلِ الْمُؤْمِنُونَ(122)
َّ وَلِیِّىَ
۳۹ - الأعراف : 196
إِنَّ وَلِیِّىَ اللَّهُ الَّذِى نَزَّلَ الْکِتَب وَ هُوَ یَتَوَلى الصلِحِینَ(196) و اما اینک : وَلِیُّکُمُ
معادل فارسی لغات :
راستین - حقیقی - واقعی - اصل
پیوستن - متحد کردن - همپیمان - دوست - معین allies هم پیمانان - متفقین توضیح ۱) به ترجمه های قبلی و نیز ترجمه این ایه ی یوسفعلی و نیز رشاد خلیفه توجه فرمایید . در تمامی ایات قبلی ترجمه « ولی » یکسان است و به این ایه که رسیده اند از معادل دیگری بجای « ولی » استفاده کرده اند . چرا ؟ توضیح ۲ ) دکتر ( پرفسور ) رشاد خلیفه کسی است که اعجاز عددی قران ( با کمک رایانه ) را مطرح کرد ( هرچند بعدها معلوم گردید که بیشتر ارقام و اعداد ارائه شده توسط وی اشتباه و گاهی هم تحریف شده بود ) و در نهایت هم ادعای پیامبری کار دستش داد . ****************** با دقت دراین ایات معانی مختلفی از « ولی » استنباط می شود : ۱ - ولی ( سرپرست و سرور ) [۱-۲-۳-۹-۲۵ -۳۲-۳۳-۳۴-۳۵-۳۶-۳۹-۴۰ ] ۲- ولی و مرشد ( ولی و راهنما )[۱۴ - ۲۶] ۳ - ولی و شفیع ( یاور و شفاعت کننده )[۱۱-۱۵-۱۶] ۴ - ولی و نصیر ( یار و پشتیبان و حامی )[۴-۵-۶-۷-۱۰-۱۲-۱۳-۱۹-۲۰-۲۱-۲۲-۲۳-۲۴-۲۹-۳۰-۳۱ - ۳۷ - ۳۸] ۵ - ولی ( دوستی و دوست و یار و دوستدار - ولی در برابر عدو )[۱۸ - ۲۱- ۲۸ ] ۶ - ولی ( جانشین ؛ اولاد خواستن حضرت زکریا ! ) [۲۷] اگر این شش مورد را کنار هم بگذاریم ایا نمی توان استنباط کرد که : « وَلِیّ »؛ سرور و سرپرست و راهنما ( امام ) و شفاعت کننده و یار و یاور و پشتیبان و حامی و دوست و دوستدار مومنان است .
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر ۱۳۹۴ساعت 14:13  توسط محمد ضیغم تبار
|
|