بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوره 72: الجن

قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا ﴿1﴾


بگو به من وحى شده است كه تنى چند از جنيان گوش فرا داشتند و

گفتند راستى ما قرآنى شگفت‏آور شنيديم (1)


يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا ﴿2﴾


[كه] به راه راست هدايت مى‏كند پس به آن ايمان آورديم و هرگز كسى را شريك

پروردگارمان قرار نخواهيم داد (2)

تفسیر نور
كلمه «نَفر» به گروه سه تا هفت يا ده نفره گفته مى‏شود.

در جهان بينى الهى، هستى تنها ديدنى‏ها هم نيست وديدنى ‏ها

مخصوص آنچه ما امروز مشاهده مى‏كنيم نيست.

نبايد انسانى كه هر چند صباحى كهكشانى را كشف مى‏كند كه

ميلياردها ستاره در آن است و معيار فاصله آن‏ها سال نورى است،

توقّع داشته باشد كه با هستى به طور كامل آشنا باشد. بنابراين

ما خود را در اختيار وحى قرار مى‏دهيم و به آنچه قرآن فرموده است

اعتقاد داريم.

رآن درباره جنّ آيات زيادى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
آفرينش جنّ قبل از انسان بوده است. <<والجانّ خلقناه من قبل>><451>

جنّ، جايگاهى همچون جايگاه انسان دارد، زيرا هدف از آفرينش او، نظير هدف

از آفرينش انسان است.<<و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون>>

<452> من جنّ و انس را نيافريدم مگر براى آنكه عبادت كنند.

مورد امر و نهى و خطاب و عتاب است. <<يا معشر الجنّ و الانس>><453>

قدرت انتخاب دارد و لذا گروهى از آنان مؤمن و گروهى كافرند.


از آتش آفريده شده و شيطان از آن جنس است. <<كان من الجنّ>><454>


گرچه ما او را نمى‏بينيم ولى او ما را مى‏بيند.

<<انّه يراكم هو و قبيله من حيث لاترونهم>><455>

مى‏تواند براى اولياى خدا خادم باشد. قرآن مى‏فرمايد: آنان براى

حضرت سليمان كار مى‏كردند. <<يعملون له>><456>

تمام امور تعجب آور و ابتكارى، پس از چند روز عادى مى‏شود ولى

قرآن كتاب عجيبى است كه ابدى است و هرگز عادى نمى‏شود.

حضرت على ‏عليه السلام در نهج‏ البلاغه مى‏فرمايد: «لاتفنى عجائبه»<457>

تمام امور تعجب آور از يك زاويه تعجب‏آور است، ولى قرآن از جهات

بى شمارى اين‏گونه است كه رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«لا تحصى عجائبه»<458> قرآن از زاويه لفظ، محتوى، جامعيّت و

هماهنگى با فطرت و نياز بى نظير است.

در حديث مى‏خوانيم: هر كس با قرآن همنشين شود از جهتى هدايت و كمال رشد مى‏كند و از جهتى جهالت و ضلالت او برطرف مى‏شود. «ما جالس احد هذا القرآن الاّ قام عنه بزيادة او نقصان؛ زيادة فى هُدى او نقصان من عمى»<459>
در برابر قرآن چند نوع برخورد داريم:
شنيدن و ايمان‏آوردن: <<سمعنا قرآناً عجباً... فآمنّا>>

شنيدن و زياد شدن ايمان: <<اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايماناً>><460>


شنيدن و طفره رفتن: <<اذا انزلت سورة... استأذنك اولوا الطول منهم>>

<461>، <<فاذا انزلت سورة محكمة وذكر فيها القتال رأيت الّذين

پذيرش گزينشى: <<افتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض>><463>


شنيدن و تهمت زدن: <<ان هذا الّا اساطير الاولين>><464>،

<<بل قالوا اضغاث احلام>><465>

شنيدن و تحقير كردن: <<لو نشاء لقلنا مثل هذا>><466>
تبليغات عليه شنيدن آن: <<لاتسمعوا لهذا القرآن و الغوا فيه>><467>

جنّ امتيازات قرآن را فهميد وگفت: <<قرآناً عجباً>> ولى عربهاى

لجوج گفتند: قرآن عجيب نيست و ما هم اگر بخواهيم، مى‏توانيم

مثل آن را بياوريم. <<لونشاء لقلنا مثل هذا>><468>

راه رشد همان راه حق است. <<يهدى الى الرشد>>،

<<يهدى الى الحق>><469> و جالب آنكه اين دو تعبير از جنّ است.

1- پيامبر شخصاً جن را نديد بلكه از طريق وحى به استماع آنان آگاه شد.

<<اوحى الىّ انّه استمع>>

2- گرچه جن از خاك نيست ولى سخنان انسان را مى‏شنود.

<<استمع نفر من الجن>>

3- گوش دادن به تلاوت قرآن، در وجود انسان تاثيرگذار است.

<<استمع... فقالوا... قرآناً عجبا>>

4- قرآن از نظر الفاظ و محتوى با تمام كتب تفاوت دارد. <<قرآناً عجبا>>


5 - به سخنى گوش دهيم كه ما را به رشد رساند.

<<سمعنا قرآناً... يهدى الى الرشد>>

6- قدرت شنيدن <<سمعنا>>، گفتن <<فقالوا>> و

تجزيه و تحليل <<يهدى الى الرشد>> در جنّ وجود دارد.

7- هدايت قرآن دائمى است. <<يهدى الى الرشد>>

8 - رشد واقعى انسان، رشد معنوى است. <<يهدى الى الرّشد>>


9- وسيله رشد داشتن كافى نيست، رشد كردن مهم است.

<<قرآناً عجباً يهدى الى الرّشد فآمنّابه>>

10- نشانه رشد، ايمان و اخلاص است.

<<يهدى الى الرشد فآمنّا به ولن نشرك>>

11- اگر آمادگى باشد، با شنيدن چند آيه قرآن، انسان هم حقيقت

را مى‏ فهمد، هم ديگران رادعوت مى‏كند و هم موضع‏گيرى قاطع دربرابر

انحرافات مى‏كند.

<<سمعنا... يهدى الى الرشد فآمنّا به ولم نشرك بربّنا احداً>>

12- ايمانى كامل است كه هرگز با شرك همراه نشود.

<<آمنّا به ولم نشرك بربّنا احدا>>


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:55  توسط محمد ضیغم تبار  |