بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


سوره 51: الذاريات


وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿56﴾

و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند (56)

تفسیر نور
در حديثى از امام حسين عليه السلام مى‏خوانيم: خداوند مردم را نيافريد

مگر براى معرفت و شناختن و چون او را شناختند، او را عبادت مى‏كنند

و هر كه او را عبادت كند، از بندگى غير او بى‏نياز مى‏شود.<418>

جنّ، قبل از انسان آفريده شده و داراى تكليف است. در اين آيه نيز

نامش قبل از انسان آمده است. «و ما خلقت الجنّ و الانس»

در قرآن، تمام آفرينش بر اساس حق است وهيچ آفريده‏اى باطل

نيست، «و ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الاّ بالحق»<419>

وهمه‏ ى آفريده‏ها در مسير بهره‏مندى انسان است. «خلق لكم»<420>

، «سخّر لكم»<421>، «متاعاً لكم»<422>

و انسان نيز براى هدفى متعالى آفريده شده كه راه رسيدن به آن، عبادت خدا

است. «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» البتّه عبادت معناى عام دارد و

به هر كار نيكى كه با هدف الهى انجام شود، عبادت گفته مى‏شود.

سؤال: در قرآن اهداف ديگرى، همچون آزمايش و امتحان، براى آفرينش انسان

مطرح شده، آيا آن اهداف با هدفى كه در اين آيه (56) آمده، هماهنگ است؟

پاسخ: قرآن در آيه دوم سوره مُلك مى‏فرمايد: «خلق الموت والحياة ليبلوكم ايكم احسن عملا»

مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك عمل بهترى داريد.

و در آيه دوازدهم سوره طلاق مى‏فرمايد: «لتعلموا انّ اللّه على كلّ شى‏ء قدير»

هدف از آفرينش، علم انسبه قدرت الهى است.

در جمع‏بندى اين آيات به نتيجه مى‏رسيم كه هدف اصلى، بندگى خداوند است،

لكن عبادت نيازمند معرفت است كه در جمله «لتعلموا» بيان شده است. و

در عبادت كه همان پذيرفتن راه الهى و رها كردن راه‏هاى غير الهى است،

انسان آزمايش مى‏شود كه در جمله «ليبكوكم» آمده است.

سؤال: اگر هدف آفرينش بشر عبادت است، پس چرا اين هدف بطور

كامل تحقق نيافته است؟

پاسخ: بارها خداوند در قرآن فرموده كه اگر مى‏خواستيم، همه را به اجبار

هدايت كرده و به بندگى خود در مى‏آورديم، امّا خداوند بشر را آزاد آفريد،

تا آگاهانه و آزادانه، عبادت كند.

سؤال: آيا خداوند به عبادت ما نيازمند است؟
پاسخ: قرآن بارها مى‏فرمايد: خداوند از هر جهت غنى است، نه تنها از انسان،

بلكه از همه هستى بى نياز است. اگر به ما دستور دادند كه منزل خود را رو

به آفتاب بسازيم، نبايد كسى گمان كند كه خورشيد به خانه ما نياز دارد،

اين ما هستيم كه به نور و انرژى آن محتاجيدر اين آيات نيز بى نيازى خداوند

بيان شده است: «ما اريد منهم من رزق»

سؤال: اگر خداوند رزّاق است، پس چرا به همه رزق يكسان نمى‏دهد؟
پاسخ: رزّاق بودن يكى از صفات خداوند است، يكى ديگر از صفات او حكيم

بودن است. يكسان بودن رزق، امرى حكيمانه نيست، بلكه بايد تابع تلاش

و كوشش انسان‏ها باشد. قرآن مى‏فرمايد:

«فامشوا فى مناكبها»<423> از دامنه زمين بالا رويد و رزق به دست آوريد.
«وابتغوا من فضل اللّه»<424> به سراغ كسب و كار و فضل الهى برويد

و داد و ستد كنيد. چنانكه نبايد توقّع داشته باشيم معلّم به همه شاگردان

نمره يكسان بدهد، زيرا علاوه بر معلّم بودن و اختيار نمره دادن، حكيم نيز

هست و بايد ميان شاگردان كوشا و بازيگوش، فرقبگذارد.

سؤال: اگر خداوند رزّاق است، قحطى‏ها براى چيست؟
پاسخ: گاهى كمبودها جنبه كيفرى دارد، چنانكه قرآن در مورد كيفر بنى‏اسرائيل

مى‏فرمايد: «فبظلم من الّذين هادوا حرّمنا»<425> به خاطر ظلمى كه يهود كردند،

بخشى از خوردنى‏ها را بر آنان حرام كرديم.

گاهى جنبه آزمايشى دارد: «و لنبلونّكم بشى‏ء من الخوف و الجوع»<426>

ما از طريق گرسنگى و ترس و... شما را آزمايش مى‏كنيم.

گاهى جنبه تربيتى دارد: «فاخذناهم بالبأساء... لعلهم يتضرّعون»<427>

ما براى تضرّع و برگشت آنان به سوى خداوند، آنها را از طريق ناگوارى ‏ها

گوشمالى مى‏دهيم.و گاهى نتيجه قهرى برخورد نادرست انسان با طبيعت است

، همچون تخريب جنگل‏ها، آلوده ساختن آب رودخانه‏ها و به هم زدن تعادل محيط زيست

كه در طول زمان، مشكلات بسيارى از جمله قحطى را بدنبال مى‏آورد.

اگر ايمان داشته باشيم كه رزق از خداست، ريشه‏ى بسيارى از حرص‏ها،

بخل‏ها، حيله‏ها، حسدها، كلاهبردارى‏ها و كم فروشى‏ها، در انسان مى‏خشكد.

«انّ اللّه هو الرّزاق...»

1- جن و انس در تكليف مشتركند. «الجنّ و الانس... ليعبدون»
2- عبادت كردن بشر و الهى شدن مردم مهم است، نه عبادت شدن خداوند.

«ليعبدون» (نفرمود: «لأعبد» تا من عبادت شوم.)

3- لازمه‏ى عبادت، معرفت معبود است، پس آفرينش جن و انس براى شناخت

حقّ و حركت در راه خداوند است. «ليعبدون»

4- انسان در معرض غفلت و نسيان است و بايد پيوسته هدفش را به او تذكّر داد.

«و ذكّر... ما خلقت الجنّ و الانس...»

5 - خداوند بى نياز است و عبادتى كه از جن و انس مى‏خواهد، به خاطر

احتياج او نيست بلكه به خاطر رشد آنهاست. «و ما اريد منهم من رزق...»

6- كسى كه خودش رزّاق است، چه نيازى به رزق بندگان دارد.

«ما اريد منهم من رزق... ان اللّه هو الرّزاق»

7- تمام امكانات و تخصّص‏ها و ابزارها، وسيله و بستر رسيدن به رزق است

ولى روزى رسان تنها خداست. «انّ اللّه هو الرّزاق»

8 - خداوند در توان روزى‏رسانى كمبودى ندارد. «هو الرّزاق ذوالقوّة»
9- با گذشت زمان، قدرت روزى رسانى خداوند كمرنگ نمى‏شود.

«المتين» («متين» به معناى ثابت و استوار است)



+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:5  توسط محمد ضیغم تبار  |