بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 72: الجن


وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا ﴿13﴾


و ما چون هدايت را شنيديم بدان گرويديم پس كسى كه به پروردگار خود


ايمان آورد از كمى [پاداش] و سختى بيم ندارد (13)

وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا ﴿14﴾


و از ميان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند پس كسانى


كه به فرمانند آنان در جستجوى راه درستند (14)


وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا ﴿15﴾

ولى منحرفان هيزم جهنم خواهند بود (15

تفسیر نور

«بخس» به معناى نقصان ظالمانه است و «رَهَق» در معناى


سفاهت، طغيان، گناه، كذب و ظلم به كار مى‏رود.<471>

«قِسط» به معناى بهره و نصيب است و «قاسط» به كسى

گويند كه سهم ديگرى را مى‏گيرد و «مقسط» به كسى گويند

كه سهم ديگران را بدهد. به اصطلاح، اگر از باب افعال باشد

به معناى اجراى عدالت و اگر ثلاثى مجرد باشد به معناى ظلم

به ديگران است.

كلمه «تحرّوا» به معناى قصد كردن است.

چون «قاسطون» در مقابل «مسلمون» به كار رفته است، پس اهل

تسليم بايد عدالت پيشه باشند.

از آن جا كه آيات اين سوره تا اين جا از بيان جنّيانى بود كه قرآن را

شنيدند و سپس براى ديگر جنّيان افكار و عقايد و نظرات خود را بيان

كردند، لذا توجه به شيوه سخن و محتواى مطالب آنان، مى‏تواند

در بحث تبليغ دين براى مبلغان مفيد باشد. اكنون برخى از آن‏ها ر

به اجمال مرور مى‏كنيم:


با توجه گوش دادن. <<استمع>>


حضور گروهى. <<نفر من الجنّ>>


در برابر حقّ شاد شدن و احساسات نشان دادن. <<سمعنا قرآناً عجبا>>


تبليغات. <<فقالوا... يهدى الى الرشد>>


ابراز عقيده و گرايش. <<فامنّا به >>


اظهار برائت از انحرافات. <<ولن نشرك بربّنا احداً>>


ردّ عقايد باطله. <<ما اتّخذ صاحبة و لا ولدا>>


تحقير نااهلان. <<يقول سفيهنا على اللّه شططا>>


تأسف از انحراف ديگران. <<ظنّنا ان لن تقول الانس والجن على اللّه كذبا>>


نفى خرافات و گرايش‏هاى باطل. <<رجال من الانس يعوذون برجال من الجنّ>>


بيان عظمت حق. <<فمن يستمع الان يجد له شهاباً رصداً>>


بيان قدرت حق. <<لن نعجز اللّه>>


بيان ضعف انسان. <<لن نعجزه هربا>>


اميد دادن به اهل ايمان. <<فمن يؤمن بربّه فلا يخاف بخسا و لا رهقا>>


مقايسه ميان مسلمانان و ستمگران. <<منّا المسلمون و منّا القاسطون>>


با عمل خود ديگران را فرا خوانيم. <<سمعنا الهدى آمنّا به فمن يؤمن بربّه ...>>


خوب ها و خوبى ها را برجسته كنيم. <<منّا الصالحون و منّا دون ذلك>>


با مسائل محورى و اصولى آغاز كنيم.

<<يؤمن بربّه، سمعنا قرآناً، لن نعجزه، لجهنّم حطبا>>


1- قرآن يكسره هدايت است. <<سمعنا قرآناً...سمعنا الهدى>>


2- سرعت در كار خير ارزش آن را افزون مى‏كند. <<لمّا سمعنا...آمنّا به>>


3- ايمان به قرآن، ايمان به پروردگار عالم است. <<سمعنا... آمنا به...يؤمن بربّه>>


4- ايمان، تضمين كننده پاداش بى كم و كاست است. <<فلا يخاف بخساً و لا رهقاً>>


5 - مسلمان عدالت‏خواه است. <<منّا المسلمون و منّا القاسطون>>


6- جنّ، با اينكه وجود لطيفى است ولى عذابش جسمانى است. <<لجهنّم حطبا>>


7- هم انسان مجرم آتش گيرانه دوزخ است: <<وقودها النّاس والحجارة>>


<472> وهم جنّ منحرف هيزم دوزخ است. <<فكانوا الجهنم حطباً>>



+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:20  توسط محمد ضیغم تبار  |