بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 72: الجن


وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا ﴿3﴾


و اينكه او پروردگار والاى ما همسر و فرزندى اختيار نكرده است (3)


وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا ﴿4﴾


و [شگفت] آنكه كم خرد ما در باره خدا سخنانى ياوه مى‏سرايد (4)

وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ﴿5﴾


و ما پنداشته بوديم كه انس و جن هرگز به خدا دروغ نمى‏بندند (5)


تفسیر نور
كلمه «جَدّ» به معناى عظمت است و اگر در مورد پدربزرگ به كار مى‏رود

ناشى از بزرگى و عظمتى است كه در خانواده براى او قائل مى‏شوند.

«شطط» به معناى سخن ظالمانه و دور از حق است. و مراد

از «سفيهنا» يا گروه بى‏خردان و يا شخص ابليس است كه از جن بود

و به خداوند اعتراض كرد و از حق دور شد.

1- اولين گام در رشد، خداشناسى است. <<يهدى الى الرشد - انّه تعالى جدّ ربّنا...>>


2- جن نيز مى‏داند كه خداوند همسر و فرزند ندارد. <<ما اتّخذ صاحبة و لا ولداً>>


3- همسر و فرزند داشتن دور از شأن يكتايى و بى نيازى خداست.

<<تعالى جدّ ربّنا ما اتّخذ صاحبة و لا ولداً>>

4- سخن ناحق گفتن نشانه سفاهت است.<

<يقول سفيهنا على اللّه شططا>>

5 - جنّ از افكار و عقايد انسان‏ها آگاه است.


<<و انّا ظنّنا ان لن تقول الانس و الجن على اللّه كذباً>>






+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:11  توسط محمد ضیغم تبار  |